اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 52202 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
4/5/2008 8:19:15 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم جمیعا...
داداش بیقرار از این ورا مومن...به چشم دعا میکنیم فراوووووووون.
جا مانده از قافله به دل نشست هر چند که عامیانه و ساده اما گویند هر چه از دل برآید بر دل نشیند.
سبکبار . سبکبار باشی با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
شهاب خان همه افرادی که درخواست ختم قرآن و صلوات داارند مرحوم نشدند پس به این خاطر که احیانا اشتباهی به وجود نیاد لطفا پرانتز ها را با محتویات حذف بفرمائید.
امیدوار گرامی ثبت بفرمائید :
پانصد صلوات اینجانب
پانصد صلوات محمد عزیزم
پانصد صلوات شهناز خانم
پانصد صلوات خانم سادات
خروش گرامی کم پیدائید...توفیق سر زدن به سقا خونه نصیب ما نمیشه شما چرا کم پیدائید؟
مریم خانمها انشالله در تعطیلات عید به خیرو خوشی تشریف دارند؟ سلامت باشید و شاد انشالله.
یه عادت همیشگی...التماس دعا....
|
|
| 52201 |
نام:
sara
شهر:
ازتهران
تاریخ:
4/5/2008 7:50:00 AM
کاربر مهمان
|
حیف از امروزکه اگر بی عشق به شب آمده باشد...یک پنجره برای عاشق کافیست!!! هر آمدنی را رفتنیست
هربودني را علتي... فقط با عشقه كه ميشه علت بودنهارو فهميد...گويي علت بودنمان باقلب وروحمان در آمیخته...شاعر ميگه: زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است....گردرآن عشق نباشد همه درها بسته است ...پس معلوم ميشه كه يه قلب زنده كه پر از انرژي عشقو گرمی زندگیيه قلبيه كه درش بازه...پذيرش داره...ميفهمه...بياد بياريم كساييرو كه با محبتاو تشويقاشون دل مارو گرم كردن واونايي كه بافداكارياشون به ما زندگي دادن....اوناييكه با صداقتشون درس اعتماد بما دادن و بیاد بهترینا که عشق رو در قلبها ايجاد كردن و بهما فهموندن كه زندگي بشرطي زيباست كه رنگ محبت و صداقتوووووو داشته باشه ...بياد بياريم كه بياد اوردن هم زيباست....
|
|
| 52200 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
4/5/2008 7:46:13 AM
کاربر مهمان
|
*زندگینامه ی شهید سید مرتضی آوینی _ قسمت اول:
شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطهی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت. شعر میسرود داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد تحصیلات دانشگاهیاش را نیز در رشتهای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورتهای انقلاب به فیلمسازی پرداخت وی می نویسد:
_ حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکدهی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام میدهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموختهام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل میگویم که تخصص حقیقی در سایهی تعهد اسلامی به دست میآید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمیساختهام اگرچه با سینما آشنایی داشتهام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشتههای خویش را - اعم از تراوشات فلسفی، داستانهای کوتاه، اشعار و... - در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که * حدیث نفس * باشد ننویسم و دیگر از * خودم * سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که * خودم * را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار ماندهام. البته آن چه که انسان مینویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همهی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم میسازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آنگاه این خداست که در آثار او جلوهگر میشود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است. _
شهید آوینی فیلمسازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه دربارهی غائلهی گنبد (مجموعهی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعهی مستند خان گزیدهها) آغاز کرد.
پایان قسمت اول.
|
|
| 52199 |
نام:
تنها
شهر:
زاهدان
تاریخ:
4/5/2008 3:22:07 AM
کاربر مهمان
|
عشقم-کجاست-اری-گمشده-ای-دارم-درقلبم-بودنمیدانم-به-کجارفت-چرارفت
|
|
| 52198 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
4/5/2008 2:48:33 AM
کاربر مهمان
|
براي سلامتي بيماران صلوات بفرست
|
|
| 52197 |
نام:
sara
شهر:
ازت
تاریخ:
4/5/2008 12:13:42 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همه ذراتيكه درشون اگاهي هست:
خوش به حال اونايي كه يه اوازي از دور ميشنونو دارن قدم زنون كه نه بدوبدو بطرف هدف ميدوان...حالا يه عدهاي هم نشستنو دارن مسابقه رو تماشا ميكنن و هي كف ميزننو هي تشويق ميكنن... اخه اين مسابقه السابقون كه ادماش از ابديت اومدن خيلي ديدني و جذابه...يه عده اي هم تا بيان بفهمن تو دنيا چه خبره و تا بيان ترك عادت كنن عمر دنيا تموم شده و وويه خط قرمز رو اسمشون كشيده شده..راستي كه عاطل و باطل بودن نفهميدن كه به چه دردي ميخوردن...فراخي دلشون به گدگي شكمشون بود...تا ميومدن يه كمي فكركنن خسته ميشدن و خوابشون ميگرفت...يه سنگم كه تو چاه مينداختن بايد ده تا عاقل تو شهر پيدا ميكردن تا اون سنگو دربياره....البته بعضي وقتا هم سعي ميكرن يه اداهايي درارن و يه چيزاييرو به ديگران القا كنن اما رو هم رفته بيحالو بي احوال بودن...اگرم كه ميخواستن يه حال دروغي پيدا كنن بايد تو بيرون دنبالش ميگشتن.....داستان عقل و احساس و شخصیت واقعی ادما كجا و داستان اونا كجا????!!!!!!!!!!!!!!!!!!هرگز، هرگز,همه توهم و همه خيالا هم كه جمع شن جاي يه ذره اگاهيرو نميگيرن....اره با توهم نميشه اون صداهرو شنيد...يعني اصلا به گوش نميرسه!!!!!!خواستم بگم كه
سخن ز بهر این گویم که شاید
فردا یی نباشد از بر زیستن
احساس ميكنم فقط همين دو بيتو بايد هرچند كه حرف زياده.....
گر پی عشق بکوشی درین بادیه روزها و شبها
هرگز پی افسوس گذشته نباشی چو نیلوفر تنها
|
|
| 52196 |
نام:
بنده بد خدا
شهر:
تهران
تاریخ:
4/4/2008 11:59:34 PM
کاربر مهمان
|
سلام...خیلی خسته ام...از خودم.از ادمهای دور وبرم.از این دنیای کثیفی که توش گرفتار شدم و هر روز هم بیشتر توش غرق میشم...خیلی دلم میخواد زودتر ازاین دنیا خلاص بشم...از همتون میخوام برام دعا کنید...واسه ظهور اقا خیلی خیلی دعا کنید
(یا علی)
|
|
| 52195 |
نام:
نیلوفر
شهر:
کاشان
تاریخ:
4/4/2008 11:59:19 PM
کاربر مهمان
|
می خواهم به خدا بگویم چرا این همه شور وشوق در وجود من برای مادیات قرار داده؟و میخواهم بگویم چرا قدرت انتخاب زن این قدر محدود است؟
|
|
| 52194 |
نام:
يوسف تنها
شهر:
مشهد
تاریخ:
4/4/2008 11:58:12 PM
کاربر مهمان
|
سلام امير آقاازشهرتبريز:به نظرمن خود انسانها باعث ميشن افسردگي سراغشون بياد وتنها كسي كه مي تونه كمكت كنه (خودشماهستيد)پس با توكل به خداشروع كن،يكي از راههاش اينه كه قول بده ديگه اسم اين بيماري رو نياري؛بجاي اين كلمه بگو من انسان شادي هستم وخواهم بود،خنده بر هردرد بي درمان دواست بخند، تادنيا به تو بخنده
امير جون سعي كن هميشه شادوخنده رو باشي قدر خودت رو بدون ازهمين الان شروع كن (ياعلي)
|
|
| 52193 |
نام:
باقررجایی نسب
شهر:
ری
تاریخ:
4/4/2008 11:49:29 PM
کاربر مهمان
|
بنده یک جانباز 30درصد میباشم بدونه تعین درصد شیمیای که درحال حاضرپی گیرمیباشم گله ما ازاین است که چرا کارمکمل درمان جانبازان بیمه نیروهای مسلح راخودتان طبق روال سابق پیگیری نمینمایید.بنده جهت انجام اندوسکوپی به بیمارستان ساسان مراجعه نمودم گفتند اسم شما در لیست بیمه ایران نمیباشد باید از بنیادنامه بیاورید من نمیدانم مشکلات ما آیا کم است که حالاباید دنبال کارهای بیمه ای هم برویم . عاجزانه خواهشمندم ماراباتوجه به مشکلات جسمی و{اعصاب وروان} درگیر امور اداری ودوندگیهای انچنانی نکنید ودیگر اینکه امثال من زیاد میباشد که کسی راندارد برایش پیگیری نماید.
|
|