هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
50662
نام: امير
شهر: مشهد مقدس
تاریخ: 2/21/2008 7:25:00 PM
کاربر مهمان
  آيا حضور عشق را

به تماشا بنشينيم ؟

يا ...... انتظار را ؟

چشمي به راده داريم

چشمي بر آسمان .....

مي آئي

مي آئي

و...... جهان را

سبز خواهي كرد

سبز
سبز
يا مهدي (عج)



تقديم به تمام منتظرانش
50661
نام: فاطمه ی غصه دار
شهر: تبریز
تاریخ: 2/21/2008 6:29:00 PM
کاربر مهمان
  خدایا تمام کارهایم به هم گره خورده من چکار کنم خواهش میکنم هر کس این مطلب رامی خواند برایم من دعا کند .
50660
نام: انسانی گنهکار
شهر: علی آباد کتول استان گلستان
تاریخ: 2/21/2008 6:16:38 PM
کاربر مهمان
  شاید این جمعه بیاید ... شاید .....
پس کی میایی یا صاحب الزمان
50659
نام: مبــــارز
شهر: اهــــواز
تاریخ: 2/21/2008 6:15:22 PM
کاربر مهمان
  بسمه الله النور

سلام به سربازان اهل دل

عامل گناه:


عامل گناه خود خواهی است ! خود را باید شکست ،اگر انسان سودی نبرد دروغ نمی گوید .
دزدی نمی کند تا در آن سودی نباشد ، این من باید شکسته شود

((جهاد با نفس جهاد اکبر است)) .


50658
نام: ليلا
شهر: تبریز
تاریخ: 2/21/2008 5:58:46 PM
کاربر مهمان
  کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در

حال عبور او را ديد . او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب

خودت باش کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط

يکي از بنده هاي خدا هستم کودک گفت:مي دانستم با او نسبت داري.

50657
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 2/21/2008 5:06:22 PM
کاربر مهمان
  مصاحبه با شهید سید مرتضی آوینی

سید عزیز سلام
قول داده بودیم که باز هم سراغتان می آییم، کاش می شد همیشه پیش شما بمانیم...
غرض از مزاحمت، بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر هم به پایان رسید و ما هنوز در آرزوی داشتن سینمای انقلاب اسلامی هستیم...
با اجازه!


فرهنگ انقلاب اسلامی:آقا مرتضی دوست داریم از زبان شما یک تعریف کامل و جامع از سینما بشنویم؟

سینما در ابتدا با داستان مصور اشتباه می‌شود. این تعریف که سینما یک داستان مصور است تصوری است عام که هویت تاریخی سینما را نیز تعیین کرده است. تلاش‌هایی که خواسته‌اند نقش داستان را در فیلم انکار کنند و آن را به تصویر محض مبدل سازند توفیقی نداشته‌اند و سینما اکنون همین است که هست: تصویر متحرکی که در خدمت بیان داستان در آمده.
جاذبیت سینما از جانبی به داستان برمی‌گردد، از جانبی دیگر به تصویر، و از جانب سوم به این ملغمه‌ای که از ترکیب داستان و تصویر پدید آمده و می‌تواند توهمی از واقعیت را ایجاد کند. این ملغمه دیگر نه داستان است و نه تصویر؛ ماهیتی دیگرگونه یافته است. نه آرد است و نه شکر؛ حلواست. توهمی جذاب و لذت‌بخش از واقعیت است که می‌تواند آدم را در خود مستغرق کند و رنج خودآگاهی را در وجود او موقتاً تسکین دهد... قصد ما بحث در ماهیت فیلم نیست و این مختصر نیز بر حسب ضرورت پیش آمد.


فرهنگ انقلاب اسلامی:صحبت از جذابیت به میان آمد، سید عزیز این جذابیت چقدر از فیلم و فیلم سازی است؟

تماشاگر تلویزیون در خانه‌ی خویش دل‌مشغولی‌هایی دارد که او را باز می‌دارد از اینکه با تمام حواس ظاهری و باطنی خود در پای تلویزیون حاضر باشد؛ این است که جذب او پای فیلم بسیار مشکل‌تر است. اما به هر تقدیر، جذب تماشاگر لمی دارد که خیلی از فیلمسازها می‌دانند. همه‌ی آنها که فیلم پرفروش می‌سازند این لم را بلدند، اما چه جواب خواهید داد اگر از شما بپرسند: آیا فیلم خوب یعنی فیلم پرفروش؟ بی‌تردید می‌گویید خیر، و از این جواب روشن است که فیلم و سینما عین جذابیت نیست. جذابیت شرط لازم است، اما کافی نیست، و چون شرط کافی نیست نمی‌توان در باب آن حکمی مطلق صادر کرد. جذب تماشاگر نمی‌تواند همه‌ی هدف فیلمسازی باشد، اگرچه جاذبیت اولین شرطی است که اگر وجود نیابد، مفهوم فیلم محقق نمی‌شود. پس، از این واقعیت نمی‌توان حکمی استخراج کرد مبنی بر تأیید آنچه اکنون در سینمای تجاری می‌گذرد...

www.farhangnews.ir/site/Default.aspx?tabid=2&CId=8&NewsId=3869
50656
نام: مصطفی
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 2/21/2008 4:49:56 PM
کاربر مهمان
  امروزمن از این سایت کمک گرفتم واقعا اینجاخیلی مقدسه الا ن بغض گلمو گرفته .....۱/۱۲/۱۳۸۶ساعت۴:۴۴ ظهر
50655
نام: علی
شهر: تبریز
تاریخ: 2/21/2008 3:11:33 PM
کاربر مهمان
  یاعلی
50654
نام: مهدی
شهر: شیراز
تاریخ: 2/21/2008 2:40:34 PM
کاربر مهمان
  امام حسین سینه ی من هم تنگ شده به من هم اجازه ی میدان رفتن بده.
50653
نام: غمگین
شهر: غربت
تاریخ: 2/21/2008 2:36:44 PM
کاربر مهمان
  تورو خدا هرکی میاد و میخونه به وجودش یه نگاه کنه ببینه آدمه یا نه من تنها بجز مصیبت چیزی ندیدم اما شما به بعد از خودتون رحم کنین نامردی به همسراتون نکنین مگه ما زنها گناهمون چیه که باید همسرامون شما بی وجدانا باشین که بویی از رحم و مروت نبردین
<<ابتدا <قبلی 5072 5071 5070 5069 5068 5067 5066 5065 5064 5063 5062 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5067&mode=print