هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
51572
نام: گلی
شهر: ساری
تاریخ: 3/13/2008 1:17:00 PM
کاربر مهمان
  نیایش
خدایا گاهی زبانم لال می شود و نمیتوانم با تو حرف بزنم واین وقتی است که گوشهایم کر شده اند و صدای تو را نمی شنوند
تو همیشه مرا صدا کرده ای و این من بودم که پنبه در گوشهایم کرده ام، پنبه روشنفکری در یک گوشم و پنبه حرفهای قلمبه و سلمبه در گوش دیگرم
این جور وقتها زود خسته می شوم، عینکم را برمی دارم، پنبه ها را نیز، تو را می بینم از پشت شفافیت اشکهای چشمم، گریه کرده ام برای غربت و تنهایی خودم.
اشک هر چه چرک و آلودگی را از دلم می زداید، دلم شفاف می شود و تو در آن پیدا می شوی و آنگاه می فهمم که من بدون تو معنایی ندارم.
وقتی چراغ تو در دلم روشن است، سبکبالم میل پرواز دارم ولی کسی وضع حالم را احساس نمی کند.
خدایا خودت پنبه را از گوشم دربیاور.
خدایا زبانم را باز کن، گوشهایم را شنوا، زمزمه با تو سبکبالم میکند و لذت تن سنگینی ام میبخشد.
خدایا من سبکبالی را دوست دارم.
51571
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 3/13/2008 12:18:03 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداء و الصديقين


امروز مصادف است با سالروز شهادت يكي از فرماندهان سرافراز لشگر بيست و هفت حضرت محمد رسول الله (ص)
شهيد والا مقام حاج عباس كريمي

از جمله فعاليتهاي شهيد در منطقه خونرنگ كردستان،انجام شناسايي عمليات و آزادسازي منطقه دزلي بود كه توسط نيروهاي تحت امر و با هدايت او صورت گرفت.
شهيد كريمي بعدها همراه سردار جاويدالاثر برادرحاج احمد متوسليان و شهيد چراغي به جبهه هاي جنوب عزيمت كرده و به عنوان مسئول اطلاعات – عمليات تيپ محمد رسول الله(ص) به فعاليت خود ادامه داد.
با شهادت شهيد بزرگوار حاج محمد ابراهيم همت در عمليات خيبر، فرماندهي لشكر 27 محمد رسول الله(ص) را به عهده گرفت
سرانجام اين شهيد عاليمقام در روز پنج شنبه 23 اسفند سال 1363 در حالي كه آخرين دستور ابلاغي از جانب قرارگاه را در عمليات بدر (منطقه شرق دجله و شمال القرنه) اجرا مي كرد بر اثر اصابت تركش خمپاره به ناحيه سرش مجروح شد و جان را به معشوق تسليم نمود.

راه و يادشان گرامي و پر رهرو باد

يا علي مددي
51570
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 3/13/2008 12:06:21 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الذی خلق النور من النور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)

سلام بر همه
***********************************************
دمی با عطار نیشابوری

شاه و گدا
---------
خسروي با شوكت و قدرت با سپاهي همچون مور و ملخ از راهي مي گذشت.صداي پيل و طبل و كور باش و دورباش لشكر جهان را كر كرده بود .
مرد فقير مجنون صفتي در كنار ديوار ويرانه اي نشسته و پاهايش را دراز كرده و به ديوار خرابه تكيه داده بود.
شاه چون پيش آمدش او برنخاست
همچنان مي بود كرده پاي راست
شاه گفتش: اي گداي خاك راه
تو چرا حرمت نمي داري نگاه
فقير بي اعتنا به شوكت سلطان :
گفت: آخر از چه دارم حرمتت
با كجا در چشمم آيد نعمتت؟
گر به قارون برون خواهي شدن
همچو قارون سرنگون خواهي شدن
اگر مانند نمرود در قدرت باشي عاقبت به يك پشه تباه خواهي شد. اگر در جمال و جلال و حد اعلا باشي ؛ همچون تركان ختا كافري بدفرجام خواهي بود. اگر علم بسيار داشته باشي و آنرا بكار نبندي با ابليس رانده شده ار درگاه حق فاصله اي نخواهي داشت، اگر همچون عاد زورمند باشي با سنگي كه عوج بن عنق به سوي تو بيندازد به قعر گور خواهي شتافت و اگر مانند شدادبن عاد باشي و بهشتي بسازي كه يك خشت آن از طلا و يك خشت ديگر از نقره باشد پيش از آنكه از بهشت بهره مند شوي ؛ جانت را از قالب تن بر مي كشند و اگرهم اين همه نباشي مانند من خواهي بود. هر دو بشرهستيم ؛ هر دو از گوشت و پوست و استخوانيم و هر دو خواهيم مرد. سرانجام :
هر دو در يك گز زمين افتاده ايم
هر دو اندر يك كمين افتاده ايم
هر دو از يك مرگ ، خيره مي شويم
هر دو با يك خاك تيره مي شويم
در همه نوعي چو با تو همدمم
من چرا برخيزم از تو چه كمم
***********************************************
یا علی مددی
51569
نام: سارا
شهر: غریب
تاریخ: 3/13/2008 11:59:07 AM
کاربر مهمان
  باعرض سلام خدمت امیدوار گرامی ودیگر دوستان حرف دل .امیدوار گرامی من نوشته بودم که یک یاسین و۱۰۰۰ تا صلوات دیگر برای سلامتی امام زمان (ع)ثبت بفرمایند ولی ثبت نشده بود باتشکر فروان
51568
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 3/13/2008 11:38:00 AM
کاربر مهمان
  بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ های سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک- که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دل من، گر چه - در این روزگار-

جامه رنگین نمی پوشی به کام

باده رنگین نمی پوشی ز جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت - از آن می که می باید تهی ست-

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد به آفتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

اگر نگویی شیشه ی غم را به سنگ

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
51567
نام: عبدالمهدی
شهر: شهر من گمشده است
تاریخ: 3/13/2008 11:36:36 AM
کاربر مهمان
  همانا برای شما در شخصیت رسول خدا(ص) الگویی نیکو است.

بیست و یک:پاسخ به سوالی را چند بار تکرار می کردتا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.

بیست و دو: چون سخن ناصوابی را می شنید نمی فرمودچرا فلانی چنین گفت بلکه می فرمودبعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند

بیست وسه: با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با انها هم غذا می شد.

بیست وچهار: دعوت غلامان و بندگان را می پذیرفت.

بیست وپنج: هدیه را قبول می کرد اگر حتی به اندازه یک جرعه شیر بود.

بیست وشش:بیش از همه صله رحم به جا می اورد.

بیست وهفت:به خویشاوندان خود احسان می کرد بی انکه انها را به دیگران برتری دهد.

بیست وهشت: کلماتش جامع بود دارای الفاظی اندک با معنایی ژرف.

بیست ونه:انچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به انها می فرمود و مکرر می گفت: هرچه حاضران می شنوند به غایبان برسانند.

سی: هر که عذر می اورد عذر او را قبول می کرد...

اللهم صل علی معمد و ال محمد و عجل فرجهم
51566
نام: مجتبی شعبانزاده
شهر: رشت
تاریخ: 3/13/2008 11:21:34 AM
کاربر مهمان
  یه فیلم خارجی بنده از سیما نگاه کرده بودم که دو تا خواهر بودند که دقیقا متضاد هم. یکی نماد پاکی و دیگری نماد پلیدی
در آخر این فیلم با تمام قدرتهایی که مبارزین داشتن نتونستن نمادپلیدی رو بنا بر دلایلی شکست بدن و شخصی پیشنهادی داشت اونم این بود که این نماد پلیدی با پلیدی های خود قصد جلب توجه دارد. بیاییم فراموشش کنیم تا دیگر نتواند به کارهای خود ادامه دهد. همین امر باعث شکست و نابودی نمادپلیدی شد.
به عقیده بنده در دورانی که پیشرفته ترین کشورهای غیر اسلامی حکومت دموکراسی دارن و انتخابات انجام می گیره چه صحیح یا غیر صحیح کسایی باشن که دم از برگزار نشدن انتخابات ماشین زمان سوار شن برن صد سال پیش زندگی کنن بهتره یا مثلا تو دوران حمله مغول برن اونجا مغول ها با اسبهاشون بیان خونه زندگیشونو نه با دموکراسی با زور آتش بزنن.
اینها تحریم انتخابات رو نمی خوان فقط و فقط می خوان جلب توجه کنن، فقط فراموش کردن این افراد بهترین راهه
درمورد تریبون آزاد که گذاشتن توی دانشگاه به این معنی شد که مثلا آقا هرچی خواستیم بگیم بگیم.خوب اینجا هم تریبون آزاد داریم. ما هم هرچی می خوایم می گیم.
ابتدا به ساکن. دانشگاه محل آکادمیکه و محل یاد گیری دانش. محل آموختن علم.
اما شهید کیه؟ شهید همان است که وصل به دریای حقه. کسی که چون زنجیره ای محکم به سبب رسیدن نعمات اللهی به زمینه. و چون وصل به دریای حقند اینها خزائن علمند و معدن رحمت.
اگر شهید باقیست بخاطر متصل بودن به دریای حقه که سرمنشاش علت آفرینش خداوند تبارک و تعالی است.
معرفت نسبت به شهدا نشان دهنده این است که هر علمی که هم اکنون در جهان هستی جریان دارد از منبع علم است. ما علم را به چند صورت می آموزیم. یک علم های نوشته شده در کتابها. دوم علم های گفته شده توسط دانشمندان و اساتید. که همه اینها باز برمی گردد به مخترعین این علم ها و مخترعین این علوم هم از منبع علم این علم ها را دریافت کردند و یکی برق را اختراع کرد و دیگری جاذبه را کشف نمود آنیکی ریاضیات و دیگری فلسفه و ... تا آنکه به شکل کتابی این علوم از معدن علم به دست ما رسیده.
حال چگونه می توان گفت که در جایی که محل دانش است. آنکه وصل به معدن علم است و سبب رسیدن علوم بر مغز و تفکر مخترعین جایش در محل دانش نیست؟
خنده دار است. شاید می خواهید همانگونه که خارجی ها دانشگاه دارند شما هم همانگونه داشته باشید. پس علت مخالفت با انتخابات چیست؟
بجای آنکه به معدن علم تعرض کنید. بروید اندکی علم یاد بگیریدتا شاید فهمیدید که نتنها دانشگاه محل این معادن علم و رحمت است بلکه جایگاه دوست بازی و رفیق بازی و صحبتهای عاشقانه دختران با پسران نیست. اگر قرار است چیزی در یک محیط اکادمیک جلوی علم را بگیرد همین است.می توانید تحقیق کنید.
سلام بر آن شهیدی که مرده اش به دید شما و زنده اش به دید ما ، باعث آزار شماست.و لعنت خدا بر دشمنان این شهدای گرانقدر
یاعلی مدد
51565
نام: حمید
شهر: تهران
تاریخ: 3/13/2008 11:13:07 AM
کاربر مهمان
  امروز ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ و فقط ۶ روز مانده به سال تحویل ، یکسال از عمر ما گذشت و نه تنها هیچ توشه نه برای دنیا و نه برای آخرت برنداشتیم بلکه کل سال جاری را پسروی کرده به عقب نشستیم . هر روز از این شاخه به اون شاخه و نهایت هیچ چیز دستگیر ما نشد . در سالی که گذشت تنها منزل مسکونی که با هزار زحمت بدست آورده بودم را از دست دادم ، ماشین زیر پام را و کلیه طلاهای خانم بیچاره را نیز فروختم در حال حاضر با کوله باری از بدهی قدم به سال نو می گذارم و هیچیز ندارم که بخواهم از دست بدهم . اینها که گفتم همه از نداری بود ولی داراییهایم چیست تنها چیزی که دارم امید است به خدا که فرصت کوتاهی به من بدهد تا بتوانم گذشته را جبران کنم . خوشبختانه فرصت شغلی خوبی دارم که نه تنها بدهی را می توانم تسویه کنم بلکه می توانم به تمام آرزوهایم برسم حال دست به دامان اقا علی ابن موسی الرضا شدم شاید بتوانم فرصت کوتاهی بگیرم که دوباره به زندگی برگردم الان چندین روز است که به درگاهش تضرع می کنم لیکن جوابی دریافت نکرده ام ولی امیدوارم چرا که تاکنون کارهایم در آخرین لحظه درست شده . از دیگر دارایی که دارم خدا را شکر نعمت سلامتی است که بواسطه آن به قول دوستم می گفت که پول را همیشه ما درآورده ایم انسان سلامت باشد حتی اگر کارگری هم بکند رزق و روزی خود را در می آورد البته باید اعتراف کنم که کار من با کارگری درست نمی شود چون به اندازه ای بدهی دارم که کارگری چاره اش نیست . اینها را نوشتم چون که تنها راه درد دل که پیدا کردم سایت شما بود چون این حرفها را حتی به خانمم هم نمی توانم بگویم چون اگر اصل مطلب را بداند بیچاره سکته می کند . نوشتم که مقداری تخلیه شوم خدا رحمت کند مرحوم آوینی را - اگر مطلب من را کسی می خواند حتما مرا دعا کند شدید التماس دعا دارم خدانگهدار
51564
نام: سامره
شهر: تبريز
تاریخ: 3/13/2008 11:11:35 AM
کاربر مهمان
  كنار آشیانه تو آشيانه مي كنم
فضاي آشيانه را پر از ترانه مي كنم
كسي سؤال مي كند بخاطر چه زنده اي ؟
و من براي زندگي تو را بهانه مي كنم .

يا مهدي(عج) كمكم كن تا ...
51563
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 3/13/2008 10:09:52 AM
کاربر مهمان
  شب جمعه اي بفرست به ارواح اموات وشهدا هديه خودت را ،صلوات وفاتحه .
<<ابتدا <قبلی 5163 5162 5161 5160 5159 5158 5157 5156 5155 5154 5153 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5158&mode=print