هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
52052
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 3/31/2008 12:18:18 PM
کاربر مهمان
 
*سلام به همه ی حرف دلی های عزیز.

*باران گرامی و عبدالمهدی عزیز سلام.

مطالبتون خیلی کاربردی هستند و واقعا استفاده می کنیم.خدا خیرتون بده. حرف دل بی شک با همت شما بزرگواران هر روز پربارتر می شه.ممنون.

*پرانتز گرامی از شهر علامت سوال سلام.

البته بستگی به این داره که حال رو در چی ببینیم و در چه چیزی جستجو کنیم. شاید به نظر شما حال نده اما این سایت برای همیشه باحاله چون نامش: * سایت شهید آوینی * است و مطالبش یکی از یکی باحال تر.

*عطیه ی گرامی سلام.

بنده عرض کردم از طرف اون دوستان که امکانش رو ندارند زیارت حضوری کنند بیشتر نائب الزیاره هستم.

همینطور از طرف تمام دوستان نائب الزیاره بودم.در ضمن سبکبار گرانقدر هم حی و حاضر هستند می تونید ازشون سوال بفرمایید.بنده فقط حس کردم ایشون ایران نیستند شاید من اشتباه کرده باشم. ان شاء الله هر جا هستند سالم و پاینده باشند.

*سبکبار عزیز از یه گوشه ی دنیا سلام و عرض ادب.



اللهم عجل لولیک الفرج.

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.


52051
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 3/31/2008 12:17:00 PM
کاربر مهمان
  شفاي بيماران خصوصا عطيه صلوات بفرست،،،ميان درد ودرمون ووصل هجرون بسندم آنجه راجانان بسندد
52050
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 3/31/2008 12:04:03 PM
کاربر مهمان
 

* * * السلام علیک یا اباصالح المهدی(عج) * * *


.:: ختم قرآن کریم هدیه به ساحت مقدس امام زمان(عج) ::.

*جزء اول: سارای گرامی از شهر غریب.
*جزء دوم: شهاب از شهر امید به رحمت خدا.
*جزء سوم: باران گرامی که دوست داره کربلا باشه از طرف شهدا.
*جزء چهارم: عطیه ی بزرگوار از شهر مشهد.
*جزء پنجم: دیده ی ارجمند از شهر امام رضا(ع).
*جزء ششم: معصومه ی بزرگوار از شهر معصومیت از دست رفته.
*جزء هفتم: ملینای گرامی با معرفی معصومه خانم بزرگوار.
*جزء هشتم: خانم عصمت رضوی نژاد گرامی از نیشابور.
*جزء نهم: مسافر گرامی از شهر غربت.
*جزء دهم: محبوبه ی گرامی از یه جایی زیر سایه ی حق تعالی.(زمان مشخصی نداره اما هر چه زودتر انجام بشه بهتره تا با ختم قرآن بعدی تلاقی نکنه.)

.
.
.

*جزء سیزدهم: فاپات گرانقدر از زیر آسمون خدا.
*جزء چهاردهم: فاپات گرانقدر از زیر آسمون خدا.
*جزء پانزدهم: فاپات گرانقدر از زیر آسمون خدا.

.
.
.

*جزء بیستم: باران گرامی که دوست داره کربلا باشه.

.
.
.
*جزء بیست و نهم: امیدوار گرانقدر از ایران.(سلام و ممنون از ابراز محبت و نظر لطفتون به این حقیر.)

.

*این ختم قرآن رو با معرفت و تدبر در آیات الهی و به نحوی انجام بدهیم که قابل هدیه دادن به ساحت مقدس امام زمانمون(عج) باشه ان شاء الله.

*منتظر اعلام سایر دوستان هستیم.



اللهم عجل لولیک الفرج.

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.


52049
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 3/31/2008 12:03:41 PM
کاربر مهمان
  باران نوشته شمادرخصوص ثواب صلوات زيبا بود اجرتون باخودصاحب صلوات صلوات بفرست
52048
نام: وحید
شهر: کابل
تاریخ: 3/31/2008 11:55:48 AM
کاربر مهمان
  dil kho bisyar chez hara darad baray guftan magar gufta nametawanad
52047
نام: باران
شهر: دوست دارم کربلا باشه
تاریخ: 3/31/2008 11:44:39 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام شعری رو که براتون آوردم شعری از استاد بیژن ارژنِ.امیدوارم مثل من خوشتون بیاد.

خیال می کنی که می شناسی اش
مگر تو کیستی؟
علی؟ حسین؟ یا پیامبر
خیال می کنی که کیستی
که این چنین
نشسته ای و حرف می زنی؟
نه بال و پر به روی شانه ات
که جبرئیل خوانمت
نه عاشقی
که رنگ عشق می دهد خبر
نه
هیچ کس تو نیستی
و هرچه هست، اوست
و او
ادامه ی بهشت در زمین و
هرکجا که می رود
بهشت سبز می شود به زیر پاش
آسمان
کبوتری که در بهشت روی حوض کاشی اش نشست
ماه
پیاله ای شکسته
پای چشمه اش
سحر
اشارتی ز دستمال رحمت علی
و دستمالی از انار
و بخششی دگر
و دستمالی از انار سرخ آفتاب
*
گریستم و صبح شد
انار، سرخ تر
-سر بریده ی حسین را نگاه کن
انار سرخ
می کند ز کوچه ها گذر
دلش گرفت و زیر گریه زد
و دستمال
میان سرخی انار
بسته شد به سر...
52046
نام: محبوبه
شهر: یه جایی زیر سایه حق تعالی
تاریخ: 3/31/2008 11:44:24 AM
کاربر مهمان
  سلام به همه بچه های محله حرف دل
آقا شهاب بزرگوار ممنون از تعریفتون، دوست دارم تو ختم قرآنتون سهیم باشم . لطف می کنید یه جز هم به نام من ثبت کنید . راستی این ختم قرآن چه زمانی بایدتمام بشه؟
عطیه عزیز برای سلامتیت دعا می کنم امیدوارم هرچه زودتر لباس عافیت به تن کنی
52045
نام: باران
شهر: دوست دارم کربلا باشه
تاریخ: 3/31/2008 11:30:16 AM
کاربر مهمان
  سلام.
مدیر حرف دل ممنونم ازت .ممنونم که مانع شدی که یه سری دروغ توی این صفحه حک بشه و اینجا رو ناپاک کنه.
خسته نباشی و پاینده.

دعا کنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش.
یازهـــــــــــــــــــرا.
52044
نام: عبدالمهدی
شهر: شهر من گمشده است
تاریخ: 3/31/2008 11:22:22 AM
کاربر مهمان
  همانا برای شما در شخصیت رسول خدا(ص) الگویی نیکوست.

شصت و یک:هیچ خصلتی نزد ان حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.

شصت و دو:در حال خوشنودی و نا خشنودی جز یاد خدا بر زبان نداشت.

شصت و سه:هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد

شصت و جهار:در خوراک و پوشاک ، چیزی زیادتری از خدمتکارانش نداشت.

شصت وپنج: بر روی خاک می نشست و بر روی خاک غذا می خورد.

شصت وشش: بر روی زمین می خوابید.

شصت وهفت:کفش و لباس را خودش وصله می کرد

شصت وهشت:با دست خودش شیر می دوشید و پای شترش را خودش می بست.

شصت ونه:هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد.

هفتاد:هر جا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز استفاده می کرد.
...
اللهم صل علی محمد و ال محمدو عجل فرجهم.
52043
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 3/31/2008 11:01:04 AM
کاربر مهمان
  سربلند وسالم باشي صلواتي بفرست صلوات بر محمدص والش
<<ابتدا <قبلی 5211 5210 5209 5208 5207 5206 5205 5204 5203 5202 5201 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5206&mode=print