هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
49012
نام: سبکبار
شهر: یه گوشه دنیا
تاریخ: 1/5/2008 10:02:50 AM
کاربر مهمان
  دیده بجمالش روشن کنی باذکر صلوات بر محمد وآلش
49011
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 1/5/2008 9:42:42 AM
کاربر مهمان
  هو المجیر

یا رب العالمین...ای پرورودگار جهانیان امروز دارم هفته ای راآغاز می کنم که هر لحظه می دانم به پایانش که نزدیکتر می شم غوغایی در دلم بپا میشه...

و دراین روزهایی که دلم گرفته و زبانم قاصر از گفتن هر کلمه ای است...جزء...
امون از دل زینب...امون از دل زینب...امون از دل زینب...

سلام آقا سید...سلام بزرگواران قلعه. صبح همگی بخیر و بایاد حق تعالی و در راه حق انشاءالله.

ساره جان سلام.
خیلی خیلی خوشحالم از اینکه اینقدر منطقی و با صبر برخورد کردید و بیشتر خوشحالم از اینکه شما را هنوز در جمع خودمون داریم.
منتظر حرفهای دلتون هستیم بادبادک سفید!

مریم خانوم عزیزم سلام.
مبارک باشه خواهرم. کوچتون به شهر انتظار بهار و باران! چه شهر زیبا و باصفا و دل انگیزی است. کاش روزی انتظارمون در این شهر به سر بیاید... انشاءالله که از منتظران واقعی و همراهان امام عصرمون(عج) باشیم. التماس دعا دارم ازت دوست خوبم.

خواهران عزیز سلام و التماس دعا برای همه.

التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
49010
نام: احمد مشهدی
شهر: خوراسگان
تاریخ: 1/5/2008 9:30:18 AM
کاربر مهمان
  هر وقت خواستی شاد باشی اهسته بخند تا غم متوجه نشود وهر وقت خواستی گریه کنی اهسته گریه کن تا شادیت به ناامیدی تبدیل نشود خدا را در تمام لحظه های زندگیتان به یاد داشته باشید تا موفق وموءید باشید برای فرج امام زمان (عج)دعا کنید تا در کارهای شما گشایشی ایجاد شود التماس دعا
49009
نام: زهرا
شهر: زاهدان
تاریخ: 1/5/2008 9:22:37 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الحسين
سلام سلام سلام
دلم خيلي گرفته الان ميخوام بفهمم خدا بزرگه الان ميخوام درك كنم كه خدا منو دوست داره . الان ميخوام بفهمم خدا به فكر بنده هاش هست . آي آدمها ميخوام برم بميرم. ديگه درد دل با شما هم آرومم نمي كنه . خدايا تو رو به امام حسين قسم مشكلم حل بشه . خدايا مگه من چه گناهي كردم چرا ميگن امتحان ؟ بسه مگه نه . امتحان بسه خدا بسه .
#ميخوام با بابام حرف بزنم يه كاري كنين #
من يه بچه يتيمم . كدومتون دركم ميكنين ؟ كدومتون ميفهمه من چي ميگم ؟ درد من درد نبودن پدره . درد نگاههاي مردمي كه درك نمي كنن يه بچه يتيم چي ميخواد مممممممممممن پپپپپپپپپپپدر ميخوام ميفهمين ؟
همتون بابا دارين نميفهمين درد نداشتنش چيه نمي فهمين يتيمي چيه . همتون بابا دارين مگه نه؟ فقط من يتيمم. هيچكس نمي فهمه .درك نميكنه چقدر واسه ي يه آدم لفظ كلمه ي يتيم سخته. آهاي آدمها كمكم كنيد جان امام حسين كمكم كنيد . ميخوام برم سر خاك بابام واسم دعا كنيد .

اينجا داره بارون مياد خيلي شديد ولي من ميخوام برم سر خاك بابام.
يه انتقاد ديگه حرف دل مثل اوايل به فكر همه نيست يه جورايي داريم از هم دور ميشيم خودمون نميدونيم .
با تشكر ...
49008
نام: مریم
شهر: انتظار بهارو باران
تاریخ: 1/5/2008 8:14:50 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام بر پیامبر خدا حضرت محمد(ص)
سلام بر دژنشینان شهید اوینی


صبح شنبه ی همگی به خیر و نیکی الهی

گوش بکنید داره می یاد
یه صدایی از ........

اللهم عجل لولیک الفرج
49007
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 1/5/2008 7:44:21 AM
کاربر مهمان
  دنيا وآخرت حسيني باشي مهدوي باشي رهبري باشي صلوات بفرست**دنيا وآخرت بكامت شيرين شود صلوات بفرست
49006
نام: پرويزقائدرحمتي
شهر: دورودلرستان
تاریخ: 1/5/2008 7:25:20 AM
کاربر مهمان
  الهی من درکلبه فقیرانه خویش چیزی دارم که تودربارگاه کبریایی خودنداری آری من چون تورادارم وتوچون خودت نداری .الهی همه جوانان مسلمان رابه راه راست هدایت فرما.به خانواده های مسلمانان غیرت وهمت بده تاجوانانشان راخوب آنطوری که شایسته یک جوان مسلمان است تربیت کنند.به امیدآن روز.....
49005
نام: حسین
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 1/5/2008 5:29:52 AM
کاربر مهمان
  ۷۸۶
از مومنین تقازا دارم برای رضای خدا برایم دعا کنند.(اللهم صل علی محمد و ال محمد)
49004
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/5/2008 1:22:05 AM
کاربر مهمان
 
خودت

بگو که یک شبه مردی شدی برای خودت
و ایستادی امروز روی پای خودت

نشان بده به همه چه قیامتی هستی
و باز در پی اثبات ادعای خودت

از آسمانی گهواره روی خاک بیفت
بیفت مثل همه مردها به پای خودت

پدر قنوت گرفته ترا برای خدا
ولی هنوز تو مشغول ربنای خودت

که شاید آخر سیر تکامل حلقت
سه جرعه تیر بریزی درون نای خودت

یکی به جای عمویت که از تو تشنه تر است
یکی به جای رباب و یکی به جای خودت

بده تمام خودت را به نیزه ها و بگیر
برای عمه کمی سایه در ازای خودت

و بعد همسفر کاروان برو بالا
برو به قصد رسیدن به انتهای خودت

و در نهایت معراج خویش می بینی
که تازه آخر عرش است ابتدای خودت

سه روز بعد در افلاک دفن خواهی شد
درون قلب پدر خاک کربلای خودت

هادی جانفدا

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.

49003
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/5/2008 1:03:13 AM
کاربر مهمان
  *بیست و پنج ذی الحجه سالروز شهادت مردی از تبار مردان مرد.
*فرزند يحيى بود. از سرزمين *نهروان*‏ كه منطقه‏اى ميان عراق و ايران است. بعضى او را ايرانى و از مردمان فارس دانسته‏اند. او را *ابو سالم‏* هم مى‏خواندند.
*ابتدا، غلام زنى از طايفه بنى اسد بود. حضرت على(ع) او را از آن زن خريد و آزادش كرد.
*از اصحاب پيامبر به شمار آمده است.
*لقب تمار (خرما فروش) راازآن جهت ‏به او مى‏گفتند، كه در كوفه خرمافروش بود.
* حضرت على(ع) پيشتر، سرنوشت و سرگذشت وی را از زبان رسول خدا شنيده بود. او هم از پيش، شيفته اهل‏بيت و علاقه‏مند به آن عترت پاك بود.
*جايگاه والاى وی را در چشم ائمه از سخنان آنان نسبت‏به وى و نيز از برخوردشان با او در صحنه عمل، مى‏توان دريافت. صفا و صميميتى كه ميان امام على(ع) بود و این مرد بزرگ ميزان رابطه مودت آميزشان را از انس و الفت اين دو نسبت‏به‏هم مى‏توان شناخت. حضرت، حتى به مغازه خرمافروشى او مى‏رفت و در آن جا با او صحبت مى‏كرد و قرآن و معارف دين را به او مى‏آموخت.
* يك بار امام على(ع) وی را به دنبال كارى فرستاد و تا بازگشت او، خود، در مغازه ماند. يك مشترى براى خريدن خرما مراجعه كرد. حضرت فرمود: پول را بگذار و خرما بردار!... وقتى ميثم برگشت و از اين معامله با خبر شد، ديد كه پولهاى آن شخص، تقلبى است و به حضرت قضيه را گفت. على(ع) فرمود: *آنان هم خرما را تلخ خواهند يافت.*در همين گفتگو بودند كه آن مشترى، خرماها را باز آورد و گفت: اين خرما تلخ است....
*بيانى رسا داشت و در نطق و سخن، توانا و فصيح بود. رئيس صنف ميوه‏فروشان بود. هرگاه قرار بود در جايى و نزد كسى و يا موقعيت مهمى، سخنى گفته شود از وی مى‏خواستند كه سخنگويشان باشد.
*روزی در برابر ابن زیاد با بیان رسا ایستاد و از حق میوه فروشان و بازاریان در برابر ابن زیاد دفاع نمود و کینه ابن زیاد لعنت الله علیه را به جان خرید.
*علاوه بر سخنوری مفسر قرآن و راوی حدیث از پیامبر(ص) و علی(ع) بود.
*با شنیدن خبر سفر امام حسین(ع) به سوی مکه برای همسفر شدن با آن حضرت حرکت نمود و پس از حج ناتمام آن بزرگوار به سمت کوفه روان شد.
* شهادت در راه خدا آرزوى بزرگ ميثم تمار و حبيب‏بن مظاهر بود. و هردو به اين آرزو رسيدند. حبيب، در ركاب حسين(ع) و ميثم در مبارزه با طغيان ابن زياد.
*جهت کسب اطلاعات بیشتر به این آدرس مراجعه فرمایید: http://www.al-shia.com/html/far/books/tarikh-bozorg/m_tamar/01.htm#f18
شهادت میثم تمار بر او مبارک بود.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
<<ابتدا <قبلی 4907 4906 4905 4904 4903 4902 4901 4900 4899 4898 4897 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4902&mode=print