اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 52232 |
نام:
parlag
شهر:
zadgahe eshg
تاریخ:
4/5/2008 5:59:47 PM
کاربر مهمان
|
zendig ra dost daram na be andazie daria bahar ra dost daram na be andazeie donia eshg ra dost daram na be andazie khoda
|
|
| 52231 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
4/5/2008 5:41:01 PM
کاربر مهمان
|
زندگینامه ی شهید سید مرتضی آوینی _ قسمت دوم:
*...با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورتهای موجود رفتهرفته ما را به فیلمسازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همهی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش میآید عکسالعمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعهی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروزآباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنههای جنگ را ما در آنجا، در جنگ با خوانین گرفتیم. *
گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای اول جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانهاش خورده بود، از حلقهی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصرهی خرمشهر برای تهیهی فیلم وارد این شهر شد:
*...وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونینشهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمیشد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانهروز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی دربارهی خرمشهر از تلویزیون پخش شد. فتح خون...*
مجموعهی یازده قسمتی _حقیقت_ کار بعدی گروه محسوب میشد که یکی از هدفهای آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.
*...یک هفتهای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جستوجوی _حقیقت_ ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعهی حقیقت این گونه آغاز شد...*
کار گروه جهاد در جبههها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوستهای پیدا کرد آغاز تهیهی مجموعهی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز میگردد. شهید آوینی دربارهی انگیزهی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین میگوید:
*...انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آنها را به جبهههای دفاع مقدس میکشاندند وظایف و تعهدات اداری.
اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرینشان مهدی فلاحتپور است که همین امسال (هزار و سیصد و هفتادو یک )در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشدهایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. میدانید! زندهترین روزهای زندگی یک _مرد_ آن روزهایی است که در مبارزه میگذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان میدهد...*
پایان قسمت دوم.
|
|
| 52230 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
4/5/2008 5:30:44 PM
کاربر مهمان
|
* * * السلام علیک یا اباصالح المهدی(عج) * * *
.:: ختم قرآن کریم هدیه به ساحت مقدس امام زمان(عج) ::.
*جزء اول: سارای گرامی از شهر غریب.
*جزء دوم: شهاب از شهر امید به رحمت خدا.(خدا همه ی رفتگان رو رحمت کنه و اخوی این حقیر رو به همچنین.)
*جزء سوم: باران گرامی که دوست داره کربلا باشه از طرف شهدا.
*جزء چهارم: عطیه ی بزرگوار از شهر مشهد.
*جزء پنجم: دیده ی ارجمند از شهر امام رضا(ع).
*جزء ششم: معصومه ی بزرگوار از شهر معصومیت از دست رفته.
*جزء هفتم: ملینای گرامی با معرفی معصومه خانم بزرگوار.
*جزء هشتم: خانم عصمت رضوی نژاد بزرگوار از نیشابور.
*جزء نهم: مسافر گرامی از شهر غربت.
*جزء دهم: محبوبه ی گرامی از یه جایی زیر سایه ی حق تعالی.
*جزء یازدهم: مادر بزرگوار عطیه ی گرامی از مشهد.
*جزء دوازدهم: شهاب از شهر امید به رحمت خدا.(خدا همه ی ما رو که بالاخره روزی باید بریم رو هم بیامرزه و چه بهتر که قبل رفتن آمرزیده بشیم و پاک بشیم.)
*جزء سیزدهم: فاپات گرانقدر از زیر آسمون خدا.
*جزء چهاردهم: فاپات گرانقدر از زیر آسمون خدا.
*جزء پانزدهم: فاپات گرانقدر از زیر آسمون خدا.
*جزء شانزدهم: نیلوفر خانم بزرگوار خواهرزاده ی گرامی معصومه خانم ارجمند .
*جزء هفدهم: گل نرگس عزيزاز ایران سرای من است.
*جزء هجدهم: سارای بزرگوار از شهر غریب.
*جزء نوزدهم: سعیده ی گرامی.
*جزء بیستم: باران گرامی که دوست داره کربلا باشه.
*جزء بیست ویکم: مریم گرانقدر از شهر انتظار بهار و باران.(سلام وعرض ادب و احترام وخیرمقدم مجدد و تبریک فرارسیدن فصل بهار و باران و شکوفه و امید به ظهور روح بهار از نظر لطفتون به این حقیر سپاسگزارم.)
*جزء بیست ودوم: مریم از شهر دل آرام گیرد به یاد خدا.(ممنون از ابراز لطفتون به حقیر سراپا تقصیر.)
*جزء بیست وسوم: رز سفید گرامی ازایران سرای من.
*جزء بیست وچهارم: سلمای گرانقدر از سیبستان.
.
.
.
*جزء بیست وهفتم: چه فرقی می کنه ی ارجمند.
*جزء بیست وهشتم: آقا محمد عزیز.
*جزء بیست ونهم: امیدوار گرانقدر از ایران.
*جزء سی ام: خانم سادات بزرگوار.
*این ختم قرآن رو با معرفت و تدبر در آیات الهی و به نحوی انجام بدهیم که قابل هدیه دادن به ساحت مقدس امام زمانمون(عج) باشه ان شاء الله.
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.
|
|
| 52229 |
نام:
محمد
شهر:
قم
تاریخ:
4/5/2008 5:28:04 PM
کاربر مهمان
|
من عشقمو می خوام ولی اون منو اذیت میکنه
|
|
| 52228 |
نام:
امیدوار
شهر:
ایران
تاریخ:
4/5/2008 4:31:55 PM
کاربر مهمان
|
باسلام به دوستان محترم.
بخصوص مریم خانمهای محترم که عدم حضورتان طولانی شده بودوبازباحضورسبزخودحرف دل رابهاری نمودید.
مریم خانم انتظاربهاروباران احتراما تعدادصلوات نیت شده تان رانیزدرج بفرمایید.(500یا1000صلوات)
باارزوی سالی سرشارازسلامتی وموفقیتهای اخروی ودنیوی برای یکایک دوستان محترم حرف دل وخانواده های گرامی ایشان.
***اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم***
|
|
| 52227 |
نام:
گل نر گس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
4/5/2008 2:56:28 PM
کاربر مهمان
|
قسمتی ازسخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده ی شهید سید مرتضی آوینی در تاریخ 2/2/1372
خداوند ان شاالله این شهید را با پیغمبر محشور کند. من حقیقتا نمی دانم چطور می شود انسان احساساتش را در یک چنین مواقعی بیان و تعبیر کند؟ چون در دل انسان یک جور احساس نیست. در حادثه ی شهادتی مثل شهادت این شهید عزیز چندین احساس با هم هست. یکی احساس غم و تاسف است از نداشتن کسی مثل سید مرتضی آوینی. اما چندین احساس دیگرهم با این همراه است که تفکیک آنها از همدیگر و باز شناسی هریک و بیان کردن آنها کار بسیار مشکلی است.
به هر حال امیدواریم که خداوند متعال خودش به بازماندگانش به شما پدرشان، مادرشان، خانمشان، فرزندانشان. همه ی کسانشان به شما که بیشترین غم . سنگین ترین غصه را دارید تسلی ببخشد. چون جز با تسلی الهی دلی که چنین گوهری را از خودش جدا می بیند واقعا آرامش پیدا نمی کند. فقط خدای متعال باید تسلی بدهد و می دهد.
.........
نباید بگذارند که کارهای ایشان زمین بماند. این کارها، کارهای با ارزشی بود. ایشان معلوم می شود ظرفیت خیلی بالایی داشتند که این قدر کار و این همه را به خوبی انجام می دادند. مخصوصا این روایت فتح چیز خیلی مهمی است. شب هایی که پخش می شد من گوش می کردم.....
حیف است که این کار تعطیل شود. من خیلی خوشحال شدم از این که زیارتتان کردم.
|
|
| 52226 |
نام:
شهر:
تاریخ:
4/5/2008 2:36:10 PM
کاربر مهمان
|
سلام برمنتظران مهدی
خدا را شکر تمام بچه های حرف دل دوباره دل دارن دور هم جمع میشن
|
|
| 52225 |
نام:
عثمان
شهر:
دیواندره . بوکان
تاریخ:
4/5/2008 1:46:06 PM
کاربر مهمان
|
سلام خدا جونم ازت سپاسگزارم که منو به راه راست هدایت کردی و انچه که ازت خواسته بودم بر من بخشیدی در تنهاییام فقط تو رو داشتم و به تو پناه بردم .ناامیدم نکردی . من این مطلب را در مورخه ۱۷/۱/۸۷ در حالی که سربلند از ازمایش خداوند بیرون آمدم نوشتم البته باز خدای بزرگ کمکم کرد و دل تنها عزیزم را که شکونده بودم را بدست آوردم . ازت ممنونم خداوندا
|
|
| 52224 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
4/5/2008 12:37:21 PM
کاربر مهمان
|
به نام حق
چه کم سعادتی نصیبم شده بود در سال نو و چقدر مطالب زیبا و پربار را از دست داده بودم و چه لذت بخش بود مرور صفحات حرف دل از آغاز سال نو! (گرچه از صبح مشغولم ولی ارزش داشت!)
آقا شهاب بزرگوار سلام.
ممنونم از اینکه در این مدت پرچم حرف دل را به همراه سایر بزرگواران؛سبکبار گرامی، باران عزیز، عطیه جان، محبوبه خانم، آقا یوسف، سارا خانم عزیز(مادری نمونه) و ... برافراشته نگه داشتید.
لطف دارید شما کم سعادتی از بنده بوده.
لطف کنید یک جزء هم به نام من ثبت کنید
برادرم چه فرقی می کنه ی محترم سلام.
لایق این همه لطف شما نیستم و التماس دعای خیر.
ونوس کوچولوی عزیزم سلام.
عیدت مبارک خانوم! من خوبم خدا را شکر. شما خوبی؟ تعطیلات سال جدید خوش گذشت؟
سبکبار بزرگوار سلام.
می خواستم تقاضا کنم که در سال جدید صلواتی بفرستید به نیت موفقیت تمامی حرف دلی ها.
** اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم **
باران عزیز سلام.
خوشحالم که برگشتی و فقط این رو می تونم بگم که بهترین کار رو کردی.
برای دلم دعا کن تا دست نخورده باقی بمونه
یا زهرا
یاس عزیز از باغچه مهربونی سلام.
دوست من ممنون که من را مثل خواهرت دونستی و اینکه انتخاب اسمتون قابل تعریف و تمجید بسیاری است؛ انشاءالله در پناه گل یاس پیامبر(ص)، بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) همیشه سلامت باشی.
در پاسخ به سوالتون الان فقط می تونم بگم که عشق حقیقی، عشق به خداست...در این رابطه بعد از تحقیق ظرف چند روز آینده براتون مطلب خواهم نوشت.
مریم عزیزم از انتظار بهار و باران سلام.
خواهرم، ممنونم که همراه روزهای بهاری ام بودی و گوش شنوای دلگرفتگی هایم!
التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
|
|
| 52223 |
نام:
مریم
شهر:
انتظاربهارو باران
تاریخ:
4/5/2008 12:31:29 PM
کاربر مهمان
|
به یاد خدای همیشه دوست داشتنی
سلام آقا سید مرتضی
کم کم داره سالروز پروازتون می رسه ، مبارکتون باشه.
**
سلام به همگی
روزتون به خیر . امیدوارم روزهای خوبی را پشت سر گذاشته باشید و در سال جدید سعادت و خوشبختی را با کمک و توکل بر خدای یگانه درک و احساس کنید.
******امیدوار گرامی با سلام و آرزوی عاقبت بخیری لطف کنید و اسم بنده را هم برای ختم صلوات ثبت کنید .
***آقا شهاب بزرگوار با سلام و آرزوی سعادت و نیکبختی لطف کنید و یک جزء از کلام پاک آفریننده ی زیبایی رو به نام بنده ثبت نمایید.
**
*+**+*برادر بزرگوارم چه فرقی می کنه ی گرامی سلام. امیدوارم سال پر عزتی و پر برکتی داشته باشید.
*-*-*مریم گلم سلام! برات سال خوبی رو آرزو می کنم.
*** آدمین گرامی سلام و عرض ادب – سال پر برکتی رو براتون آرزومندم.
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|