هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49612
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 1/25/2008 10:38:40 AM
کاربر مهمان
  عمری در انتظار نشستم نیامدی
دل را به روی غیر تو بستم نیامدی
دل را برای آمدنت مهربان من
روزی هزار بار شکستم نیامدی
امروز هم که با همه ی بی پناهیم
عاشق تر از همیشه ات هستم نیامدی
گفتند سبزپوش تو از کعبه می رسد
هر جمعه رو به قبله نشستم نیامدی...
----------------------------------------
سلام جناب بی نشان، آقای صادق حالشون کاملا خوبه خدارو شکر...
49611
نام: بنده ای از بندگان خدا
شهر: مشهد
تاریخ: 1/25/2008 9:57:33 AM
کاربر مهمان
  فقط میخوام بگم که خیلی دلم گرفته
بیایید برای ظهور آقامون دعا کنیم
49610
نام: میم
شهر: صلوات
تاریخ: 1/25/2008 2:31:39 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

سلام و عرض ارادت بنده حقیر را در این
ساعات پرفیض و اندکی اسرار آمیز(2:19 نیمه شب)
پذیرا باشید.

دریا شد از اشک آسمان زمین...
آسمان چشم براه خورشید...

دل باغ بی گل نرگس گرفت...

ای زلیخا....دست از دامان یوسف بازکش

...

ز دو دیده خون فشانم ، ز غمت شب جدایی...


یک شب آخر دامن آه ِ سحر خواهم گرفت
داد ِ خود را زان مه بیدادگر خواهم گرفت

نعره ها خواهم زد و در بحر و بر خواهم فتاد
شعله ها خواهم شد و در خشک و تر خواهم گرفت

انتقامم را ز زلفش مو به مو خواهم کشید...
آرزویـم را ز لعلش سر به سر خواهم گرفت....

یا به زندان فـراقش بی نشان خواهم شدن
یا گریـبان وصالــش بی خـبر خواهم گرفت

یا بهار عمر من رو بر خزان خواهد نهاد
یا نهال قامت او را به بر خواهم گرفت

گر نخواهد داد ِ من امروز داد آن شاه ِحسن
دامنش فردا به نزد دادگر خواهم گرفت

یا سر و پای مرا در خاک و خون خواهد کشید
یا بر و دوش وُرا در سیم و زر خواهم گرفت...


دعا بفرمایید
49609
نام: اميدوار به رحمت خدا
شهر: همدان
تاریخ: 1/24/2008 7:24:28 PM
کاربر مهمان
  بسم الرب المهدي
با سلام در جواب اميدوار بايد بگويم خواندن نماز شب و سجده طولاني و زيارت عاشورا همراه با اشك كه همه اين ها بايد حداقل ۱ هفته تا يك ماه اجرا شود آرامش عجيبي همراه با دوري از گناه به انسان مي بخشد (البته همگي آنها بايد با توجه باشد)البته بيداري بين اذان صبح تا طلوع آفتاب نيز موثر است.
49608
نام: تنها
شهر: همدان
تاریخ: 1/24/2008 7:03:49 PM
کاربر مهمان
  انسان با غرور می تازد با دروغ می بازد و با عشق میمیرد
49607
نام: فاطمه
شهر: رفسنجان
تاریخ: 1/24/2008 6:58:35 PM
کاربر مهمان
  بی نهایت احساس تنهایی می کنمهر چند در یک خانواده پرجمعیت هستم اما کسی به من اهمیت نمیدهد
49606
نام: مريم
شهر: انتظاربهارو باران
تاریخ: 1/24/2008 4:31:27 PM
کاربر مهمان
  خدايا از كدامين ستاره مرا نظاره ميكني...از كدامين راه مرا صدايم ميكني كه اينگونه سراپا مدهوش خويش كردي مرا...خدايا به كدامين پاداش بنده ي خويش آفريدي مرا؟ خداي من..اي خداي مهربان من....اي همه هستي و نيستي من.چند روزي است كه دل من ميگيرد. دلم از آن لحظه ي غروب و تنهايي ميگيرد كه چگونه غريبانه آغوش آسمان در پهنه ي شب گستره ي كوره راه شب ميشود....خدايا براي عاشقانه خواندن از تو تنها به دنبال دليل صداي قلب خويشم...دستان پر از تمناي مرا نظاره كن.چشمان خيس و پر از التماس مرا نظاره كن....درآن خويش ببين كه از تو ام و دل تنگ تو ام....خداي دلتنگي ها و شادي هاي من....آه كه اين دل تنها چه غمگين چه تنها ميخواند: خدايا خدايا خدايا.......
49605
نام: بی نشان
شهر: بی نشان
تاریخ: 1/24/2008 4:24:23 PM
کاربر مهمان
  سلام
کسی از اقا صادق خبر نداره ؟

سلامتی غایبان صلوات بفرستید
اللهم صل علی محمد و ال محمد
49604
نام: علی موری
شهر: اهواز
تاریخ: 1/24/2008 4:19:07 PM
کاربر مهمان
  عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنیم
49603
نام: مریم
شهر: انتظاربهارو باران
تاریخ: 1/24/2008 3:45:10 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا

سلام به همگی
عصر برفیتون به خیر

توی عمق این دود و غبار دلت رو گم کردی
خسته ای و شکسته
که یه دعوت نامه به دستت میرسه
هنوز یه نفر تو رو فراموش نکرده.
چشات پر از اشک شوقه و دلت مشتاق خوندن
بی صبرانه و با دست لرزون نامه رو باز می کنی
بوی خوش رحمت و عشق مشامت رو می نوازه
سلام بی دل گمشده
منم ، همونی که همیشه از حالت آگاهم و تو غافلی از من
همونی که در آغوش مهرش زندگی می کنی بدون اینکه بدونی
خواستم بخونمت به عشق و مهر،
مثل همون روزی که گلت رو ورز می دادم
دلم واسه صدات تنگه، واسه اشکات............

از شرم سرت رو پایین میندازی،دلت
تحمل خوندن این همه مهر رو نداره
یه دستمال نازک بر می داری ، از جنس نور
و نمش می زنی با قطره های مهر الهی که از چشات جاریه
می خوای آینه رو پاک کنی و بهتر ببینی عشق آسمانیت رو
مهربونترینت رو
وای ، دستت می لرزه، جرعت نمی کنی بنویسی
می خوای بری به مهمونی ، مهمونی خدا
و باز تودلت صداش می زنی
کمکم کن که لایق باشم
خدا جونم ممنونتم ، اگر چه بدم اما دوست دارم
مگه بدا دل ندارن؟

دستم رو بگیر چون می ترسم که
گم شم تو ازدحام و رنگ بد فریب
این مطلب از یه وبلاگ به نام باران عشق بود

اللهم عجل لولیک الفرج
<<ابتدا <قبلی 4967 4966 4965 4964 4963 4962 4961 4960 4959 4958 4957 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4962&mode=print