هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47352
نام: هبوط
شهر: آسمانیها
تاریخ: 11/27/2007 8:39:46 AM
کاربر مهمان
  باز، پر؛ چلچله، پر؛‌قوش و، قو و، کفتر، پر

باز، در بازي، پر؛ هر چه که دارد پر، پر!

شهرمان خاک شد و، خرمن مان خاکستر

نخل، پر؛ مزرعه، پر؛ روح شقايق، پرپر!

مدرسه باز شده، فصل خزان است؛ ولي ــ

بوي خوب قلم و، بوي خوش دفتر، پر!

عمه‌ام گفت که: من، مادر؛‌تو، کودک من

عمه شد مادر؛ من، کودک او؛ مادر، پر!

گفت بابا، دم در ــ وقت سفر ــ در گوشم:

رود، پر؛ بازي، پر؛ « دوش عمو اکبر»، پر!

وقت رفتن شده و، زورق من، سنگين ست

مي‌روم ــ باز ــ به دريا فکنم لنگر؛ پر!

جز حديث سفر و، جز سخن آتش و خون

هر حديث دگر و، هر سخن ديگر پر!

صد نفر نخل، شده بي سرو، صد تن مانده

باغ، اسطوره شده؛ هر ، که دارد سر، پر!

بچه‌ها! باز، بر اين نقطه گذاريد انگشت:


( عشق، پر؛ عاطفه ،پر؛ هر که بسيجي تر، پر)

47351
نام: به نیابت از آقا شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 11/27/2007 8:38:25 AM
کاربر مهمان
  به نام خدای محمد

ختم چهارده هزار صلوات
دور دوم:

.::: به نیت رسیدن رسیدن وبه مقام حقیقی بسیجی :::.
واگر رسیدی بسیجی بمونی صلوات
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

پانصد صلوات اول: آقا مقداد به نیت شفای سید مقداد
پانصد صلوات دوم: علی آقا
پانصد صلوات سوم: گل بی خار گرامی
پانصد صلوات چهارم: گل بی خار گرامی
پانصد صلوات پنجم: علی آقا
پانصد صلوات ششم:
پانصد صلوات هفتم:
پانصد صلوات هشتم:
پانصد صلوات نهم:
پانصد صلوات دهم:
پانصد صلوات یازدهم:
پانصد صلوات دوازدهم:
پانصد صلوات سیزدهم:
پانصد صلوات چهاردهم: اسراء از تبریز
پانصد صلوات پانزدهم:
پانصد صلوات شانزدهم:
پانصد صلوات هفدهم:
پانصد صلوات هجدهم:
پانصد صلوات نوزدهم:
پانصد صلوات بیستم:
پانصد صلوات بیست ویکم:
پانصد صلوات بیست ودوم:
پانصد صلوات بیست وسوم:
پانصد صلوات بیست وچهارم:
پانصد صلوات بیست وپنجم:
پانصد صلوات بیست وششم:
پانصد صلوات بیست وهفتم:آقا مجتبی
پانصد صلوات بیست وهشتم:دوتا آقا مجتبی+چهارصد و نود وهشتا.

به حق محمد(ص)وخاندان پاکش(ع).
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
47350
نام: مریم
شهر: دلتنگی
تاریخ: 11/27/2007 8:35:27 AM
کاربر مهمان
  سلام بر خدای علی و فاطمه و فرزندان مطهرشان
سلام بر علمدار کربلا که امروز میهمانی را دیارش کردم که برایم از وجود خودم عزیز تر و دوستداشتنی ترست خدایا نگهدارش باش
آرزویم این است که بتوانم روزی محرم خدانه خدا و روز محرم خانه ائمه عزیز شوم
التماس دعا
47349
نام: به نیابت از آقا شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 11/27/2007 8:27:08 AM
کاربر مهمان
  به نام خدای محمد

ختم چهارده هزار صلوات
دور دوم:

.::: به نیت رسیدن رسیدن وبه مقام حقیقی بسیجی :::.
واگر رسیدی بسیجی بمونی صلوات
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

پانصد صلوات اول: آقا مقداد به نیت شفای سید مقداد
پانصد صلوات دوم: علی آقا
پانصد صلوات سوم:
پانصد صلوات چهارم:
پانصد صلوات پنجم:
پانصد صلوات ششم:
پانصد صلوات هفتم:
پانصد صلوات هشتم:
پانصد صلوات نهم:
پانصد صلوات دهم:
پانصد صلوات یازدهم:
پانصد صلوات دوازدهم:
پانصد صلوات سیزدهم:
پانصد صلوات چهاردهم: اسراء از تبریز
پانصد صلوات پانزدهم:
پانصد صلوات شانزدهم:
پانصد صلوات هفدهم:
پانصد صلوات هجدهم:
پانصد صلوات نوزدهم:
پانصد صلوات بیستم:
پانصد صلوات بیست ویکم:
پانصد صلوات بیست ودوم:
پانصد صلوات بیست وسوم:
پانصد صلوات بیست وچهارم:
پانصد صلوات بیست وپنجم:
پانصد صلوات بیست وششم:
پانصد صلوات بیست وهفتم:
پانصد صلوات بیست وهشتم:دوتا آقا مجتبی+ نهصدو نود وهشتا.

به حق محمد(ص)وخاندان پاکش(ع).
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
47348
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 11/27/2007 7:18:59 AM
کاربر مهمان
  پاسخ امام على (ع ) به شش سؤال

جمعى از موالى (غير عرب ، ظاهرا ايرانيان ، بعد از فتح ايران توسط مسلمين ) به مدينه رفتند و به حضور امام على (ع ) رسيده و عرض كردند: ((ما آمده ايم از شش موضوع ، سؤ ال كنيم ، اگر جواب صحيح آن را به ما بدهى ، به تو ايمان مى آوريم و امانت تو را تصديق مى نمائيم (با توجه به اينكه آنها در كتب دينى خود، پاسخ آن شش موضوع را دريافته بودند).
حضرت على (ع ) فرمود: بپرسيد ولى در صورتى كه سؤ ال شما براى فهم و شناخت باشد، نه از روى عناد و دشمنى .
آنها پرسشهاى خود را چنين عنوان كردند:
1 اسب هنگامى كه شبهه مى كشد چه مى گويد؟
2 خروس هنگام قوقولى قوقو چه مى گويد؟
3 الاغ هنگام عرعر چه مى گويد؟
4 صداى مخصوص مرغ درّاجه چه معنى دارد؟
5 چكاوك (پرنده اى خوش آواز شبيه گنجشگ كه بر سرش تاج كوچكى از پر است ) در آواز خود چه مى گويد؟
6 غورباغه با صداى مخصوصى كه دارد چه مى گويد؟
حضرت على (ع ) در پاسخ فرمود:
اسب در آن هنگام كه دو لشگر در جبهه ، در برابر هم براى جنگ گرفته اند در شيهه خود مى گويد: سبحان الملك القدوس : ((پاك و منزه است خداوند مالك پاك .))
خروس هنگام سحر با آواز خود مى گويد: اذكر وا الله يا غافلين : ((اى غافلان به ياد خدا باشيد.))
الاغ با عرعر خود مى گويد: اللهم العن العشارين :((خدايا آنانكه (رباخوار) يكدهم بگير هستند را لعنت كن .))
مرغ درّاجه در صداى مخصوص خود مى گويد: الحمن على العرش ‍ استوى :((خداى رحمان بر عرش ، مسلط است .)) (طه - 5) چكاوك در آواز خود مى گويد: اللهم العن متغضى آل محمد :((خدايا دشمنان آل محمد(ص ) را لعنت كن .))
غورباغه در صداى مخصوص خود مى گويد: سبحان المعبود فى لجج البحار: ((پاك و منزه است خداوندى كه در گستره درياها پرستش ‍ مى شود.))
آن گروه پس از دريافت اين پاسخها، بى درنگ به على (ع ) گفتند: ما به تو ايمان آورديم و تو را تصديق مى كنيم .
و ما على وجه الارض من هوا علم منك .
:((بر سراسر زمين كسى كه آگاهتر از تو باشد وجود ندارد.))

اللهم علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
47347
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 11/27/2007 7:17:47 AM
کاربر مهمان
  سلام اهالی اهل دل

عموی من امروز عمل میشه برای سلامتیش و موفقیت آمیز بودن عملش دعا کنید به قول داداش بیقرار دعا کنید فراووووووووون

مادر بزرگ عبد الزینب هم حالش خوب نیست برای شفای مادربزرگ عبدالزینب هم دعا کنید

پانصد صلوات هم به نیت سلامتی عموی خودم هدیه میدم به حضرت فاطمه

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
47346
نام: امین
شهر: پاوه
تاریخ: 11/27/2007 4:06:48 AM
کاربر مهمان
  خدایا به من بیاموز تفاوت عدلت با خشمت بافرقت در داده ها ونداده هایت را که اکنون محتاج شناخت آنم
47345
نام: Parniaan
شهر: Tehraan
تاریخ: 11/27/2007 3:53:33 AM
کاربر مهمان
  به نام او که هستی من از اوست.
سلام به همگی خوبان.
برای من خیلی دعا کنید لطفا.
یا حق.
47344
نام: .........
شهر: ..........
تاریخ: 11/27/2007 2:19:41 AM
کاربر مهمان
  عفاف ضرورت زندگي است و بدون آن زندگي بشر به مخاطره مي­افتد. بشر غربي که برنامه زندگي­اش را از خداي مهربان نگرفت و دست از دامن دين برکشيد، رفت و رفت، و آنقدر آزمون و خطا کرد تا بالاخره به همان عفاف يا خويشتنداري جنسي بازگشت؛ اما با هزينه­اي بسيار سنگين و جبران ناپذير.
حفظ عفاف و دست يافتن به برکات آن نيازمند مهارت است. بدون داشتن مهارت نمي­توان عفاف را به درستي حفظ کرد.شش مهارت براي خويشتنداري جنسي (Six Basic Steps To Sexual Abstinence) مطرح شده که عبارتند از:
1.لباسهاي مناسب بپوش. طرز لباس پوشيدن تو براي ديگران پيامهايي مي فرستد حتي اگر تو قصد اين کار را نداشته باشي. مردان مخصوصاً از طرز لباس پوشيدن تأثير مي پذيرند؛ زيرا آنان طوري طراحي شده اند که با آنچه مي بينند، تحريک جنسي مي شوند.
2.از دارو و الكل استفاده نكن، اين دو توانايي تصميم گيري و مقابله با نه گفتن راكاهش مي دهند.
3.براي مدتي طولاني با هم تنها ننشينيد، زيرا اين كار به سرعت، به ارتباط فيزيكي شديد منجر مي شود.
4.با افرادي كه اهداف مشابهي مانند تو دارند، بيرون برو ...كه حفظ سيستم ارزشي را براي تو آسان مي كند.
5.نياز عشق خود را بشناس. شناخت نقاط آسيب پذير خود، تو را از اشتباهات جدي حفظ مي كند.
6.معيار خود را در سطحي بالا قرار ده و آن را قبل از آن كه اوضاع حاد شود، معين كن.
47343
نام: .........
شهر: ..........
تاریخ: 11/27/2007 1:56:08 AM
کاربر مهمان
  لیوان را زمین بگذار!
استادی درشروع کلاس درس ، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است شاگردان جواب دادند 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم
استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست . اما سوال من این است : اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی خواهد افتاد??شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد .استاد پرسید : خوب ، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی می افتد ؟ یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد میگیرد حق با توست . حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟

شاگرد دیگری جسارتا“ گفت : دست تان بی حس می شود .عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند .و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشيدو همه شاگردان خندیدند.استاد گفت : خیلی خوب است . ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است ؟
شاگردان جواب دادند : نه. پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود ؟درعوض من چه باید بکنم ؟
شاگردان گیج شدند . یکی از آنها گفت : لیوان را زمین بگذارید.استاد گفت : دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است .اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید .اشکالی ندارد . اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید ، به درد خواهند آمد .
اگر بیشتر از آن نگه شان دارید ، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است . اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش ازخواب ، آنها را زمین بگذارید.که درپایان هر روز و پیش از خواب ، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند ،هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که
برایتان پیش می آید ، برآیید!
<<ابتدا <قبلی 4741 4740 4739 4738 4737 4736 4735 4734 4733 4732 4731 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4736&mode=print