هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
53222
نام: علی اکبر
شهر: تبریز
تاریخ: 4/28/2008 7:07:53 PM
کاربر مهمان
  اگر زنی بعدازطلاق یا بعداز فوت شوهرش بخواهدعازم حج تمتع شودآیا بدون شوهر میتواند به حج تمتع برودیا خیر؟
53221
نام: دختری تنها....
شهر: از دیار فراموش شدگان...
تاریخ: 4/28/2008 7:07:30 PM
کاربر مهمان
  ...شهادت پايان نيست، آغاز است، تولدي ديگر است در جهاني فراتر از آنکه عقل زميني به ساحت قدس آن راه يابد. تولد ستاره‌اي است که پرتو نورش عرصه زمان را در مي‌نوردد و زمين را به نور رب‌الارباب اشراق مي‌بخشد.شهيد منتظر مرگ نمي‌ماند، اين اوست که مرگ را برمي‌گزيند. شهيد پيش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بيايد، به اختيار خويش مي‌ميرد و لذت زيستن را نيز هم او مي يابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتي آني به خود او وانمي‌گذاردش و خود را به ريسمان پوسيده غفلت مي‌آميزد... " شهيد سيد مرتضي آويني
53220
نام: سردرگم
شهر: یه جای از هیج جا
تاریخ: 4/28/2008 6:47:31 PM
کاربر مهمان
  خانم مریم ختم سی و یکم رو به اسم این بیچاره بنویسید.
53219
نام: کریم
شهر: تهران
تاریخ: 4/28/2008 6:07:11 PM
کاربر مهمان
  می خواهم سفری به خارج داشته باشم
53218
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 4/28/2008 5:40:45 PM
کاربر مهمان
  *سلام به حرف دل و حرف دليها.

*ايمان بزرگوار از شهر توكل به خدا ، سلام و عرض ادب و خدا قوت.

نامي كه انتخاب فرموده ايد ، واقعا زيبا ، حركت دهنده و زيبنده ي شماست ان شاء الله با اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) محشور شويد.

از مطالب شيواتون و همچنين از حسن توجهتون به حقير و پيشنهادم كمال تشكر را دارم.

*بنده ي خداي بزرگوار از بروجرد ، سلام و خدا قوت.

از مطالب بسيار كاربردي و محققانه تون به شخصه بسيار استفاده مي كنم و سپاسگزارم.خدا توفيقتون بده.

توجه داشته باشيم كه هدف از زندگي جز بندگي نيست و همه ي مشكلاتي كه براي انسان پيش مياد عيار خلوص بندگي انسان رو مشخص مي كنند. دلگرفتن هاي ما با حساب دنيايي مون قابل توجيهه اما حساب هاي ديگري هم در ميان هستند كه در مخيله ي ما نمي گنجند و حواسمون باشه كه دلگير از حكمت متعالي اون قادر لم يزلي نباشيم.

ان شاء الله در زندگي شخصي تون و تربيت مهديار عزيز ( كه واقعا يار مهدي(عج) بشن موفق و مويد باشيد.

*آقا احسان گل از تورنتو، کانادا سلام و عرض ادب و ارادت.


اللهم عجل لوليك الفرج.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
53217
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 4/28/2008 5:22:46 PM
کاربر مهمان
 
ادامه ي مطلب در مورد آشنايي با عارف شهير و سالك راه خدا ، محمد بن مرتضي كاشاني ملقب به مولانا محسن فيض كاشاني:

*نگاهي به اشعار فيض:

مرتبه واستادي محسن فيض كاشاني در علوم ديني و كلام و فلسفه به پايه ايست كه اشعار او را تحت الشعاع قرار داده و در جامعه ي ادب بيشتر ازاو به‌عنوان دانشمند و فيلسوف و فقيه و مولف نامبرده مي‌شود تا شاعر و سخن پرداز، اگر چه مقام شعر در پهنه ي ادب فارسي تا آنجاست كه پس از كلام خدا به گفتار بزرگاني چون حافظ و مولوي و سعدي و نظامي توسل مي‌‌جوييم و گفتار اين بزرگان را سر لوحه ي دفتر زندگاني جايگزين ميكنيم. بهمين لحاظ توجه خاص محسن كاشاني به اشعار اين بزرگان بويژه حافظ و مولانا تا حدي است كه آشكارا مي‌توان بر سلطنت و غلبه ي افكار اين بزرگواران بر شعر فيض وقوف يافت.

از خلال اشعار فيض چنين بر مي‌آيد كه ميان او با شاعران هم عصرش بويژه كسانيكه در كاشان روزگار ميگذراندند و احتمالاً مجامع و محافل شعر خواني و عرصه هنرنمايي داشته‌اند رابطه ي دوستانه و علقه ي همكاري و همفكري نبوده، زيرا جاي جاي به شاعران و سخنوران زمان حمله مي‌كند و گفتار و اقوال آنان را بي مغز و لاطائل قلمداد مي نمايد.

فيض با زهاد و عابدان ريايي نيز ستيزه دارد و در كمتر شعر اين عارف به كنايه و اشارتي در اين زمينه بر نمي‌خوريم.فيض بيشتر در آثار خود به سه مرحله در زندگاني خود كه مربوط به اعتقادات او بوده، اشاره نموده است. علم، عقل و عشق .

پايان مطلب


53216
نام: شاهرخ
شهر: شیراز.یاسوج.اصفهان
تاریخ: 4/28/2008 5:06:18 PM
کاربر مهمان
  با پروردگارا
از انچه هراسانم مرا برهان
و به انچه خود میشناسی برسان
53215
نام: بارون
شهر: چه فرقي داره
تاریخ: 4/28/2008 4:27:19 PM
کاربر مهمان
  سلام
..تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل...(يك)
سال دوم راهنمايي بودم كه كم كم داشتم با حال و هواي جبهه و جنگ و شهداورزمنده ها آشناتر مي شدم.جو بسيجي بودن و چفيه و عشق بازديد از مناطق جنگي (كه اون موقع خيلي باب نبود)در وجودم غوغا مي كرد.توي همون سن و سال كه خيلي از بچه هاي مدرسمون دنبال دوست پسر ولوازم آرايش و در رفتن از مدرسه و خيلي كاراي ديگه بودن ، من يكي از بچه مثبتاي مدرسه و محبوب معلما بودم.سر به زير بودم درس خون وزرنگ بودم، مودب بودم ،چادري و نماز خون بودم ،وهمه ايناباعث شده بود هم دوستاي زيادي داشته باشم هم يه جورايي نمونه باشم.
يه روز تعدادي كارت پستال از زمان جنگ به دستم رسيدكه سپاه چاپ كرده بود،از رزمنده ها بود،در حال آماده شدن براي عمليات ، خداحافظي از خونوادشون ،از غذا خوردنشون ، و خلاصه كارهاي معمول در جبهه واز شهداي جنگ. اين عكسارو گذاشتم تو كيفم با خودم بردم مدرسه كه به بچه ها نشون بدم .چشمتون روز بد نبينه ، همينطور كه داشتيم با دوستا ،عكسارو مي ديديم ....
يا علي مدد...
53214
نام: رقیه شهمیری
شهر: مشهد
تاریخ: 4/28/2008 4:10:24 PM
کاربر مهمان
  سلام .از همه شما دوستان برای شفای همه بیماران التما س دعا دارم همچنین برای پسر عمویم که در بیمارستان به سر میبرد
53213
نام: ...
شهر: ...
تاریخ: 4/28/2008 3:38:42 PM
کاربر مهمان
  چرا تالاراینطوری شده اون ساعت هایی که میگن هم باز نمیشه رسیدگی بشه لطفا
<<ابتدا <قبلی 5328 5327 5326 5325 5324 5323 5322 5321 5320 5319 5318 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5323&mode=print