اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 54022 |
نام:
امير حسين
شهر:
تهران
تاریخ:
5/15/2008 12:15:00 PM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم
کشته شدمحسن و آنان که تماشا کردند
سند تیر به اصغر زدن امضاء کردند
----------------------------------------------
برادر یا خواهر گرامیم که در مورد ازدواج اینترنتی سوال کردید بزرگوار البته من قصد نصیحت ندارم ولی باید به شما عرض کنم که درسته که مذهبی بودن اصل است ولی صرف مذهبی بودن که ملاک نیست چه بسی افرادی بسیار مذهبی و مومن که بدون شناخت کافی از هم با هم ازدواج کردند و بعد از مدتی مشکلات به سراغشان آمد و مجبور به متارکه شدند در ضمن صرف حرفهای زیبا زدن در یک وبلاگ یا یک تالار مشخص کننده مذهبی بودن فرد نیست چه بسی افرادی که زیبا می نویسندولی بین گفته تادلشان هزاران کیلومتر فاصله است گرامیم اگرایشان راغیرازاینترنت می شناسی از خداوند و ائمه کمک بگیر انشا ا... به مقصودت برسی و اگر فقط به صرف نوشته های ایشان در اینترنت ایشان را می شناسی یک مقدار در این مورد بیشتر تفکر کن و ریسک نکن که خدای نکرده فردا روزی به مشکل برسی که آن روز جبران آن برای هر دونفر شما سخت است انشا ا... در تمامی مراحل زندگی سرافراز و پیروز و موفق و خوشبخت باشید التماس دعا
|
|
| 54021 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
5/15/2008 12:03:03 PM
کاربر مهمان
|
خداوندا آنكه را جز تو دهندهاى نمىيابد، نوميد مگردان. و كسى را كه از تو به غير تو بىنياز نمىشود وا مگذار اى معبود من! پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و اكنون كه از روى حقيقت به تو رو آوردهام، روى از من مگردان، و در صورتى كه روى دل را به تو متوجه ساختهام محرومم مكن. و در اين حال كه در پيشگاهت ايستادهام، دست رد بر سينهام مگذار توئى كه خود را به رحمت توصيف كردهاى. پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و بر من رحمت آور. و توئى كه خود را خطابخش ناميدهاى پس از من در گذر. تو اى معبود من هم اكنون اشك مرا از خوف خود و پريشانى دلم را از ترس خويش، و لرزيدن اعضايم را از هيبت خود، مىبينى. همه اينها در اثر شرمندگيم از سوء رفتار خويش است. و به اين جهت از شدت زارى به درگاه تو صدايم گرفته و زبانم از راز و نياز با تو كند شده. پس سپاس ترا اى معبود من چه بسا، عيبها كه بر من مستور ساختهاى و مرا از افشاى آن رسوا نكردهاى! و چه بسا گناه كه بر من پوشيدهاى و مرا به آن شهره نساختهاى و چه بسا آلودگيها و زشتيها كه بجا آوردهام و پرده آن را بر من ندريدهاى! و طوق آزار ننگ آن را بر گردنم نيفكندهاى.
|
|
| 54020 |
نام:
باران
شهر:
دوست دارم کربلا باشه
تاریخ:
5/15/2008 11:56:48 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همگی.
دو روزی میشه که برگشتم.تو این دوروز تمام حرف دلاتونو خوندم.
اردیبهشت خیلی خوشحالم که دوباره اومدی و با اون سبک جالبت چشم مارو منور نمودی نمودنی!!!!!!!!یاعلی
چه فرقی میکنه ی بزرگوار سلام و ممنونم.منم امیدوارم دیگه از اینجا دور نشم و بودنم هم برای خودم هم برای بقیه مفید باشه،انشاالله.یاعلی
مریم خانوم سلام خوشحالم که حالتون بهتره.یاعلی
یه سلام هم به شهاب که همیشه از مطالب و نظراتش استفاده میکنم و حرفش برام مهمه.
خوشحالم که هنوز مثل قبل محکم هوای قلعه و بچه هاشو داری.یاعلی
آواره ی کوی حسین ع ورودت رو تبریک میگم البته یه کم با تاخیر.جای شما و نوشته های قشنگتون تو حرف دل خالی بود.ممنونم که مارو در حس و حال معنویتون شریک میکنین.یاعلی
امیدوار سلام.خوشحالم دوباره اسمتو توی صفحه ی حرف دل میبینم.یاعلی
کسی از عطیه خبر نداره دلم براش تنگ شده.
آقا مهدی صفی یاری سلام.حرف دل شما رو که در دوشنبه نهم اردیبهشت نوشته بودید خوندم.کاش همه با نظر شما موافق بودن و همه این درک رو داشتن که میشه اجتماعی و مومن بود.لازم نیست برای مسلمون بودن از آدما فرار کرد.اسلام دین کاملیه...اگه ما مسلمونا بذاریم.ممنونم که انقدر واضح و ملایم نصیحت کردین.انشالله که بازم اسمتونو اینجا ببینم.یاعلی
یه سلام هم به همه ی اونایی که اسمشون رو ننوشتم.امیدوارم همگی موفق و مومن باشید و هوای دلاتون رو هم داشته باشید.یاعلی.
فردا از طرف همتون نائب الزیاره هستم.انشاالله که فردا تو حرم بی بی معصومه و جمکران به یاد شما و دلاتون یه زیارت عاشورا میخونم.
راستی اردیبهشت من مسئول کاروانم ولی به جون خودم با همون ارابه ی غژغژو همراه بقیه میرم.....
دعا کنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش.
یازهرا.
|
|
| 54019 |
نام:
...؟؟؟؟؟
شهر:
!!!!!!!!!!!!!!
تاریخ:
5/15/2008 11:51:19 AM
کاربر مهمان
|
سلام
ببخشید تو نوشته قبلی اشتباه شد من (نمیخوام )ازدواج اینترنتی داشته باشم
چه فرقی نمیکنه محترم یعنی ازدواج اینترنتی بد نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی از لحاظ عرفی چیز جالبی نیست؟؟؟
اصلا من موندم چطوری با خانواده مطرح کنم....مجبور میشم دروغ بگم که چطوری با هم آشنا شدیم.... چون خانواده من یک همچین چیزی رو قبول ندارن....
فکر کنم باید فراموش کنیم همدیگر رو...!!!
|
|
| 54018 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
5/15/2008 11:45:12 AM
کاربر مهمان
|
*طلب* این نیست!
یک ضرب المثل عربی هست که می گوید: *تعرف الاشیاء باضدادها* و مثال ساده ی آن تعریف کلی خوبی و بدی ست: خوبی یعنی آنچه که بدی نیست و بدی یعنی آنچه که خوبی نیست.
پس یکی از راه های شناخت هر چیزی این است که مخالف آن چیز را بشناسیم.
هفت وادی سیر و سلوک در منطق الطیر عطار نیشابوری، به این ترتیب است:
۱ـ طلب ۲ـ عشق ۳ـ معرفت ۴ـ استغنا ۵ ـ توحید
۶ ـ حیرت ۷ـ فقر و فنا.
چنان که دیده اید، در این هفت پست، ما ترتیب فوق را رعایت نکردیم:
حیرت ـ فقر و فنا ـ استغنا ـ عشق ـ معرفت ـ توحید و *طلب* که آخرین وادی ما شد!
به قول یه دوست عزیز: *آخر از همه، حرفش را زدیم تا بگوییم چقدر مهم است!*
سیر و سلوک با وادی طلب آغاز می شود، سالک یا عارف، در ابتدا باید بخواهد و جستجو کند و البته رنج بسیارمتحمل شود تا خواسته و مراد او چنان اشتیاق و جاذبه ای در وجود او ایجاد کند که دل کندن از آن محال باشد.(عشق)
و همین عشق است که او را به معرفت معشوق می رساند... پس تا طلب نباشد، عشق معنی ندارد و اگر عشق نباشد، همه چیز بی معنی ست.
در این مرحله(طلب)، خستگی و دلزدگی و نا امیدی جایی ندارد، آن دوست گرامی می گوید: *سیب که کال نمی ماند!*...
راست می گوید، اگر سیب کال، رسیده نشود، محروم می ماند از این که دستی بچیندش؛ * دل سیری و ملال در راه طلب نشانه ی محرومی و بی نصیبی است**آن که خسته می شود، آن که نمی خواهد به پختگی برسد، طالب(عاشق) واقعی نیست.
اینها را گفتم که بگویم (خستگان را...)، طلب نبود! طلب چیز دیگری ست... طلب این نیست که!... آن دوست هم می گوید: این همه گفت و گفتم فقط خواستم بگم: آخه آدم به این که معشوق دوستش داره یا نه، مگه شک می کنه؟! توی وادی طلب پا گذاشتی، چون یکی تورو خواسته. اگه شک داری، بدون که از عشق محروم می مونی...
طلب این نیست که! ...............
|
|
| 54017 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
5/15/2008 11:34:39 AM
کاربر مهمان
|
درد علی دو گونه است :
یک درد ، درديست که از زخم شمشير ابن ملجم بر فرق سرش احساس می کند،
و ديگر درديست که
او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده و به ناله در آورده است،
ما تنها بر دردی می گرييم که از شمشير ابن ملجم در فرقش احساس می کند.
اما درد علی اين نيست.
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده، تنهايی است که ما آنرا نمی شناسیم.
که علی درد شمشير را احساس نميکند ، و ما
درد علی را !!!
معلم شهيد دکتر شريعتی
سلام به همه دوستان خوب حرف دلم
دلم واقعا واسه همتون تنگ شده بود یه جورائی به همتون عادت کردم دوستان خوبی که منو بیاد آوردید و اینکه به فکرم بودیدممنونم ازتون .
فقط دعا کنیم که تنها نباشیم مثل مولامون علی که تنها بود و از تنهائی به کجا پناه آوردن .
هنوز ما جائی را پیش آقا سید عزیز داریم که درد دل کنیم و سبک بشیم
آرزوی سلامتی و توفیق واسه تک تک شما
یا علی
|
|
| 54016 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
5/15/2008 9:35:48 AM
کاربر مهمان
|
؟؟؟؟ از ؟؟؟؟ دوست محترم ازدواج اینترنتی و .... ربطی به خوشبختی و سعادت نداره . اگر آینده خود را به دست خدا سپرده باشید یقین بدونید خداوند به نوعی فرد آینده شما را سر راهتون قرار میده هر جایی توی هر شرایطی مهم ایمان و اعتقاده قلبیه با چشمان باز انتخاب کتید اجازه بدهید اول عقلتان انتخاب کنه و سپس مهری که به دل هر دو افتاده .
بنده مشاور خوبی نیستم اما به همین اکتفا میکنم که اگر خواهان زندگی با اعتقاد و آرام هستید در انتخاب دقت کنید نه اینکه کجا با هم آشنا شدید به این توجه کنید آیا پارامترهای مشترک دارید؟ آیا سطح خانوادگی نزدیک به هم دارید؟ آیا اعتقاداتتون هر دو یک مسیر را طی میکنند؟ آیا از نظره ظاهری با هم مشکل ندارید و آیا میتوانید به یکدیگر عشق و محبت را هدیه کنید؟
امیدوارم زندگی توام با آرامش و اعتقاده قلبی داشته باشید .
باران محترم سلام و رسیدن به خیر انشالله که شاهد حضور سبزتون باشیم.
آقا صادق گل چطورن؟ تو حرم خانم ما را دعا کن برادر.
شب جمعه و فاتحه و زیارت اهل قبور ... یاده شهدا و آقا سید ...
التماس دعا ... یا علی
|
|
| 54015 |
نام:
امید
شهر:
گناوه
تاریخ:
5/15/2008 8:56:07 AM
کاربر مهمان
|
سلام،این دومین حرف دله که براتون می نویسم چندتا سوال اساسی دارم از بچه های نسل سوم و می خوام پاسخش رو از زبون سید الشهدای اهل قلم،سید مرتضی، بدم:
آیا تاکنون در حیرت رمز و راز حیات خونین کفنان درمانده ای؟ و آیا حجت را بر تو تمام نکرده تا تو به همان خواستگاهی که شهدا را شهداء کرده متصل شوی؟ و یا دست کم اندیشه کنی که آنان به کدام نقطه اتکا کردند که اینگونه شدند؟ شهداء با حیاتشان شهادت بر چه چیزی دادند؟ و امروز من و تویی که همه چیز را از پشت سر عینک علم حصولی به قضاوت م نشینیم آیا می توانیم پاسخی برای این سوالات بیابیم؟
... از رحمت خدا به دور است که این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد. این دعوت فیضانی است که علی الدوام، زمینیان را به سوی آسمان می کشد و...بدان سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی که در آن چشمه خورشید می جوشد و گوش کن که چه خوش تر غمی دارد در تپیدن: حسین، حسین، حسین،حسین، نمی تپد، حسین، حسین می کند... هیچ پرسیده ای که عالم شهادت بر چه شهادت می دهد که نامی اینچنین بر او نهاده اند سید شهیدان اهل قلم
|
|
| 54014 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
5/15/2008 8:53:36 AM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
سلام به همگی
**
بخاطر همه ی خوابهامان
صحبت گل سرخ از باران و
صحبت باران از گل سرخ است ،
اما هي باد مي آيد ،
آمدن ، وزيدن،و افعال ساده ي ديگر.
با اين همه ،وقتي كه وزيدن باد…هي بي جهت است،
يعني چه!؟ هي علامت حيرت! هي علامت پرسش؟
گل سرخ ،پياده ي مغموم است
گوشه ی يك پارك قديمي شايد
خواب دامنه ي دور از دست را مي بيند.
پس چرا پي ستاره در پياله ی آب مي گردي گلم !؟
يك امشب نخواب و بر بام باد برآ،
سينه ريز ستارگان را به نرخ يك آواز ساده خواهي خريد .
فكر مي كني من بي جهت به اين زبان هفت ساله رسيده ام !؟
نه به جان نسيما ،نه!
بخاطر همه ی آن خوابهامان در نيمه ی راه بيم و باور است كه چانه مي زنم
باد كه بيايد ،باران كه بيايد
تو بايد به عمد از ميان آوازهاي كودكان بگذري
چترت را كنار ايستگاهي در مه فراموش كن
خيس و خسته به خانه بيا
نمي خواهم شاعر باشي ،باران باش !
همين براي هفت پشت روئيدن گل كافي ست ،
چه سرخ ،چه سبز ،چه غنچه
بیا!
|
|
| 54013 |
نام:
اردیبهشت
شهر:
بهارستان یزدان
تاریخ:
5/15/2008 8:09:09 AM
کاربر مهمان
|
منت خدای را عزو جل که ما را در ماه تولدمان سوی وادی مقدسی سرازی همی بگردانید، به کرامت
همی سلام
پیامی خوش خبر در خانه روزی
رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که خیری یا نخیری
که از رنگ دلاویز تو مستم
بگفتا من بدست حاجی بودم
ولی الان در ردیاب تو نشستم
همی به ما گفتا که تو که هستی ؟
بگفتم من اردیبهشت همی هستم
به به همی
پریدوش همی حاجی ما را سوی قم دعوت بنومودندی و با ایشان سوی زیارت روانه همی شدیم به دلخوشی!
و در این سفر از بسیاری فیوضات آگاه همی بودندی و از برای عزیزان شهید آوینی دعا بنومودندیم بسیارهمی!خدای تعالی عزه ذکره قبول همی کناد .
و اما درآمدی بر سفر
پس از بحث و تبادل نطر با حاجی و برقراری تماسهای مکرر با کاروانهای بسیار توانستیم همی در کاروانی نامی نامنویسی بنماییم.
در روز مقرر به ایستگاه معلوم الحال روانه همی بگشتیم و با وجود دریافت سه هزار اشرفی بی زبان از هر عبد بیگناه ، ما را سوار بر ارابه ای غژغژو بنمودندی و رئیس کاروان با کجاوه ای مرصع و روان راه همی بیافتاد ، راه افتادنی !
پس از رسیدن به حرم مطهر ما را پیاده همی بنومودند از برای زیارت که بشری سالخورده با ما همراه همی گردید و با حاجی نماز همی خواندیم و هر چه بگشتیم آن سالخورده را بنیافتیم و نگران بدنبال وی نیم ساعتی!
و چون بازهمی گشتیم در ارابه نشسته بود خندان ...
و سپس از برای نماز جماعت سوی مسجد جمکران روان همی شدیم شوریده حال !
دراخر ، آخر ، آخر شب همی برسیدیم به نماز صبح ، خسته ، نالان، کوفته، خواب آلود.
...
یا علی با علی تا اعلی
|
|