هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
53862
نام: صـــادق
شهر: قــــم المقدسه
تاریخ: 5/11/2008 11:37:43 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداء والصدیقین

سلام علیکم جمیعا

خوب هستین دوستان با صفا

...
...


ازدواج آهــــو و الاغ

.
آهو خيلي خوشگل بود .
يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟

آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.

پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.

شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.

حاکم پرسيد : علت طلاق؟

آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟

آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟

آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟

آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟

آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟

آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟

آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.

حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟

الاغ گفت: آره.

حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟

الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.

حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.

نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.

نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند
53861
نام: دانشجو
شهر: همه جای ایران سرای من است
تاریخ: 5/11/2008 11:31:12 AM
کاربر مهمان
  اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم خرده عقلي سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم
پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف
مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست
كه در آن زندانيست
دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم
گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم
دانشم بيهوده است
استاد از من پرسيد
چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدم
دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم
كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم
نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت
همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بود
و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز
مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محيط خشن آموزش
و به دانشكده برق سرايت كردم
رفتم از پله « آی تی » بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم
در آخر ترم
در به در مي گشت يك نمره قبولي مي خواست
من كسي را ديدم
از ديدن يك نمره ده
دم دانشگاه پشتك مي زد
شاعري ديدم هنگام خطابه
به خرچنگ مي گفت ستاره
و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد
همه جا پيدا بود
همه جا را ديدم
بارش اشك از نمره تك
جنگ آموزش با دانشجو
حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر
فتح يك ترم به دست ترميم
قتل يك لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم
من در اين دانشگاه
در به در و ويرانم
من به يك نمره نا قابل ده خشنودم
من به ليسانس قناعت دارم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه
در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم
استاد كي كوئيز مي گيرد
برگه حذف كجاست
سايت و رايانه آن مال من است
تريا،نقليه و دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد همگي مشروطيم
و نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
كار ما شايد اينست
كه در مركز پانچ پي اصلاح خطا ها برويم
یا که بعد از تصفیه ، زیر پرچم برویم .
53860
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 5/11/2008 11:22:33 AM
کاربر مهمان
 

بازنده ی گرامی از تهران ، سلام.

شما همین که به وظیفه ات در قبال اون بابا عمل کردی برنده ای. عمل به وظیفه مهم تر از حصول نتیجه است. اگه در قبالش صحیح عمل کرده ای دیگه نباید خودت رو سرزنش کنی مومن.انسانهایی که صرفا بر اساس احساسات عمل می کنند باید تلخی رو تجربه کنند تا به نتیجه ی لازم برسند. اما حیف که همیشه این تجربه تلخ قابل بازگشت و جبران نیست.

ان شاء الله همیشه موفق باشی.


با حق تا حق یا حق.


اللهم عجل لولیک الفرج.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


53859
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 5/11/2008 11:13:59 AM
کاربر مهمان
  یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش ۲ یا ۳ ماه بیشتر زنده نیست،
یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی دو خط موازی که به هم نمیرسند،
یاد گرفتم در عشق هیچ کس به اندازه خودت وفادار نیست،
و یاد گرفتم که هر چه عاشق تری تنها تری
53858
نام: حمید حسینی
شهر: قم
تاریخ: 5/11/2008 10:46:17 AM
کاربر مهمان
  من همیشه به دوستانم حسودیم میشود چون اون ها همیشه نمره های درسی راازمن بیشتر میشوند
۱۲سال دارم
53857
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 5/11/2008 10:42:08 AM
کاربر مهمان
  دلم عاشق تر از آن است که پیدا باشد
بهر دیدار رخ ماهتو شیدا باشد

آنچنان مست هوایت شده ام می گویم
سر و جانم به فدای تو عزیز دل زهرا باشد

یا حضرت زینب درمانده ایم یاریمان کن
53856
نام: رضی اصغری
شهر: شهرمرزی بازرگان
تاریخ: 5/11/2008 10:27:01 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداءوالصدیقین.طلبه ای هستم ازدروازه اروپاشهرمرزی بازرگان نقطه تلاقی ارمنستان-ترکیه
امروزکه توفیق ارتباط بااین سایت برایم نصیب شد
نظرم اینست که واقعامطابق بانیاز جوان امروزیست
ولی ناگفته نماندکه کافی هم نیست-ودر یک کلام.....
همانندسیدشهیدان اهل قلم(مرتضی آوینی )دارای کمالات
است-واین باعث مباهات اهل دل است که حرف دل به اینجارسید لکن حکایت همچنان باقیست.....
53855
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 5/11/2008 10:20:05 AM
کاربر مهمان
  به نام حق

ولادت با سعادت بانوی آفتاب و پرستار زخم های کربلا، اسوه ی صبر و مقاومت را به پیشگاه مقدس صاحب الزمان(عج) و تمامی بزرگواران حرف دل تبریک عرض می نمایم.

شبي كه مطلع مهر از، طلوع زينب بود
فروغ روز نشسته، به دامن شب بود

هزار رود نوا گر ز كوثر و تسنيم
روان به خانه زهرا،به بوي زينب بود

هزار چشمه خورشيد، از كرانه شب
دميده از دل مهتاب، و چشم كوكب بود

شكوفه با ر لب مرتضي بباغ دعا
ستاره ريز دم مصطفي،به يارب بود

شراب نور زخمخانه سحر، جوشيد
كه جام سرخ شقايق،ز مي لبالب بود

اگر چه “زين اب ”و را نهاد نام، رسول
خداي داند، كاو زينب “ام و اب” بود

زني به همت و مردي، به مردمي سوگند
پس از حسين، سپهدار عشق، زينب بود
________________________________________________

** اهالی دریا دل سلام!

گل نرگس بزرگوار سلام.
زیارتتون مقبول درگاه حق. رسیدتون به خیر. خوشا به سعادتتون...خوشا به حال حال و هوای دلتون...خوشا به حال حال و هوای چشمانتان که دیده اند عظمت بین الحرمین را...مظلومیت مولای کوفه را...عطش فرات را...التماس دعا.

برادر بزرگوارم چه فرقی می کنه سلام.
انشاء الله خداوند رحیم به حق این روزهای عزیز نگاهی به همه ی مریضها به خصوص بیماران مدنظر حرف دلی ها بکند و شفای عاجل عنایت فرماید.
از حسن توجه شما ممنونم و ملتمس دعای خیر.

آقا شهاب گرامی سلام.
خوشحالم از اینکه دوباره مسابقات پربار معنوی شما آغاز شد. اگر لایق باشم برای اهداء جوایز اعلام آمادگی می کنم. در پناه لطف نگاه خانم زینب کبری(س) باشید. انشاءالله

ایمان عزیز از شهر توکل به خدا سلام و خدا قوت.
لطفا نامم را برای سوره ی حمد ثبت کنید. به امید شفای مریضان انشاءالله. در پناه قرآن باشید.

التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
53854
نام: رقیه شهمیری
شهر: مشهد
تاریخ: 5/11/2008 10:15:15 AM
کاربر مهمان
  با سلام وشاد باش این روز ولادت خجسته حضرت زینب (ص)والتماس دعا از دوستانی که به زیارت اهل بیت مشرف می شوند در هر نقاط کشور هستند برای شفای همه بیماران دارم . (انشا الله) همچنین پسر عمویم . آقا شهاب بزرگوار لطفا برایم سوره مبارکه حمد را ثبت بفر ما یید.ازشما متشکرم
53853
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 5/11/2008 10:10:53 AM
کاربر مهمان
 

زینب جان!
نمی دونم اون روزی که نامه ی کوفیان بی حیا به دست داداش حسین رسید کجا بودی؟

عمه جان!
اما خوب می دونم اون روزی که راه رو بر کاروان بستند بر محمل نشسته بودی...

خانم جان!
چه کنیم که روز میلادت هم یادآور خاطرات شیرینه هم تلخ.



<<ابتدا <قبلی 5392 5391 5390 5389 5388 5387 5386 5385 5384 5383 5382 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5387&mode=print