اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 53752 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
5/9/2008 1:52:43 PM
کاربر مهمان
|
ادامه ی نامه ی جانباز شیمیایی و درددل او با امام زمان(عج):
...آقای من، یادت هست موقعی که ما اعزام میشدیم ، کسانی پشت میزها نشسته بودند؟
یادت هست افرادی خوش سیما ما را به شرکت در جبههها فرا می خواندند؟
یادت هست که بعضیها میگفتند امام تکیف کرده که همه به جبهه بروند، ولی خودشان نمی رفتند؟!
حتما که یادت هست.
آری همانان الان نیز هستند!
البته کمی فرق کردهاند، میزهایشان بزرگتر و رنگینتر شده، اتاقشان را مبلمان کردهاند، گلهای چند صدهزار تومانی گوشه اتاق چشم را خیره میکند.
رقص صندلی گردانشان دل را مینوازد.
همانان که رفته رفته اندازه ریشهایشان کوتاهتر شده و صورتهایشان صافتر و خوش سیماتر!
اصلا به من چه، به من چه ارتباطی دارد.
حتما لیاقتش را دارند.
آری اینان وقتی ما را در اداره و بنیاد جانبازان یا بهتر بگویم بنیاد و اداره خودشان! میبینند، دعوایمان میکنند، ما را دیوانه خطاب میکنند.
از یقه ما میگیرند و مثل ... از اتاق مجللشان بیرون میاندازند.
تو را به خدا بگذارید چند لحظه ای نیزما در اتاقتان روی مبل سلطنتی، زیر کولر گازی بنشینیم، ما که در روستایمان کولر ندیده ایم.
نه آقای من، ما لیاقت نشستن در آنجا را نیز نداریم.
اینان مسئول، امید و مشاور خانواده جانبازان هستند!
اینان به عنوان مشاوره به زنانمان میگویند که برو از شوهرت طلاق بگیر! تو چه گناهی داری که زن جانباز شدی.
آری مولای من وضع این گونه است.
خود بهتر میدانی که چه نامهها ننوشتم، با چه کسانی درد دل نکرده ام.
دیگر خسته شده ام، شاید این آخرین انشاء من باشد.
ای عزیزتر از جان ،
برگها و اسنادم را در پوشه سبزرنگ در گوشه اتاقمان دیدهای؟
اسم اداره کل بنیاد هم آنجا هست.
همان جائی که به زن بنده مشاوره داده بودند.
خدا پدرشان را رحمت کند.
نام فرد مسئول درمانی استانمان که با تهدید و توهین مرا از اتاقش بیرون انداخت هم آنجا هست.
حتماً برگههای پزشکی و نسخههایم را نیز دیدهای.
پس به هر که بتوانم دروغ بگویم به تو و خودم که نمیتوانم.
دیگر خسته شدهام.
از مسئولین چیزی نمی خواهم چون دیگر برایم ارزشی ندارند.
آخرش مثل خیلی از همرزمانم که بعد از جنگ به خاطر همین مشکل راحت شده و به آرزویشان رسیدند، من نیز تمام خواهم کرد.
پس زیاد نمانده است.
خواستم قلبم خالی شود.
حمید باکری گفته بود: دعا کنید شهید شوید که بعد از جنگ چه مشکلاتی به سرمان خواهد آمد. حیف که آن موقع نشد ، البته لایق نبودیم. پس اربابم مرا از همرزمانم جدا مکن.
جانباز شیمیایی ، محمد برقی - 6/12/86(ششم اسفندماه هشتاد و شش)
استان آذربایجان شرقی - شهرستان شبستر- روستای شیخ ولی
|
|
| 53751 |
نام:
نیکو
شهر:
نا کجا آباد
تاریخ:
5/9/2008 1:43:33 PM
کاربر مهمان
|
دلم تنگ است در این زندان که اسمش زندگی باشد اولش رنج و آخرش محنت میانش هم تهی باشد
|
|
| 53750 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
5/9/2008 1:38:32 PM
کاربر مهمان
|
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه.
بارالها منتظران منتظر ظهور منجی بشریت ، قائم آل محمد (عج) هستند.
اي طبيبا به سر بستر بيمار ، بيا بهر دلداري دلسوخته ی زار ، بيا
تو كه دل را به نگاهي بربودي زكفم به پرستاري بيمار دل افكار ، بيا
آتش هجر تو سوزانده همه هستي من به تسلاي دل و جان شرربار ، بيا
اشك هجر است كه از ديده من مي بارد بهر غمخواري اين چشم گهر بار ، بيا
دل من خون شد و از ديده برون مي ريزد به تماشاي دل و ديده خون بار ، بيا
يوسف فاطمه (ع) بين منتظران منتظرند پرده بردار ز رخ بر سر بازار ، بيا
در مسجد مقدس جمکران دعاگو و نائب الزیاره ی عزیزان حرف دلی بودم.
*آقا امیرحسین گل ، سلام و عرض ادب و ارادت.
مخلص بچه های باصفای دروازه دولاب نیز هستیم.تو نقشه یه وجب فاصله داریم نازی آباد و دروازه دولاب ...
*مریم خانم اکبری(فاطمه) از تهران سلام و خدا قوت.
جای خوب جای خوبه. مهم اینه که دل وصل بشه. اما بنده وصل بشم یا نشم بچه های با حال حرف دل رو هرگز فراموش نمی کنم چون خیلی چیزها ازشون یاد گرفته ام و باید از زیر دینشون یه جورایی در بیام.اونجایی که عرض کردم مسجد مقدس جمکران بود. رفتیم خودمونو قاطی آدم خوبا کردیم یواشکی مثل این بچه پرروها خواسته هامونو خواستیم دعاهامونو کردیم. برای آقا مهدی هم دعا کردیم زودتر برگرده.ان شاء الله زیارت جمکران نصیبتون بشه.
*میم گرامی از شهر فریاد ، سلام .
خوشحالیم از پایان تفقدتون. ان شاء الله از حضور گرمتون بیشتر از اینها و مانند گذشته بهره مند بشیم.بابت شعر مشتی ات هم ممنون.
*آقا محسن عزیز ، سلام.
ان شاء الله به حق اسم مبارکت به آرزوت برسی. ما رو هم در فاطمیه تون راه بدید و دعا کنید. آدرس بدید خدمت می رسیم. البته اگه لایق باشیم.
*بهار بزرگوار از آمریکا ، سلام.
مطلبتون در عین کوتاهی خیلی پیام داشت برای ما. ان شاء الله بتونه درس عبرتی باشه برای ما و جامعه ی ما. خوشحالیم که در دل کفر هم هنوز صدای حق است و این صدا از زبان شما بزرگوار و تعدادی دیگر از عزیزان حرف دلی که ساکن غرب هستند هنوز به گوش می رسه.
بارالها منتظرمان گردان.
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 53749 |
نام:
حاجی
شهر:
فسا
تاریخ:
5/9/2008 12:30:45 PM
کاربر مهمان
|
یک قلب جسور لاابالی با من
گلهای ظریف کنج قالی با من
امشب تو خدا را به زمین دعوت کن
باشد ، عرق و خانه خالی با من
نذر لبخند آقا صلوات * یا شهید
|
|
| 53748 |
نام:
بارون
شهر:
چه فرقي داره
تاریخ:
5/9/2008 12:19:06 PM
کاربر مهمان
|
سلام عليكم
آه از آن نگاه!
واژه مي شوم
-مرا مرور مي كند-
سنگ مي شوم
-مرا بلور مي كند-
شيشه مي شوم
-ز من عبور مي كند-
تا كه پشت مي كنم به آفتاب
مثل سايه روبروي من ظهور مي كند
آه از آن نگاه
عاقبت تمتم هستي مرا
ذره ذره نور ميكند...
ملتمس دعا
يا علي مدد .
|
|
| 53747 |
نام:
خيلي وقته فراموش كردم
شهر:
اصفهان
تاریخ:
5/9/2008 11:55:12 AM
کاربر مهمان
|
من و دوستم فقط از شما كه در اين سايت هستيد فقط مي خواهيم كه براي رسيدن به خواسته هاي همه ي آرزو مندها از ته دل دعا كنيد
|
|
| 53746 |
نام:
مریم
شهر:
تهران
تاریخ:
5/9/2008 11:23:27 AM
کاربر مهمان
|
اسلام عیک یا اباصالح المهدی
از همه ی دوستان صمیمانه التماس دعای خیر دارم.
|
|
| 53745 |
نام:
لیلآ
شهر:
تهرآن
تاریخ:
5/9/2008 10:13:01 AM
کاربر مهمان
|
رآژدل
|
|
| 53744 |
نام:
؟؟؟
شهر:
سیرجان
تاریخ:
5/9/2008 7:03:47 AM
کاربر مهمان
|
دوستان شما رو به ۱۴معصوم قسم میدم که برا م دعا کنید خیلی محتاج یه قلب پاکم که پیش خدا برام واسطه گری کنه
ممنون
|
|
| 53743 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
5/9/2008 3:28:24 AM
کاربر مهمان
|
*کالبد شکافی یک پرونده _ قسمت سوم:
دانشگاه آزاد اسلامی یا دانشگاه آزاد از اسلام؟!
در همين بين در ديدار دانشجويان عضو تشكل هاي دانشجويي با رئيس جمهور در مراسم افطاري در مهرماه سال هشتاد و پنج و در حضور شخص دكتر عبدالله جاسبي اين بار دانشجويان مهمترين انتقادات خود را به مسئله باند مافيايي موجود در دانشگاه آزاد اختصاص دادند كه باعث گرديد محمود احمدي نژاد در حضور شخص رياست دانشگاه آزاد زبان به انتقاد و قول به دانشجويان براي اصلاح سيستم اين دانشگاه بگشايد.رئیس جمهور قول داد که با یک حرکت _انقلابی_ کار را یکسره کند اما نشد .
كمتر از يك ماه از آن جلسه نگذشته بود كه رئیس جمهور در اواسط آبان ماه سال هشتاد و پنج به پنج نفر از اعضاء شورای عالی انقلاب فرهنگی مأموریت داد اساسنامه جدیدی را برای دانشگاه آزاد اسلامی تهیه کنند. استدلال دکتر احمدی نژاد برای تهیه اساسنامه جدید این بود که از هفت نفر هیات مؤسس اولیه، پنج نفر فوت کرده و یا استعفا داده اند، و عملا دو نفر یعنی آقایان هاشمی و عبدالله جاسبی به جای هیأت مؤسس تصمیم می گیرند.
در اوایل آذرماه هشتاد و پنج اساسنامه تهیه شده توسط کمیته پنج نفره رئیس جمهور در دستور شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت و تا ماده ده آن نیز به تصویب رسید، اما چند روز بعد دکتر عبدالله جاسبی از مصوبه هیات موسس دانشگاه آزاد اسلامی مبنی بر پیشنهاد عضویت پنج نفر جدید بجای افراد فوت شده (مرحوم سيداحمد خمینی) یا کناره گرفته (آیت الله خامنه ای، آیت الله موسوی اردبیلی، مهندس میرحسین موسوی) خبر داد.سرانجام در سوم بهمن ماه هشتاد و پنج، شورای عالی انقلاب فرهنگی با پذیرش استدلال آقای هاشمی رفسنجانی مبنی بر اینکه اصلاحیه دانشگاه آزاد باید توسط هیات موسس تدوین شود، بررسی و تصویب اساسنامه تهیه شده توسط کمیته پنج نفره را از دستور خارج کرد و پیشنهاد هیات موسس دانشگاه آزاد اسلامی مبنی بر اضافه شدن آقایان حبیبی، حسن خمینی، ولایتی، محسن قمی و جعفر توفیقی را بررسی و بجز نفر آخر، به درخواست رئیس دانشگاه آزاد اسلامی پاسخ مثبت داد.
در اسفندماه هشتاد و پنج دکتر محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی با امضاء ابلاغ عضویت آقایان حسن حبیبی، سید حسن خمینی، محسن قمی و علی اکبر ولایتی در هیأت مؤسس دانشگاه آزاد، عملاً از تصمیم انقلابی خود درباره دانشگاه آزاد اسلامی عقب نشینی کرد.البته اين عقب نشيني همراه بود با يك پيشروي از سوي جريان دانشجويي مسلمان كه نسبت به روند تخلفات و مفاسد موجود در دانشگاه آزاد سكوت را بر نمي تابيدند. و در يك كنفرانس خبري محمد صداقت، مجتبي ابراهيمي، علي خضريان و سيد محمد بياتيان به نمايندگي از بسيج دانشجويي، جامعه اسلامي دانشجويان، اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل و دفتر تحكيم وحدت نسبت به روند مفاسد حاكم بر دانشگاه آزاد و عدم پاسخگويي مديريت اين دانشگاه به هيچ يك از مراجع نظارتي انتقاد كردند كه در ادامه باعث گرديد تا دفتر حقوقي دانشگاه آزاد از نماینده شوراي مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل به اتهام نشر اكاذيب، تشويش اذهان عمومي و توهين به مقام عاليه دانشگاه آزاد (دكتر جاسبي) شكايت نمايد.
پایان قسمت سوم.
|
|