هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
54112
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 5/18/2008 11:55:28 AM
کاربر مهمان
  به نام خدای فاطمه

معبود بی همتایم سلام!
فاطمه...دختر برترین مخلوق عالم...سرور زنان دو جهان...بین در و دیوار...دستهای علی بسته...مدینه!

خدایا...گفتم مدینه...این روزها دلم هوایی بین الحرمین شده...یک سو حرم رسول رحمت...یک سو بقیع غریب...یعنی میشه دوباره گامهایم لایق پا گذاشتن و چشمهایم لایق نگریستن آن قطعه بهشتی زمین گردد؟

آه مهربانم...محزونم امروز و محزونم امشب...کاش خانه دلم امشب جایی برای بانویم زهرای مرضیه(س) داشته باشد...کاش قلبم برای مولایم علی و تنهایی اش بتپد...

ای صاحب بزرگی و بزرگواری ببخشای بر من گناهان ریز و درشتم را به حق آبروی زهرا(س)...

** یا ذاالجلال و الاکرام **

________________________________________________

آقا سید مرتضی سلام.
دعایمان کنید...به حق مهربانی مادرتون فاظمه(س)...

التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
54111
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 5/18/2008 11:49:48 AM
کاربر مهمان
  باران گرامی همانطور که خودتان هم اشاره کردید دختران و زنان ما متاسفانه همیشه مورد یه سری جبرهائی شده اند که حالا یا خواسته یا ناخواسته خانواده هاشون .دوستان و ..... به یه شکلی دل ما ها رو شکستن ولی عیبی نداره به هر حال دیگه باید عادت کرده باشیم اینجوری تو ماها جا افتاده که چون دختره ..... ولی بازم به اون دخترم بگم خانواده بد دخترشون را نمی خوان بجز یه شرایط استثنا که خیلی کمه
معمولا مادرو پدرا یا حتی برادران و خواهران بزرگتر اگه حرفی می زنن یا گیری می دن مطمئن باش واسه خوبی خود دختره چون با شرایط فعلی جامعه و افکارهای اشتباه خیلی دخترها و حتی زنان باید قوی و با ایمان باشن که لغزش پیدا نکنن و گرفتار کرکسهای جامعه نشن بهر حال بعنوان یه مادر که خودم هم دختر بزرگ دارم باید بگم اون خود دختره که باید بیش از هر کس دیگه واسه خودش و شخصیتش احترام و ارزش قائل بشه و کاری نکنه که اجازه حرف یا حتی مقایسه و تحقیری را بوجود بیاره
امیدوارم دوست شما هم هرچه زودتر مشکلش با خانواده اش به خوبی حل بشه و از گرفتاری نجات بیاره به حق مادرمون حضرت زهرا
54110
نام: خواهر امام رضه ع
شهر: غربت
تاریخ: 5/18/2008 11:44:32 AM
کاربر مهمان
  امام رضا می داند
54109
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 5/18/2008 11:33:45 AM
کاربر مهمان
  http://www.sobh.org/Monasebat/Vijename/sal86/86-fateme/zendeginame.asp

مروری بر زندگینامه حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها

ایمان محترم مهم حرف دل است حرف دلی که بر دل نشیند.انشالله حرف دلمون به دل آقا صاحب الزمان بنشینه . انشالله...
یا علی
54108
نام: معصومه
شهر: بوشهر
تاریخ: 5/18/2008 11:32:17 AM
کاربر مهمان
  شراکت درکار
54107
نام: باران
شهر: دوست دارم کربلا باشه
تاریخ: 5/18/2008 11:29:21 AM
کاربر مهمان
  سلام به همگی.
دیشب ساعت دو براتون یه پیغام گذاشتم الان هر چی نگاه کردم دیدم خبری ازش نیست،چون التماس دعاش حیاتی بود دوباره یه قسمت هایی ازشو مینویسم.
از همتون خواهش میکنم برای دوستم دعا کنید با خانوادش مشکل پیدا کرده.دلم داره پر میزنه برای شنیدن صداش ولی چه میشه کرد....
کاش همه میفهمیدیم که اگه نماز اول وقت خوبه،اگه نگاه نکردن به نامحرم خوبه و خیلی اگه های دیگه درک کردن یه دختر نوجوون با یه عالمه احساس قشنگ و پاک هم از ثواب کم نداره.
به خدا قسم قیامت خیلی دیره برای اینکه بفهمیم میشد یه کم نرمتر برخورد کرد،میشد یه کم منصف تر بود...
اسلام دخترا رو نجات داد از بی گناه مجازات شدن ولی بعد ما مسلمونا با دخترامون چه کردیم...
به اسم اسلام و مسلمونی دلشونو شکوندیم،محدودشون کردیم،خیلی وقت ها با مقایسه های الکی و بی منطق شخصیتشون رو خورد کردیم و خیلی برخوردهای اشتباه دیگه که برای هر کدومشون ده ها مثال دارم.
تعجب میکنم چرا این مشکلات باید در خانواده های مذهبی دیده بشه.دقیقا کسایی این کارا رو انجام میدن که عاشق حسین ع اند.کسایی که زهرا س رو الگوی خودشون قرار دادن.
از همه برادرایی که اینجا هستن و این مطلب رو خوندن خواهش میکنم درک کنم خواهراشون با اونا فرق دارن.اونا یه سری مسائل رو فقط برای خودشون نگه میدارن.خواهش میکنم بفهمین دوست بودن خواهر شما با دختر دیگه ای از محبت شما در دل اون کم نمیکنه.
دلم خیلی گرفته.کاش میشد همه حرفارو واضح گفت.کاش ما عادل بودیم...




دعا کنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش
یازهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا.
54106
نام: زکیه
شهر: کوچه های مدینه
تاریخ: 5/18/2008 11:26:47 AM
کاربر مهمان
  زكيه
به معني پاك و پاكدامن يا وجود پر بركت است.
قرآن هر يك از اين معاني را در سه آيه مختلف بيان فرموده است. در جايي از پاكدامني و مقام عصمت حضرت عيسي عليه السلام چنين ياد مي كند: قال انما انا رسول ربك لاهب لك غلاماً زكيا. يعني جبرئيل به مريم گفت من فرستاده پروردگار توام تا از جانب او پسري پاكيزه به تو بخشم .
در آيه ديگر آمده است: فانطلقا حتي اذا لقيا غلاما فقتله قال اقتلت نفساً زكية بغير نفس. يعني چون خضر آن پسر را كشت ، موسي گفت آيا جواني پاكيزه وبي گناه را بي آن كه كسي را كشته باشد، كشتي؟
درجايي ديگر مي فرمايد: قد افلح من زكيها. يعني رستگار شد هر كه روان خود را پاك ساخت.
در حقيقت زكيه به بانويي گويند كه از همه ناپاكي هاي اخلاقي دور باشد و هرگز در وجودش هيچ صفت بد يافت نشود.
54105
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 5/18/2008 11:26:04 AM
کاربر مهمان
 
هوالله


السلام عليك ايتها الممتحنة امتحنك الله الذي خلقك قبل أن يخلقك فوجدك لما امتحنك صابرة ،
وزعمنا أنا لك أولياء ومصدقون وصابرون لكل ما أتانا به أبوك صلى الله عليه وآله ،
وأتى به وصيه ، فإنا نسألك إن كنا صدقناك إلا ألحقتنا بتصديقنا لهما لنبشر أنفسنا بأنا قد طهرنا بولايتك .
السلام عليك يا بنت رسول الله ، السلام عليك يا بنت نبي الله ،
السلام عليك يا بنت حبيب الله ، السلام عليك يا بنت خليل الله ، السلام عليك يا بنت صفي الله ،
السلام عليك يا بنت أمين الله ، السلام عليك يا بنت خير خلق الله ،
السلام عليك يا بنت أفضل أنبياء الله ورسله وملائكته...
اللهم صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها والسر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك.


* * * يا مولاتي يا زهرا(سلام الله عليها) اغيثيني * * *

.:: شهادت حضرت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)::.
را به محضر مقدس قطب عالم امکان ، آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه)
و شما عزیزان تسلیت عرض می نمایم.



وقتي كه كركسها كبوتر را بسوزانند

خار و خسي گلهاي پرپر را بسوزانند


وقتي تبرها دست در دست درختي خشك

سر شاخه هاي تازه و تر را بسوزانند


ديگر حريم باغبان را كي نگهدارند

وقتي سر سرو تناور را بسوزانند


از ميوه هاي تلخ پر كردند دلها را

تا ميوه ی قلب پيمبر را بسوزانند!


از دوزخ سرخ حسادت هيزم آوردند

تا آيه هاي سبز كوثر را بسوزانند


حالا به جايي مي رسد بي شرمي اين قوم:

در را بكوبند...آه! نه! در را بسوزانند!


دست علي را بسته مي خواهند بعد از تو

تا با دروغي كهنه منبر را بسوزانند


يك روز ديگر مي رسند از راه ، مادر جان

با جام زهري تا برادر را بسوزانند


فرداي آن هم خيمه هاي عشق مي سوزند

در كربلا تا دشت محشر را بسوزانند


آيينه ها در شوق ديدار تو مي سوزند

تا لحظه ی ديدار خنجر را بسوزانند


فرداي آن...! فرداي آن...! طاقت نداري شعر

تا واژه هاي داغ ، دفتر را بسوزانند؟!


سربسته مي گويم: زمين ، گرما نخواهد ديد

وقتي كه كركسها كبوتر را بسوزانند!


نغمه


اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذلك.

اللهم العن الجبت و الطاغوت الي يوم القيامه.

اللهم عجل لوليك الفرج.

اللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم.

التماس دعا.

54104
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 5/18/2008 11:12:52 AM
کاربر مهمان
  سلام بر چه فرقی می کنه گرامی
ایمان در لفظ عربی اسم مونث هم بکار برده می شود که اکنون یکی از بستکان که در کویت زندگی می کند به این نام می باشد و به قول شما و سایر دوستان حرف دل اینجا مونث و مذکر مطرح نیست فقط حرف و حرف دلی مطرح است و اینکه تا چه حد شایسته باشیم و فیض ببریم و قبول شویم

قسمتی دیگر در مورد مولایمان علی علیه السلام مسلمان شدن يهودى
هنگامى كه امام علی (عليه السلام) بر مردم حكومت داشت و منصب داورى و قضا با شُريح بود ، حضرت با شخصى يهودى به دادگاه آمد تا شريح ميان آن حضرت و يهودى داورى كند . در دادگاه به يهودى گفت : اين زرهى كه در دست توست زره من است ، من نه آن را فروخته ام و نه بخشيده ام ، يهودى گفت : زره ملك شخص من و در اختيار من است .
شريح از اميرالمؤمنين (عليه السلام) گواه و شاهد خواست ، حضرت فرمود : اين قنبر و حسين گواهى مى دهند كه زره از من است ، شريح گفت : گواهى فرزند به سود پدر قابل قبول نيست و گواهى غلام به نفع مولايش پذيرفته نيست ، اين دو نفر مى خواهند آنچه به سود توست به سوى تو جلب كنند !
اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود : اى شريح ! واى بر تو از جهاتى خطا كردى ; اما يك خطايت اينكه من پيشواى توام و تو به سبب فرمان بردن از من خدا را فرمان مى برى و مى دانى كه من هرگز باطل گو نيستم ، با اين وصف سخنم را رد كردى و ادعايم را باطل انگاشتى ! آنگاه بر ضد قنبر و حسين ادعا كردى كه آنان در اين دادگاه به نفع خود گواهى مى دهند ! من جريمه باطل انگاشتن ادعايم و تهمت زدن به قنبر و حسين را بر تو روا نمى دارم ، جز اينكه سه روز ميان يهود به داورى و قضا برخيزى .
پس او را به سوى منطقه يهودى نشين فرستاد و او سه روز در آنجا ميان يهود به داورى پرداخت سپس به محل كارش باز گشت .
وقتى يهودى اين جريان را شنيد كه على (عليه السلام) با داشتن گواه از قدرتش سوء استفاده نكرده و حكم قاضى بر ضد او صادر شده است ، گفت : شگفتا ! اين اميرالمؤمنين است ، نزد قاضى رفته و قاضى بر ضد او حكم رانده است ! مسلمان شد و سپس گفت : اين زره اميرالمؤمنين است كه روز جنگ صفين از شتر خوش رنگ سياه و سپيدش افتاده و من آن را براى خود برداشتم.

54103
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 5/18/2008 11:05:10 AM
کاربر مهمان
  کمی هم از خصوصیات بسیار ارزشمند مولایمان امیر مومنان علی علیه السلام را بیان کنیم

توجه عاشقانه امیر مومنان علی علیه اسلام
به يتيمان
وجود مبارك اميرالمؤمنين علی(عليه السلام) با اينكه به همه اوضاع و احوال كشور و مردمش آگاه بود و به ويژه يتميان و مستمندان و بيوه زنان و نيازمندان را لحظه اى از نظر دور نمى داشت ولى گاهى براى درس دادن به زمامداران و امت اسلام كارى را هم چون فردى عادى انجام مى داد .
روزى زنى را ديد كه مشكى پر از آب به دوش مى كشيد . مشك را از او گرفت و تا جايى كه آن زن بنا داشت ، برد و آنگاه از وضع آن زن جويا شد ، زن گفت : على بن ابى طالب شوهرم را به بعضى از مرزها فرستاد و كشته شد ، برايم كودكانى يتيم به جا گذاشت و من براى اداره امور آنان چيزى ندارم ، به اين خاطر ضرورت و احتياج مرا به انجام كار براى مردم ناچار كرد .
حضرت به خانه برگشت و شب را با دغدغه خاطر و ناآرامى گذراند ، هنگامى كه صبح شد زنبيلى از طعام براى آن خانواده با خود حمل كرد ، بعضى از يارانش گفتند : آن را در اختيار من بگذار تا برايت بياورم ، فرمود : چه كسى در قيامت بار سنگين مرا به جاى من حمل مى كند ؟
آنگاه به درِ خانه آن زن رفت و در زد . زن گفت : كيست كه در مى زند ؟ حضرت فرمود : همان عبدى هستم كه مشك پرآب را براى تو به دوش كشيد ، در را باز كن كه چيزى براى كودكان همراه دارم . زن گفت : خدا از تو خشنود باشد و ميان من و على داورى كند !
حضرت وارد شد و فرمود : علاقه دارم پاداش الهى به دست آورم ميان خمير كردن آرد و پختن نان و بازى كردن با كودكان يكى را انتخاب كن . زن گفت : من به پختن نان بيناترم و تواناتر ، ولى اين تو و اين كودكان ، با آنان بازى كن تا من از نان پختن آسوده شوم .
زن مى گويد : من به سوى آرد رفتم و آن را خمير كردم و على (عليه السلام) به جانب گوشت رفت و آن را پخت و با دست مباركش گوشت پخته و خرما و خوراكى ديگرى به دهان كودكان مى گذاشت ، هرگاه كودكان چيزى از آن خوراكى ها را مى خوردند مى گفت : فرزندانم ! على را از آنچه براى شما پيش آمده ، حلال كنيد !
هنگامى كه آرد خمير شد ، زن گفت : اى بنده خدا ! تنور را روشن كن ، على (عليه السلام)به جانب تنور شتافت و آن را شعله ور ساخت چون تنور شعله كشيد صورتش را نزديك برد و حرارت آتش را به آن تماس داده ، مى گفت : يا على ! بچش ، اين پاداش كسى است كه حق بيوه زنان و يتيمان را وا گذاشته .
ناگاه زنى ( از زنان همسايه ) على (عليه السلام) را ديد و او را شناخت و به مادر كودكان گفت : واى بر تو ! اين امير مؤمنان است ; زن به جانب حضرت شتافت و پى درپى مى گفت : از شما بس شرمنده ام اى اميرمؤمنان ! حضرت فرمود : من از تو بس شرمنده ام اى كنيز خدا كه در مورد تو كوتاهى كردم .
<<ابتدا <قبلی 5417 5416 5415 5414 5413 5412 5411 5410 5409 5408 5407 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5412&mode=print