هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49162
نام: آشفته
شهر: بی قراری
تاریخ: 1/9/2008 8:49:18 AM
کاربر مهمان
  سلام بر همه حسینیان

چه کربلاست کادم به هوش می آید

چه کربلاست کادم به هوش می آید

هنوز ناله زینب به گوش می آید....!!!

خدمت خواهر گرامیم عطیه خانم عارضم که اگر آن شخص را پیدا نمیکنید ،استغفار کنید وبرای او دعاو اعمال خیر انجام دهید.

ولی یادمان باشد گناه نکردن آسانتر از توبه کردن است.

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین (ع)
49161
نام: مجتبی
شهر: داراب
تاریخ: 1/9/2008 2:13:12 AM
کاربر مهمان
  دل جای غم است اندوه بی پایان لطف در سرمنزل می رود تا عشق را زیارت کند ولی هر بار نمی تواند اگر در هر بار بتوان آن را صید کرد فقط یک بار آنوقت تن خسته و ستم دیده از تلافی روزگار را می بوسد شاید بتواند خونش بر خاک ریزد به هر حال بوسه بر خاک زدن لازم نیست که خون بر زمین بریزی بدون خونریزی خم می شود بوسه بر خاک زد و این بوسه فقط یکبار است و دوباره تکرار نمی شود منت را کم کردن بهتر است از منت کشی سعی بوسه بر خاک زدن روزی واقع می شود
49160
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/9/2008 1:35:32 AM
کاربر مهمان
 

آقا جونم


یا صاحب الزمان یا مهدی آجرک الله...




محرم آمده...


کو محرمی...؟!



فدای زیارت ناحیه مقدسه ات مولا...


فصلش داره می رسه...


فصل عاشقی...



جرعه جرعه باید نوشید...


بدمستی ممنوع...



یک خطش ما را بس...


تحمل ضجه ات را نداریم آقا...



اللهم اشف صدرالحسین بظهورالحجه...


اللهم اشف صدر الحجه بظهورالحجه...



اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


49159
نام: یه بنده ی خدا
شهر: قزوین
تاریخ: 1/9/2008 1:23:13 AM
کاربر مهمان
  زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه هاست
49158
نام: عطیه
شهر: تهران
تاریخ: 1/9/2008 1:02:48 AM
کاربر مهمان
  با عرض سلام و خسته نباشید
من میخواستم بدانم که اگر انسان غیبتی کردوبرای عذر خواهی او را نیابیم باید چه کنیم ؟
49157
نام: مريم
شهر: مشهد
تاریخ: 1/9/2008 12:04:49 AM
کاربر مهمان
  از ته دل دوستت دارم اى امام عشق
49156
نام: فرزاد
شهر: اهواز
تاریخ: 1/8/2008 11:57:45 PM
کاربر مهمان
  ONLY MOLA BASEM
49155
نام: پری
شهر: اهو ا ز
تاریخ: 1/8/2008 11:47:50 PM
کاربر مهمان
  قلب شکسته
49154
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/8/2008 11:37:07 PM
کاربر مهمان
 
..::: دخیل یا اباالفضل (علیه السلام) :::..


باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پروردهی کنار رسول خدا حسین
* * *
کشتی شکست خوردهی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا
گر چشم روزگار به رو زار میگریست
خون میگذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و میمکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق میرسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمهی سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد
* * *
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بیستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعلهی برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیمابوار گوی زمین بیسکون شدی
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی
کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی
آن انتقام گر نفتادی بروز حشر
با این عمل معاملهی دهر چون شد
آل نبی چو دست تظلم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند
* * *
برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسلهی انبیا زد
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند
بس آتشی ز اخگر الماس ریزهها
افروختند و در حسن مجتبی زدند
وانگه سرادقی که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشهی ستیزه در آن دشت کوفیان
بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید
بر حلق تشنهی خلف مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان گشوده مو
فریاد بر در حرم کبریا زدند
روحالامین نهاده به زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
* * *
چون خون ز حلق تشنهی او بر زمین رسید
جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانهی ایمان شود خراب
از بس شکستها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روحالامین رسید
کرد این خیال وهم غلط که ارکان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیست
49153
نام: مرتضی شاه نظری
شهر: زازران
تاریخ: 1/8/2008 11:24:30 PM
کاربر مهمان
  من بی مایه که باشم که خریدار توباشم
هیف باشد که تویار من و من یار توباشم
<<ابتدا <قبلی 4922 4921 4920 4919 4918 4917 4916 4915 4914 4913 4912 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4917&mode=print