اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 50892 |
نام:
سبکبار
شهر:
یه گوشه دنیا
تاریخ:
2/27/2008 12:02:14 PM
کاربر مهمان
|
هرجا هستی روبه قبله کن وسلام گرمی به جان جانان حضرت ولیعصرعج کن وبدان که جوابت میده ¤صلوات بفرست برای شادی دلش صلوات
|
|
| 50891 |
نام:
مریم ها
شهر:
آرام دلان منتظر بهار و باران
تاریخ:
2/27/2008 11:52:11 AM
کاربر مهمان
|
به نام خدای محمد
سلام خدمت همه ي دریادلان
با اجازه ان الله بصیر بالعباد گرامی که انشاءالله هر جا هستند سلامت و موفق باشند، نیت کرده ايم ختم چهارده هزار صلوات را دوباره از سر بگیريم...
از اربعین سالار کربلا تا روز شهادت ضامن آهو...انشاءالله
به نیت حسینی شدن و زینبی ماندن قلبها، پاک شدن دلها در آغاز بهاري ديگر.
پانصد صلوات اول: مريم از انتظار بهار و باران
پانصد صلوات دوم: آقا شهاب گرامی تقدیم به صاحب الزمان(عج)
پانصد صلوات سوم: آقا شهاب گرامی تقدیم به صاحب الزمان(عج)
پانصد صلوات چهارم: بادبادک سفید عزیز
پانصد صلوات پنجم: بمیرید قبل از آنکه بمیرید گرامی
پانصد صلوات ششم: عطیه خانم از مشهد
پانصد صلوات هفتم: رز سفيد محترم
پانصد صلوات هشتم: آرام گرامي
پانصد صلوات نهم: جا مانده از قافله بزرگوار
پانصد صلوات دهم: آقا مهدي بزرگوار(ملالغتي!) انشاءالله هرجا هستيد موفق و مويد باشيد.
پانصد صلوات یازدهم:
پانصد صلوات دوازدهم:
پانصد صلوات سیزدهم:
پانصد صلوات چهاردهم:
پانصد صلوات پانزدهم: فاطمه خانم
پانصد صلوات شانزدهم:
پانصد صلوات هفدهم:
پانصد صلوات هجدهم:
پانصد صلوات نوزدهم: باران عزیز
پانصد صلوات بیستم: باران عزیز به نیت همه شهدا
پانصد صلوات بیست و یکم: مادر بزرگوار باران عزیز
پانصد صلوات بیست و دوم:
پانصد صلوات بیست و سوم:
پانصد صلوات بیست چهارم:
پانصد صلوات بیست و پنجم:
پانصد صلوات بیست ششم:
پانصد صلوات بیست هفتم:
پانصد صلوات بیست و هشتم: مريم از دل آرام گيرد به ياد خدا
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
|
|
| 50890 |
نام:
جهان
شهر:
بهمئی
تاریخ:
2/27/2008 11:48:06 AM
کاربر مهمان
|
اربعین سروروسالارشهیدان اباعبدالله الحسین رابه تمام شیعیان بخصوص عشقان اهل بیت تسلیت میگویم
|
|
| 50889 |
نام:
جهان
شهر:
بهمئی
تاریخ:
2/27/2008 11:27:02 AM
کاربر مهمان
|
اربعین سرور وسالارشهیدان اباعبدالله الحسین{ع}رابه تمام شیعیان جهان بخصوص عاشقان اهل بیت تسلیت می گوییم
|
|
| 50888 |
نام:
مهرداد
شهر:
تبریز
تاریخ:
2/27/2008 10:57:42 AM
کاربر مهمان
|
salam be kasi ke ino mikhone nemidonam chera chand roziye delam gerefte nemidonam chikar konam hamash be fekre farar am hala mondam nemidonam chikar konam komakam konid
|
|
| 50887 |
نام:
س×
شهر:
قا
تاریخ:
2/27/2008 10:53:50 AM
کاربر مهمان
|
sayet jalebiye
|
|
| 50886 |
نام:
ملا لقطی
شهر:
ادبیات
تاریخ:
2/27/2008 10:53:36 AM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا ابا عبد الله
سلامی گرم وصمیمی خدمت همه برادران وخواهران خوب اهل دل
برای من بودن با شما جزء بهترین لحظاتم بود ولی از این به بعد شاید نتوانم باشما هم صحبت شوم زیرا خدمت مقدس سربازیم تمام شده و باید به دیار برگردم ...
در ضمن اسم من مهدی است وملتمس دعای همه شما خوبان هستم واز اینکه اسم مستعار خوبی نداشتم عذر می خواهم زیرا برخی از ما ها سر هیچی با هم گاهی سر ناسازگاری داریم وبه جای عمل بیشتر درگیر الفاظ هستیم وبه قولی ملا لغطی هستیم البته این از شان شما دور است...
به هر حال از خانواده عزیز خودم بروبچ حرف دل خدا حافظی میکنم واز آنها میخوام فقط برای خدا بنویسند.
اسم مرا هم برای آخرین بار در لیست معطر صلواتها بنویسید.
این بیت را از طرف تمامی اهل دل میزنم وامیدوارم مرا به خاطر حرفهای زده شده حلال کنید.
ای که بر دلها امیری یا حسین
آگه از ما فی الضمیری یا حسین
در زمان غفلت ووقت گناه
وای اگر دستم نگیری یا حسین
از همه دوستان وهمراهان این راه پراز نور خداحافظی میکنم وچون میترسم اسمی از قلم بیافتد نام کسی را نمیبرم.
یا علی
|
|
| 50885 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
2/27/2008 10:35:04 AM
کاربر مهمان
|
دلم برات تنگ شده ... كجا پرواز كردي ؟...
يادت مي ياد اون روزي كه مي خواستي بري و فرداش بياي ... حالا چند سال گذشته و تو هنوز نيومدي ...
عزيزم شايد توي شهر تو هنوز فردا نشده !
گلم ... يادت مي ياد چقدر گريه كردم ... گفتم اگه مي ري فراموشم نكن و زود برگرد ... تو هم برگشتي و يك لبخند تلخ زدي و گفتي : حالا بذار برم بعداً برام گريه كن ... تو رفتي و من بازم گريه كردم ...
روي صندلي كنار شومينه ، زير پنجره و رو به در زل زدم كه شايد تو بياي اما صداي كفشات هم نمي ياد ...
اون روز يادته گفتي تا آخرش باهات مي مونم ... اما ... اما شايد الان آخرش شده و من خبر ندارم ... دلم گرفته بغض كهنه اي راه گلومو بسته ... جرعه ي تلخ بودن رو تا آخر سر كشيدم ... ميخوام از دوري تو فرياد بزنم ...
اما ... خدايا كاري كن كه فريادم گوش فلك رو كر نكند ...
خدا ... چرا من ؟ چرا من بايد گرفتار دوري بشم ... خدا جون تنهام ... خيلي تنهام دلم گرفته از زمين و زمان ... روي قله ي رفيع دوست داشتن اون ايستادم . دوري اون رو نظاره مي كنم . زندگي براي هر كس سرنوشتي ساخته اما ...
قلبم سرشار از عشق اون شده بود ... اما اون لبريزي اين عشق رو نديد و راهي سفر شد .
اگه اين قلم و كاغذ رو نداشتم بايد چه كار مي كردم ... قلمم زير اين بار غم شكست ...!
ديروز رو فراموش كن ، امروز را به خاطر بسپار و به فردا فكر كن ...
|
|
| 50884 |
نام:
مهدی
شهر:
آبدانان
تاریخ:
2/27/2008 10:27:07 AM
کاربر مهمان
|
از خدا میخواهم که بانک رفاه مرا استخدام کند
|
|
| 50883 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
2/27/2008 10:18:10 AM
کاربر مهمان
|
رفتن دلیل نبودن نیست در آسمان تو پرواز می کنم عمری غمگین وغروبی غمگین تر در پیش من بی زار از خود و از کرده خویش دل نا مهربانم را به دوش می کشم تا آنسوی مرزهای انزوا پنهانش کنم در اوج نیزارهای پشیمانی و ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام می گویم( تو باور نکن ، اما من عاشقم ) رفتن دلیل نبودن نیست در غروب آسمان تو شاید در شب خویشتن ، چگونه بی تو گم شوم تو را تا فردا ، تا سپیده با خود خواهم برد و با یاد تو و عشق تو خواهم مرد
|
|