هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
51952
نام: sara
شهر: از تهران
تاریخ: 3/28/2008 1:43:42 AM
کاربر مهمان
  بنام زیباترینم

قلب من پذیرای همه ی صورتهاست
قلب من چراگاهی است برای غزالان وحشی
و صومعه ای است برای راهبان ترسا
و معبدی است برای بت پرستان
و کعبه ای است برای حاجیان
قلب من الواح مقدس تورات است
و کتاب آسمانی قرآن
دین من عشق است
و ناقه ی عشق مرا به هر سوی که خدا
خواهد سوق می دهد
و این است ایمان و مذهب من
دکتر الهی قمشه ای
51951
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 3/28/2008 12:20:55 AM
کاربر مهمان
  یا صاحب الزمان(عج) سلام...

پنجشنبه هامونو به امید صبح زیبای جمعه سپری می کنیم...

گفته اند جمعه صبحی می آیی آقا ...

گفته اند جمعه صبحی ظهور می کنی...

اما هنوز ظهور نکرده صبح های جمعه بوی گل میدن...

خیلی زیباست این صبح های جمعه...

بیچاره من که این همه صبح جمعه رو از دست دادم...

بیچاره اونهایی که شب جمعه تا نزدیک صبح بیدار می مونن و مثل اسب خوابشون می بره و شهد شیرین نماز صبح رو با هیچ و پوچ عوض می کنن...

ادعا ندارم منتظرم...

اما شکی ندارم که منتظر صبح جمعه هستم...

اصلا چرا راه دور بریم همه ی صبح ها زیبا هستند...

همه ی صبح ها خودشونو شبیه صبح جمعه کرده اند...

زیبا و باحال و آراسته...

یاابن الحسن قربونت برم آقا جون...

یعنی می شه دل شبگون ما هم صبح بشه؟! مولا جون؟...

صبح جمعه از همین نیمه شبش زیباییشو به رخ شب می کشه به عشق مهدی زهراء(س)...

صبح به بقیه ی اوقات روز فخر فروشی می کنه...

حق داره!...

الیس الصبح بقریب...؟!

آیا صبح نزدیک نیست...؟!

کجایی ای صبح تمامی بشریت...؟!

کجایی ای صبح تاریخ...؟!


اللهم عجل لولیک الفرج.

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم.
51950
نام: امید
شهر: یه جایی
تاریخ: 3/28/2008 12:04:37 AM
کاربر مهمان
  معرفت در گرانیست به هرکس ندهندش
پرطاووس قشنگ است به کرکس ندهندش
51949
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 3/27/2008 11:27:49 PM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا اباصالح المهدی(عج)

.:: ختم قرآن هدیه به ساحت مقدس امام زمان(عج) ::.


جزء اول: سارای گرامی از شهر غریب.
جزء دوم: شهاب از شهر امید به رحمت خدا.

*ختم قرآن رو با معرفت و به نحوی انجام بدهیم که قابل هدیه دادن به ساحت مقدس امام زمانمون(عج) باشه ان شاء الله.

*منتظر اعلام سایر دوستان هستیم.

اللهم عجل لولیک الفرج.

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.
51948
نام: ali
شهر: SHIRAZ-
تاریخ: 3/27/2008 10:58:56 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم-خداوند سه استراژیک را در قران مطرح وتعقیب میفرمایند
1- استراژِی هدف وبرنامه های لازم ونحو چیدن اصولهای ان ومعرفی انان
2- استراتژی بحران چه درناکامی ها واشتباه کردنها
3- استراتژیِ تشخیص دقیق رهبران ودوستان راستین از رقبای نا صالح وشبه حزب الله مغلوب-اصول قوانین استراتژیک
1-موفقیت با اطلاعات صحیح ودقیق کلید میخورد
2-تشخیص دقیق رهبران واقعی از رقبای دورغین-اغاز حرکت استراژیک است
4- کشف فومورل های اصلی ودانستن محدودیت انان که عامل اصلی پیشرفت ودفاع نیرومند را بوجود میاورد-در زمانی که که رقبای مزاحم دورغین موجود هستند- شبه حزب الله دورغین مغلوب
6-فورمولهای تشخیص بدون اشتباه رهبران راستین وقطع هرنوع تشخیص غلط وداشتن پاسخ های لازم برای هرنوع تغیرات
7-ایجاد امادگی برای هرنوع فرود وفراز های قوانین پیشرفت که لازمه پیشرفت است
8-شانخت وپیدا کردن تضمین های دقیق برای شناخت قوانین مورد لزومچه در مرحله پیشرفت چه خنثی کردن رقبای دورغین
51947
نام: مسلم ستوده
شهر: خاتم(یزد)
تاریخ: 3/27/2008 9:41:59 PM
کاربر مهمان
  زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه عادت ازيادمن وتوبرود……………..زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجردارد………..زندگي سوت قطاري است كه درخواب پلي ميپيچد……..زندگي ديدي يك باغچه ازشيشه مسدودهواپيماست……..زندگي يافتن يك سكه ده شاهي درجوي خيابان است………زندگي يعني يك سارپريد……
51946
نام: میم
شهر: مهر
تاریخ: 3/27/2008 9:39:21 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

أین بقیّة ُ الله ِ التی لا تـَخلو من العترة الهادیة...

کجاست ذخیره الهی؟ که عالم خالی از خاندان هدایت گر
نمی شود...

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم؟...

ای سرو حدیقه ی معانی
جانی و لطیفه ی جهانی

چشمان تو سحر اولین اند
تو فتنه ی آخرالزمانی

چون اسم تو در میان نباشد
گویی که به جسم در میانی

گر زآمدنت خبر بیارند
من جان بدهم به مژدگانی

دفع غم دل نمی توان کرد
الا به امید شادمانی

گر صلح کنی لطیف باشد
هنگام بهار و مهربانی...


گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نـکته به نـکته مو به مو

دور دهان تنگ تو ، عارض عنبرین خط ات
غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو

از پی دیدن رخت همچو صـبا فتاده ام
خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو

می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو...


خیلی خیلی التماس دعا

عاجزانه التماس دعا

خیلی خیلی خیلی ملتمسانه التماس دعا...
51945
نام: سارا
شهر: غریب
تاریخ: 3/27/2008 9:20:10 PM
کاربر مهمان
  با تشکر از شما برادر شهاب گرامی خدا همیشه پشت وپنهات باشد.امیدوار گرامی برادر شما را کم در این چند روز می بینم شاید سرتان در این ایام عید شلوغ است و ارزو دارم همیشه سلامت و خوش باشی.واما عطیه خواهر عزیزم دعا می کنم حالتان بهتر شد باشد.بر گل روخسار محمد صلوات
51944
نام: ياس
شهر: باغچه مهربوني
تاریخ: 3/27/2008 8:26:46 PM
کاربر مهمان
  كاش مي شد هرگز عشق را فرياد نزد ومانند حضرت مريم ماهم روزه سكوت ميگرفتيم تاكه حرف دل را بتوانيم سنجيده بگوييم كاش هرگز عاشق نمي شديم تا حداقل ياس باغچه مهربوني دل از اين دنياي فاني مي كند وسال ها پيش از اين دنيا رخت برمي بست و مي رفت .
51943
نام: نخل سوخته
شهر: دیار فراموش شده
تاریخ: 3/27/2008 8:16:09 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرجمن الرحیم

یا الله

سلام بر دلهای سبز بهاری

هفت سين جبهه

سجاده! شروع نماز از سنگر انتهاي نماز در کربلا!

سربند يا حسين! سربندهاي رهايي!

سنگر! اينجا حسينيه، مسجد، نه اينجا حرم خداست!

سوت خمپاره! سفير پرواز تا بهشت!

سرب داغ!

ساعت عمليات!

سرخي خون شهدا!

چون يار نيست بگو بهار بر گردد بهار ما بود آن روز که يار برگردد

خواب بودم همه‌ي چلچله‌ها کوچيدند.

بال من بسته نبود

لحظه‌اي صبر نکردند آنان، تا که بيدار شوم

پرزنان ذوق کنان با همه همراه شوم

غفلتي برد به زنجير مرا من و تقديرِ مرا

باز ماندم از راه.

بي گمان چلچله‌ها در راهند....

مست و مدهوشِ وصال يارند

چشمشان سوي بهار

گرچه رنجور و نزار

چو ببينند از دور

مقدم سبز بهار

شب فرسوده و دلگير پر از نور شود

رنج راه و غم و اندوه فراموش شود

اي خدا بوي بهار!

اي خدا مقدمِ يار!

من غفلت زده و خواب چه دلگير شوم

دور از چلچله‌ها سست و زمين گير شوم

اي خوشا بيداري!

اي خوشا هوشياري!

مرگ بر خواب و نفرين بر خواب...

کاشکي زورق چشمان تو را مي‌ديدم

کاشکي خواب نمي‌بودم و از اين زندان

مي‌پريدم به فراز

همره بالِ نسيم

همه جا مي‌رفتم

هر که را مي‌ديدم

از تو مي‌پرسيدم

تا که مي‌يافتمت پيش تو مي‌ماندم

در حريرِ نفسِ گرمِ وصال، قصه‌ها مي‌گفتم...

شکوه‌هاي بسيار

از شب سرد خزان

از کمند صيّاد

از غم و درد فراق.

***

برسانيد سلام اي ياران

حاليا از منٍ زار

به بهارِ در راه

به شکوفه به انار،

به گل نرگسِ من ميهمانِ دلِ من.........
<<ابتدا <قبلی 5201 5200 5199 5198 5197 5196 5195 5194 5193 5192 5191 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5196&mode=print