هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
53182
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 4/28/2008 12:50:40 AM
کاربر مهمان
 

* از آثار روزه برای انسان شدن غافل نباشیم.


53181
نام: سيد محمد حسين
شهر: تهران
تاریخ: 4/28/2008 12:35:39 AM
کاربر مهمان
  خدایا از من دور نیستی که به دور دستها بنگرم ، از دیده ام نرفته ای که دیدنت را آرزو کنم ، پنهان نبوده ای که برای پیدا کردنت از پای در آیم، با همه ناپیدائی در همه جا پیدائی ، الهی خود را فراموش کرده ام که به یاد تو باشم ، از دیگران گسسته ام که با تو بپیوندم ، تورا در آئینه چشمانم می بینم ، در پرده پندارم ، در جای جای وجودم ، در محراب سینه ام ، در کعبه دلم ، الهی تو در جویبار رگهایم جریان داری ، در همه نفسهایم جاری هستی تا در شگفتیهای وجودم بودنت را به تماشا بگذارم
53180
نام: سها سادات میررضایی
شهر: آلمان.فرانک فورت
تاریخ: 4/28/2008 12:10:36 AM
کاربر مهمان
  کوچيک تر که بودم فکر می کردم بارون اشک خداست
ولی مگه خداهم گريه می کنه چرا بايد دل خدا بگيره
دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوی خدا رو حس کنم
اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هروقت دلم گرفت

کمی بنوشم تا پاک و آسمانی شوم
آسمان که خاکستری می شد دل منم ابری می شد

حس می کرم که آدما دل خدا رو شکستند
و يا ازياد خدا غافل شدند همه می گفتند باران رحمت خداست
ولی حس کودکانه من می گفت

خدا دلش از دست آدما گرفته

53179
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 4/27/2008 11:08:51 PM
کاربر مهمان
  بفرست صلواتي بقلب اولين مظلوم عالم علي ع صلوات
53178
نام: بسيجي
شهر: همين دورو برا
تاریخ: 4/27/2008 10:46:12 PM
کاربر مهمان
  سلام عليكم:
نميدونم چرا بايد سر موضوعاتي به اين سادگي اينقدر بحث بشه. اينكه عده اي موافق با نظرات بنده باشند و عده اي مخالف حقيقتا تاثيري روي ادعاهاي قبلي من ندارد. يعني من نه قصد دارم حرفهايم را غليظتر كنم نه رقيقتر. مسلما افراديكه ميان تو اين سايت گاه خودشان متوجه جويكه بوجود اورده اند نيستند و الزاما بايد تذكراتي داد.
بعضي از دوستان اينقدر غرق تعرفات و تعريفات از همديگه ميشن كه ديگه از حد استاندارد خارج ميشه.
علي ايحال افراط و تفريط بد هست . اينكه بنده گفتم نبينم كسي اينجا از الفاظ بي ادبانه استفاده كند حقي هست كه بعنوان يك بسيجي ميتوانم به خود بدهم كه برخوردي اينچنين داشته باشم و اينجا پادگان نيست اما يك زيارتگاه هست و زيارتگاه احترام ويژ ه اي داره.
ما و امثال ما هم فقط اگر لياقت داشته باشيم سعي ميكنيم رعايت حدود اسلامي را متذكر بشيم. حالا ممكن هم هست بعضيها زمان ببره تا متوجه درك اين موضوع بشوند.
من نميدونم كدام يكي از شما وقتي زيارتگاه ميريد بجز زيارت به چيزهاي ديگر هم فكر ميكنيد. من وارد جزئيات نميشم و از خواهرها و برادرها تقاضا ميكنم حدود اسلامي را رعايت كنند و بدانند كه اگر در زيارتگاه اين شهيد به افكار و ارزشهاي راه او احترام بگذارند بخود احترام گذاشته اند.
اگر انتظار داريم كه ديگران با ما با احترام برخورد كنند اولين قدم اين هست كه با ديگران با احترام برخورد كنيم و احترام چيزي نيست كه كه ديگران بطور خودكار بما بدن بلكه اين ماييم كه بايد انرا كسب كنيم. با اميد به حق اميدوارم كه مطلب جا افتاده باشد و درباره اين موضوعات رعايت حدود الهي را بيشتر بكنيد . اميد است كه خداوند از ماراضي باشد. يا حق
53177
نام: عبدالمهدی
شهر: شهر من گمشده است
تاریخ: 4/27/2008 10:35:37 PM
کاربر مهمان
  ای دل تو چه می کنی می مانی؟ یا می روی؟
53176
نام: هيچكس
شهر: ناكجاآباد
تاریخ: 4/27/2008 10:26:18 PM
کاربر مهمان
  دنيا را بد ساخته‌اند! کسي را که دوست داري، تورا دوست نمي‌دارد. کسي که تورا دوست دارد، تو دوست‌ا‌‌ش نمي‌داري اما کسي که تو دوست‌اش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي‌رسند و اين رنج است. زندگي يعني همین...
53175
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 4/27/2008 10:25:54 PM
کاربر مهمان
  یا لطیف!

سلام به تک تک عزیزان.

خوبین؟

ایشالا که خدا پشت و پناهتون باشه!

ممنون از عبدالزهرای نازنین که به منم جرات داد بیام و سلامی به عزیزان عرض کنم.
ما قدیمیا والا همیشه هستیم و مطالبو می خونیم اما خب ماشالا اینقد بچه ها قشنگ و بامحتوا مینویسن که من خجالت میکشم اثری از خودم بذارم!!

خلاصه دارمتون.
یادتون نرم ها!!یعنی نریم!!
چون بالاخره ما هم دوتا شدیم و البته یکی!
به دعاتونم نیاز داریم.
یا علی!
ملتمس دعاتون(سورنا)از نزدیک کربلا
53174
نام: من
شهر: بی تو
تاریخ: 4/27/2008 4:47:55 PM
کاربر مهمان
  سلام به همگی
اینجاچقدر خوبه
من خیلی دلم گرفته
میدونی تازه احساس میکنم بزرگ شدم چون کم کم دارم مشکلات زندگی رو میبینم
امیدوارم که خدا گره از کار همه باز کنه و مشکلات همه حل بشه
یه چیز دیگه هم میخواستم بگم
توی دانشگاه ما(دانشگاه اصفهان)۵تا شهید گمنام هست
که
که که که
من ازشون حاجت گرفتم
التماس دعا
53173
نام: عزیززویداوی
شهر: اهواز
تاریخ: 4/27/2008 4:39:34 PM
کاربر مهمان
  آخه چرا ای خدای من منهم عاشقم ای خدات چرا بدبختم
<<ابتدا <قبلی 5324 5323 5322 5321 5320 5319 5318 5317 5316 5315 5314 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5319&mode=print