هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
51672
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 3/16/2008 1:38:01 PM
کاربر مهمان
  بگو ببارد آنچه باران تقدیر می نامندش.... بگو بشوید آن روزهای گرم را ....تلخ و شیرین .... همه را بشوید از این ذهن به جا مانده ز عشق .... تکه یادها را.... لخته های به جا مانده ز خون.... زخم های کهنه بر دل....بگو بگیرد این آبی پهناور .... به وسعت ابرهای تیره بختش..... بگو سیاه کند این خیال رویایی .... سفیدی صداقت را .... امید بی نهایت ....بگو ببارد ....

51671
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 2/16/2007 12:19:41 PM
کاربر مهمان
 
.:: آجرک الله یاابن العسکری(عجل الله تعالی فرجک) ::.


*زندگینامه امام حسن عسکری(علیه السلام):


دوران امامت حضرت امام حسن عسکری(ع):


به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسيم مي گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدينه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي باشد .

دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفايی که به تقليد هارون در نشان دادن نيروی خود بلندپروازيهايی داشتند .
امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانيد . زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسيله آن دو غلام -آزار بيشتری دهد ، اما آن دو غلام که خود از نزديک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثير آن امام
بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراييده بودند . وقتی از اين غلامان جويای حال امام شدند ، مي گفتند اين زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمي گويد .

عبيدالله خاقان وزير معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ع ملاقات مي کرد به احترام آن حضرت برمي خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود
مي نشانيد . پيوسته مي گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت نديده ام ، وی زاهدترين وداناترين مردم روزگار است . پسر عبيدالله خاقان مي گفت : من پيوسته احوال آن حضرت را از مردم مي پرسيدم .مردم را نسبت به او متواضع مي يافتم . مي ديدم همه مردم به بزرگواريش معترفند و دوستدار او مي باشند .

با آنکه امام (ع ) جز با خواص شيعيان خود رفت و آمد نمي فرمود ، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بيشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و
ممنوع از معاشرت داشت .

از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) يکی نيز اين بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شيعه ، به دست کسانی سپرده مي شد که دشمن آل محمد (ص) و جريانهای شيعی بودند ، تا بدين گونه بنيه مالی نهضت تقويت نشود .

چنانکه نوشته اند که احمد بن عبيدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بيت رسالت ، نهايت مرتبه عداوت راداشت.نيز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودندوامکان تمرکز برای آنان نبود ، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعيل نوبختی در بغداد مي زيستند ، فشار ومراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت حضرت رضا(ع) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را باسخت ترين نوع درگيری واداشته بود . اين جناح نيز طبق ايمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی،اين همه سختی را تحمل مي کرد ، و لحظه ای از حراست (و نگهبانی)موضع غفلت نمي کرد.اينکه گفتيم : حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی
دستگاه خلافت تحت مراقبت شديد و ممنوع از ملاقات بامردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز باياران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دينی خود به آنها مراجعه مي نمودند - کمتر معاشرت مي کردند به جهت آن بود که دوران غيبت حضرت مهدی (ع) نزديک بود ، و مردم مي بايست کم کم بدان خو گيرند ، وجهت سياسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودندبخواهند ، و پيش آمدن دوران غيبت در نظر آنان عجيب نيايد.باری ، امام حسن عسکری
51670
نام: زینب
شهر: رشت
تاریخ: 2/16/2007 11:51:46 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا والصدیقین

ای غائب از نظر به خدا می سپارمت

جانم بسوختی وبه جان دوست دارمت

ای غائب از نظر که شدی همنشین دل

می گویمت ثنا و سلام می فرستمت
51669
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 3/16/2008 11:17:40 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الذي خلق النور من النور
السلام عليك ياابا صالح المهدي (عج)
با سلام و عرض تسليت به مناسبت ايام شهادت امام حسن عسگري(ع) به حضور قدسي فرزند برومند آن امام همام ، حضرت بقيةالله الاعظم روحي فداء(عج) و همچنين تمامي شيعيان جهان
*****************************************
ابن شهر آشوب نقل مي كند :
يعقوب بن اسحاق كندي ـ‌فيلسوف معروف عرب در زمان خود ـ شروع به نوشتن كتابي در تناقضات قرآن ـ به زعم خويش ـ كرده بود وكسي را از نوشتن آن آگاه نكرده بود 0 روزي برخي از شاگردان اونزد امام حسن عسگري آمده بودند 0 امام فرمود : آيا در ميان شما كسي نيست تا استادتان را از نوشتن مطالبي پيرامون قرآن باز دارد ؟ يكي از آنها گفت : ما شاگردان او هستيم ‚ چگونه مي توانيم در اين باره غير آن به او اعتراض كينم ؟ امام فرمود : اگر چيزي بگويم :‌ به او خواهي گفت ؟‌ آن مرد پاسخ داد آري 0 امام فرمود : نزد او برو و بعد از انس گرفتن با او به وي بگو :‌ ايا احتمال مي دهي كه منظور گويندة قرآن از گفتارش معاني ديگري ‚ غير از آنچه تو پنداشته اي باشد ؟ وي ( اسحاق ) خواهد گفت آري ‚ زيرا او اهل فهم است سپس به او بگو : از كجا مطمئن شده اي كه مراد قرآن همان است كه تو مي گويي ؟ شايد گوينده قرآن منظوري غير از آنچه تو به آن رسيده اي داشته باشد و تو الفاظ و عبارات را در غير معاني و مراد او بكار برده اي ؟ آن مرد نزد كندي رفت وپس از مدتي كه با او معاشرت كرد ‚ همان سؤال را از وي پرسيد كندي در فكر فرو رفت و اين امر را از نظر لغوي محتمل و از نظر عقلي ممكن يافت 0 شاگرد را سوگند داد كه اين سؤال را از كه آموخته اي ‚‌ اين سخن از تو نيست 0 شاگرد گفت : ابو محمد (ع ) آن را به من گفته است0 كندي گفت: اكنون نزد او مي روم ‚‌ چنين امري جز از اين خاندان نمي تواند بروز يابد 0 بعد آنچه در اين باره نوشته بود سوزاند 0
********************************
يا علي مددي

51668
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 3/16/2008 10:10:05 AM
کاربر مهمان
  به نام حق

مریم جان سلام.
خواهر خوبم، برگ سبزی است تحفه ی درویش!
امیدوارم سالی سرشار از یاد و امید به خدا پیش رو داشته باشید.

...ادامه مطلب خودسازی

رويكردها و تعريف ها:


1. جهاد اكبر:
يكي از ديدگاه هايي كه در خودسازي ارايه شده، جهاد و مبارزه با نفس است. بر اين اساس خودسازي نوعى جهاد و مبارزه با دشمنان درونى تلقي شده است، كه در كمين انسان ها هستند تا آنها را از مسير عدالت و سلامت خارج نمايند. همچون شيطان و هواي نفس، عادت ها، دلبستگي به دنيا و مانند آن.
در روايت معروفي آمده است: پيامبر اكرم(ص) گروهى از مجاهدان اسلام را به سوى ميدان جهاد فرستاد، هنگامى كه بازگشتند فرمود: آفرين بر جمعيتى كه جهاد اصغر را انجام دادند و جهاد اكبر بردوش آنها مانده است; كسى عرض كرد: اى رسول‏خدا! جهاد اكبر چيست؟ فرمود: جهاد با نفس. سپس فرمود برترين جهاد، جهاد با نفس است.[1]
اين تعريف اگر چه خوب است، ولي تنها به قسمتي از پروسه خودسازي، يعني رفع موانع و مبارزه با رهزن ها اشاره دارد و شامل جنبه هاي اثباتي خودسازي و كارهايي، مانند تقويت شناخت و آگاهي و همچنين تقويت اخلاق و روابط اجتماعي و تقويت ارتباط با خداوند و معنويت، نمي شود، در حالي كه خودسازي شامل تمامي اين عرصه ها مي شود.

2- تزكيه نفس:
بسياري از آثار اخلاقي كه در راستاي مبحث خودسازي تاليف شده اند نيز، عنوان تهذيب و تزكيه نفس را به خود گرفته اند. اين عنوان در قرآن كريم و روايات بسيار مطرح شده است. در سوره والشمس بعد از ده قسم قرآن كريم مي فرمايد: قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها.[2] اين عنوان هم بيشتر ناظر به جنبه اصلاحي، رفع موانع و پاكسازي از آلودگي ها است و شامل جنبه ها و عرصه هاي اثباتي خودسازي نمي شود. تزكيه نفس اگر چه بسيار مهم است، ولي بيانگر تمامي مراحل خودسازي نيست.

[1]- بحارالانوار، جلد67، صفحه 65.
[2]- سوره والشمس، آيه 9 و 10.
51667
نام: كيوان مويدناصري
شهر: ...
تاریخ: 3/16/2008 10:06:21 AM
کاربر مهمان
  خانم زينب
51666
نام: مريم
شهر: تهران
تاریخ: 2/16/2007 9:25:30 AM
کاربر مهمان
  دوست دارم از مطالب این سایت استفاده کنم
51665
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 3/16/2008 9:19:06 AM
کاربر مهمان
  به نام الله

ضرورت خودسازي:

نياز ضروري انسان به خودسازي امري واضح است، اين نياز در حقيقت همان نياز به دين است، زيرا هدف اصلي دين انسان سازي است و خودسازي اين هدف را تحقق مي بخشد. هدف دين و خودسازي، شكوفايي توانايي ها، رشد، تكامل و عظمت معنوي انسان، نزديك شدن به خداوند در دنيا و نجات از هلاكت و رسيدن به حيات و سعادت جاودان در آخرت است.
هر انسان خردمندي كه به خداوند و جهان آخرت اعتقاد دارد و رستگاري انسان را به درستي عقايد و نيكي اعمال و ملكات اخلاقي مي داند، حكم مي كند كه تلاش براي رستگاري، يگانه كاري است كه شايسته است همه زندگي وقف آن شود.
سعادت در دنيا و نجات از عذاب آخرت، جز با خودسازي و تسلط بر خويشتن امكان پذير نيست. امام صادق(ع) مي فرمايند: كسي كه هنگام انگيزش و گريزش نفس و در حالت شهوت و خشم، مالك خود است و بر آن تسلط دارد، خداوند بدن او را بر آتش حرام مي كند. «من ملك نفسه اذا رغب و اذا رهب و اذا اشتهي و اذا غضب حرّم الله جسده علي النار.»[1]
تمام سعادت و شقاوت انسان بستگي به تلاشي دارد كه او در اين مسير متحمل مي شود. قرآن كريم در ضمن دو آيه بسيار كوتاه، به صورت خيلي صريح و روشن، به اين حقيقت اشاره كرده است كه رستگاري و زيان كاري، يا به تعبيري پيروزي و شكست انسان در زندگي دنيوي و اخروي، در گرو خودسازي و ترك آن است. قدافلح من زكيها و قد خاب من دسيها. به تحقيق رستگار شد آن كس كه نفس را تزكيه كرد و زيان ‏كار شد آن كس كه آن ‏را به تباهى كشيد.[2]
هيچ كاري در زندگي انسان با ارزش تر از خودسازي نيست. امام محمد باقر(ع) مى فرمايد: هيچ برترى و فضيلتى همانند جهاد نيست و هيچ جهادى در قدر و منزلت با جهاد با نفس برابرى ندارد.[3]

[1]. وسائل الشيعة، ج 11، ص 123.

[2]. سوره الشمس، آيات 10 - 9.

[3]. گفتار فلسفى, اخلاق از نظر همزيستى, ج2, ص162.
51664
نام: لذت بارون
شهر: غم
تاریخ: 3/16/2008 8:49:44 AM
کاربر مهمان
  آقا درد دل زیاده از کجا برایت بگویم تو که خود میدانی ولی برسان منجی عالم که همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی دل خوشم به این که هردم برسم به آرزویم
51663
نام: مریم
شهر: انتظاربهارو باران
تاریخ: 3/16/2008 8:45:26 AM
کاربر مهمان
  به نام خدای مهربان

اللهم صل علی امیرالمومنین
سلام به همگی و عرض تسلیت سالروز شهادت امام حسن عسگری علیه السلام خدمت صاحب الزمان و شما بزرکواران و صبحتون به خیر

مریم گلم سلام - هدیه ی زیبا ، به جا و ارزشمندتون رسید . بسیار بسیار متشکرم خانم.

خسته ام قطره به قطره بشمارم باران
دوست دارم که بر این خاک ببارم باران
دوست د ارم که دلی از شهر و دیارم بکنم
بروم سر به بیابان بگذارم باران
زرد نه، سبز نه، آمیزه ای از سبزم و زرد
بس که در هم شده پاییز و بهارم باران
تو نمی آیی و من این همه خاکی شد ه ام
تو اگر باشی با خاک چه کارم باران
داروگ؟؟ نیست، خدا ! قاصد کی بود ای کاش
کاش می شد به نگارم بنگارم باران
نسل در نسل، دلم در عطش خواندن توست
آه ای زمزمه ی ایل و تبارم باران
خسته ام خسته از این قول و قرارم باران
که نمی آیی بر سنگ مزارم باران
خسته ام از خود م و هر چه که باقی مانده است
گله دارم گله دارم گله دارم باران

از وبلاگ جامعه ی مجازی منتظران مهدی(عج)

السلام علیک حین تصلی و تقنوت
<<ابتدا <قبلی 5173 5172 5171 5170 5169 5168 5167 5166 5165 5164 5163 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5168&mode=print