هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
48522
نام: ان الله بصیر بالعباد
شهر: هر چه می خواهد دل تنگت بگو
تاریخ: 12/24/2007 8:31:07 AM
کاربر مهمان
  از قربان تا غدیر
عید به معنای بازگشت است پس به نیت بازگشت کامل دلهامون به سوی خدا و اون وقت برگزاری یک عید واقعی با هم ختم می کنیم چهارده هزار صلوات:
پانصد صلوات اول:خودم
پانصد صلوات دوم:خودم
پانصد صلوات سوم:شمسی خانم
پانصد صلوات چهارم:محمد
پانصد صللوات پنجم:اردشیر
پانصد صلوات ششم:خانم سادات
پانصد صلوات هفتم:چه فرقی می کنه
پانص صلوات هشتم:پیام
پانصد صلوات نهم:امین
پانصد صلوات دهم:مریم دل آرام گیرد به یاد خدا
پانصد صلوات یازدهم:مریم هرجا که خدا هست
پانصد صلوات دوازدهم:شهاب
پانصد صلوات سیزدهم:شهاب
پانصد صلوات چهاردهم:محب یاس علی(ع)
پانصد صلوات پانزدهم:خودم به نیابت از آقا شهاب به جبران لطفشون در دوره قبل
پنصد صلوات شانزدهم:
پانصد صلوات هفدهم:
پانصد صلوات هجدهم:
پانصد صلوات نوزدهم:
پانصد صلوات بیستم:
پانصد صلوات بیست و یکم:
پانصد صلوات بیست و دوم:
پانصد صلوات بیست و سوم:
پانصد صلوات بیست و چهام:
پانصد صلوات بیست و پنجم:
پانصد صلوات بیست ششم:
پانصد صلوات بیست و هفتم:
پانصد صلوات بیست و هشتم:

ربنا و اجعلنا من الصالحین والرزقنا توفیق الشهادت فی سبیلک
التماس دعا
48521
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 12/24/2007 2:03:38 AM
کاربر مهمان
  ای جا مانده از قافله! بلا نگیری مومن خدا!

دمت گرم مشتی!

خوش به حال دلت که کربلایی شد!

خوب حسی دادی ...

یادش به خیر...

اولین باری که رفتیم با بچه هادو کوهه به رسم غیرت بعد از کربلای پنج رفتیم جلوی حسینیه سال شصت و پنج بود . ما ادای غیرتی ها رو در می آوردیم. به اقتضای سنمون که هم مثلا بزرگ شده بودیم اما هنوز بچه بودیم کمی واسه خودمون. اول دبیرستان بودیم.
آخه بعد از عملیات کربلای پنج که رمزش یا زهراء(س) بود همه خونشون به جوش اومد چون بیشتر بچه ها یا سینه شون خونین بود مثل مادرشون یا پهلوشون با ترکش خمپاره شصت و صد شکست یا بازوشون بعضی ها هم از مادرشون پیشی گرفته بودند و با کاتیوشا و گلوله مستقیم تانک مچاله و پودر شده بودند و اونهایی که جسدی ازشون مونده بود جهت دستشون با گردن و پاهاشون نمی خوند درست مثل قاسم ابن الحسن... الله اکبر... خلاصه ما رو خدا برد جلوی حسینیه پیش تابلوی یادگاری شهدا: محلات مختلف تهران رو هر تابلو ستاره هایی داشت. نازی آباد:شهید محمد نیک بین_شهید داوود عابدی - شهید قلیزاده - ... -شهید مرتضی و مصطفی فضلی.
خاطرات همشون واسه بچه ها زنده شده بود...
یهو صدایی از تو حسینیه بلند شد. شهید همت حتی از یک نوار ضبط شده با اون لحن مردانه و دلسوزانه ندای هل من ناصر حسینی رو داشت به گوش ما هایی که داشتیم ادا در می آوردیم رسوند:...الآن حسین زمان داره شما رو ندا میده که هل من ناصر ینصرنی. والله اگه همین بچه ها اون زمان بودند حسین رو یاری می کردند...

ما هم هر کدوم یه گوشه فقط داشتیم اشک می ریختیم.

شاید به اون همه بی غیرتی ای که ازش رها شده بودیم...

شایدم به مظلومیت حسین زمان...

هر زمان حسینی داره...

اما حیف که گاهی تنهامی مونه...


اللهم عجل لولیک الفرج.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

48520
نام: سجاد
شهر: نوشهر
تاریخ: 12/24/2007 1:39:37 AM
کاربر مهمان
  من دوست دارم مکه بیام بیام پیشت آقا بیام بقیع آقا بیام فقط دعا کنم آقا شاید برام قسمت نشه بیام ولی به خدا می گم دوست دارم وبه بقیع می گم منتظرم باش شاید من نتونستم بیام ولی دلم پیش شماست
48519
نام: الهام
شهر: تهران
تاریخ: 12/24/2007 1:05:21 AM
کاربر مهمان
  دلم گرفته ميخوام بايه محرم درد دل كنم كمكم كنه خيلي تنهام
48518
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 12/24/2007 12:02:52 AM
کاربر مهمان
  السلام علی الحسین...خون خدا

علیکم السلام مجتبی بزرگوار....
شما و شهاب عزیز و مریم خانم با برنامه های ختم قرآن و صلواتهاتون چهره زیباتر و معنوی تری به کلبه دادید...اجرتون با امام حسین(ع).

برادر عزیزم حاج مصطفی (بنده خدا) هم که همچنان دلش تو جبهه هاست...ارادتمندم حاجی!

مقداد گل هم که یه دفعه طوفانی میشه و سه چهار تایی مطلب میذراه و بعد هم غیب میشه!...علی علی

عبدالزینب گرامی هم که تو وبلاگشون مزاحمش میشیم.

چه فرقی میکنه عزیز هم که هنوز ما رو نمیبینن..!!

حاجی خروش هم که سرش شلوغه این روزا..!

بوی سیب عزیز هم چند وقتیه مطلبی ازشون نمی بینم...من هر وقت اسم ایشون رو میبینم بی اختیار با خودم زمزمه میکنم...
بوی سیب و بوی سیب و....حرم حبیب و....حسین غریب و...کرب و بلا..!!

ایشالله برای محرم همه آمادن دیگه؟
خوش به سعادتون...امام راست میگفت....که ما هر چه داریم ازین محرم و صفر است....
راستی بچه ها یه سوال...؟

موقع بریدن سر...!!
موقع بریدن سر....(یا حسین...)
از گلو ببری راحتتره....
یا....
یا از قفا.....

حسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسین.....................
48517
نام: سمیر ا
شهر: بروجر د
تاریخ: 12/23/2007 11:41:01 PM
کاربر مهمان
  د و ستش دا رم و لی حر ف نمی زنه چرا می دو نم دو ستم دا ره
48516
نام: صبا
شهر: هفت آسمون
تاریخ: 12/23/2007 11:03:35 PM
کاربر مهمان
  سلام مریم خانم دل آرام! برای من هم تو دفترتون ثبت بفرمایید لطفاً، یک جزء به نیت شهید علی اکبر رئیسی. ممنون خواهر فعالم. بابت این همه کار خیرت هم ممنون. خدا توفیقاتت رو بیستر کنه. اون موقع ها مار و هم یادت نره.*اللهم صل علی مححمد و آل محمد و عجل فرجهم*
48515
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 12/23/2007 10:50:27 PM
کاربر مهمان
  جمال نوراني امام زمان عج صلوات بفرست
48514
نام: بشری
شهر: ساوه
تاریخ: 12/23/2007 10:29:53 PM
کاربر مهمان
  دلم میخاد دردهامو به یه نفر بگم که قابل اعتماد باشه کمکم کنه .کسی هست ؟
48513
نام: اکبر علیزا.ه
شهر: تبریز
تاریخ: 12/23/2007 10:14:10 PM
کاربر مهمان
  به گرمی دامن طبیعت گل و وفا

به سبزی درختان مهروصفا

به دریاوموج ان صفا
به ساحل و غم ان وفا

<<ابتدا <قبلی 4858 4857 4856 4855 4854 4853 4852 4851 4850 4849 4848 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4853&mode=print