هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47812
نام: نرگس
شهر: کاشان
تاریخ: 12/7/2007 12:28:34 AM
کاربر مهمان
  امام زمان بگو که تا ظهور خود مرا رها نمی کنی
47811
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 12/7/2007 12:12:45 AM
کاربر مهمان
  ظهور حضرتش صلوات بفرست
47810
نام: . . .
شهر: کرج
تاریخ: 12/6/2007 11:59:56 PM
کاربر مهمان
  شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کردخبری از دل پر درد گل یاس نداشت ...
باید اینجور نوشت:
هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس
تا نیاید آقا زندگی دشوار است
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و اجعلنا من انصارهی و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
47809
نام: دانجشوی غریب
شهر: شهربابک
تاریخ: 12/6/2007 11:53:15 PM
کاربر مهمان
  خسته از تمام راههایی که رفتم به سوی تو ای مهربان ترین مهربانان باز میگردم .
سرم روی کتابهام میذام شروع مکنم های های به خاطر دل تنگی هام گریه کردن بعد یادم میاد ایجاکسی نیست که ارومم کنه به خودم میگم تو باید قوی باشی .تو اومدی اینجا درس بخونی وبرگردی ازاین شهرغریب که به مردمت کمک کنی .
ولی وقتی این بی تفاوتی مردم مرفه تهران رومیبینم
دیگه از این تکنولوژی پیشرفت حالم بهم میخوره .
دلم به نگاههای مادربزرگم تنگ شده .نگاههایی که هر صبح قران رو با دقتی نگاه میکنه که فکر میکنی داره قران میخونه ولی اون که سواد نداره .
دلم به دیدن طلوع افتاب تنگ شده.
کاش هرچه زودتر از اینجابروم
47808
نام: مریم عاکفی
شهر: ورامین
تاریخ: 12/6/2007 11:49:38 PM
کاربر مهمان
  ابتدا بطور کامل بیاموزید چطور میتوان

یک نفر را دوست داشت تنها در این صورت

است که میتوان همه را دوست داشت
47807
نام: سیما
شهر: سزمین خدا
تاریخ: 12/6/2007 10:54:32 PM
کاربر مهمان
  خدا جون خیلی دوست دارم
47806
نام: بهاره
شهر: مشهد
تاریخ: 12/6/2007 10:28:54 PM
کاربر مهمان
  کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت.زندگی قشنگه اگر دلی قشنگ باشه،وگر نه به دل سیاه هیچ سهمی نمی ده.
47805
نام: میم
شهر: آرزو
تاریخ: 12/6/2007 10:23:13 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمـــن الرحیـــم

سلام علیکم

الهی عَـظُمَ البلاء...


نگارا وقت آن آمد ،که دل با مهـر پیونـدی
که ما را بیش از این طاقت نماندست آرزومندی

غریب از خوی مطبوعت که روی از بندگان پوشی
بدیع از طبع موزونت که در بر دوستان بندی

تو خرسند و شکیبایی ، چنینت در خیال آید
که ما را همچنین باشد شکیبایی و خرسـندی

شکار آنگه توان کشتن که محکم در کمند آید
چو بیخ مهر بنشاندم ، درخت وصل برکندی

مرا زین پیش در خلوت فراغت بود و جمعیّت
تو در جمع آمدی ناگاه و مجموعان پراکندی

گرت جان در قدم ریزم هنوزت عذر می خواهم
که از من خدمتی ناید چنان لایق که بپسندی

ترش بنشین و تندی کن که ما را تلخ ننماید
چه می گویی چنین شیرین که شوری در من افکندی...

.....
.......
.........

عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا
ما همه بنده و این قوم خداوندانند...

....
دل داده ام به یاری ، شوخی کـَشی نگاری

مرضیّة ُ السّجایا ، محمودة ُالخصائل...


إلی متی أحارُ فیک یا مولای


47804
نام: میم
شهر: هجران
تاریخ: 12/6/2007 9:49:20 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمــن الرحیـــم

سلام علیکم جمیعا ایها الرّفقاءو الدوستان
سلام بر یکایک شما برادران مومن
و خواهران مومنه

چند صباحی بود که خورشید حضورمان( !!! ) در این
مکان شریف راه افول در پیش گرفته و به سوی افق دلتنگی در حرکت بود...
و اولین حاصلش این شد که دِپرس گشتیم و فِسُـرده...
باری ،چون در جستجوی علت العلل فِسردگی برآمدیم، دیدیم که آری....
مدتی شد کز حدیث اهل دل گوشم تهی است...
پس گفتیم بهتر آنست زان پیش که زین بیش ،
دیو سیاه قهوه ای دلتنگی بر قلبمان چیره گردد،
دیگر بار به دیدن آیی دوستان آییم
و دیداری تازه بنماییم.باشد که موجبات انبساط
خاطر فراهم گردد به حول و قوّه باری تعالی.

ادامه دارد......................................
47803
نام: اگه خدا قبول کنه کمیل علی
شهر: هرجاکه راهمون دادن انشا الله شهر عشق علی
تاریخ: 12/6/2007 8:51:44 PM
کاربر مهمان
  سلام
دلم تنگه دارم میترکم میخوام داد بزنم نمی تونم ازاین دنیا .ازاین ضلما.ازاین بی کسی اما من فقت خدارو دارم دراوج بدحالی دراوج خوشهالی هرطرف که بگاه میکنم خدارو میبینم میبینم که چجور با ترحم به بنده ی ناچیزو گناه کارش نگاه میکنه دمئ ازاین دنیا از خودم به تنگ امده می خوام دل بکنم دلم بدم دست عشق بدم دست علی (ع)بگم این دل حضورش دست تو خودت باهاش عشق بازی کون به نظر شما منو قبول میکنه واسم دعا کنید شماکه دلتون پاکه
التماس دعا
سخنی از مولا علی
از کسانی مباش که بدون عمل صالح به اخرت امید وار است .وتوبه رابا ارزوهای دراز به تاخیر میاندازد.
بازم التماس دعا
<<ابتدا <قبلی 4787 4786 4785 4784 4783 4782 4781 4780 4779 4778 4777 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4782&mode=print