هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
52732
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 4/17/2008 1:58:02 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک ایتهاالفاطمه المعصومه(س)


حضرت معصومه(س) در يک نگاه:

حضرت فاطمه معصومه(س) در اول ذيقعده یکصدوهفتاد و سه ه. ق. در مدينه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسي بن جعفر (ع) و مادر گرامي‌اش نجمه خاتون است. او از کودکي تا جواني تحت تربيت پدر بزرگوارش و برادر مکرّمش حضرت رضا(ع) قرار داشت و در علم و تقوا و پاسخ به پرسش‌هاي مراجعان به مقامي رسيد که مدال افتخار *فداها ابوها* را از پدر خود دريافت داشت.

بعد از ورود حضرت رضا (ع) به مرو آن حضرت نامه‌اي را به وسيله يکي از غلامان خويش براي خواهرش فرستاد که با رسيدن نامه، بلافاصله فاطمه معصومه(س) آماده ی سفر گشت. آن حضرت در سال دویست و یک هجري به همراه پنج تن از برادران (فضل، جعفر، هادي، قاسم، زيد) و تعدادي از برادرزادگان و کنيزان روانه خراسان شدند.

هنگامي که موکب حضرت معصومه(س) به ساوه رسيد، عده‌اي از دشمنان اهل بيت، به اشاره مأمون عباسي راه را بر آنان بستند و در يک درگيري نابرابر، تمام برادران و بيشتر همراهان او به شهادت رسيدند و حضرت معصومه(س) بر اثر شدّت تألمات و بنا بر قولي بر اثر مسموميت بيمار گشت.

در روز بیست و سه ربيع الاوّل دویست و یک هجري فاطمه معصومه(س) وارد قم شد و ناقه حضرت در محلي که امروز به نام *ميدان مير* ناميده مي‌شود، زانو به زمين زد و اين افتخار نصيب موسي بن خزرج ، بزرگ اشعريان، شد تا هفده روز ميزبان دختر، خواهر و عمه امام باشد.

آن بانوی بزرگوار در حالیکه هنوز زوج انتخاب نفرموده بودند سرانجام در روز دهم ربيع الثاني دویست و یک هجري از دنيا رحلت کرد و با تجليل فراوان مردم قم، و به وسيله دو فرد ناشناس، به خاک سپرده شد.
52731
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 4/17/2008 1:37:59 AM
کاربر مهمان
  السلام علیکم ای عاشورائی ها...(به زبانی تازه اختراع شده بود ، به گیرنده های خود دست نزنید!)

.:: فراتنامه ::. ی علیرضا قزوه:

بند هفتم

از دست رفته دين شما، دين بياوريد!
خيزيد، مرهم از پى تسكين بياوريد!

دست خداست، اين‏كه شكستيد بيعتش‏
دستى خداى‏گونه‏تر از اين بياوريد!

وقت غروب آمده، سرهاى تشنه را
از نيزه‏هاى بر شده، پايين بياوريد!

امشب براى خاطر طفل سه ساله‏ام‏
يك سينه‏ريز، خوشه پروين بياوريد!

گودال، تيغ كند، سنانهاى بى‏شمار
يك ريگزار، سفره چرمين بياوريد!

سرها ورق ورق، همه قرآن سرمدى‏ست!
فالى زنيد و سوره ياسين بياوريد!

خاتم سوى مدينه بگو بى‏نگين برند!
دست بريده، جانب ام‏البنين برند!

بند هشتم

خون مى‏رود هنوز ز چشم تر شما
خرمن زده‏ست ماه، به گرد سر شما

آن زخمهاى شعله‏فشان، هفت اخترند
يا زخمهاى نعش على‏اكبر شما؟

آن كهكشان شعله‏ور راه شيرى است‏
يا روشنان خون على‏اصغر شما؟

ديوان كوفه از پى تاراج آمدند
گم شد نگين آبى انگشتر شما

از مكه و مدينه، نشان داشت كربلا
گل داد *نور* و *واقعه* در حنجر شما

با زخم خويش، بوسه به محراب مى‏زديد
زان پيشتر كه نيزه شود منبر شما

گاهى به غمزه، ياد ز اصحاب مى‏كنى‏
بر نيزه، شرح سوره احزاب مى‏كنى‏

بند نهم

در مشك تشنه، جرعه آبى هنوز هست‏
اما به خيمه‏ها برسد با كدام دست؟

برخاست با تلاوت خون، بانگ يااخا
وقتى *كنار درك تو، كوه از كمر شكست*

تيرى زدند و ساقى مستان ز دست رفت‏
سنگى زدند و كوزه لب‏تشنگان شكست!

شد شعله‏هاى العطش تشنگان، بلند
باران تير آمد و بر چشمها نشست‏

تا گوش دل شنيد، صداى *الست* دوست‏
سر شد *بلى*ی تشنه‏لبان مى الست‏

ناگاه بانگ ساقى اول بلند شد
پيمانه پر كنيد، هلا عاشقان مست‏!

باران مى گرفت و سبوها كه پر شدند
در موج تشنگى، چه صدفها كه دُر شدند


...ادامه دارد... کربلا...عاشوراء...وفرات وقایع نگار همیشگی مظلومیت اهل بیت(علیهم السلام) و یاران و پیروان واقعی آنهاست...
52730
نام: علی
شهر: مراغه
تاریخ: 4/17/2008 1:32:29 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا ایها البقیت الشهداء والمظلومین:

به نام آن مردان دلاوران وجانبازانی که با رشادت های خوددرجبهه های جنگ شورآفرینی کردند وبا سینه سپرکردن خود این حماسه را آفریدند اما افسوس که ما جواب مخلصانه آنان را هرگزنتوانستیم بدهیم
آری...این ما هستیم که باحماسه آفرینی جانبازان ورزمنده های 8 سال دفاع مقدس ادست به هرکاربزرگی (انرژی هسته ای و...)زدیم
اما ما با آنان چه کردیم ؟؟؟ما با جانبازان عزیزمان این سرمایه های ملتمان چه میکنیم؟؟؟
به یاد آن جانبازی که در گوشه وکنار آسایشگاه به فراق خانواده که تنها درگوشه آسایشگاه گذاشته اندخود گریه وناله میزند
به یاد آن جانبازی که با یاد بچه های جنگ درنیمه های شب دل به خیابان میزند تاشاید آرامش یابد
به یاد آن جانبازی که...
افسوس
ماهم به نیت اینکه به یاد آنان بچه های دلاورجنگ پا به جبهه های جنوب(کربلای ایران) گذاشته وغفلت ازاینکه جانبازی که به وجود حماسه آفرینی همچون افرادی کربلای ایران نام گرفته است در گوشه کنار آسایشگاه تنها بابغضی سوزناک جان میدهد
به یادم حرف امام سجاد (ع) آمد که به مردان بی غیرت کوفه وشام ذکرمیکرد که مکه ومنا منم صفا ومروه منم زمزم منم و...اما به غفلت وبی توجهی به گفته های امام معصوم که( حجت روی زمین است وبه وجود مقدس آن امام کعبه کعبه شده است)شامیان پا به کعبه ومنا میگذاشتند وطواف میکردند .
وسزای این است که جانبازمنزوی خوابیده در آسایشگاه فریاد زند آی ملت ایران درجبهه های جنوب درپی چه چیزی هستین ! شهید منم جبهه جنوب منم کربلای ایران منم تربت پاک منم ولی افسوس...
ماهم مثل آن شامیان به غفلت از آن مردان خدا وجانبازان عزیزمان پا به جبه های جنوب گذاشته وجای پاهای این عزیزان را بوسه میزنیم وخود جانبازراکه بعدازمدت قلیلی به کاروان شهدا ملحق خواهد یافت را که درگوشه آسایشگاه که به تعبیری آرام گرفته فراموش کرده ایم وغفلت ازاینکه این تربت جبهه به (وجود مقدس همچون جانبازی که با خون خود جانفشانی کرده که حال در گوشه آسایشگاه آرام گرفته) جلا وعزت گرفته است
واین مسئولان باهزینه بسیارکرم هزازان هزار افراد رابه جبهه های جنوب میبرند وغفلت ازاینکه این جانبازخیلی نیازبیشتری به سفرومسافرت داردوهزینه کارمباح را به کارواجب مقدم دانسته اند
52729
نام: اسو
شهر: گردان تخریب
تاریخ: 4/16/2008 11:33:26 PM
کاربر مهمان
  خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است و چه رنجی می کشد انکس که انسان است و از احساس سرشار !!!!!!!!!!
52728
نام: الهه
شهر: مشهدمقدس
تاریخ: 4/16/2008 10:55:14 PM
کاربر مهمان
  سلام امام رضاشهادت خواهرگرامیتان رابه شما تسلیت عرض میکنم روبه روی گنبدهای طلائیت نشسته ام ومینویسم ازتو میخواهم مشکل همه را حل کنی وفرداشب قسمت کنی تا برای دعای کمیل بیایم امام رضا دوستت دارم وحاضر نیستم تحت هیچ شرایطی کنار تو زندگی کردن را ترک کنم .به امید روزی که همه یارزوهای خوب براورده شود
52727
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 4/16/2008 10:42:27 PM
کاربر مهمان
  یا مولاتی یا فاطمه المعصومه (سلام الله علیک) اشفعی لی فی الجنه .

از امام رضا (علیه السلام) روایت شده:

هر که خواهرم معصومه را در قم زیارت کند ، بهشت بر او واجب می شود. ( عیون اخبارالرضا(ع) )

دهم ربیع الثانی ، وفات کریمه ی اهل بیت حضرت فاطمه ی معصومه (سلام الله علیها) را به همه ی حرف دلی های عزیز تسلیت عرض می نمایم.

بمناسبت سالروز وفات حضرت فاطمه ي معصومه(سلام الله عليها) و هديه به ساحت مقدس قطب عالم امكان ، مهدي صاحب زمان(عج) و بزرگداشت یاد و خاطره ی پروانگان سوخته و همرزممان در سايت رهپويان وصال و تسلاي دل بازماندگان آنها و ان شاء الله شفاي عاجل مجروحين اين حادثه .

* * * پایان ختمی دیگر از قرآن كريم * * *

* جزء اول : چه فرقي مي كنه ي بزرگوار از هيچ جا .
* جزء دوم : جامانده از قافله ی عزیز از شهر دوکوهه .
* جزء سوم : سارای گرامی از شهر غریب .
* جزء چهارم : امیدوار گرانقدر از ایران .
* جزء پنجم : باران گرامی که دوست داره کربلا باشه به نیت شهداء .
* جزء ششم : باران گرامی که دوست داره کربلا باشه به نیت اموات خصوصا امیر و روح الله .
* جزء هفتم : خانم سادات مرحومه .
* جزء هشتم : خانم مهدیه مرحومه .
* جزء نهم : خانم اعظم مرحومه .
* جزء دهم : صمن ناز خانم مرحومه .
* جزء یازدهم : آقا سید مهدی مرحوم .
* جزء دوازدهم : سعیده ی گرانقدر از تهران .
* جزء سیزدهم : مریم گرامی از شهر انتظار بهار و باران .
* جزء چهاردهم : بارون بزرگوار از شهر چه فرقی داره .
* جزء پانزدهم : فاطمه ي گرانقدر از يكي از شهرهاي عراق .
*جزء شانزدهم : مریم خانم اکبری(فاطمه) گرامی از تهران .
*جزء هفدهم : شهاب به نیت سفر بی خطر و زیارت عاشقانه ی گل نرگس عزیز ان شاء الله .
* جزء هجدهم : دیده بزرگوار از شهر امام رضا(ع) .
* جزء نوزدهم : شهاب شادی روح اخوی عزیزم جعفر سفر کرده .
* جزء بیستم : باران بزرگوار که دوست داره کربلا باشه .
* جزء بیست و یکم : یکی از اعضاء بزرگوار کانون رهپویان وصال به یاد سفرکردگان کانون . (تاکید فرموده اند ، نامشون برده نشه.)
* جزء بیست و دوم : یکی دیگر از اعضاء بزرگوار کانون راهپویان وصال به یاد سفر کردگان کانون . (تاکید فرموده اند ، نامشون برده نشه.)
* جزء بیست و سوم : مریم گرامی از شهر دل آرام گیرد به یاد خدا .
*جزء بیست و چهارم : یکی دیگر از اعضاء بزرگوار کانون راهپویان وصال به یاد سفر کردگان کانون . (تاکید فرموده اند ، نامشون برده نشه.)
*جزء بیست و پنجم : یکی دیگر از اعضاء بزرگوار کانون راهپویان وصال به یاد سفر کردگان کانون . (تاکید فرموده اند ، نامشون برده نشه.)
*جزء بیست و ششم : یکی دیگر از اعضاء بزرگوار کانون راهپویان وصال به یاد سفر کردگان کانون . (تاکید فرموده اند ، نامشون برده نشه.)
*جزء بیست و هفتم : یکی دیگر از اعضاء بزرگوار کانون راهپویان وصال به یاد سفر کردگان کانون . (تاکید فرموده اند ، نامشون برده نشه.)

* جزء بیست و هشتم : رز سفید گرانقدر از ایران سرای من .
* جزء بیست و نهم : شهاب از شهر اميد به رحمت خدا .
* جزء سي ام :آقا سید محمد عزیز از مشهد .


* اين ختم قرآن رو هم ان شاء الله با تدبر و تعقل در آيات الهي و به نحوي انجام دهيم كه شايسته ي هديه دادن به محبوب و معشوق همه ي ذرات عالم باشه .
52726
نام: خدا واسه ما بسه!
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 4/16/2008 9:17:05 PM
کاربر مهمان
  سلام
تسلیت میگم به همگی شما شهادت کریمه اهل بیت رو از همتون التماس دعا دارم!
یکی اینجا نیست به من بگه چی کار کنم؟
خستم از خودم از اینکه خونم از خدا دوره!!!
از اینکه بی معرفت میشم از اینکه یادم میره واسه پی امدم
قراره پی کا کنم
از این که زیر قول هایی که به خدا دادم میزنم!!!
منم دلم گرفته!مگه این قفس استخونی چقدر گنجایش داره؟؟؟!!
یکی نیست کمک کنه؟
خدااااااااااااااااااااااا...
52725
نام: بمیرید قبل از آنکه بمیرید
شهر: ک ا
تاریخ: 4/16/2008 9:05:11 PM
کاربر مهمان
  نور خدا در رسول اكرم پيدا ----- كرد تجلى ز وى به حيدر صفدر
و ز وى تابان شده به حضرت زهرا ----- اينك ظاهر ز دخت موسى جعفر
گر كه نگفتى امام هستم بر خلق ----- موسى جعفر ولىّ حضرت داور
فاش بگفتم كه اين رسول خدايست ----- معجزه اش مى بود همانا دختر
دختر جز فاطمه نيايد چون اين ----- صلب پدر را وهم مشيمه مادر
دختر چون اين دو از مشيمه قدرت ----- نامد و نايد دگر هماره مقدّر
آن يك امواج علم را شد ، مبدء ----- وين يك افواج علم را شده مصدر
آن يك بر فرق انبيا شده تارك ----- وين يك اندر سرْ اوليا را مغفر
آن يك در عالم جلالت « كعبه » ----- وين يك در ملك كبريايى « مشعر »
آن يك خاك مدينه كرده مزيّن ----- صفحه قم را نمود اين يك انور
خاك قم اين كرده از شرافت جنّت ----- آب مدينه نموده آن يك كوثر
زيبد اگر خاك قم به«عرش»كندفخر ----- شايد گر « لوح » را بيابد همسر(1)

ــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ گزيده اى از قصيده حضرت امام خمينى(رحمه الله) ، ديوان امام ، ص257 ـ
52724
نام: محمدحسين صفائي
شهر: مشهد
تاریخ: 4/16/2007 7:38:47 PM
کاربر مهمان
  مستاصل و درمانده ام ، لطفا مرا دريابيد
سلام عليكم
مردي 36 ساله و معلول جسمي حركتي از ناحيه پا هستم.
سال81 با قرارگرفتن در دام كلاهبرداري اكل المال وخاكستر نشين شدم. و هيچكس به دادم نرسيد داراي همسر و 2 فرزند با 5 نفر تحت تكفل ديگر هستم كه 3 تاي آنها دختر مي باشند.
داراي توانايي، هنر و مهارت هاي خوبي هستم اما
- در پرداخت كرايه خانه هم از نظر مبلغ و هم تعداد نفرات مشكلات فراوان داريم.
- اقساط معوقه امانمان را بريده است.
- متعهد به پرداخت نزول هايي هستم كه خود قصه هايي دارد و نيازمند توجهي خاص.
تلاش هاي فراواني مي كنم ولي درآمد حاصله نمي تواند جوابگوي هزينه هاي اوليه زندگي اين جمع 9 نفره باشد و در وضعيت فلاكت باري قرار داريم.
مكاتبات فراوان و مساعدت هاي موردي بهزيستي كه بيشترين آن مبلغ 200 هزار تومان درسال بوده است زخمي از انبوه زخم هاي ما را التيام نمي بخشد.
و جان كلام اين كه :
بانك مشكلات اقتصادي ، اجتماعي ، درماني و رواني ميان ما ريشه كرده و رفع آن مستلزم توجه نيك انديشاني است كه عمق مسايل ما را درك نمايند.
آجركم ا....
محمدحسين صفائي
52723
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 4/16/2007 7:25:02 PM
کاربر مهمان
  ظهور حضرت ولي عصر عج صلواتي بفرست
<<ابتدا <قبلی 5279 5278 5277 5276 5275 5274 5273 5272 5271 5270 5269 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5274&mode=print