اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 53242 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
4/29/2008 8:37:39 AM
کاربر مهمان
|
*سلام به حرف دل.
*تو حرف دل کار قشنگ و بجا زیاد شده از اون جمله کار زیبای آقا مجتبی شعبانزاده که مدتی است از حضورشون در حرف دل بی بهره هستیم:
*48740
نام: مجتبی شعبانزاده
شهر: رشت
ایمیل
تاریخ: 12/28/2007 4:52:03 PM
جمعه، هفتم دی ماه 1386
بسم الله الرحمن الرحیم
استفتائی فرستاده بودم به دفتر مقام معظم رهبری که مربوط به سایت شهید آوینی و خود قسمت حرف دل هستش به شرح زیر
***
سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
بسم الله الرحمن الرحیم
ضمن عرض خسته نباشید
مدت چند سالی هست که در سایت شهید آوینی www.aviny.com/guestbookعده ای از مومنین و مومنات جمع می شوند و در قسمت حرف دل آن با همکاری هم مسابقات دینی برپا می کنند و یا ختم صلوات وختم قرآن انجام می دهند. و گاها هم همدیگر را به اسم صدا می کنند و مطلبی را عارض می شوند:
1- اگر نوع صدا کردن نام نامحرم همراه با مزاح و یا قصد لذت باشد چه حکمی دارد؟
2- اگر نوع صدا کردن نام نامحرم بدون قصد لذت و فقط صرف گفتن مطلبی باشد چه حکمی دارد؟
جواب استفتاء:
سلام عليکم و رحمة الله و برکاته
بسمه تعالى
ج1و2) اگر به قصد لذّت و تهييج شهوت باشد، جايز نيست.
موفق و مؤيد باشيد.
***
*یادمه اون موقع هم عده ای که چه عرض کنم ، یکنفر (ان شاء الله که نادانسته یا شاید با هدفی خاص ) برای پیشگیری از یک منکر چندین منکر دیگه رو با هم مرتکب می شد و برای جلوگیری از ارتباط نامشروع دو نامحرم ، گناهان کبیره ای مثل تهمت و افتراء و تجسس در امور دیگران و غیبت و ... رو با هم انجام می داد و حالا می بینید که کار زیباکه برای خدا انجام می شه موندگاره و کاری که برای جبران کمبود شخصیت و مشکلات دیگه ی درونی افراد مریض انجام می شه از بین می ره و اثری ازش نمی مونه.
ان شاء الله این استفتاء ، دستورالعمل ، سرلوحه و فصل الخطاب حضور ما در حرف دل باشه و از ولی فقیهمون نه جلوتر بریم و نه عقب بیفتیم .
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 53241 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
4/29/2008 8:21:19 AM
کاربر مهمان
|
سلام به مه دوستان خوب حرف دل
سید جان امروز بیش از پیش دلم گرفته غم عجیبی سراپای وجودمو تسخیر کرده هرچه فکر می کنم دلیلش را پیدا نمی کنم ترا به بزرگواری جد سادات و مقام و منزل شهدا علی الخصوص خودتان ما را دعا کنید شما پیش خدا آبرو دارید و من .... پس دعا کنید تا خدا کمک کنه
خواهر خوبم رقیه شهمیری از مشهد شما پیش دکتری که بالاتر از همه دکترهاست زندگی می کنی از آقا امام رضا بخواه شفای پسرعمویتان را ولی به حکم وظیفه من با دل تنگ و شکسته از خدا می خوام به بزرگی و عظمت آقامون امام رضا همه بیماران را شفا بدهد و پسرعموی شما را هم شفا و لباس عافیت هرچه زودتر به تنشان بپوشاند . یا امام رضا دعوت میخوام . یاعلی
|
|
| 53240 |
نام:
مریم
شهر:
انتظاربهارو باران
تاریخ:
4/29/2008 8:00:17 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همگی
ختم چهل سوره ي مبارک الرحمن به نيت آمرزش همه ي گناهان و زندگي با عزت و مرگي زيبا به رنگ شهادت...انشاءالله
ختم اول سوره ي مبارک الرحمن: چه فرقي مي كنه ي بزرگوار
ختم دوم سوره ي مبارک الرحمن: مريم از انتظار بهار و باران
ختم سوم سوره ي مبارک الرحمن: مریم عزیز از دل آرام گیرد به یاد خدا
ختم چهارم سوره ي مبارک الرحمن: خانم سادات عزيز
ختم پنجم سوره ي مبارک الرحمن: شهناز خانم محترم
ختم ششم سوره ي مبارک الرحمن: آقا اميد
ختم هفتم سوره ي مبارک الرحمن: شمسي خانم محترم
ختم هشتم سوره ي مبارک الرحمن: حاج علي آقاي بزرگوار
ختم نهم سوره ي مبارک الرحمن: سوگل عزيز
ختم دهم سوره ي مبارک الرحمن: آقا محمد بزرگوار(التماس دعا(
ختم يازدهم سوره ي مبارک الرحمن: آقا پيام گرامي
ختم دوازدهم سوره ي مبارک الرحمن: مينو خانم
ختم سیزدهم سوره ي مبارک الرحمن:آقا شهاب بزرگوار
ختم چهاردهم سوره ي مبارک الرحمن: رزسفید گرامی
ختم پانزدهم سوره ي مبارک الرحمن: زهرای گرامی از زلال دل
ختم شانزدهم سوره ي مبارک الرحمن: عطیه ی عزیز از مشهد
ختم هفدهم سوره ي مبارک الرحمن: محمد گرامی
ختم هجدهم سوره ي مبارک الرحمن: بنده ی گرامی خدا از بروجرد
ختم نوزدهم سوره ي مبارک الرحمن: سلام گرامی از تهران
ختم بیستم سوره ي مبارک الرحمن: الهه خانم از مشهد مقدس
ختم بيست و يكم سوره ي مبارک الرحمن: سارا خانم از غريب
ختم بيست و دوم سوره ي مبارک الرحمن: اميدوار بزرگوار از ايران
ختم بيست و سوم سوره ي مبارک الرحمن: يا الله گرامي
ختم بيست و چهارم سوره ي مبارک الرحمن: ديده ی محترم از شهر مقدس امام رضا
ختم بيست و پنجم سوره ي مبارك الرحمن: ديده ی محترم تقديم به سوگل و همه ي رفتگان
ختم بيست و ششم سوره ي مبارك الرحمن: ديده ی محترم تقديم به شهدا
ختم بيست و هفتم سوره ي مبارك الرحمن: الهه خانم
ختم بيست و هشتم سوره ي مبارك الرحمن: آقا احسان
ختم بيست و نهم سوره ي مبارك الرحمن: تنهاي گرامي از شهر انتظار
ختم سی ام : سوره ي مبارك الرحمن: تنهای گرامی از شهر انتظار
ختم سی و یکم سوره ي مبارك الرحمن : سردرگم بزرگوار ( به خاطر شباهت اسمی ، از اشتباهی که پیش آمد عذر خواهی می کنم.)
.
.
.
خدايا، قرآن كتاب راهنماي ماست. ما را در پناه لطفت و عظمت آيات زيبايت روسفيد درگاهت بگردان.
التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
|
|
| 53239 |
نام:
شهرام رازپوش
شهر:
تبریز
تاریخ:
4/29/2008 7:36:53 AM
کاربر مهمان
|
لینکی رو یکی از دوستان ارسال کرده بود تا باز کردم سایت آقا مرتضی را دیدم.
بعد از سالها بیاد دوستان محزون شدم.
یادشان گرامی باد.
|
|
| 53238 |
نام:
احسان
شهر:
تورنتو، کانادا
تاریخ:
4/29/2008 6:58:57 AM
کاربر مهمان
|
گفتم امام حسین طلب آب کرد...شمر نداد! امام گفت: آب نخواستم تا تشنگی ام برطرف بشه!...خواستم عذاب آخرتت رو کمتر کرده باشم!...وقتی نحوه سر بریدن امام حسین رو براش گفتم...خدا شاهده دیدم اشک از چشمانش سرازیر شد....خیلی سعی کرد جلوی خودش رو بگیره....اما یادش رفت که وهابیه!
یه لحظه خودش رو در اسارت عشق حسین دید!....دستشو جلوی صورتش گرفت و گفت الله اکبر!
آری اینچنین بود برادر
....این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟؟؟؟
******************************************************
و علیکم السلام برادر عزیزم شهاب گرامی...
خدا قوت!
|
|
| 53237 |
نام:
مهدی
شهر:
شیراز
تاریخ:
4/29/2008 2:55:35 AM
کاربر مهمان
|
اقای خامنه ای دارند به شیراز می ایند و سطح شهر مملو از تبلیغات است . هر کاری کردیم به ما اجازه ی صحبت در حضور حضرت اقا را ندادند .
|
|
| 53236 |
نام:
مجنون الحسین
شهر:
مجنونهای حسین (ع)
تاریخ:
4/29/2008 2:53:23 AM
کاربر مهمان
|
گام هایم سنگین شده بود............. بغض گلویم می فشرد............... پا هایم توان رفتن نداشتن
غربت ، سنگینی در فضا حاکم بود ...........آفتاب گوئی آتش برزمین می ریخت ..........
گمانم آفتاب نیز از حادثه غمگین بود.........
نمی دانم که یاران با دلم چه کردند !........که توان رفتن نداشتم .
دلها همه غمگین بود ...................جمعیت آه و ناله سر میدادند ............با دلی گریان وارد شدم
دگر چشمها توان گریه کردن نداشتن ..................همچنان گام هایم سنگین بود
رسیدم در مقابلش با گنبدی آسمانی .......با گل دسته هایی ......آه آه آه..........
یاران همه نالان بودند ......گمانم در پی یار بودند........... یاران مرادیونه کردند.........
گمانم نوای العجل سر داده بودند..........
تا به حال اینچنین سنگین زیارت نرفته بودیم!
با اینچنین غم هایی سنگین نرفته بودم...
آقا آقا ! کجایید ........ بیاید بیاید آقا جان بیاید....
هر لحظه داغ دل بیشتر میشد............... زخمهای دل بدتر میشد
نمی دانم نمی دانم چه حالی بود آن روز.......
..............
در مقابلش بر سر سجاده زدم زانوی ادب ...گفتم ؛ الهی الهی آقایم کجاست ؟ کی میاید....
گفتم ؛ بیا یاران همه خسته دلند آقا ،.......... ندای العجعل سر میده اند آقا
کجایی آقا ؟ کجایی یبن الحسن ؟
بیا آقا ، بیا که همه در عذابند..........
آقا! دگر اشک چشمم خشک گردید.............آقا میدانی که این اشک ، اشک من نیست !
اشک یاران است ، یاران جمکرانیست
آقا آقا نمیدانم بادل من چه کرده اند!؟
بیا.... بیا آقا ، بیا مرحم دلها .......بیا
آقا دیدی که یاران درکنارم چه باشور گداز میسوختن ...........
آقادیدی در میان یارانت صدا میزدند بابا کجایی پس کی میایی
بابا بیا که نائی نمانده توان گفتن این غم نمانده............ بیا بابا بیا
آقادیدی که یاران خسته گشتن ز سوز این فراق نالان گشتن ....
آقا چه حالی بود عجب جایی با صفایی بود......
همه یاران بودند ولی ای کاش من نبودم .................آقا همه رادیدی ای کاش مرا نمی دیدی آقاجان
من بااین روسیاهی ای کاش مرده بودم که یارم اینچنین مرا نمی دید
من سر تاپا کنه کار میان این همه خوبان.....چه میکنم !؟ آقاجان
.........! .......!؟
دیدم خورشید را همچنان با حسرت می رفت
میدانم چرا با چشمی پر خون می رفت ...
آقا جان نمی دانم چه حالی بود!....
آسمان رنگ ارغوانی داشت با حاله هایی پرخون
آسمان ....زد آتش بردل یارانم
آقاجان یاران آمده بوداند تسلیت گویند
نمی دانم ، نمی دانم چرا اینچنین شد
ناگاه غم ها فزون شد
آقا یاران دیده بوداند بی حرمتی را
آقا یاران دیده بودند تخریب سرداب را ..... .......
آقا گمانم آسمان جمکران نیز خشمش گرفته
میان حنجره ا ش غم جا گرفته که رنگ ارغونی با حاله های خونی به خود گرفته
نمی دانم چرا حالم دگر گون بود
لحظه ها لحظه های سختی بود
گمانم جمکران نیز دردی داشت بر دل ......
..................
نمی دانم از کجا او کدامین لحظه ها بگویم
از لحظه اذان بگویم
از خ
|
|
| 53235 |
نام:
دختری تنها....
شهر:
از دیار فراموش شدگان...
تاریخ:
4/29/2008 1:22:16 AM
کاربر مهمان
|
مورد توجه بنفشه جان:
خواهشا تا آخرش بخوان...
khodavande motaal be bandeash mifarmayad:
ey makhlooghe man barha o barha khata kardi va dar mahzare man mortakebe goah shodi,man har bar to ra bakhshideam o ba mehrbani paziraye to shodam,pas che shod ke to harbar be mehrbani o
edalate man shak mikoni?
man moshtagh razo niazo shenidane sedaye to vali to gorizan az yado tavakkol bar man...
man har bar ke moshtaghtar mishavamta sedayat ra beshnavam,ghamo anduh ya bala o mosibati ya bimari be to midaham ta yadam koni va man lahze be lahze aghushe por meram ra bishtaro bishtar migoshayam...
to motealgh be manii o man dar ghalbe toam.
pas kojas on niru ke tavane joda kardane man ra az to dashte bashad?!
|
|
| 53234 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
4/29/2008 1:14:44 AM
کاربر مهمان
|
*سلام به حرف دل.
*سر در گم از یه جای!!! از هیچ جا! بزرگوار ، سلام و خیر مقدم.
چه شروع خوبی داشتید در حرف دل و از این شروع خوبتون مشخصه که هیچم سر در گم نیستید.
نام کاربری و شهرتون به معنای واقعی بارمنفی داره و آدم وقتی اسم رو می خونه بقیه ی حرف دل رو دوست نداره بخونه ، وانگهی در حرف نام شهرتون هم غلط املائی هست هم غلط منطقی پس بهتره نام مناسبتری انتخاب بفرمایید.(البته اختیار با خودتونه من حس درونی ام رو عرض کردم خدمتتون درباره ی نام کاربری و شهرتون.)
بنده رو بابت فضولی ای که به خرج دادم ببخشید.حیفم اومد این شروع خوب ، ادامه ای بهتر نداشته باشه.
ان شاء الله ، در پیدا کردن راه ، موفق باشید.
*بارون بزرگوار از شهر چه فرقی داره ، سلام و خدا قوت.
ماجرای جالب هرچند ، تلخی بود.فکر می کنم حدیث مفصل رو از اون مجمل خواندم. متاسفانه گذر از پوسته و رسیدن به مغز موضوعات شده معضل انسان های ظاهر بین و معمولا مقدس مآب که گاه در حرف دل هم نمونه هاش رو متاسفانه می بینیم و قبلا هم این نمونه ها رو داشته ایم.
آرزوی توفیق دارم براتون.
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 53233 |
نام:
بنفشه
شهر:
درد وغم
تاریخ:
4/28/2008 11:09:34 PM
کاربر مهمان
|
از چه بگویم زمانی که همه چیز در دست هم داده اندتا بر درد و اندوهم بیفزایند خدا نیز با آن همه بزرگی ومهربانی فراموشم کرده صدای گریه های بیصدای شبانه ام را نمیشنود و پاسخی نمی گوید
|
|