اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 53492 |
نام:
صبا
شهر:
هفت آسمون
تاریخ:
5/3/2008 9:31:24 PM
کاربر مهمان
|
سلام به اهالی قلعه!
...::: آنها را که از مرگ می هراسند از کربلا میرانند::...
روزگارتون پر خیر و برکت.
*مریم خانم خواهر خوبم ممنون از توجه تون.... من اگه دوباره نگفتم برای این بود که فکر میکردم شاید لیاقت شرکت نداشته باشم. اما مثل اینکه آدم با داشتن دوستان خوبی مثل شما بزرگواران زوری زوری هم که شده میره تو کار خیر....
*برادرم آقا شهاب! بزرگوارید و تاخیر از دل خود من بود از ثبت شما...
دوستان حقیر عرضی دارم- جسارت نباشه- میشه اول ثبت یه مورد-مثلا صلوات ها یا الرحمن- تموم بشه بعد یه ثبت جدید شروع بشه. اینطوری ختم ها نظم بیشتری پیدا میکنه. اجر همه تون با صاحبان نور!!!
دوستان و بزرگواران هر وقت یادتون بود و خواستید و مشغله ای نداشتید و ... دعایی هم به حال من....
|
|
| 53491 |
نام:
سیدبهزاد حسینی
شهر:
جیرفت
تاریخ:
5/3/2008 7:42:53 PM
کاربر مهمان
|
آنچه که هستی هدیه خداوندبه توست و آنچه که میشوی هدیه تو به خداوند است پس بی نظیر باش .
سید بهزاد حسینی .
استان کرمان . شهرستان جیرفت
|
|
| 53490 |
نام:
بوی سیب
شهر:
مطلع الفجر
تاریخ:
5/3/2008 7:25:10 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله وبالله و فی سبیل الله و علی ملّه رسول الله
اگر عروس شهادت جواب کرد مرا
برای مصلحتی انتخاب کرد مرا.
گذاشت تا بمانم خدا خدا بکنم
به جان رهبر محبوب دعا بکنم.
بر خامنه ای رهبر خوبان صلوات...
ظهور آقا صلوات.
یا علی مدد
|
|
| 53489 |
نام:
مرضیه
شهر:
یزد
تاریخ:
5/3/2008 6:55:14 PM
کاربر مهمان
|
نمی دانم چیکار کنم؟
|
|
| 53488 |
نام:
امیدوار
شهر:
ایران
تاریخ:
5/3/2008 5:58:19 PM
کاربر مهمان
|
باسلام وروزبخیر...
*********************************************
**شهاب بزرگوار(باسلام وخسته نباشیدوتبریک هفته معلم
به شمابزرگوارکه درواقع معلم همه حرف دلیهای محترم
میباشید . برادرارجمندم الحمدالله مشغله کاری بودنگران نباشید.ان شاءالله درزیرسایه کرامات این بانوی بزرگوارموفق ومویدباشیدازشماالتماس دعادارم)
وباسلام وعرض ادب به چه فرقی میکنه ارجمند.ازلطف شماسپاسگزارم.ان شاءالله که ازدوستان بزرگوارتان درخواست می نماییدکه نایب الزیاره دوستان حرف دل وحقیردرحرم مطهرحضرت زینب(س)وحضرت رقیه(س)دراین ایام خجسته باشند.التماس دعا)
باسلام به ایمان بزرگوار احتراما100سوره مبارکه کوثرثبت بفرمایید.
...............
****************
ختم14000دسته گل صلوات درروزمیلادباسعادت یگانه بانوی دشت کربلا**حضرت زینب( سلام الله علیها)**تقدیم به استان مقدس ان حضرت وخاندان مطهرشان.
به نیت سلامتی مسلمانان وشفای عاجل بیماران وبراورده شدن حاجات ورفع گرفتاری مسلمین.
*****************
1000دسته گل صلوات*اقاشهاب گرانقدر
1000دسته گل صلوات*امیدوار
500دسته گل صلوات*تنهای بزرگوار
500دسته گل صلوات*مریم خانم ازانتظاربهاروباران
500دسته گل صلوات*منتظرگرامی
1000دسته گل صلوات*چه فرقی می کنه بزرگوار
1000دسته گل صلوات*ایمان محترم ازشهرتوکل به خدا
1000دسته گل صلوات*تنهای گرامی ازشهرانتظار
1000دسته گل صلوات*شهنازخانم ارجمند
1000دسته گل صلوات*زنده یادخانم سادات گرامی
500دسته گل صلوات*زهرای محترم ازتهران
500دسته گل صلوات*بنده خدای محترم ازبروجرد
500دسته گل صلوات*مهدیارگرامی
...دسته گل صلوات*............
4000دسته گل صلوات باقیست.
دوستان محترم اسامی خودراتاروزمیلادبرای ثبت(500یا1000) اعلام بفرمایند. درصورت تعداددرخواست کنندگان بیشتراسامی سایرین نیزبه همراه بزرگواران شرکت کننده ثبت خواهدشد.
***اللهم صل علی محمدوعجل فرجهم***
|
|
| 53487 |
نام:
دختری تنها....
شهر:
از دیار فراموش شدگان...
تاریخ:
5/3/2008 4:40:24 PM
کاربر مهمان
|
دلت امانت خداست
امانتدار خوبی باش...
|
|
| 53486 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
5/3/2008 4:26:03 PM
کاربر مهمان
|
* بسم الله الرحمن الرحیم*
*انااعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانئک هو الابتر *
ختم هزار وششصد سوره مبارک کوثر ( هر نفر حداقل ده بار تکرار کنند )
* ختم یک . خواهر گرامی رقیه شهمیری از مشهد
* ختم دو . بزرگوار آقا شهاب یکصد ختم سوره کوثر
* ختم سه . حقیر ایمان از توکل به خدا یکصد ختم سوره کوثر
* ختم چهار . خواهر گرامی مریم از انتظار بهارو بارون
*ختم پنج . خواهر خودم فاطمه از بروجرد یکصد ختم سوره کوثر
* ختم ششم . خواهر خوبم بنده ی خدا از بروجرد یکصد ختم سوره کوثر
* ختم هفتم . خواهر گرامی زهرا تهران
* ختم هشتم . برادر گرامی آواره ی کوی حسین (ع) از شهر عشاق الحسین ( ع) بنابه درخواست شما از آقا شهاب ثبت نمودم
* ختم نهم . ونوس کوچولو از کهکشان راه شیری ده تا سوره کوثر
*
*
*
انشاءالله خداوند ما را با صاحب سوره کوثر خانم فاطمه زهرا محشور فرمایند.
خواهر خوبم مریم از شهر انتظار بهار و بارون باعث خوشحالی هم می شود این توفیقی است که اگه خدا بخواد به هردویمان می رسد. فردا منتظر ثبت شما هستم . یا علی
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
|
|
| 53485 |
نام:
امنه
شهر:
تاریخ:
5/3/2008 4:21:03 PM
کاربر مهمان
|
سید ما رو هم تحویل بگیر
خیلی دلم گرفته
|
|
| 53484 |
نام:
آواره ی کوی حسین(ع)
شهر:
عشاق الحسین(ع)
تاریخ:
5/3/2008 4:15:30 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم.
السلام عليك يا صاحب الزمان (عج)
رفقا این چند وقته عطر شهدا همه جا پیچیده انگاری شهدا دوباره زنده شدن
گمانم دیگه وقتش شده ..............
این جمعه ای که گذشت زیارت جامعه کبیره هیئت چه کرد با دلها اصلا انگاری خود شهدا هم حضور داشتن .........
این جمعه هم مثل جمعه های دیگه سید داشت زیارت جامعه کبیره میخوند ولي
وسط جامعه یه چیزی گفت که دل همه رو سوزوند آتیش زد به دل همه
گفت: خدا بیامرزه شهید حسنی رو بچه کرج بود من با اون مأ نوس بودم اون با یک چشم مصنوعی ، فک مصنوعی یه آدم عجیبی بود نه با کسی کاری داشت نه از کسی دلخوری داشت سید میگفت اينها جامعه(جامعه کبیره) رو معنی کردند.
سید آرام آرام شروع کرد با یه روضه خاصی به خواندن :
یه پلاستیک مشمایی داشت که داخلش خاک بود هر چی بهش میگفتیم این چیه نمی گفت فقط بعد شهادتش وصیت کرده بود اینو بزارید زیر سرم و روی قبرم تا اینکه چند سال پیش شهید شد.
و وصیت نامه اش :
گفته بود من توی سنگر بودم که یه خمپاره شصت دقیقاخورد تو سنگر تمام بدنم ترکش خورده بود و کسی هم نبود کمکم کنه رفیقام هم همشون شهید شده بودند میگه دیدم دارم جون میدم نه مادر کنارمه نه پدر کنارم نه کسی کنارمه به دلم نگاه کردم دیدم یه آقایی رو دیدم که با عالم برابری نمی کنه که از پدرم عزیز تره از مادرم عزیز تره یکدفعه با همه ی وجودم صدا زدم یا صاحب الزمان یا حجت بن الحسن ، میگه سنگر تاریک او گرد و غبار همه جا روگرفته منم چشمم نمی بینه با یه چشمم دارم میبینم و خون همه بدنم رو گرفته ؛ صدا زدم یا صاحب الزمان لحظاتی گذشت دیدم یه آقایی اومد سنگرم روشن شد بوي عطر عجیبی سنگر رو گرفت فهمیدم که حجت بن الحسنه میگه اومد سر منو به زانو گرفت یه نگاه به من کرد سلام دادم میگه کنارم نشست آقام رو دیدم به من گفت تو زنده می مونی تو چند سال دیگه شهید میشی حرف زدیم با آقا حجت بن الحسن , میگه آقام وقتی که رفت،
از خدا کمک خواستم با همه ی وجودم خاکهای زیر نعلین آقا رو جمع کردم این خاکا ها رو توی پلاستیک ریختم وصیتم اینه که این خاک هارو زیر سرم بزارید آخه میخوام خاک پای آقام توی قبرم باشه .................
آقاجان یعنی دم جون دادن بالای سر ما هم میایی ؟ ..............
برای شادی روح پاک شهدا صلوات
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم عجل الولیک الفرج
یاعلی
|
|
| 53483 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
5/3/2008 3:40:33 PM
کاربر مهمان
|
خواهرم از شهر توکل به خدا ، بنده خیلی مایل هستم در طرح ثبت آمار بهتون کمک کنم، اگر براتون مقدوره ، اجازه بدین که آمار فردا رو بنده اعلام کنم. با سپاس
البته اگه براتون امکان داره!
یازهرا)س(
|
|