هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47292
نام: صادق
شهر: قـــم المقدسه
تاریخ: 11/26/2007 12:15:43 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداء والصدیقین



.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
سـلـسله عشق را سـلـسله جـنبان خـــداست
سـلسـله عشق چـیسـت روی حســـین است و بس
....
....
التماس دعا
.
.
.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
47291
نام: ذوالعرش
شهر: شهرموعود
تاریخ: 11/25/2007 11:56:56 PM
کاربر مهمان
  ادامه :
فرشته ها در کمال تعجب که این چه سریه خدایا !!
این خاک ذلیل رو داری با این همه شکوه به درگاهت میخونی و داره این همه ناز و تعزز میکنه !!
الله اکبر............!!
و خدا با این همه بی نیازی و غیرتش کس دیگری رو به جای اون نخوند
و عشق .............!!
خداگفت :شما چه میدونید که مارو با این خاک از ازل تا ابد چه کارها داریم !!!!!!!!
معذورید که شما با عشق سرو کار نداشتید!!
شما فقط خشک زاهدان درگاه منید!

و بعد باران محبت بر خاک بارید و خاک گل شدو به دست قدرتش از گل دلی ساخت ....الله اکبر

اینجاست که عشق معکوس میشود
خدایا ان روز گل بودم ،میگریختم فرار میکردم
اما امروز همه دل شده ام در میاویزم
همه دل شده ام ........
چون با دله که راه میرم با دله که حرف میزنم
با دله که مینویسم با دله که گوش میدم با دله که نفس میکشم ...

یا علی

47290
نام: .........
شهر: ..........
تاریخ: 11/25/2007 11:55:20 PM
کاربر مهمان
  علاج همهء بيماری های جسمی و روحی ارتباط با خداست.گه گاه از محيط خود جدا شويد و به درون خويش رويد.در سکوت منتظر «خدا»شويد بیشک حضور «او»را احساس خواهيد کرد.عاشقانه با «او»راز و نياز کنيد.تمام کارهای خود را به«او»بسپاريد پيش از آغاز هر کاری دعا کنيد که«او»به شما ياری برساند و متبرک گرداند.پس از انجام او را شکر کنيد.

هرآچه برايتان پيش می آيد بپذيريد.به دنبال خوشی نرويد و از ناخوشی اجتناب نکيد.از هر چه پيش میآيد لذت ببريد.
47289
نام: ذو العرش
شهر: شهر موعود
تاریخ: 11/25/2007 11:42:09 PM
کاربر مهمان
  یارحمن
خدایا
نمیدونم چرا بعضی موقع ها ما ادم ها خودمونو اونقدر درگیر میکنیم که چهره بعضی چیزها رو نمیتونیم تشخیص بدیم
خدایا عشق رو میشه تو نگاه زهرای نه ساله دید و باور کرد!
مگه نه اینه که عشق ویران میکنه و از نو میسازه!
مگه تو عشق شک و تردید میاد ؟؟!
مگه تو عشق اضطراب میاد؟
عشق کبوتر قرار و سکون رو از دل پرواز میده و جاشو به بی قراری و هیجان میده ؛جاشو به انتظار میده !
بعضی موقع ها اونقدر دلمون تشنه نگه میداریم که تا حس کنیم از یه رابطه ای بوی اب محبت میاد چشمامونو میندیم و حاضریم هر بهایی رو به خاطر اون رابطه رو که به گمانمون عشقه بدیم !!اخ خ که خیلی موقع ها سرابه !اما ادم تشنه کجا و تفکر کجا ؟؟
ای عشق
چهره ات چرا دیگه میون این همه رنگ و لعاب ومشخص نیست !
دیگه از تو الفبایی مانده و هیچ .........
تو بگو جولانگاهت کجاست ؟؟؟ ازسجده یه پیشونی خونی روی مهرتربت میون یه نخلستان سوخته ،از نگاه چمران ؛از فکه از طلاییه ،یا نه از قبل تر از خاک نینوا، از نگاه پر از عشق و محبت زینب به حسین (ع)،یا نه از نگاه علی و فاطمه ،یا از عشق پیامبر به دخترش که در برابر او به قامت تمام می ایستاد ،
عشق اینها همه بود اما باز چیزی فراتر !!
وقتی خدا تصمیم گرفت از خاک خلیفه ای خلق کند
به جبرییل گفت برو و یه مشت خاک بردار و بیا !
جبرییل رفت که خاک را بلند کنه اما ذکر سوگند خاک رو شنید که من طاقت قرب ندارم و به عزت خدا از من صرف نظر کن !
جبرییل به خدا ذکر سوگند خاک رو ابلاغ کرد !
خدا به میکاییل گفت باز همون اتفاق !
به اسرافیل گفت باز همون اتفاق !
خدا به عزراییل گفت تو برو اگر به میل خودش نیومد
به اکراه و اجبار خاک رو به نزدم میاری....عزراییل امد و به قهر یه مشت خاک برداشت
شرف خاک ما ادما چیه ؟؟؟
اینه که با چندین فرشته دنبالش میاومدند و او ناز و ناز و ناز .........
47288
نام: .........
شهر: ..........
تاریخ: 11/25/2007 11:23:57 PM
کاربر مهمان
  اگر به آرامش و صلح،خيرخواهی،عشق،خدمت کردن،پاکی و دعا بينديشيم،اين افکار درماباقی می ماند وبه سيمای فرشته در میآيند.

همچنين اگر به نفرت،حسادت،غبطه،بيزاری،بدخواهی،حرص و شهوت بيانديشيم اين افکار نيز رهايمان نمیکنند و به هيبت ديو در می آيند.هر يک از ما بنا بر نوع افکارماندر پيرامون خود دارای اشکال ديو گون يافرشته سان هستيم.بنابراين بايد مراقب افکار،خواسته ها،تمايلات،احساسات،عواطف و خيال های خود باشيم.درواقع بااين ها زندگی ،جهنم و يا بهشت خود را میآفرينيم.هرکس سازندهءسرنوشت و معمای تقدير خويش است.هيچکس به غير از خود مامسئول وضع کنونی ما نيست.ما اين اوضاع و احوال را با افکار و خواسته های دور يا نزديک خود ساخته ايم.

دنيای امروز سرگردان است،زيرا تأکيد بسياری بر جنبهءکاری زندگی دارد.البته کار در زندگی مهم است،اما مهم تر از کار فکر است.مراقب افکار خود باشيد.هر فکر،نيرويی است که برای خير يا شر خود توليد میکنيم.

آيا گناه از ماست که افکار پليد گه گاه به سراغ مان می آيد؟نه،اين تقصير ما نيست که افکار پليد به سراغ ما میآيد اما اگر در ذهن خويش جايی به آنها بدهيم گناه کار خواهيم بود.

در پس هر فکر پليدی نيروی پليد وجود دارد.وقتی که اجازه می دهيم فکری ناهنجار در ذهنمان جای گيرد،نيروهای تيره ای را به خود متصل میکنيم.اگربه افکار خوبی مانند عشق،دلسوزی،زيبايی و سرور،ايمان،آزادی،سلامت،شادمانی،تعادل،پاکی،آرامش،نيرو و خرد بينديشيم،به نيرو های روشنی میپيونديم و بدين ترتيب بهشت را در پيرامون خود میآفرينيم.با انديشيدن به افکار الهی ،با نيروهای الهی مرتبت می شويم و هر جا که رويم انتقال دهندگان نور عشق،آرامش و سرور میشويم.لازم است که مراقب افکارمان باشيم:بايد تفکر خود را تصحيح کنيم
47287
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 11/25/2007 10:56:27 PM
کاربر مهمان
  بر جمال نازنين مهدي صلوات بفرست
47286
نام: رضا
شهر: زرنديه
تاریخ: 11/25/2007 9:55:49 PM
کاربر مهمان
  سلام بر شهيدان و سلام بر امام شهيدان
شهيدان خوشا به حالتان كه رفتيد و ...
47285
نام: بهناز ارتضایی
شهر: اصفهان
تاریخ: 11/25/2007 9:38:10 PM
کاربر مهمان
  تو مرا دیدی و من خوب دویدم
و از آن روز چه دیدم چه دیدم؟
برام دعا کنید
47284
نام: محمد
شهر: سمنان
تاریخ: 11/25/2007 9:07:23 PM
کاربر مهمان
  سلام ضمن عرض سلام وخسته نباشید امیدوارم حال تمامی شماسروران گرامی خوب باشد
47283
نام: ونوس کوچولو
شهر: کهکشان راه شیری
تاریخ: 11/25/2007 8:41:39 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام
شهاب می شه بگی اون نامه رو از کجا نوشتی؟؟؟؟؟؟
مثلا از توی یه دونه سایت؟؟؟؟؟؟
می شه اسم سایتو با ادرسشو واس ونوس کوچولو بنویسی؟؟؟؟؟؟
مرسی
بای بای
<<ابتدا <قبلی 4735 4734 4733 4732 4731 4730 4729 4728 4727 4726 4725 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4730&mode=print