هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
53432
نام: مریم
شهر: انتظاربهارو باران
تاریخ: 5/2/2008 8:32:01 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا

سلام به همگی

آقای شهاب بزرگوار از هدیه ی ارزشمند و غیر منتظره ی شما بسیار ممنون و متشکرم. هفته ی معلم را هم خدمت شما و همه ی معملمان بزرگوار تبریک عرض می کنم.
در باره ی ثبت آمار هم ، باید عرض کنم که برای بنده رحمت و برکت الهی است و خدارا به خاطر این لطف سپاسگزارم.


یک پیشنهاد هم که داشتم ختم سوره ی مبارک کوثر به تعداد هزار و ششصد عدد باشد.( هزار و چهارصد سوره ی مبارک کوثر به نیت 14 معصوم و صدتای آنها به نیت نرجس خاتون مادر بزرگوار امام زمان (عج)و صدسوره ی مبارک دیگرهم به نیت خانم ام البنین مادر بزرگوار حضرت ابوالفضل عباس (ع) باشد . و هر کس چهل بار ختم یا کمتر را تقبل کند .)

یا اینکه همانگونه که برادر بزرگوارمان فرمودند به صورت ده تایی و به تعداد هزار بار ختم سوره ی مبارک کوثر باشد.

در پایان اگر هم فرصت نداشتید بنده برای ثبت آمار در خدمت بزرگواران هستم .


*****
باعرض معذرت : در ثبت تعداد مورد قبلی اشتباه شد.
آدمین گرامی ممنون خواهم شد اگر مورد مشابه قبل را حذف کنید
53431
نام: آواره ی کوی حسین(ع)
شهر: عشاق الحسین(ع)
تاریخ: 5/2/2008 8:30:49 PM
کاربر مهمان
  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بسم رب الشهداء و الصديقين
نام :محمود محل شهادت :شلمچه
نام خانوادگى :كرمى
نام پدر :ابوالقاسم
تاريخ‌تولد :11/04/1342
ش.ش :494
محل‌صدورشناسنامه :تهران
تاريخ شهادت :15/12/62
نوع حادثه :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى
شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسط دشمن‌درجبهه
استان :بنيادشهيداستان‌تهران
شهر :اداره‌بنيادشهيدمنطقه‌8)غرب(
وصيت‌نامه :-محمود-كرمى
«بسمه تعالى »
السلام عليك يا حسين بن على (ع)
السلام عليك يا صاحب الزمان (عج)
فلم تقتلوهم و لكن الله قتلهم و ما رميت اذ رميت ولكن الله رمى
(آيه 17 انفال ) «پس شما آنها را نكشتيد بلكه خدا آنها را كشت و شما تير نيانداختيد خدا بود كه تير انداخت.
با درود و سلام خدمت ولى‌عصر امام زمان (ع) و نايب بر حقش امام خمينى و با درود به روان پاك تمام شهداى اسلام خدمت پدر عزيزم حاج ابوالقاسم كرمى سلام عرض ميكنم.
اينجانب محمود كرمى دانشجوى دانشگاه امام جعفر صادق (ع) از پدر و افراد خانواده‌ام و ساير اقوام و دوستان و اساتيد محترم دانشگاه امام جعفر صادق (ع) حلاليت مى‌طلبم و اميدوارم كه همه برادران و خواهران عزيز بديهاى ما را مورد عفو قرار بدهند تا كوله‌بار گناه ما سبكتر شود.
پدر عزيز از اينكه بدون اجازه شما و خانواده راهى جبهه هاى حق ضد باطل شدم پوزش ميطلبم و اميدوارم مرا ببخشيد زيرا در آن لحظه كه تصميم به رفتن گرفتم فقط مجذوب آن نيروئى بودم كه مرا به سمت خود مى‌كشيد و به فكر چيز ديگرى نبودم.
پدر عزيز من از درى از درهاى بهشت وارد شدم كه كليدش در درست خداست و خداوند اين در را فقط براى مجاهدين باز مى‌كند
همچنان كه مولا على (ع) فرمود:فان الجهاد من ابواب الجنه.الله لخاصه اوليائه
و خير و صلاح زندگى من و ساير مسلمين وارد شدن از اين در است زيرا عدالت فقط تحت شمشير است چنانكه رسول اكرم (ص) فرمود:الخير كله فى السيف و تحت ضل السيف.
پدر عزيز هر شهيد منطقى دارد كه آن منطق را فقط شهيد و آن كسى كه در راه شهادت حركت ميكند مى‌فهمد امام حسين (ع) را فقط يارانش درك كردند و گرنه ساير بنى‌هاشم مى‌گفتند كه پسر رسول (ص) خدا در اشتباه است پدر منطق شهداى ما هم منطق حسين (ع) و ياران حسين (ع) مى‌باشد پس اى پدر عزيز دعا كن تا خداوند شهادت فرزندت را قبول كند تا شما هم مفتخر به عضويت خانواده‌هاى شهداى اسلام بشويد و آن وقت است كه بايد به سر قبر مادرم بروى و به او بگويى كه فرزندت راه همان كسى را رفت كه هميشه برايش غذاى نذرى مى‌پختى راه حسين بن على (ع).
پدر اگر خدا ناكرده لحظه‌اى بفكرت خطور كند كه اى كاش نمى‌گذاشتم پسرم برود به جبهه ،من از دست تو راضى نيستم زيرا كه زمان زمان پرواز در آسمان شهادت است و من هم افتخار ميكنم كه پرنده كوچكى از پرنده‌هاى بلندپرواز مى‌باشم لذا پرواز حق من است .
پدر عزيز من معتقدم كه درس چندين ساله‌اى را كه مى‌بايست در دانشگاه امام جعفر صادق (ع) مى‌خواندم در اينجا خواندم و در مدت كوتاهى مدركى را گرفتم كه در هيچ دانشگاهى داده نمى‌شود و آن مدرك شهادت است و
الان من جزو فارغ‌التحصيلان دانشگاه امام حسين (ع) هستم.
پدر در آخر از تو و از ساير برادران و خواهران و همچنين از كليه افراد خانواده‌ام خواستارم كه واجبات را ترك نكنيد زيرا الان زمان انجام دادن واجبات است .و ضمنا لبيكها را فراموش نكنيد و هر روز بعد از هر نماز بگوئيد لبيك يا ثار ا
53430
نام: مریم
شهر: انتظاربهارو باران
تاریخ: 5/2/2008 8:16:48 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا

سلام به همگی

آقای شهاب بزرگوار از هدیه ی ارزشمند و غیر منتظره ی شما بسیار ممنون و متشکرم. هفته ی معلم را هم خدمت شما و همه ی معملمان بزرگوار تبریک عرض می کنم.
در باره ی ثبت آمار هم ، باید عرض کنم که برای بنده رحمت و برکت الهی است و خدارا به خاطر این لطف سپاسگزارم.

یک پیشنهاد هم که داشتم ختم سوره ی مبارک کوثر به تعداد شانزده هزار عدد باشد.( چهارده هزار تا به نیت 14 معصوم و هزارتای آنها به نیت نرجس خاتون مادر بزرگوار امام زمان (عج)و هزارتای دیگرهم به نیت ام البنین مادر بزرگوار حضرت ابوالفضل عباس (ع) باشد . و هر کس چهل بار ختم یا کمتر را تقبل کند .)

یا اینکه همانگونه که برادر بزرگوارمان فرمودند به صورت ده تایی و به تعداد هزار بار ختم سوره ی مبارک کوثر باشد.

در پایان اگر هم فرصت نداشتید بنده برای ثبت آمار در خدمت بزرگواران هستم .
53429
نام: مریم
شهر: انتظار بهارو باران
تاریخ: 5/2/2008 8:16:31 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدای مهربان و بخشنده


سلام علی آل یاسین
السلام علیک حین تحمد و تستغفر
السلام علیک حین تسبح و تنسی
السلام علیک ایها الامام


السلام علیک یا مهدی . سلام بر تو ای تقاص گیرنده ی خون حسین
سلام بر امام عصرم . سلام بر صاحب زمانم.
سلام بر تو ای تقاص گیرنده ی بغض دلها
سلام بر تو ای نوید آزادی . سلام بر تو ای ندا دهنده ی امید . ای مظهر عدل که با آمدنت عدالتی علی گونه را جاری خواهی ساخت .
بازهم دلم هوایت را کرده . خیلی زیاد.
امروز صدایت کردم و با هم بر محمد خاندان محمد(ص) درود فرستادیم . یادت هست ؟
امروز دلم هوایت را داشت. مرا دریاب ای ولی عصرم ، ای مولایم.
مولایم نگاه تو ، گوشه چشم تو ، می دانم تا شایسته ی نگاه تو شدن خیلی راه باقیست و من هنوز در ابتدای ابتدای راهم اگر آغاز کرده باشم . می دانم باید صبر داشته باشم . می دانم باید همت کنم . می دانم که راه دشوار ست.ولی امامم اگر تو هم کمکم کنی راه دشوار بر من اسان می گردد و مرا در این راه ثابت قدم می کند .
مولایم منتظرانت این بار هم چشم به راهت بودند .
برایت ندبه ی انتظار سردادند و تو را فریاد زدند و سلامتی ات را.
امامم دلم گواهی حضورت را می دهد ، نزدیک تر . دو سه تا کوچه شاید!
می دانم که می آیی .
روزی تو خواهی آمد و چه شیرین است مژده ی آمدنت .
آنروز شکر گزار آمدنت به درگاهش خواهم بود .
آیا آنروز را خواهم دید؟


اللهم عجل لولیک الفرج
53428
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 5/2/2008 8:09:23 PM
کاربر مهمان
 
دوست ...


آقا ، گمانم من شما را دوست ...

حسی غریب و آشنا را دوست ...


نه نه! چه می گویم! فقط این که

آیا شما یک لحظه ما را دوست ...؟


منظور من این که شما با من ...

من با شما این قصه ها را دوست ...


ای وای! حرفم این نبود اما

سردم شده ، آب و هوا را دوست...


حس عجیب پیشتان بودن

نه! فکر بد ، نه! من خدا را دوست...


از دور می آید صدای پا

حتي همین پا و صدا را دوست...


این بار ، دیگر حرف خواهم زد

آقا گمانم ، من شما را دوست دارم


53427
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 5/2/2008 8:01:38 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحيم- نقدي بر كتاب:" اشنائي با علوم حديث:" اين تكنيك تبليغاتي را به خاطر داشته باشيد اول دايره بزرگي را رسم كنيد كه ار نقطه شروع روي پيرامون دايره يك جريان تبليغاتي با موضوعات به ترتيب بايد بيان شود كه تركيبي از موضوعات كه در افراد تاثير زياد ميگذارد وموضوعاتي كه به نفع تبليغ كنند است تا به نقطه يايان برسد كه هدف تبليغ كننده را محقق سازد وسپس دايره كوچكتر كه از موضوعاتي كه مورد توچه واقع شده تشكيل شود وان موضوعات كه نمره لازم را نياورده است جمع اوري شود. ودايره وسطي دستكاري موضوعات نمره اورده واضافه كردن موضوعات جديد اين عمل مدوام تكرار ميشود بهتر است كه يك حلقه داخلي ويك حلقه خارجي ايجاد شود ولي حتما اين دوحلقه با هم تركيب شود تا تاثير گذار شود بشر به تجربه به اين روش دست پيدا كرده است. جريان سوزاندن كتب احاديث كاملا مشخص است. ايشان در محضر رسول اللهاكرم صلوات الله عليه واله والسلم يك اصل تكليفي كه": حسبنا كتاب الله:" اجتهاد كرد اين نقطه شروع وچون از اول اين اصل مادر واستراتژيك اجتهادي است تا اخر راه اجتهادي پيش خواهد رفت وهيچگاه با حديث رسول الله اكرم صلوات الله عليه واله والسلم همگام نخواهد شد وان اصل ميطلبد كه حديث هم از صحنه خارج شود وگرنه به يك پارادوكس شديدي برخورد ميكند كه جناب اقاي عمر شماا نجا فرموديد كلا به حديث نياز نداريم والان همه اش از حديث استفاده ميكنيد چه كاسه اي زير نيم كاسه است حل اين مشكل مانند مشكلات ديگر در ظول حكومت هاي سني وغير سني فقط جعل حديث است وبس . در زمان حكومت اسطوري حضرت علي عليه السلام كه انگليسي ها ميگويند شما از حضرت علي عليه السلام يك اسطوره ساخته ايد كه در حاليكه پيامبر نيست از حضرت مسيح عليه السلام برتر است وديگر نميدانند كه حضرت اش برتراز هر اسطورهاي است كه بشر بسازد انسان تا درغرب نباشد وبا غولهاي عظيم فكر جهان غرب روبرو نشود كه چگونه ضعف خود را اشكار ميكنند واز سختي بدست اوردن علم مينالند ودست التماس براي همكاري درازميكنند انگاه است انسان پي ميبرد چه اسطوره اي در تاريخ وجود داشته است. در حكومت ايشان در كوفه قريب به اتفاق مردمان شيقته احكام جناب عمر بودند وحاضر به تغير نبودند وحضرت اش هرگاه احساس مكرد بعضي انتخاب هاي ايشان را مردم كراهت دارند تغير ميداد ودرهمان زمان مردمان احاديث وخطبه هاي ايشان رامينوشتند وهرگاه كسي حديث لازم داشت امام عليه السلام ميفرمودند بنويس وان مرد مينوشت وهيچ كس معترض نشد زيرا اين امر را يك امر اجتهادي ميدانستند نه يك امر الهي در همان زمان پيروان عبدالله بن زبير يك فرقه اي جدا از تسنن وشيعه درست كرده بود واجتهاد ديگران را مسخره ميكرد وبعضا زنداني .حتي ميكشت وهيجكس نگفت كه ايشان مسلمان نيست وفقط وارد قلمرو ايشان نمي شدند چانجه حديث متقن وجود داشت نه حضرت اش فرمان ميداد ونه مردم ميپذيرفتند وهمان زما بقدري نامه حاوي سوائلات درباره ارث وديگر مسائل ازكشورهاي تازه فتح شده بخصوص در مسائل ملكي به مدينه ميامد ميدانستند كه اگر جواب ندهند يك انقلاب بزرك درپي خواهد داشت لذا يا يك فرد ميفرستادند ويا يك سري احاديث كه افراد خودشان اجتهاد كنند .در بحث بعد بخوبي روشن ميشود كه فقط احاديث خاصي مورد منع واقع شدند كه كاملا جنبه سياسي دارنند-ادامه دارد
53426
نام: آواره ی کوی حسین(ع)
شهر: عشاق الحسین(ع)
تاریخ: 5/2/2008 6:59:45 PM
کاربر مهمان
  اعوذ بالله من نفسی و من الشیطان الرجیم
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
انا لله و انا الیه راجعون
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ

و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست و

قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى می كنند بهتر است آيا نمی انديشيد ؟
(32) سوره انعام
سلام
سلام بر مهدی فاطمه (س)
یه جمعه دیگه اومد...
ولی .... ولی ... ولی
نیومد ....نیومد ...نیومد...
خسته شدم از اینکه تو این دنیایی بی تفاوتی همه سرگرم بازیند ....
آقا تو چی فکر میکنی !
مگه غیر اینه ؟
آقا خدا گفت که ای بیچاره اومدی این دنیای بازی کنی !
یادت رفت تو که تو بهشت کنار خودم بودی !
حالا اومدی زمین منو یادت رفت !
سیدی چی بگم تو دنیای خجالت کشیدن هام جای خالی نمونده !
ازهمه خجالت میکشم از شما معصومین اولیا الله انبیاء همه و همه
حالا آقا همه اینا یک طرف از خدا دیگه چطور خجالت بکشم ....
خدا گفت توبه کن بیا ....
من که همیشه منتظر توام که بیایی تا من ببخشمت !
خب هی رفتم خدا بخشید ولی بازم نشد نشد نشد ...
آقا اینچه دردیه!؟!
حضرت آدم سیصد سال گریه کرد !!!
ی اشک برا حسین (ع) ریخت خدا گفت بیا تو بنده منی !!!
بیا
بیا بیا
سیدی اشک بریزم ....
برا جدت حسین (ع) اشک بریزم !!!
آقا باشه حسین (ع) رو میفهمم و براش اشک میریزم ...
چه دنیایی داره حسین (ع) یا رب الحسین ماکه عمریه آواره دربه درتیم مولای مظلومم..حسین جان(ع).
ولي مهدی جان تو دیدی چی شد ! براش خون گریه میکنی !
یعنی برا ما همین اشک بس!...
باشه آقا اشک میریزیم !!!
یا الله یا الله
خدایا خدایا خدایا برای کدوم حرمتت اشک بریزم که تو ببخشی !؟!
بخشیدنی که دیگه برنگردیم...
بریم جزو همونایی که پشتشون نوشته بودن میرویم تا انتقام سیلی مادر بگیریم !
آه ...
آه...
آه...
خدا صدات میزنم صدامو میشنوی ؟
بشنو صدامو خدا جونم !
تو سمیع علیم ی
خدا دیدی ما بدیم ...
خدایا تو که بودی هستی میمونی ...
خدا معامله با تو کردن چه طوریه ؟؟؟
چه طور میخری ؟
بیا این جانم و جوونیم...
تو چند میخری ؟
کجا میخری ؟
پس کی میخری ؟
خداجونم چیزی ندارم که دیگه بدم ولی اینی که میخواهی بخری ...
تو همین جوونی بخر ....
دیگه در به درمون نکن !!!!
دیگه اینقدر کشش نده ....
آه....
میگن آه اسم خداست ... خداجونم تا کی آه از دل بکشیم ....
اینهمه از دل آه کشیدن ... خب آره دیگه ار جایی که تو هستی صدا میاد ...
صدای تو همنوا با آه میاد ....
آه ...
خداجونم یه جمعه شد داره غروب میشه ...
دلها گرفته ....
آره خدا جون ما قاطی بازی این دنیا شدیم تو رو یادمون رفت !
الحق و النصاف خیلی بی معرفتیم ....
ما که کنار تو بودیم ...
از تو جدا شدیم ....
خدا تو چقدر خوبی که ما رو رها نکردی ....
ولی خدا یه جمعه دیگه شدوداره غروب میشه ....
چه کنم بشینم با حسرت یه غروب دیگه ببینم .... !؟!!
باشه هرچی که بودم ...وهر بدی که بود! نیومدن ها بود ...! از خودم بود ....
چه کنم غیر اینکه به امیدی به دنبال طلوعی بگردم ....
باشه گشتم بازم میگردم ..ان شاءالله این چشما روشن میشه
<
53425
نام: امیدوار
شهر: ایران
تاریخ: 5/2/2008 6:32:14 PM
کاربر مهمان
  باسلام وروزبخیر.
................

دراستانه نزدیک شدن به روز5جمادی الاول میلادباسعادت یگانه بانوی دشت کربلا**حضرت زینب(سلام الله علیها)**
ختم14000دسته گل صلوات درروزمیلاد تقدیم به استان مقدس ان حضرت وخاندان مطهرشان به نیت سلامتی همه مسلمانان وشفای عاجل بیماران وبراورده شدن حاجات ورفع گرفتاری مسلمین.
************************************************
1000دسته گل صلوات**اقاشهاب بزرگوار
1000دسته گل صلوات**امیدوار
500دسته گل صلوات**تنهای بزرگوار
500دسته گل صلوات**منتظرگرامی
...دسته گل صلوات**...........

*بزرگواران محترم اسامی خودرابرای ثبت500یا1000صلوات اعلام بفرمایند.*
**اللهم ارزقناشفاعه الحسین یوم الورود.**
***اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم***
التماس دعا.
53424
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 5/2/2008 5:53:28 PM
کاربر مهمان
 
*خداي خوبم سلام.

مهربوني ات و اقيانوس رحمتت بي منتهاست ، اما متاسفانه براي ما انسان هاي غافل ، موقعي عيني مي شه که با حواس پنجگانه اش حسش کنه .

شکرت به خاطر باروني که فرستادي و پاسخ اونهايي رو که از صميم قلب دعا کردند رو دادي کودکان ما هم گناهی ندارند...

*ساراي گرانقدر از تهران سلام و خدا قوت.

ضمن عرض تشکر از شما بزرگوار ، مدتي ست از مطالبتون بي بهره ايم. قلم صميمي و ساده و شيرينتون خيلي جذابه. بنده ي حقير با * دقت تمام * دنبال مي کنم نوشته هاتون رو.

شما بزرگوار حق پيشکسوتي به گردن همه ي ما داريد.

ذهن کليشه اي من ايجاب مي کرد ازتون تشکر کنم و بپرسم که کجاييد و چرا گاهی محروميم از نوشته هاتون؟!


اللهم عجل لوليک الفرج.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

53423
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 5/2/2008 4:55:43 PM
کاربر مهمان
 

قاصدك

مثل هميشه

با تمام شبنم چشمان خود

آب و جارو مي كند

شهر دلم را جمعه ها

من به طول جاده هاي بي سوار انتظار

لاله مي كارم بيا

اي تو اقيانوس بي پايان شوق

بي تو ديگر ياس ها هم بي قراري مي كنند

پس كدامين روز جمعه باز مي گويي

بگو

لاله هاي عشق را در كوچه قربان مي كنم

جمعه هاي عمر من در حسرت ديدار تو

رو به پايان مي رود

اي تمام وسعت آدينه ها

جان دلهاي غريب و منتظر

ديگر بيا


سيده سكينه حسينی حصاری


<<ابتدا <قبلی 5349 5348 5347 5346 5345 5344 5343 5342 5341 5340 5339 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5344&mode=print