هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49712
نام: غریبی آشنا
شهر: تهران
تاریخ: 1/28/2008 11:15:21 AM
کاربر مهمان
  برای تعجیل در فرج آقا امام زمان یک صلوات محمدی
49711
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 1/28/2008 10:37:02 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
برای سوخته گرامی از تهران(عرض سلام و ادب)
معنای" عشق " از نظر قرآن و روایات چیست و رابطه آن با "عقل " چگونه است ؟

"عشق" به معنای محبت شدید و علاقه خاص است. در قرآن کلمه عشق به صراحت نیامده، امّا از مفاهیم دیگری که معنای عشق را می رساند، نام برده شده است: "بعضی از مردم معبود هایی غیر از خداوند، برای خود انتخاب می کنند و آن ها را چون خدا دوست می دارند، امّا آن ها که ایمان دارند،‌ عشقشان به خدا (از مشرکان نسبت به معبوهاشان) شدید تر است".[بقره (2) آیه 165]
در این آیه شریفه، شد حبّ و علاقمندی به عشق تفسیر شده است.
در روایات و احادیث،‌ از "عشق" نام برده شده است.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: "با فضیلت ترین مردم کسی است که عاشق عبادت است و با عشق عبادت کند".[بحارالانوار، ج 67، ص 253، حدیث 10]
علاّمه مجلسی بعد از ذکر حدیث می فرماید: عشق به معنای زیاده روی در دوست داشتن و محبت است. گاهی خیال می شود عشق، مخصوص علاقه داشتن به امور باطل است، به همین جهت در علاقه به خدا به کار نمی رود، اما این حدیث بر خلاف پندار مزبور است؟ آن چه در مورد مذمت و سرزنش است، ‌عشق جسمانی، حیوانی و شهوانی است و آن چه مورد مدح و ستایش قرار گرفته، عشق روحانی و انسانی می باشد. عشق نوع اوّل به مجرّد وصال و رسیدن به آن، فانی شده و از بین می رود و عشق از نوع دوم تا ابد باقی و پایدار است.[بحارالانوار، ج 67، ص 254]

درباره رابطه عقل و عشق نیز باید گفت که وادی عقل با فضای عشق متفاوت است؛ در این باره سه نکته قابل ذکر است:
1. عقل فقط راهنما است؛ مولا علی(ع) میفرمایند: «عقل هدایت بخش و نجات دهنده است...»، (میزان الحکمه، ج 6، ص 397، ر 13022، مکتب الاعلام الاسلامی، چ اوّل، سال 1362). و نیزمیفرمایند: العقل یصلح الرویة ؛ عقل رویه و منش را اصلاح میکند (همان، ص 396، ر 13019).

2. عقل عشق آفرین است؛ امام علی(ع) میفرمایند: العقل رقی الی اعلی علیین ؛ عقل باعث ترقی انسان به اعلی علیین میباشد (همان، ر13016). وقتی انسان عقل خود را به کار گیرد، راه را از چاه میشناسد؛ سلوک سعادت را از سقوط شقاوت باز مییابد؛ خانه جانان را از کاشانه شیطان جدا میسازد و حتی عشق حقیقی را از عشق مجازی متمایز میکند. انسان در پرتو عقل، راه اعلی علیین را میجوید و لذّت تشخیص و ترسیم چنین راهی، کام تشنه را برای وصول به گوارایی آب تحریک میکند و با تکرار تصور ضرورت پیمودن راه عشق، دل را با خود همراه میسازد. از این رو میگوییم: عقل عشق آفرین است.

3. مرکب وصول و معرفت قلبی عشق است نه عقل؛ عقل چون پلیس، فقط راهنمای خوبی است و گرنه هرگز پای پیمودن راه وصال را ندارد. وقتی با جرقه‏های راه بخش عقل، عشق در دل زبانه کشید؛ دل عاشق گام‏های نخستین راه معرفت را بر میدارد و کم کم به حالاتی بلند میرسد که از عقل نشانی نمیماند.
جناب عشق را در گه بسی بالاتر از عقل است کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد ( حافظ)
در آن حالات بلند، عقل محو میشود؛ گرچه آن حالات بعد از سال‏ها ریاضت، لحظاتی بیش نیست. پس عقل در دو مرحله اوّل، نه تنها زایل کننده عشق نیست؛ بلکه میتواند راه عشق حقیقی را بنمایاند و در مرحله سوم هم در بعضی از حالات بلند عرفانی و عشق حقیقی،اصلاً جایی برای عقل و توجّه به آن نمیماند. به لحاظ این مرتبه بالا، میتوان گفت: عقل خود حجاب عشق است.
به
49710
نام: عبدالمهدی
شهر: شهر من گمشده است
تاریخ: 1/28/2008 10:29:05 AM
کاربر مهمان
  خدا همیشه مهربون و صبور نگاهمون می کنه و می گه:

بنده من هر چه می خواهد دل تنگت بگو
49709
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 1/28/2008 10:12:18 AM
کاربر مهمان
  برخى از تأثيرات حماسه عاشورا از اين قرار است:

1ـقطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم‏

2ـاحساس گناه و شرمسارى در جامعه،بخاطر يارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكليف‏

3ـفرو ريختن ترسها و رعبها از اقدام و قيام بر ضد ستم‏

4ـرسوايى يزيديان و حزب حاكم اموى‏

5ـبيدارى روح مبارزه در مردم‏

6ـتقويت و رشد انگيزه‏هاى مبارزاتى انقلابيون‏

7ـپديد آمدن مكتب جديد اخلاقى و انسانى(ارزشهاى نوين عاشورايى و حسينى)

8ـپديد آمدن انقلابهاى متعدد با الهام از حماسه كربلا

9ـالهام بخشى عاشورا به همه نهضتهاى رهايى بخش و حركتهاى انقلابى تاريخ‏

10ـتبديل شدن كربلا به دانشگاه عشق و ايمان و جهاد و شهادت،براى نسلهاى انقلابى شيعه‏

11ـبه وجود آمدن پايگاه نيرومند و عميق و گسترده تبليغى و سازندگى در طول تاريخ،بر محور شخصيت و شهادت سيد الشهداع

از نهضتهاى شيعى پس از عاشورا،مى‏توان انقلاب توابين،انقلاب مدينه،قيام=مختار،قيام زيد ،و...حركتهاى ديگر را نام برد.براى توضيح بيشتر،به مدخل خاص=هر يك از اين نهضتها در همين مجموعه مراجعه شود.تأثير حماسه عاشورا را در=انقلابهاى بزرگى كه در طول تاريخ،بر ضد ستم انجام گرفته،چه در عراق و ايران و چه در كشورهاى ديگر،نبايد از ياد برد.

فرهنگ شهادت و انگيزه جهاد و جانبازى كه در انقلاب اسلامى ايران و هشت سال دفاع مقدس در جبهه‏ها جلوه‏گر بود،گوشه‏اى از اين تأثير پذيرى است.شعار نهضت ما حسينيه،رهبر ما خمينيه كه در مبارزات ملت مسلمان ايران بر ضد طاغوت طنين افكن بود و نيز شور حسينى جبهه‏هاى رزم ايران،گواه روشن تأثير گذارى كربلا در قرنها پس از آن حماسه مقدس است
49708
نام: فروزان
شهر: شیراز
تاریخ: 1/28/2008 10:04:45 AM
کاربر مهمان
  ایا به مردان به شوهران این دوره می توان از هر جهت چه از نظر مالی و چه نظر معنوی اعتمادکرد
49707
نام: سعیده
شهر: تهران
تاریخ: 1/28/2008 9:18:35 AM
کاربر مهمان
  حضرت اميرالمومنين علي (ع) : فرزندم ! تو از خزائين رحمت خدا ، چيزهايي خواستي كه هيچ كس جز او توانايي بخشيدن آنها را ندارد ، همچون طول عمر ، تندرستي و فراواني روزي ، و خدا كليد خزائن خويش را در دست تو نهاد ، زيرا كه اذن داد تا هر چه مي خواهي از او بخواهي و تو هر وقت بخواهي مي تواني درهاي نعمت او را با دعا بگشايي ، و سيلاب رحمت او را بر خويشتن فروريزي ، چون چنين است مبادا ديركرد اجابت ، تو را نوميد سازد ، كه بخشش به اندازه نيت است .
نهج البلاغه /924
49706
نام: مریم
شهر: انتظاربهارو باران
تاریخ: 1/28/2008 9:17:42 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام به همگی - روزتون به خیر و نیکی

می خوای از اون بنویسی

اما اینجا هوا واسه از اون نوشتن کمه

بلند میشی و پنجره رو باز می کنی

عطر نم نم بارون تمام فضارو پر کرده

عطر خوش خاک نم زده

یعنی خدا وقتی می خواست هنر نمایی کنه

این عطر توی فضا بود

آخه مثل نفس این بو آشناست

می شینی کنار پنجره و نم نم بارون بانسیم مهمون دستات میشن

هر چیزی رو که میبینی تو رو یاد اون می ندازه

این قطره ها زلال و شفافن؛

مثل دل مهربون

و چشمای روشنش
چه صمیمیتی توی حرف زدن با خداست.

بادبادک سفید خواهر گلم حالتون چطوره ؟

اگر آن ترک شیرازی بدست ارد دل مارا
دگر نبود مرا جانی که بینم بعد آن حالی
49705
نام: سوخته
شهر: تهران
تاریخ: 1/28/2008 8:47:27 AM
کاربر مهمان
  سلام به دوستان عزیز
دوستانی که از قران اطلاعات دارند میشه لطف کنید با ذکر آیه به بنده بگید که خداوند چگونه از احساس و عقل و استفاده ی آنهادر زندگی، ما را در قران راهنمایی کردند؟

ممنون
یا حق
49704
نام: .........
شهر: ............
تاریخ: 1/28/2008 6:44:14 AM
کاربر مهمان
  حقیقت

مذهب دو لايه دارد:لايه بيروني مذهب كه شريعت است.پيكره مذهب است.لايه داخلي مذهب؛ حقيقت است.حقيقت ناب.از ديد شريعت ؛ اسلام و بوديسم و يهوديت و هندوييسم وجود دارند.ولي از منظر حقيقت ؛ صوفي گري و ذن و حسيديسم و يوگا وجود دارند..مسلمان بودن خيلي مهم نيست بلكه مومن بودن مهم است.بودايي بودن مهم نيست چون با تغيير لباس ميتوان بودايي شد ولي پيرو ذن بودن خيلي با ارزش است.يهودي بودن ارزشي ندارد بلكه حسيدي شدن با شكوه است.

بايد به مركز توجه داشت.نبايد گرفتار پيكره شد.شريعت پيكره است و حقيقت مركز.شريعت محيط است و حقيقت مركز.هميشه محيط از مركز بزرگتر است.محيط بزرگ است و مركز كوچك.دنياي اسلام خيلي بزرگ است .درست مثل بوديسم و يهوديت.ولي صوفيان و يوگيها و حسيديها خيلي اندكند..براي يافتن آنها بايد به جستجو پرداخت..يعني فقط كساني به آنان دست ميابند كه واقعا اين نياز را در خود حس كرده باشند كه ميخواهند..و اين خواستن مهم است...

مومنها و حسيديها و ذنيها و يوگيها هميشه اندك هستند.خيلي كم...حتي تصورش را هم نميشود كرد..الماسها در شن گم شده اند.
49703
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/28/2008 1:52:21 AM
کاربر مهمان
 

به دست خواهم آورد دل ترک شیرازی راتا لبخند رضایتش را ببینم...

بادبادک سفید گرامی سلام و عرض ادب. سواد عرفانی و شعری ما در همین حده به بزرگواری خودتون ببخشید و بپذیرید... نه وزنی...نه قافیه ای...نه مصراع بندی ای...

قافیه ام به تنگ آمده طوری نشده! ...


<<ابتدا <قبلی 4977 4976 4975 4974 4973 4972 4971 4970 4969 4968 4967 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4972&mode=print