هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49312
نام: نجابت
شهر: شیراز
تاریخ: 1/14/2008 12:50:11 PM
کاربر مهمان
  عاشق یک نفر هستم نمی دانم او نسبت به من چه احساسی دارد . غرورم به من اجازه ابراز علاقه نمیدهد از کجا بفهمم او چه احساسی نسبت به من دارد
49311
نام: منتظر
شهر: شیراز
تاریخ: 1/14/2008 11:58:32 AM
کاربر مهمان
  کربلا را باخون نوشتند
کربلا را اشک خواندند
49310
نام: مريم
شهر: دل آرام گيرد به ياد خدا
تاریخ: 1/14/2008 11:18:21 AM
کاربر مهمان
  **يا رب الحسين***السلام علیک یا ابا عبد الله**
شنیده ام که خواندن چهل زیارت عاشورا حاجات بندگان را برآورده می کند...بر آنم تا این چهل زیارت را تا ظهر عاشورا به اتفاق همراهان قلعه شهید اهل قلم آقا سید مرتضی بخوانم...
***پس یاران آوینی...هر که دارد هوس کرب و بلا...بسم الله***
زيارت عاشوراي اول: آقا شهاب بزرگوار
زيارت عاشوراي دوم: بادبادك سفيد عزيز
زيارت عاشوراي سوم: ذوالعرش محترم
زيارت عاشوراي چهارم: ان الله بصير بالعبياد گرامي
زيارت عاشوراي پنجم:
زيارت عاشوراي ششم:
زيارت عاشوراي هفتم:
زيارت عاشوراي هشتم:
زيارت عاشوراي نهم:
زيارت عاشوراي دهم:
زيارت عاشوراي یازدهم:
زيارت عاشوراي دوازدهم:
زيارت عاشوراي سیزدهم:
زيارت عاشوراي چهاردهم:
زيارت عاشوراي پانزدهم:
زيارت عاشوراي شانزدهم:
زيارت عاشوراي هفدهم:
زيارت عاشوراي هجدهم:
زيارت عاشوراي نوزدهم:
زيارت عاشوراي بیستم:
زيارت عاشوراي بیست و یکم:
زيارت عاشوراي بیست و دوم:
زيارت عاشوراي بیست و سوم:
زيارت عاشوراي بیست و چهارم:
زيارت عاشوراي بیست و پنجم:
زيارت عاشوراي بیست وششم:
زيارت عاشوراي بیست و هفتم:
زيارت عاشوراي بیست و هشتم:
زيارت عاشوراي بیست و نهم:
زيارت عاشوراي سی ام:
زيارت عاشوراي سی و یکم:
زيارت عاشوراي سی و دوم:
زيارت عاشوراي سی و سوم:
زيارت عاشوراي سی و چهارم:
زيارت عاشوراي سی و پنجم:
زيارت عاشوراي سی و ششم:
زيارت عاشوراي سی و هفتم:
زيارت عاشوراي سی و هشتم:
زيارت عاشوراي سی و نهم:
زيارت عاشوراي چهلم:خودم
**اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی محمد و آل محمد **اللهم ارزقنا شفاعه الحسین یوم الورود**
49309
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 1/14/2008 10:49:53 AM
کاربر مهمان
  سلام بر منتظران مهدی

جان زهزا کربلایی کن مرا درره قران فدایی کن مرا
یا حسین
حسین عشق است/عباس ساقی عشق است/زینب شاهد عشق است/سجاد راوی عشق است/کاروان عشق امد /عاشقان تسلیت
یا حسین
چند وقتی بود که وقت نوشتن مطلبی را نداشتم ولی مطالب دوستان را می خواندم واستفاده می کردم یه خسته نباشی به تمام دوستان ویه یاعلی به همه حرف دلی های عزیز
لطفا یه زیارت عاشورا به نیت پدرم برای من ثبت کنید
و دوتا پانصد صلوات به نیت شفای تمام مریضها به الخصوص مداح اهل بیت حاج چوپان
یا علی

/////////////
راستی شما این چند شبه تو هیئت محبوب مرا نديده‏ايد؟
مى‏گويند نشانش يك خال هاشمى است و يك شال سبز. شنيده‏ام مانند جدش، يتيمان را از محبت سيراب مى‏كند و همچون سيدالشهدا، مظلومان را از عدالت. همانى كه همه آدمها، همه اديان، موعود مى‏نامندش...
اللّهُمَّ كن لوليّكء الحجة‏ بن الحسن ...
49308
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 1/14/2008 10:35:49 AM
کاربر مهمان
  یا الله
سلام......
و دیگر هیچ
چه زود می گذرد ایام ...
یا زهرا(س)
49307
نام: علی
شهر: تبریز
تاریخ: 1/14/2008 10:30:42 AM
کاربر مهمان
  لیاقت دارید
49306
نام: شیوا محبی
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 1/14/2008 9:40:31 AM
کاربر مهمان
  ایام سوگواری سید وسالار شهیدان امام حسین(ع) را به همه شما دوستان تسلیت عرض می کنم.
49305
نام: ان لله بصیر بالعباد
شهر: هر چه می خواهد دل تنگت بگو
تاریخ: 1/14/2008 9:21:07 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الحسین المظلوم

سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلادر کربلا می ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

یا زینب...

ختم چهارده هزار صلوات برای هر حاجتی که دارید
پانصد صلوات اول:خودم
پانصد صلوات دوم:خودم
پانصد صلوات سوم:مریم خانم انتظار بهار و باران
پانصد صلوات چهارم:مریم خانم انتظار بهار و باران
پانصد صلوات پنجم:میم خانم دل آرام گیرد به یاد خدا
پانصد صلولت ششم:مریم خانم دل آرام گیرد به یاد خدا
پانصد صلوات هفتم:جامانده از قافله
پانصد صلوات هشتم:آقا شهاب
پانصد صلوات نهم:آقا شهاب
پانصد صلوات دهم:بادبادک سفید
پانصد صلوات یادهم:
پانصد صلوات دوازدهم:
پانصد صلوات سیزدهم:
پانصد صلوات چهاردهم:
پانصد صلوات پانزدهم:
پانصد صلوات شانزدهم:
پانصد صلوات هفدهم:
پانصد صلوات هجدهم:
پانصد صلوات نوزدهم:
پانصد صلوات بیستم:
پانصد صلوات بیست و یکم:
پانصد صلوات بیست و دوم:
پانصد صلوات بیست و سوم:
پانصد صلوات بیست و چهارم:
پانصد صلوات بیست و پنجم:
پانصد صلوات بیست و ششم:
پانصد صلوات بیست و هفتم:
پانصد صلوات بیست و هشتم:

اللم الرزقنا توفیق الشهادت فی سبیلک
اللهم الرزقنا زیارت الحسین

مریم خانم دل آرام گیرد به یاد خدا یه دسته از زیارات رو برای حق الناس روز محشرم می خونم
التماس دعا
49304
نام: رامین
شهر: وانکوور-کانادا
تاریخ: 1/14/2008 9:06:28 AM
کاربر مهمان
  الله و جمیل و یحب الجمال سال ۶۴ به دلایلی ساده منه قرتی که اون موقع فقط ۱۷ سالم بود مجبور شدم با دائیم که همسن خودمه توکرمانشاه که شهرشه و من مهمونش بودم برم کمکش و تو ÷ایگاه بسیجشون نگهبانی بدم-۵بعد از ظهر تابستون بودیادمه تا فردا صبح ساعت ۸ سر ÷ا بودم و چشم رو هم نزاشتم
صبح وانته دائی بزرگه رو ورداشتیم رفتیم کار کردیم اون راننده بود من حمالی میکردم... بعد از ظهر یه نهاری خوردیم و حسین (دائیم) گفت برادرا رفتن خط ان شب هم رفتیم تا فرداصبح باز نگهبانی
...من فقط یک چراغ قوه دستم بود و اونکه ۶ماه از منم کوچکتر بود یک کلاش تاشو داشت ...من فقط راه رفتم ..من فقط ۴۸ ساعت نخوابیدم...اما بد جوری حس میکردم مرد شدم...چند سال بعد حسین دیگه کامل قاطی بسیجی ها بود دیگه رجلی بود اما من دلم بود ..وجودش نبود . رفتم سربازی -دشت شیلر
بعد هم چند بار دیگه و و و یه بار زمستون رو نوکه
سردشت بویران دوبازا نوک قله بودم میدونستم تو دید مستقیم قناسس از خودم متنفر بودم که چرا نمیتونم مردونه بلند شم مثل یه بزدل چند بار سرک کشیدم و بالاخره برگشتم تو سنگر دیدگاه خودم وتا امروز مثل سگ میترسم...اون موقع همه میگفتن خوش به حاله اونائی که میرن ..من نفهم بازم نفهمیدم...
خدایا به خودت قسم من که فقط گناهم ترس بود و
خانواده بد چرا منه بد بخت باید بمونم و یک عمر زندگی کنم؟الان تو بهشته این دنیاتم ...خدا هر روز اعلام میکنن ونکور قشنگ ترین شهر و و و خدایا
تو این روزای حسینت خدایا تورو به عظمت ابولفضلت
یه جوری هر جوری حتی مثله یه سگ ترسو خلاسم کن
نوکرتم نزار بشم اتل متل توتوله مرحم سبهر...
الان دیگه حس میکنم صاحبانه اتل متل دارن خرمو میگیرن بابا من فقط ترسیدم
خدا غلت کردم
49303
نام: زهرا
شهر: شیراز
تاریخ: 1/14/2008 8:55:37 AM
کاربر مهمان
  من دوست دارم در جوانی بمیرم
<<ابتدا <قبلی 4937 4936 4935 4934 4933 4932 4931 4930 4929 4928 4927 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4932&mode=print