هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47732
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 12/4/2007 10:24:02 PM
کاربر مهمان
  موفق باشید سارای بزرگوار.

از نظر لطفتون ممنونم.


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

47731
نام: جامانده از قافله
شهر: دوكوهه
تاریخ: 12/4/2007 9:17:19 PM
کاربر مهمان
  **** بسم رب الشهدا *****

با سلام به همه اهالي حرف دل....

ميخواستم روز دحوالارض رو خدمت همه يادآوري كنم تا خود را براي روزه واعمال آن روز آماده سازند.....واز همگي التماس دعا دارم..
برايم دعاكنيد تا سفر به مناطق جنگي (جنوب) براي روز عرفه محيا شود انشاالله....
پي بااين نيت*** پانصد صلوات هم براي من ****كناربگذاريد.
------------------------------------------------يك پيشنهاد هم به اعضاي دائمي حرف دل و كسانيكه اهل قلم هستند و در حفدل مطلب مينويند داشتم و آن اينكه: اگر مطالب خيلي بلند خود را كوتاهتر كنند خيلي بهتر وموثرتر است...
**********************************************

براي تعجيل در فرج آقا و شادي روح ومطهر شهيدان صلوات
47730
نام: سارا
شهر: زنجان
تاریخ: 12/4/2007 8:51:47 PM
کاربر مهمان
  هو الحق
سلام به همه اهالی حرف دل . خواهش می کنم برام دعا کنید که خیلی بهش احتیاج دارم.فردا امتحان سختی پیش رو دارم.
ضمنا از آقا شهاب به خاطر ذکرشون متشکرم. چون واقعا بهش احتیاج داشتم.
47729
نام: حامد
شهر: تهران
تاریخ: 12/4/2007 6:28:45 PM
کاربر مهمان
  دلم تنگ شده واسه خودم دلم میخواد از گریه فریاد بزنم خدا کجایییییییییی زنی که ۸ سال باهاش زندگی کردم ازش یه بچه دارم یه بچه دارم یکی زیر پاش نشسته میخواد طلاق بگیره مصوبش مادرشه ایشالاه خدا به حق این گریهام بلایی سرش بیاره که دلش بسوزه که کارمو کرده اشک خدایی من تورو دیدم یبار دیگه هم میخوام ببینمت ای خدا دلشو بسوزون
47728
نام: پاييزان
شهر: تهران
تاریخ: 12/4/2007 4:35:43 PM
کاربر مهمان
  نبسته ام به كس دل، نبسته كس به من دل
چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من
زمن هلاك او دون، چو دل به سينه نزديك
به من هرآنكه نزديك، از او جدا جدا من
نه چشم دل به سويي، نه باده در سبويي كه تر كنم گلويي به ياد آشنا من
ستاره ها نهفته اند در آسمان ابري، دلم گرفته اي دوست
هواي گريه با من
(دست ها بالا بود هركسي سهم خودش را مي طلبيد، سهم هركس كه رسيد داغ تر از دل مابود، اما! نوبت من كه رسيد سهم من يخ زده بود!
سهم من چيست!؟ مگر يك پاسخ! پاسخ يك حسرت!
سهم من كوچك بود قد انگشتانم، عمق آن وسعت داشت، وسعتي تا ته دلتنگي ها،
شايد از وسعت آن بود كه بي پاسخ ماند!!
دوستدارالله با تمام نشناخته هايش كه نشناخته ام شناخته هايش را.


47727
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 12/4/2007 4:13:19 PM
کاربر مهمان
 

حديث جالب:



لا اله الا انت سبحانک اني کنت من الظالمین


حسبنا الله و نعم الوکیل


ما شاءالله لا قوة الا بالله


وافٍِِوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد


از امام جعفر صادق (علیه السلام ) این حدیث جالب در خصال مرحوم شیخ صدوق نقل شده است. آن حضرت در این حدیث به چهار خواسته بندگان خدا اشاره نموده و فرموده اند که تعجب میکنم از کسی که از چهار چیز بیم و هراس دارد چرا به چهار چیز پناه نمی برد.


متن حدیث از قرار زیر است :


شگفت دارم از کسی که از چهار چیز هراس دارد چگونه به چهار چیز پناه نمی برد ؟


تعجب می کنم از کسی که از چیزی می ترسد چرا به این عبارت خداوند در قرآن پناه نمی برد : حسبنا الله و نعم الوکیل ( خداوند ما را بس است و چه وکیل خوبی است ) زیرا شنیدم خداوند عز و جل پس از این عبارت فرموده است : به واسطه نعمت و فضلی که از طرف خداوند شامل حالشان گردید و هیچ بدی به آنان نرسید . و تعجب می کنم از کسی که اندوهناک است چرا به این فرموده خداوند پناه نمی برد : لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین . زیرا پس از آن شنیدم که خداوند می فرماید : درخواست او را بر آورده ساختیم و از غم و اندوه او را نجات دادیم و این چنین اهل ایمان را نجات می دهیم .


و در شگفتم از کسی که حیله ای در باره او به کار گرفته شده و چگونه به این کلام خداوند پناه نمی برد : و افوض امری الی الله ان الله بصیر با لعباد . زیرا شنیدم که خدای بزرگ پس از آن فرموده است : خداوند او را از بدی هایی که در باره او به حیله انجام داده بودند نگه داشت .


و در شگفتم از کسی که خواستار دنیا و زینت های آن است چگونه به این

كلام خداوند پناه نمی برد : ما شاءالله لا قوه الا بالله . پس شنیدم که خداوند پس از آن می فرماید : اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت کمتر می بینی ولی امید است که پروردگار من بهتر از باغ تو نصیب من گرداند.( خصال شیخ صدوق ج1 / 241 باب احادیث چهارگانه )


توصیه شده که این اذکار روزانه به خصوص در طرف صبح یک صد مرتبه تکرار شود.



اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

47726
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 12/4/2007 4:08:05 PM
کاربر مهمان
 
سلام بر همه دوستان اهل دل.

بنده گاهی توفیق می شه و اذان می گم.(با صدای بلند البته یادو خاطره پدر بزرگ های گرامی مریم محترم رو هم گرامی می دارم و ان شاء الله در جنت رضوان الهی جای دارند.) و ذکر *افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد* رو می گم و آرامشی که از این ذکر کسب می کنم بی نظیره.

دوست عزیز سرباز گمنام بزرگوار سلام .

ممنونم از شما به دو جهت یکی آی دی بسیار پرمعنی و آرامش دهنده تون و دیگری از سرگیری خودجوش ذکر صلوات ها رو.

نمی دونم با چه زبانی از شما تشکر کنم واقعا قاصره زبانم.

پس از صلوات کمک می گیرم.

*پانصد صلوات هدیه به خود شما ثبت بفرمایید.

*پانصد صلوات هدیه به مریم بزرگوار.

*پانصد صلوات هدیه به آقا صادق فروتن.

*پانصد صلوات هم هدیه به ادمین بزرگوار که زحمات زیادی در حرف دل و سایت می کشند.

ممنونم.

موفق باشید.


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

47725
نام: اسما فاطمی
شهر: از دیار بی کسی یک نفس دلواپسی
تاریخ: 12/4/2007 4:00:08 PM
کاربر مهمان
  بسم الله
برادران وخواهران بزرگوار
از سوگل خبری نشد چند وقتی که نبودم نمی دونین چی شد ؟
کلی حرف دل براتون زده بودم اما نمی دونم چرا این دفعه هم نرسید دست آقا ادمین
گفته بودم خسته شدم
از دست خودم از مردگی ام از نشستن از غبار غمبار اشک
شاکی ام
اولش از خدا شاکی بودم
بعد خانم فاطمه زهرا و اولاد معصومشون که ولایت معنوی به سرمون دارن
از صاحبم که قراره مولام باشه
اما آخرش فقط از خودم شاکی شدم و نه از هیچ کس دیگه
اما بازهم نمی فهمم چرا
یه روزهایی قیافه ام خیلی مثل عشاق بود
از دوری از خدا خیلی اشک می ریختم
اما .........
اما انگار همه چیز هبط شد
دلم گرفته
خیلی وقته دلم گرفته
از خدا خجالت می کشم
از این که دوباره توبه کنم می ترسم
نمی دونم چرا اینقدر از در خانه خدا دور شدم ؟؟؟؟
هرچی فکر میکنم چیزی یادم نمی یاد ......
نمی دانم کجای کارم اشتباه است
می ترسم بگم :
اما می گم
انگار از چشم محبوبم افتادم
انگاری دیگه دوست نداره صدامو بشنوه

دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم
هوای گریه دارم

47724
نام: فاطر
شهر: تهران
تاریخ: 12/4/2007 3:56:44 PM
کاربر مهمان
  خدایا همه جوونا رو تو درس و کار و زندگی موفق و خوشبخت کن ما هم جزو اونا.
47723
نام: اسما فاطمی
شهر: دیار آشنا
تاریخ: 12/4/2007 3:38:00 PM
کاربر مهمان
  سلام
نفیسه
هیچ اشتباهی از شما بزرگوار ندیده ام
فقط احساس کردم روح پاک و بزرگی دارید که حیفه برا وارد شدن به محیط های خطرناک
یکی از بهترین دوستهای من تو همون تالار ............
بگذریم .........
اما خدا وکیلی از حرف دل نمیشه گذشت
<<ابتدا <قبلی 4779 4778 4777 4776 4775 4774 4773 4772 4771 4770 4769 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4774&mode=print