هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49332
نام: مریم
شهر: انتظار بهارو باران
تاریخ: 1/15/2008 10:45:28 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
السلام علیک یا ابا عبدالله
السلام علیک یابن امیر المومنین
وبن سید الوصیین

سلام به همگی


رابرت وير
رابرت وير با شش پژوهشگر ديگر كتاب جهان مذهبي را در دو جلد نگاشته‌اند. در اين كتاب شهادت امام حسين (ع) حادثه غم‌انگيز صدر اسلام آمده است و علت آن را نپذيرفتن يزيد به عنوان رهبر جهان اسلام از طرف امام حسين (ع) ثبت كرده‌اند.
بيعت نكردن امام حسين (ع) با يزيد موجب شد كه يزيد براي خاموش كردن هر نوع اعتراض و مخالفتي نيروهاي خويش را اعزام کند كه نتايج زير حاصل شد:
o امام حسين (ع) و كليه اعضاي خانواده و تني از يارانش در محلي به نام كربلا عراق قتل عام شدند؛
o جامعه اسلامی‌ با شوك مواجه شد؛
o مخالفت با بني‌اميه تشديد شد؛
o پس از شهادت امام حسين عليه‌السلام حمايت از امامان(ع) تشديد شد.
49331
نام: گنهکار
شهر: آرزوهاوامیدها
تاریخ: 1/14/2008 11:14:11 PM
کاربر مهمان
  وقتی دلتنگ خدا شدین و آینه دلتونو پاک پاک کردین وقتی خدا به ضیافت غماتون اومد و حرفاتونو گوش داد منم تو مهمونیتون دعوت کنین
التماس دعا دارم...
یادت نره ...
49330
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 1/14/2008 9:00:45 PM
کاربر مهمان
  یا لطیف!
سلام.
منم یه زیارت عاشورا میخوام.

49329
نام: داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز بسیجی
شهر: کاشمر
تاریخ: 1/14/2008 7:01:51 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
به بنیاد شهید و امور ایثارگران
از_ داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز بسیجی (پانزده درصد)
کد جانبازی 0919025421
(زمان حضور در جبهه های حق علیه باطل شش ماه در دو نوبت)
احتراما اینجانب داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز بسیجی که در آزادی سازی خرمشهر بر اثر اصابت گلوله کالیبر پنجاه به ران پای چپم دچار شکستگی باز ران (فمور) پا شدم به طوری که استخوان رانم تکه تکه شد و استخوان های تکه تکه شده ران پای چپم بیرون ریختند به طوری که استخوان ها را به وضوح میدیدم چرا که دچار شکستگی باز ران شدم که هفت مرتبه به زیر عمل جراحی رفتم و از لگن من استخوان برداشتند و به رانم پیوند زدند همچنین ساق پایم را سوراخ کردند تا هجده کیلو وزنه را آویزان کنند و به خاطر این موضوع زانوی پای چپم بر اثر کشیدگی وزنه ها با این که دو سال فیزیوتراپی رفتم باز هم به طور کامل خم نشد و چون دو بار لگن مرا سوراخ کردند و پلاتین چهل سانتی و پیچ و مهره را را از آنجا وارد ران پایم کردند لگن من سالی دو بار چرک میکند و از کار افتاده کامل هستم و چون در سال هزار و سیصد و شصت و یک زخمی شدم و بعد از حدود بیست سال دنبال پرونده جانبازی خودم رفتم در کمیسیون پزشکی دکترها میگویند در نامه تو نوشته اصابت گلوله به ران پای چپ و ما به لگن و ساق و زانوی تو نمیتوانیم در صد بدهیم باید همان زمان که گلوله خوردی دنبال کارت را میگرفتی و لگن و زانو و ساق پایت را در برگه ات اضافه میکردی و همچنین چون کالیبر پنجاه یک نوع ضد هوائی میباشد بر اثر برخورد به من دچار شک شدم و لکنت زبان پیدا کردم و دو دفعه که به کمیسیون پزشکی رفتم نتوانستم منظور خودم را خوب توضیح دهم چون وقت کافی به من نمیدهند و لکنت زبان شدید من نمیگذارد منظور خودم را واضح بیان کنم در حالی که آقای دکتر ایجادی رئیس کمیسیون پزشکی کل ایران به خود من گفتند طبق دستور العمل ما در کتاب کمیسیون پزشکی شکستگی معمولی ران بین ده تا بیست در صد است و شکستگی باز ران بین بیست تا سی در صد است و شکستگی باز ران و عمل های جراحی پای من از ران و لگن و ساق و زانوی من در پرونده هایم موجود است در حای که به من پانزده درصد دادند در ضمن دو دفعه در مدت زمانی دو سال از لگن من استخوان برداشتند و به ران پایم پیوند زدند که همه اینها در پرونده جانبازی من موجود است . در زمان سربازی در زمان جنگ من را معاف دائم کردند چون پنجاه و پنج در صد جانبازی به من دادند در حالی که در زمان جنگ اگر کسی از چند جا شکستگی داشته باشد یا معاف شش ماه یا معاف یک ساله یا معاف از رزم میشود در حالی که این قدر آن زمان وضع پای من خراب بود که من را معاف دائم کردند و کارت معافی من در زمان جنگ الان موجود است البته وضع پای من نسبت به آن زمان خیلی بدتر شده اگر نزدیک بیست سال دنبال پرونده جانبازی خودم نرفتم به این خاطر بود که اعتقاد داشتم من به وظیفه شرعی و ملی و اسلامی خودم عمل کردم و تکلیف الهی خودم را انجام دادم و اعتقاد داشتم که اجر خودم را نباید با رفتن به بنیاد جانبازان و گرفتن حقوق از بین ببرم ولی الان چون از کار افتاده صد در صد هستم و زن و بچه دارم که باید خرج آنها را بدهم و از لحاظ وضع مالی در وضعیت اسف باری به سر میبرم نه میتوانم کار کنم و نه حقوقی بنیاد جانبازان به من میدهد و خانواده من هم دیگر نمیتوانند کمکی به من بکنند چون وضع مالی آنها هم خوب نیست و مدتی است دچار ناراحتی روحی هم شده ام از لحاظ جسمی هم از بس دارو از قبیل آمپول های کورتون و داروهای مشابه مصرف کردم و میکنم دچار
49328
نام: اردیبهشت
شهر: بهارستان یزدان
تاریخ: 1/14/2008 6:51:32 PM
کاربر مهمان
  با سلام بر همه ی دوستان
و سلام بر حسین و یارانش

این بنده نیز بر آن است تا زیارت عاشورا همی بخواند اما همی نمی داند که موقع ؟؟؟؟؟؟
اجرتان با امام حسین علیه السلام

ان الله بصیر بالعباد سلام علیکم . خوش بازگشتید.
49327
نام: من هیچی نمیدونم
شهر: نزدیک تو دور از تو
تاریخ: 1/14/2008 5:54:21 PM
کاربر مهمان
  من خیلی دلم گرفته. نمیدونم به کی بگم .فقط ناراحتم خیلی حتی خودمم خودمو درک نمیکنم .من دلم گرفته .خداجونم رفیق دنیا و اخرتم تو بداد دلم برس به ناتوانی من رحم کن .به سادگیم توی این دنیای پر از دروغ و ریا .خدایا من هر کاری بکنم هر جایی برم اخرشم جونم به تو بستست اخرشم........... خداجون من لی غیرک؟توی این دنیای بزرگ همه میرن من تنها میمونم نهایتش تا اخر این دنیا با من باشن .اخرش من میمونم و تو و فقط احساس و دوست داشتن تو برام میمونه تو برام میمونی. خدایا درسته من ادم بدی ام درسته نمک دون شکن بزرگتم .ولی تو رو میخوام . به ظاهر کارام نگاه نکن من تو رو با دنیا که کمه با هیچی عوض نمیکنم .من حاظرم هر شرایط سختی رو توی دنیا تحمل کنم ولی تورو از دست ندم الهی من لی غیرک؟الهی عظم بلائی.الهی خداجون از پیشم نرو هیچوقت من همیشه ضعیف و ناتوانم خدایا اون روزی رو نیار که دنیا منو قوی کنه دنیا ترس منو برداره دنیا هزار رنگم کنه من همین ساده بودنم رو دوست دارم اخرش که من میمونم و تو الهی الهی تنهام نذار هیچوقت من همیشه بهت نیاز دارم همیشه دوست دارم حتی در اوج گناه خدایا میدونم لیاقت این رو ندارم که روزی عاشقت بشم ولی ................هیچی من دوست دارم دوستم باش با همه ی بد بودنم اخه بدون تو هیچم روح من مثل ساقه ی لطیف یه گل که اگه یه لحظه تنهام بذاری حمایتم نکنی میشکنم نابود میشم اگه تا حا لا بودم به خاطر تو بوده بازم تحملم کن .بهم نیرو بده کمکم کن تا از غیر از تو چیزی رو نخوام تا تنها امیدم مثل همیشه خودت باشی منو به حال خودم نگذار الهی من لی غیرک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
49326
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 1/14/2008 5:30:50 PM
کاربر مهمان
 
السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين(ع)


رفته بودم سر حوض...

تا ببینم شاید عكس تنهایی خود را در آب !

آب درحوض نبود...

ماهیان می گفتند:

هیچ تقصیر درختان نیست!

ظهر دم كرده تابستان بود!!!

پسر روشن آب لب پاشویه نشست .

و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد كه برد...

به درك راه نبردیم به اكسیژن آب !

برق از پولك ما رفت كه رفت !

ولی آن نور درشت ...

عكس آن میخك قرمز در آب ...

كه اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد.

چشم ما بود...

روزنی بود به اقرار بهشت !

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت كن...

و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است !

باد می رفت به سر وقت چنار!!!

من به سر وقت خدا می رفتم...

سهراب سپهري


روحت شاد.

اللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم.

49325
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 1/14/2008 5:01:51 PM
کاربر مهمان
 

.:: درس‌ها و عبرت‌هاي عاشورا ::.

در بيانات مقام معظم رهبري (مدظله العالي) _ قسمت نهم:
...و اما ماجراهاى بعد از رحلت پيامبر. چه شد كه در اين پنجاه سال، جامعه اسلامى از آن حالت به اين حالت برگشت؟ اين اصل قضيه است، كه متن تاريخ را هم بايستى در اين‏جا نگاه كرد. البته بنايى كه پيامبر گذاشته بود، بنايى نبود كه به زودى خراب شود؛ لذا در اوايلِ بعد از رحلت پيامبر كه شما نگاه مى‏كنيد، همه چيز - غير از همان مسأله وصايت - سرجاى خودش است: عدالتِ خوبى هست، ذكْرِ خوبى هست، عبوديّت خوبى هست. اگر كسى به تركيب كلى جامعه اسلامى در آن سالهاى اوّل نگاه كند، مى‏بيند كه على‏الظّاهر چيزى به قهقرا نرفته است. البته گاهى چيزهايى پيش مى‏آمد؛ اما ظواهر، همان پايه‏گذارى و شالوده‏ريزى پيامبر را نشان مى‏دهد. ولى اين وضع باقى نمى‏ماند. هر چه بگذرد، جامعه اسلامى بتدريج به طرف ضعف و تهى‏شدن پيش مى‏رود.

ببينيد، نكته‏اى در سوره مباركه حمد هست كه من مكرّر در جلسات مختلف آن را عرض كرده‏ام. وقتى كه انسان به پروردگار عالم عرض مى‏كند *اهدنا الصّراط المستقيم* - ما را به راه راست و صراط مستقيم هدايت كن - بعد اين صراط مستقيم را معنا مى‏كند: *صراط الّذين انعمت عليهم*؛ راه كسانى كه به آنها نعمت دادى. خدا به خيليها نعمت داده است؛ به بنى اسرائيل هم نعمت داده است: *يا بنى‏اسرائيل اذكروا نعمتى الّتى انعمت عليكم*. نعمت الهى كه مخصوص انبيا و صلحا و شهدا نيست: *فاولئك مع الّذين انعم‏اللَّه عليهم من النّبيّين والصّدّيقين والشّهداء والصّالحين*. آنها هم نعمت داده شده‏اند؛ اما بنى‏اسرائيل هم نعمت داده شده‏اند.

طبيعى است كه وقتى عدالت نباشد، وقتى عبوديّت خدا نباشد، جامعه پوك مى‏شود؛ آن وقت ذهنها هم خراب مى‏شود. يعنى در آن جامعه‏اى كه مسأله ثروت‏اندوزى و گرايش به مال دنيا و دل بستن به حُطام دنيا به اين‏جاها مى‏رسد، در آن جامعه كسى هم كه براى مردم معارف مى‏گويد *كعب الاحبار* است؛ يهودى تازه مسلمانى كه پيامبر را هم نديده است! او در زمان پيامبر مسلمان نشده است، زمان ابى‏بكر هم مسلمان نشده است؛ زمان عمر مسلمان شد، و زمان عثمان هم از دنيا رفت! بعضى *كعب الاخبار* تلفّظ مى‏كنند كه غلط است؛ *كعب الاحبار* درست است. احبار، جمع حبر است. حبر، يعنى عالمِ يهود. اين كعب، قطب علماى يهود بود، كه آمد مسلمان شد؛ بعد بنا كرد راجع به مسائل اسلامى حرف زدن! او در مجلس جناب عثمان نشسته بود كه جناب ابى‏ذر وارد شد؛ چيزى گفت كه ابى‏ذر عصبانى شد و گفت كه تو حالا دارى براى ما از اسلام و احكام اسلامى سخن مى‏گويى؟! ما اين احكام را خودمان از پيامبر شنيده‏ايم.(ادامه دارد.)

آدرس اينترنتي براي مراجعه ومطالعه: http://www.aftabnews.ir/vdcgn79akt97n.html

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


49324
نام: سپیده
شهر: کرج
تاریخ: 1/14/2008 5:00:38 PM
کاربر مهمان
  سلام به خدا مهربانم که خیلی دوستش دارم و شکر که تنی سالم به خودم و خانوادم داده دوست داشتم خدایا کاری میکرد که برادرام بهتر کار میکردند هیچ وقت شب قدر امسال را فراموش نمکنم که از خدا چی خواستم و دلم را خالی کردم حال دوست دارم اشک بیریزم ولی جای باشم که کسی نبینه ولی نمی شه چون ما خونه نداریم توی این ۴را ماه بدون اب و برق و گاز توی خونی که مستاجر بودیم قطع شوده بود و حرفهای بدی از صاحب خونه می شنیدیم خیلی سخت که هم برای من و خواهرام که این حرف ها را می زنه من ۴خواهر و ۵برادر دارم و یه مامان پدارم ۱۶ سال که فوت کرده ازبچگی سخت زندگی کردیم ولی عوضش خودا به من یه دوست خوبی داده که پر از انرژی مثب هست که من را اروم می کنه حال از این که چند وقت را با زنداداشم باید زندگی کنم نارحتم اذیت میشیم خونشون اپارتمانی هست و صاحب خونشون جوتابشون کرد هر لحظ امکان دار مو توجه ما شه وای به حلمون میشه خدا کنه زود برادرام پول تهیه کنند و محمد که زندان رفته بیاد بیرونه چون دعوا کرده بودند جریانش مفصله زندگی ما به سختی دار میگزره از خدا مهربون می خوام که به ما کمک کنه یه خونه کوچولی بخریم تا بتونیم زندگی گرم و صمیمی داشته باشیم دورهم غذا بخوریم بخندیم و ........................ من خوشحالم از این که خدا تن ساتم به مامان و خانوادم داده دوست دارم و ارزوم این که دانشگاه قبول شم من پیام نور دارم شرکت می کنم و به سختی کار میکنم و پولش را تهیه میکنم دوست دارم عید خوبی را با خانوادم داشته باشم هم باشند اخلاقشون عوض شه موسافرت بریم و.......وووو
خیلی جریانهای دیگه هست که باهش مبارزه کردیم و ازش رد شودیم خدا را واقعا از ته دته دلم شکر می کنم
49323
نام: محمد
شهر: ایران
تاریخ: 1/14/2008 4:18:53 PM
کاربر مهمان
  شما را به خدا قسم می دهم که در این شبهای عزیز با چشمان گریان برای من دعا کنید که من به خواسته ام برسم . التماس دعا
<<ابتدا <قبلی 4939 4938 4937 4936 4935 4934 4933 4932 4931 4930 4929 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4934&mode=print