هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
50472
نام: گل بی خار
شهر: تهران
تاریخ: 2/18/2008 9:21:47 AM
کاربر مهمان
  اللهم عجل الولیک الفرج

سلام دوستان.......... دلتنگ شدم.. گفتم بیام ببینمتون و حرفاتون رو بشنوم


اگر به این مردم بگویید فلانی اسم اعظم بلد است، تعجب می کنند! اینکه تعجب ندارد، تعجب این است که دیگران ندارند.


اگر به این مردم بگویید فلانی با خداوند متعال ارتباط دارد، تعجب می کنند، اینکه تعجب ندارد، تعجب این است که چرا خودشان ارتباط ندارند.


اگر به این مردم بگویید فلانی طی الارض دارد تعجب می کنند! اینکه تعجب ندارد، تعجب این است که دیگران ندارند.


اگر به این مردم بگویید فلانی ملائکه را در دنیا دید تعجب می کنند، اینکه تعجب ندارد، تعجب این است که دیگران ندیدند.

اگر به این مردم بگویید فلانی با حضرت حجت صلوات الله علیه ارتباط دارد، تعجب می کنند، اینکه تعجب ندارد، تعجب این است که چرا دیگران ارتباط ندارند.



از وبلاگ عجب!
50471
نام: لیلی
شهر: کازرون
تاریخ: 2/18/2008 9:11:11 AM
کاربر مهمان
  من عاشق شدم عاشق کسی که اندازه ی جونش منو دوست داشت به یه دلیلی دوست داشتنش نسبت به من کم شد خیلی عوض شد حالا من چی کار کنم راهنمائیم کنید
50470
نام: ترلان
شهر: توفیق
تاریخ: 2/18/2008 9:08:26 AM
کاربر مهمان
  امیدوار عزیز توفیق یک قرائت زیارت اربعین را نصیب ما کنید.یا حق
50469
نام: ملا لقطی
شهر: ادبیات
تاریخ: 2/18/2008 8:56:10 AM
کاربر مهمان
  سلام بر همه بیداران در میان خفتگان

آنقدر برخی مطالب وبرخی درد دلها زیباست که انسان دوست داشت ید الهی وعلم لدنی داشته باشدواز پس انها برآیدولی افسوس وصد افسوس که جز دعای بازبان گناه کاردیگری ازما بر نمی آید!؟

آقا شهاب خداقوت
50468
نام: ديده
شهر: امام رضا (ع)
تاریخ: 2/18/2008 8:52:34 AM
کاربر مهمان
  اللهم صل علي محمدوآل محمدوعجل فرجهم

سلام اهل دل... همه خوبن؟؟....الحمد لله

امام علي (ع) ميفرمايد:

به خطاي ديگران شادمشو،

كه هميشه ازتو درست كاري سرنزند.
اميدعزيز منم چار سال دانشگاه بودم اگه سوالي داري

در خدمتم.


آقا شهاب گرامي نظر لطف شماست؛

خداروشكرميكنم كه با اينجا آشنا شدم

چون احتياج داشتم با چنين بچه هاي پاكي

تو اين دورو زمونه ي ... باشم الحمدلله.

ازشعرها ومطالب آموزندتونم بسيار ممنونم...


بوي سيب عزيز در مورد ولنتاين با شما موافقم

دسستتون درد نكنه با اون مقاله.

راستي آقا شهاب تا يادمه يك زيارت اربعين براي من بنويسين

همه را به خدا ميسپارم
50467
نام: وحید آقاجانی - هادی محمودی
شهر: پاکدشت
تاریخ: 2/18/2008 8:20:14 AM
کاربر مهمان
  به چشمانت بیاموز که هر کس یا هر چیز ارزش دیدن ندارد چرا که چشم همانند دوربینی از تصاویر و مناظر فیلم و عکس تهیه می کند و در خلوت به تماشای آن ها می پردازد. به قول شعر معروف که می گوید:
زدست دیده و دل هر دو فریاد/هر آنچه دیده بیند دل کند یاد
50466
نام: مبـــــــارز
شهر: اهــــــــواز
تاریخ: 2/18/2008 6:45:33 AM
کاربر مهمان
  بسمه الله النور

دروصف عشق

هیچی از علاقه فرزند به مادر نصیب مادر نمی شود ، همه متعلق به فرزنده . فرزند هیچ کاری برای مادر نمی کند و یک رابطه یک طرفه است .
سوال – اگر عشق بخاطر زیبایی باشد اگر کسی را دوست می داریم بخاطر زیبایی ظاهرش باشد ، اگر زشت شد باز هم دوستش داریم ؟؟؟
فرزند هر چقدر زشت باشد باز برای مادر عزیز است ولی ....
این رابطه بین خدا و بنده اش پرنگ تر است ، خدا هم عاشق بندهاشه . زشت یه زیبا ، سیاه یا سفید ، عرب یا عجم فرقی نمی کنه – اونجا ملاک دوست داشتن به عمل و ایمان و تقواست نه رنگ پوست و ....

قصه شاگرد نجار

روزی پسری نزد استاد نجار مشغول به کار شد . بعد از مدتی پسرک عاشق دختر نجار شد ، کم کم عشق بر کار او تاثیر گذاشت . پسرک کم کار شده بود به قول خودمون از زیر کار طفره می رفت ، گاهی ساعت ها می نشست و به ی نقطه خیره می شد . استاد متوجه رفتار غیر عادی شاگرد عاشق خود شد .
تصمیم گرفت که پسرک را امتحان کند !؟
از فردای آن روز، هر روز صبحها دست دختر خود را پاره می کرد و مقداری از خون او را در ظرفی می ریخت این کار ادامه داشت تا دختر ازفرط کم خونی ضعیف شد و رنگ او به مانند گچ سفید شد .
پسر با دیدن دختر در آن حالت از او زده شد و بیشتر سعی میکرد به کارش بچسبد .
استاد دید که شاگرد دوباره مثل روز اول به کارش چسبیده و فعال شده به قول بچه ها اکتیو شده .
روزی شاگرد را صدا زد وظرف خونی که از دخترش طی چند روز جمع کرده بود را به شاگرد داد و گفت بیا پسر جان تو عاشق این ظرف خون بودی نه دخترم .
بعدش هم که خودتون می تونین حدس بزنین پسر رو با اردنگی از خونه ......

عشق به مانند اکسیرعمل می کند اگر عشق که رفتاری بدی بدهند ، تمام رفتار ها و صفات بد او به صفات خوب تبدیل می شود .
البته اگه عشق واقعی باشد نه مثل اون کاسه خون .

************************************************

برگرفته از سخنان استادبزرگوارم:سید شهاب الدین امامی فر
50465
نام: عطیه
شهر: مشهد
تاریخ: 2/18/2008 6:36:43 AM
کاربر مهمان
  سلامی سبز از جنس نور به شما.واسم دعا کنین امروز امتحان فیزیک دارم.
راستی دیشب سر نمازم واسه ی همتون دعا کردم.
اللهم صل علی فاطمه وابیها وبعلها وبنیها وسر مستودع فیها.
اللهم عجل لولیک الفرج
50464
نام: Parniaan
شهر: Tehraan
تاریخ: 2/18/2008 1:32:32 AM
کاربر مهمان
  سلام خدای مهربونم....
یا سمیع یا بصیر .....
خدایا معبودم شکر.شکر پروردگار بی همتای من.
الهی و ربی من لی غیرک.



التماس دعا.
یا حق.
50463
نام: سید
شهر: عشق
تاریخ: 2/18/2008 12:13:20 AM
کاربر مهمان
  یک چشم زدن غافل از ماه نباشیم

شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم
<<ابتدا <قبلی 5053 5052 5051 5050 5049 5048 5047 5046 5045 5044 5043 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5048&mode=print