هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49422
نام: مریم
شهر: انتظار بهارو باران
تاریخ: 1/17/2008 6:06:22 PM
کاربر مهمان
  یا حسین
یا ابوالفضل
یا زینب
وقتی دیدند حضرت واقعاً به زمین افتاده همگی بر امام حمله كردند عمر سعد به خولی كه كنار او بر روی اسب بود گفت: برو و كار امام را تمام كن چون قبل از خولی، زرعدبن شریك دست چپ حضرت را قطع نموده بود هنگامیكه خولی پیاده شد تا سر حضرت را از بدن جدا كند لرزش، بدن او را گرفت و نتوانست این كار را انجام دهد شمر ملعون به او گفت خداوند بازویت را قطعه قطعه كند چرا می لرزی؟ خود شمر از اسب پیاده شد و سر مبارك حضرت را از تن جدا كرد و سپاه عمر سعد جامه های او را ربودند و حضرت بدون لباس ماند. آسمان به اندازه ای سیاه شد كه در روز ، ستاره ها دیده شد و هر سنگی كه برداشته می شد خون تازه در زیرش دیده می شد . (راوی می گوید آنگاه كه سر مقدس آقا را بریدند و غبار سیاهی در فضا برخاست و باد سرخی وزید كه چشم، چشم را نمی دیدن گویا كه عذاب نازل خواهد شد. سریع هوا آرام شد سر حضرت را به نیزه كردند و در شهرها میان بندگان خدا می گردانیدند با آنكه می دانستند او ذریه پیغمر است و به صریح قرآن دوستی آنها لازم است).
امام باقر فرمودند فرزند رسول الله را چنان با تیغ و شمشیر و سنگ كشتند كه با حیوانات آنطور قدغن بود سپس با اسبان بر بدنش می تاختند.
سلام بر حسین و یاران عاشورایی اش



التماس دعا بسیار زیاد
49421
نام: ابوالفضل
شهر: خراسان
تاریخ: 1/17/2008 6:06:15 PM
کاربر مهمان
  با سلام وعرض خسته نباشید
حرف خاصی برای گفتن ندارم
بنگر این ماوای ویران جای کیست در کنار سنگها قدری بایست عاشقی که نکته دان بودو عزیز او کنون مدفون این خاک است ونیست
49420
نام: مریم
شهر: انتظار بهارو باران
تاریخ: 1/17/2008 6:02:10 PM
کاربر مهمان
  خدایا ، معبودم اینک این قلبیست که در سوگ حسین از تپیدن باز می ایستد ودر ادامه ی تپش خود مردد است.
پروردگارم چگونه به زیستن ادامه دهم و حال آنکه فرزند بنده ی عزیزت را در کرب و بلا سلاخی می کنند و من هیچ توانی بر نگاهداری زمان ندارم و دستم کوتاه است از یاری وی.
چگونه زینبت را یاری و صبوری دهم و حال آنکه درس صبوری را خود از او باید بیاموزم؟
خدایم لحظه ی بی تابی من بر ظهر عاشورا فزون تر می شود و من جز اشک و اه سوزان نمی توانم خدمتی به این سرور آزاده کنم.
معبودم ، چگونه به ندای هل من ناصر ینصرنی پاسخ گویم ، که در ورای قرنها هنوز و هنوز شنیده می شود و شنیده خواهد شد تا آن عزیزت ، عزیز فاطمه و علی(عیلهما سلام) بیاید؟
ای پناه بی پناهان اهدنا صراط المستقیم.
خدایا قدرت درک عاشورای حسینی و عاشورای هر روزه را به من بده.
49419
نام: مریم
شهر: انتظار بهارو باران
تاریخ: 1/17/2008 6:01:19 PM
کاربر مهمان
  یا حسین
یا ابوالفضل
یا زینب
وقتی دیدند حضرت واقعاً به زمین افتاده همگی بر امام حمله كردند عمر سعد به خولی كه كنار او بر روی اسب بود گفت: برو و كار امام را تمام كن چون قبل از خولی، زرعدبن شریك دست چپ حضرت را قطع نموده بود هنگامیكه خولی پیاده شد تا سر حضرت را از بدن جدا كند لرزش، بدن او را گرفت و نتوانست این كار را انجام دهد شمر ملعون به او گفت خداوند بازویت را قطعه قطعه كند چرا می لرزی؟ خود شمر از اسب پیاده شد و سر مبارك حضرت را از تن جدا كرد و سپاه عمر سعد جامه های او را ربودند و حضرت بدون لباس ماند. آسمان به اندازه ای سیاه شد كه در روز ، ستاره ها دیده شد و هر سنگی كه برداشته می شد خون تازه در زیرش دیده می شد . (راوی می گوید آنگاه كه سر مقدس آقا را بریدند و غبار سیاهی در فضا برخاست و باد سرخی وزید كه چشم، چشم را نمی دیدن گویا كه عذاب نازل خواهد شد. سریع هوا آرام شد سر حضرت را به نیزه كردند و در شهرها میان بندگان خدا می گردانیدند با آنكه می دانستند او ذریه پیغمر است و به صریح قرآن دوستی آنها لازم است).
امام باقر فرمودند فرزند رسول الله را چنان با تیغ و شمشیر و سنگ كشتند كه با حیوانات آنطور قدغن بود سپس با اسبان بر بدنش می تاختند.
سلام بر حسین و یاران عاشورایی اش
49418
نام: سمیرا
شهر: تهران
تاریخ: 1/17/2008 5:27:51 PM
کاربر مهمان
  یک زیارت عاشورا
49417
نام: شبانی
شهر: شهیدهمت
تاریخ: 1/17/2008 5:04:35 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا...روایت داریم از روزی که واقعه کربلاحادث شده، گریه ملائکه بند نیامده است.چرا که ملائکه عبادٌمکرمون هستند.یعنی عین بندگی اند از اینجاست که می فهمیم عین بندگی، یعنی عین عشق به اباعبدالله. عشق هم که بی گریه نمی شود...یعنی هرکس در مقام عبودیت صرف قراربگیرد نسبت به واقعه عاشورا چنین حالتی پیدا می کند که حالت ملائکه است...در زیارت عاشورا می گویی آقا! من اینطورهستم می خواهم در همه عمر با محبت به شما و تسلیم شدن و دل سپردن به آنهایی که دل به شما سپرده اند، زندگی کنم و سپس در فراز دیگر زیارت لعنت میکنی به همه سردمداران ستمگر صحنه کربلا حتی آنهایی که برای مبارزه با امام اسب ها را زین کردند و لگام و نقاب زدند. مقابله با چنین فرهنگی در همه زندگی نیاز ماست.
...توفیق خواندن زیارت عاشورا، توفیق بزرگی است از آن غافل نشوید...
برگرفته از کتاب "تفسیرزیارت عاشورا" نوشته استادطاهرزاده.گروه فرهنگی المیزان ۰۳۱۱۷۸۵۴۸۱۴
49416
نام: ******
شهر: ******
تاریخ: 1/17/2008 4:49:44 PM
کاربر مهمان
  سایتی سرشار از نوحه ها ی زیبا و شنیدنی
http://www.soog.ir
التماس دعا
49415
نام: امین
شهر: تهران
تاریخ: 1/17/2008 4:39:10 PM
کاربر مهمان
  سلام
دلم گرفته حالا از چی و کجا نمیدونم ولی نمیدونم چرا فقط از خودخدا کمک می خوام
خدا کمکم کن
49414
نام: مریم
شهر: انتظار بهارو باران
تاریخ: 1/17/2008 4:15:56 PM
کاربر مهمان
  خدایا خودت شاهد بودی و هستی!!!!!!

... در این هنگام شمر ذی الجوشن (خدا اون شمر و شمرهای بیشمار الان رو هزاربار لعنت کنه) لشگر را صدا كرد و گفت برای چه ایستاده اید كار حسین را یكسره كنید وقتی حضرت در گودال قتلگاه افتاد و قدرت حركت نداشتند باز می بینم لشگر از او ترس دارند كه نزدیك ایشان شود و سر مقدس ایشان را قطع كند.
عده ای از سپاهیان عمر سعد می گفتند نكند امام حیله جنگی به كار برده كه اگر كسی نزدیك شده حمله كند لذا نقشه ناجوانمردانه ای كشیدند راوی حمید بن مسلم می گوید سپاه عمر به سوی خیمه های حمله كردند چون می دانستند آقا طاقت نمی آورد سكوت كند و اگر حیله باشد بلند خواهد شد امام حسین از شدت تشنگی و از زخمهای شمشیرهایی حال افتاده است هیچ انسانی نمی تواند حالت حضرت را در آن لحظه تجسم كند یك نفر فریاد می زند حسین تو زنده ای؟ لشگر به خیمه ها ی اهل بیتت حمله ور شده است؟ حضرت به زحمت روی زانوهای خودشان بلند می شود و به نیزه اش تكیه می كند و می فرماید فرماید و یلكم یا شیعه ال ابی سفیان ان لم یكنلكم دین و لا تخافون المعاد فكونوا احراراً فی دنیاكم ... ای پیروان آل ابوسفیان وای به حالتان، اگر به قیامت اعتقاد ندارید و اگر دین ندارید در دنیای خودتان آزاده باشید. ..
یا حسین
یا حسین
یا حسین

خدایا اگر به من دین می دی درک دین رو هم بهم عطا کن . خدایا کمکم کن تا کورکورانه از هیچ مکتبی پیروی نکنم. کمکم کن هر واژه ای رو استفاده می کنم با درک همراه باشه. کمکم کن!!
التماس دعا از همگی

اللهم عجل لولیک الفرج
49413
نام: دلم میخواد مجنون باشه
شهر: دلم می خواد تو شهر لیلی باشم
تاریخ: 1/17/2008 3:59:21 PM
کاربر مهمان
  یا لطیف
السلام علیک یا ابا عبدالله
اینجا کربلاست ،این گودال سربلند آبروی جغرافیاست ،این تل خاک جاری، فردا راورق خواهدزد،و«فرازنی» خطبه اش،خواب شبها را آوار خواهد کرد .
فردا شیریترین فرهاد تاریخ ،عشق را به حماسه می خواند ، هرچند ۷۲رکعت عشق هم ،تشنگی کربلا را جواب نمی شنود.
در عاشورا سر بریده خورشید ،منزل به منزل خدا را تلاوت می کند و فردا چوب آنقدر جسور است که بر لبهایی که قرآن آیه آیه بر آن باریده ،نازل می شود .
ای حسین (ع)چشمه اشک مرا لبریز کن،اشکی خالصانه و فقط برای الله «آمین یا رب العالمین»
<<ابتدا <قبلی 4948 4947 4946 4945 4944 4943 4942 4941 4940 4939 4938 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4943&mode=print