هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
52312
نام: ali
شهر: SHIRAZ-
تاریخ: 4/8/2008 12:14:44 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم-ادامه ضرغامی- تیمسار سوائل میکند در مورد پوشش استتاری درخت مرکز بوسیله پرده چنر نجات کار خود دانسجویان بود یا انطور که من بیان کردم کار استادان بوده است جناب افسر وظیفه میفرماید که کار استادان بوده است ما درخوابگاه جمع شدیم که یک نامه خدمت شما بنویسم ویپشنهاد بدهیم که پوشش استتاری چه گونه باشد که شما انرا بیان کردید ولی یکی از استادن فرمودند میشود به انها ایرادگرفت بهتراست از پرده چتر نجات استفاده کرد ایشان فرمودند من فهمیدم که دانشجویان ان شعور درک وفهم علمی را ندارنند وباید اساتید بگویند که جای خوشحالی دارد. داستان ازاین قرار است که بچه ها دوره هم جمع میشوند برای بهبود استتار درختان کاری انجام دهند این کارها مال رکن دو بود که سرانجام با تحقیر افرادو ابهت ارتش بالارود وحالت نظریه پردازی وادعا پائین بیاورندوسر انجام به انفعال نزدیک شوند واین شیوه دقیقا اینگلیسی است که هردانشجوی که البته درجهان سوم رشد میکنند مغر غیر علمی دارد وپراز ادعا است وچون بسیار از علم غرب دور است ونمیداند مداوم ادعا میکند ومداوم دم اش را میچینند کم کم میگویند بهترین چاره ان است شما یکدوره د بیرستان را بگذارنید تا مغر شما علمی شود زیرا دردانشگاه فرصت یاد دادن نیست جای بحث برای یادگیری نیست ودر دبیرستان کم کم به انفعال میرسند از بحث بشدت میترسند ویکی حتی دکتری داشته باشد وتمام منبع او خارجی باشد حتی میترسند که ابروی ایران ببرد ومیگویند اظهار فضله نکن وکافی است یکبار غلط از اب دربیاید هو میشود ودیگر تمام علم اوپوچ است وباید دوره دبیرستان را بگذراند وتا اخر قیامت بیسواد است. وبرای من این برنامه درارتش مشخص شد درحالیکه بسیار از افسران ابراز نارحت بودن میکردند وخصوصی تشویق میکردند البته در ارتش برای انکه در کشورهای جهان سوم سطح سواد پائین است از صد درصدر اطمینان به هشتاد وپنچ در صد ربرسدواحد از هم میپاشد ویکی از استادها اظها رداشت تحقیقاتی که با امریکائی ها کردند ایران درحدود نود .پنج در صد بوده است ولذا باید باتمام دقت افسران وافراد کار کنند وروانشناسی بسیار پیچیده دارد ولی این موضوع ربطی به تحقیر بیجهت ندارد خلاصه پس از بحث به این نتجه میرسند که یا یک چادر شب روی درختان بکشند ویا تور تانک درمنطقه صحرائی که فقط نام انرا یادگرفته بودند وفکر نکنید که ما فقط این طور بودیم مصر بدتر ازما بود. ویک بارهم ازمایش نکرده بودند وسوم بر اساس استادان ار پرده چتر نجات که بهترین است. جناب ضرغامی امدند واز نوشتن نامه تشکر کردند وگفتند تعجب میکنم بااین همه علم که یادگرفتید نمی دانید که چادر شب اولا شاخه درختان را میشکندود رثانی در مقابل اشعه مادون قرمز هواپیما تاثیری ندارد ودوم این تور ها مال صحرااست ودرمقابل هواپیما به طریق اولا تاثیری ندارد باید بدانید یک شگرداست مه اشکالی پیچیده ااز پارچه های خاص که چیدن ودوختن ان تخصص میخواهد روی این تور دوخته میشود وانوقت تاحدودی این کارائیرا پیدا میکند ولی حق ندارید تورها از جعبهاش خارج کنید مخصوص زمان جنگ است ودوختن انهم کارائی ان تغیر میکند وهم چیز روی حساب وکتاب است وبهترین انها همان پرده چتر نجات است که من تصور میکنم استادان به شما گفته اند وانه مخصوص هوابرداست ومستعمل انها هم برای چشن انان است-ادامه دارد.
52311
نام: يوسف تنها
شهر: مشهد
تاریخ: 4/8/2008 12:09:44 AM
کاربر مهمان
  با سلام وعرض ادب خدمت همه ي اهالي باصفاي حرف دل اميدوارم حال همه ي دوستان خوب باشه ؛
عطيه خانم خواهر بزرگوار وهمشهري محترم اينجا خانه ي حرف دله(هر چه مي خواهد دل تنگت بگو)بسم الله
مريم خانم محترم ازشهرانتظار بهار وباران:انشاءالله كه هر چه زودتراين انتظار بهار و باران براي شما تحقق پيدا كنه. منه حقير شاگرد شما بزرگواران هستم .
52310
نام: مریم
شهر: نی ریز
تاریخ: 4/7/2008 11:58:00 PM
کاربر مهمان
  ما بعد از شهدا چه خواهیم کرد؟
52309
نام: عبدالمهدی
شهر: شهر من گمشده است
تاریخ: 4/7/2008 11:34:37 PM
کاربر مهمان
  وقتی امدی و تو زندگی تاریکم تابیدی. اونقدر خوشبخت شدم و ایمان پیدا کردم دیگه هیچ چیز نمی تونه جای تو رو برام بگیره. الان هرچند که سیاهم و نور حضور تو رو توی قعر تاریکی هام به یاد می ارم ولی هنوز ایمان دارم. هنوز و همیشه

دیگر ای برگشته مژگان از نگاهم رو مگردان
52308
نام: sara
شهر: از تهران
تاریخ: 4/7/2008 10:53:33 PM
کاربر مهمان
  بعضيها صداي عملشون اونقدر بلنده كه همه صداهاي ديگرو تو خودشون حل ميكنن...
ديروز و امروز صداي عمل يه بنده خدا انچنان شوكي بهم داده كه نه تونستم ترانه هاي صبح ياكريمارو بشنوم نه صداي پرواز نسيمهاي بهاري رو...از اينكه اين صداگوشمرو از روحم جداكرد و نتونستم به غنچه هاي تو حياط لبخند بزنم...از اينكه تو اوج زيبايي احساس يه غم متولد شد ...از اينكه درخشش اروم چشمها به هيجان ترس تبديل شد....كاش اين لحظه ها اينچنين پژرمرده نميشدند و اي كاش هر ثانيه براي ما مثل ثانيه تحويل سال زيبا و لذت بخش بود ...با همه اين احوالات دعا ميكنم سال نوي همگي هر لحظه اش مبارك باشه و با هيچ غمي از لبخند جدا نشه....مريم خانم نازنين خوشحالم كه صداي حرف دلم به قلب لطيفتون رسيد اميدوارم هميشه سرسبزو زنده باشي....
52307
نام: مهدی
شهر: غریب
تاریخ: 4/7/2008 10:52:57 PM
کاربر مهمان
  با سلام به همه
پندار ما این است که ما مانده‌ایم و شهدا رفته‌اند اما حقیقت آن است که زمان، ما را با خود برده و شهدا مانده‌اند.
(شهید آوینی)
52306
نام: علی
شهر: رشت
تاریخ: 4/7/2008 10:28:36 PM
کاربر مهمان
  سلام بر سید شهیدان اهل قلم!همان که هنوز نشناختمش!
52305
نام: محمد
شهر: کرج
تاریخ: 4/7/2008 9:37:20 PM
کاربر مهمان
  سلام دوستان برام دعا کنید انقدر دل پری دارم اما فقط برایمان دعا کنید ممنون
52304
نام: مجنون
شهر: عشق آباد
تاریخ: 4/7/2008 7:13:37 PM
کاربر مهمان
  سلام حاجي تو
رو خدا روتو برنگردان
.
.
انان كه خاك را به نظر كيميا كنند
آيا شود كه گوشه چشمي به ما كنند.........
52303
نام: دختری
شهر: هامون
تاریخ: 4/7/2008 6:32:10 PM
کاربر مهمان
  ای شهیدسلام بر تو و بر خون پاکت و راه سبزت

شهادتت مبارک

کاش بتوانیم راه زیبایت را درک کنیم
<<ابتدا <قبلی 5237 5236 5235 5234 5233 5232 5231 5230 5229 5228 5227 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5232&mode=print