اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 52722 |
نام:
اللهم عجل لولیک الفرج
شهر:
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ:
4/16/2008 5:14:50 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام خدمت تموم حرف دلیا امیدوارم که تحت لوا و ولایت صاحب الامر ولی عصر امام زمان حضرت اباصالح المهدی موفق و سلامت و در کمک به محبان مولا امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام باشیم
بنده دیروز پیامی گذاشتم و سوالی هم داشتم مبنی بر اینکه چرا قسمت چت سایت کار نمیکنه ؟!
بعدش دیدم نوشته شده مدیر باید متن رو تایید کنند اینجا میبینیم زود به زود متن جدید میاد اما نوشته دیروزم رو با وجود گذشت یک روز و چند ساعت هنوز اینجا نمیبینم ؟!!!
این جناب مدیر که درست هم نمیدونم کی هستند
لطفا علت سانسور کردن پیام من رو بنویسند
و این پیام رو نشون بدند تا منم به جواب سوالم برسم
خيلي ممنون خدا قوت
اللهم بحق الحسين و اولاد الحسين و اصحاب الحسين
عجل في فرج مولانا صاحب الزمان امام عصر حضرت اباصالح المهدي عج الله فرجه الشريف
اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعنت الله اعدائهم اجمعين
|
|
| 52721 |
نام:
تنهایم
شهر:
انتظار
تاریخ:
4/16/2008 5:07:47 PM
کاربر مهمان
|
داره دلم از تنهای می ترکه سید تورا به جان عمه ات کمکم کن مرا از این تنهای رهایی بخش و خیر دنیا و اخرت را با دادن همسری با ایمان و خوش اخلاق وفهمیده به من عطا کن تورا به جان عمه ات
|
|
| 52720 |
نام:
فاطمه
شهر:
یکی ا. شهرهای عراق
تاریخ:
4/16/2008 4:04:30 PM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم انشالله احواله همه خوب باشه مدتی است راهی اینجا شدم ولی چرا هیجکس یادی از رهبر نمیکنه یه بیشنهاد کنار هر ختمی ۱۰ صلوات برا سلامتی رهبر که فقظ خدا میدونه چقدر دلتنگ اقام سلام و دعای سلامتی دانشجویان جنوب عراق برای عزیز دل امام منتظر عج باران جان مریم جان اعظم جان سارا جان مهدیه جان و همه خواهرا مارا ا. دعای خیرترن فراموش نکنبد
|
|
| 52719 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
4/16/2008 3:40:15 PM
کاربر مهمان
|
اوست اول...اوست آخر...اوست ظاهر...اوست باطن...
خدای مهربانم!
دیشب خانه ی دلم میهمان یوسف زهرا بود...گفتند که صدایتان کرده اند که راهی این سفر شده اید...گفتند جواب سلامتان را از پیش داده اند که امشب قدم بر تجلی خانه ی پیغمبران گذاشته اید...گفتند از مولایتان عیدی بگیرید که شب ولادت پدرشان است امشب...گفتند کربلا بخواهید...مدینه بخواهید...چهارده معصوم را صدا زدیم...گفتیم خدا، به حق برترین هایی که نزد تو آبرو دارند دستانمان را بگیر...
مولای من، مهدی جان.
چشمانم منتظر و دلم بی قرار...دریاب مرا.
________________________________________________
** شهید مصطفی چمران **
خدایا عذر می خواهم از اینکه در مقابل تو می ایستم و از خود سخن می گویم و خود را چیزی به حساب می آورم که تو را شکر کند و در مقابل تو بایستد و خود را طرف مقابل به حساب آورد! خدایا آنچه می گویم از قلبم می جوشد و از روحم لبریز می شود. خدایا دل شکسته ام، زجر کشیده ام، ظلم زده ام، از همه چیز ناامید و از بازی سرنوشت مأیوسم، در مقابل آینده ای تیره و مبهم و تاریک فرو رفته ام، تنها ترا می شناسم ، تنها به سوی تو می آیم، تنها با تو راز و نیاز می کنم.
________________________________________________
معبود من!
من بی تو هیچم.
اهالی دریا دل سلام.
فردا محتاج دعای خیر شما بزرگواران هستم. شاید چند روزی به دلیل وضعیتم نتوانم سری بزنم ولی در اولین فرصت حتما خدمت می رسم.
التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
|
|
| 52718 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
4/16/2008 3:23:14 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
خدایی که در همین نزدیکی هاست.
آقا سید سلام.
سلام به همگی
چه فرقی بزگوار و آقا شهاب گرامی ممنون از توجه هر دوی شما.
آقاي شهاب بزگوار، سلام و عرض ادب
بكار بردن متن شيواي قرآن و احاديث در جاي خود بسيار هم مفيد، لازم و قابل احترام مي باشد، بنده به شخصه گاهي اوقات از واژه هاي عربي در متن هايم استفاده مي كنم، در زبان فارسي نيازي به همخواني صفت با موصوف نيست، ولي برخي از واژه هاي مركب عربي در زبان فارسي رايج شده و جا افتاده است كه صقت و موصوف در آنها به شكل هماهنگ(تطبيقي) به كار مي رود و از جمله مي تون نام برد: مدينه ي منوره – مكه ي مكرمه...
واژه هاي مرحومه و محترمه نيازي به تطبيق با موصوف ندارد. عرض بنده در بكار بردن زبان شیوای فارسی بود كه جایگزین های مناسبی دارد و نیازی به استفاده از عربی آن واژه ها نیست. زبان فارسی هر چند هم با زبان شیوای عربی آمیخته باشد ولی باز دستور نگارش خود را دارد که بنده در جایگاه یک فارسی زبان ، ایرانی فرهنگ دوست و دوستدار ملیت ایرانی تلاش می کنم که تا جای ممکن نگارش فارسی را رعایت و از ورود نگارش زبان انگلیسی و یا عربی در آن خودداری کنم .
آقا شهاب گرامي شما در استفاده از واژه ها مختاريد.
در رابطه با خليج فارس و تغيير نام آن به خليج عربي، مانند ديگر ايرانيان به زبان و فرهنگ و نام های فارسی کشورم علاقه مندم چرا که نام فارس مایه ی غرور و سربلندی بنده و همه ي هموطنانم می باشد و تلاشم بر این است که از فارس همه چیز را نگه دارم نه فقط یک پوسته ! کمی هم سیاست می دانم.
در پایان شما هر طور مایل هستید می توانید از مرحومه یا محترمه استفاده کنید ولی به هیچ عنوان نام بنده را با چنین واژه هایی به کار نبرید .
با سپاس
خدایا اجازه نده روزی بیاید که من با قلم یا زبانم کسی را برنجانم.
|
|
| 52717 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
4/16/2008 3:20:50 PM
کاربر مهمان
|
*خدا قوت!
*با مروت!
*کل عمرت غرق رحمت!
.:: انرژی های مثبت ::.
تشعشعی کوچک از * اخلاق ناب اسلامی * هستند ، آنرا از یکدیگر دریغ نکنیم.
|
|
| 52716 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
4/16/2008 3:16:02 PM
کاربر مهمان
|
*سارای گرانقدر از تهران سلام و خدا قوت.
مطالب شیوا و جالبتون رو با دقت تمام می خوانم. خیلی جالب هستند و صمیمانه. (البته باید اعتراف کنم که کمی بیش از حد روی مطالبتون دقت می کنم.)
*چه فرقی می کنه عزیز سلام.
بنده نه تنها شنوای انتقاد ایشون بوده ام بلکه همونطور که عرض کردم پذیرای انتقاد به جای خواهرمحترمه مون مریم خانم گرامی هستم و در صورت پیشنهاد جایگزین مناسب حتما اصلاحات لازم را به عمل خواهم آورد.
بیش از بنده مطلعید که هر انتقادی اگه با پیشنهاد جایگزین مناسب توام باشه راهگشاست وگرنه خودش می شه قوز بالا قوز.
موفق باشید.
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 52715 |
نام:
بارون
شهر:
چه فرقی داره
تاریخ:
4/16/2008 2:22:54 PM
کاربر مهمان
|
به نام حضرت حق
سلام
یه سوال دیگه دارم ، لطفا هر کس اطلاعات دقیقی داره عنایت کنه. در رابطه با چاه مسجد جمکران. می خوام بدونم تاریخچه ثبت شده ای داره یا نه؟ وایا مورد تایید علماء بزرگ قرار گرفته ؟ در رابطه با خود مسجد و علت احداث اون میدونم ولی در مورد چاهش به مطلب موثقی نرسیدم.
ممنون میشم هر کس مطلبی میدونه بیان کنه .
یا علی مدد...
|
|
| 52714 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
4/16/2008 1:55:52 PM
کاربر مهمان
|
شهاب . داداش یواش تر من میدونم تو ملا لغطی و به دل نمیگیرم و هر چی میگی میگیم چشم اما گاهی بعضی از انتقادها را باید شنید . سخت نگیر.
خوش آمد به سورنای گرامی . سلام خواهرم مشکل چیه . عبدالزینب گله ازت شده قضیه چیه اخوی؟
ونوس کوچولو دخترم ما سپردیم دست خواهرا انشاالله شروع میکنند.
خانم مریم اکبری اینجا جای حرف دله . حرف دل هم شیرین و تلخ داره . خوب و بد داره ... هر وقت احساس کردید دلتون حرف داره اینجا دره خونه آقا سید به روی همه بازه...
سلام بر داداش احسان گلم . از این ورا... روزگارت خوش و دلت روشن به نور خدا انشالله...
یا علی
|
|
| 52713 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
4/16/2008 11:18:13 AM
کاربر مهمان
|
فراتنامه ی علیرضا قزوه:
بند چهارم
بعد از شما به سایه ی ما تیر می زدند
زخمِ زبان به بغضِ گلوگیر می زدند
پیشانیِ تمامیِ شان داغ سَجده داشت
آنان که خیمه گاه مرا تیر می زدند
این مـــردمـان غریبــــه نبودنــد، ای پدر
دیروز در رکاب تو شـمشیر می زدند
غوغــــای فتنه بود که بـــــا تیــغ آبدار
آتش به جان کودکِ بی شیر می زدند
ماندند در بِطــــالتِ اعمـــالِ حجشـــان
مَحرم نگشته، تیغ به تقصیر می زدند
در پنج نوبتی که هَبـــــا شد نمازشان
بر عشق، چار مرتبه تکبیر می زدند
هم روز و شب به گِرد تو بودند سینه زن
هــــم ماه و سال، بعــــدِ تو زنجیر می زدند
از حــــلق های تشنه، صــــدای اذان رسید
در آن غروب، تا که سرت بر سَنان رسید
بند پنجم
کو خیزران که قافیه اش با دهان کنند
آن شاعران که وصفِ گلِ ارغوان کنند
از مــــن به کاتبـــانِ کتــابِ خدا بگو
تا مشق گریه را، به نیِ خیزران کنند
بگذار بی شمار بمیرم به پای یار
در هر قدم دوباره مرا نیمه جان کنند
پیداست منظری که در آن روز انتقام
سرهای شمر و حرمله را بر سنان کنند
یا رب، سپاهِ نیزه، همه دستشان تهی است
بی توشــــه اند و همرهیِ کاروان کنند
بــا مِهر من، غـــریب نمانند روز مرگ
آنان که خاک مُهر مرا حِرز جان کنند
با پای و سر، تمامیِ شب، راه آمدم
تنهایــــــی ام نبود، که بــا ماه آمدم
بند ششم
ای زلفِ خونِ فشانِ توام لیله البرات
وقت نماز شب شده، حی علی الصلات
از مَنظرِ بلند، ببین صف کشدیده اند
پشت سرت تمامی ذرات کائنات
خود، جاری وضوست، ولی در نماز عشق
از مشک های تشنه وضو می کند، فرات
توفان خون وزیده، سر کیست در تنور؟
خاکِ تو نوحِ حادثه را می دهد نجات!
بین دو نهر، خضرِ شهادت به جستجو است
تا آب نوشد از لبت، ای چشمه ی حیات
ما را حیات لم یزلی، جز رخِ تو نیست
ما بی تو چَشم بسته و ماتیم در ممات
عشقت نشاند، باز بــــه دریای خون، مرا
وقتست تیغت آورد از خود، برون، مرا
ادامه دارد ... (هم کربلا ... هم عاشوراء ... و هم فرات ...)
|
|