هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
47002
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 11/19/2007 11:47:33 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا

سلام سید...
سلام اهالی اهل دل قلعه شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی.

روزگار و ایام به کامتون و تا همیشه به یاد خدا

پیشاپیش فرا رسیدن ولادت با سعادت هشتمین ستاره آسمان امامت را خدمت همه شما بزرگواران تبریک عرض می نمایم.
هر کدام از دوستانی که این روزها مشرف می شوند به مشهد مقدس دوستان قلعه را از دعای خیرشون بی نصیب نذارند.

یا ضامن آهو...

مریم جان سلام
ببخشید من چون آمار قرآن را کپی پیست می کنم اشتباهاآمار قبلی رو آوردم.
ولی همچنان جز سیزدهم برای شما خواهر عزیزم در نظر گرفته شده به نیت و با امید به آرامشی ابدی برای شما.

التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
47001
نام: خاک نشین ملکوت
شهر: شهر گناه
تاریخ: 11/19/2007 11:40:10 AM
کاربر مهمان
  به نام خداوند شهیدان
سلام
مولا علی (ع)درباره تحمل مشکلات می فرماید: چشم از سختی خارو خاشاک و رنجهای فروبند تا همواره خشنود باشی.
حکمت ۲۱۲ نهج البلاغه
47000
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 11/19/2007 11:19:23 AM
کاربر مهمان
  به نام الله

ختم جمعی قرآن کریم. (دور دوم)

دوستان عزیز و بزرگوار این ختم قرآن نیت خاصی ندارد و هر کدام از دوستان می توانند نیت قلبی خودشون را داشته باشند.

جزء اول: آقا شهاب بزرگوار.
جزء دوم: آقا شهاب بزرگوار.
جزء سوم: گل بی خار محترم.
جزء چهارم: گل بی خار محترم.
جزء پنجم: امیدوار به رحمت خدای بزرگوار.
جزء ششم: تنها ترین ستاره گرامی.
جزء هفتم: تنها ترین ستاره گرامی.
جزء هشتم: خاک نشین ملکوت بزرگوار.
جزء نهم: صبای گرامی از هفت آسمون .
جزء دهم:امیدگرامی از تهران.
جزء یازدهم:دوست گرامی از شهر همدلی .
جزء دوازدهم: محجوبه گرامی.
جزء سیزدهم:
جزء چهاردهم: نفیسه خانم عزیز از قم.
جزء پانزدهم:
جزء شانزدهم:
جزء هفدهم:
جزء هجدهم:
جزء نوزدهم:
جزء بیستم:تنهاترین ستاره گرامی.
جزء بیست و یکم: گنهكار اما گرامي از كانادا.
جزء بیست و دوم: ساره خانم گل .
جزء بیست و سوم: شهید گمنام بزرگوار.
جزء بیست و چهارم: گنهكار گرامي از كانادا.
جزء بیست و پنجم:
جزء بیست و ششم:
جزء بیست و هفتم:
جزء بیست و هشتم:بوی سیب بزرگوار.
جزء بیست و نهم: گل نرگس بزرگوار .
جزء سی ام: خودم به نیت خوشبختی همه دخترا و همه پسرای ایران زمین.

منتظرتون هستیم...
یادمون باشه که آیات رو فقط از روی وظیفه رو خوانی نکنیم بلکه درک واقعی معانی آن را هم مد نظر داشته باشیم.

در پناه قرآن باشید .
46999
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 11/19/2007 11:07:34 AM
کاربر مهمان
  سلام بر امام رضا(ع) و تمام شیعیان و محبینش

آقا شهاب، آقا مقداد، گل نرگس و تمامی دوستان، از مطالبتون استفاده می کنیم. خداوند همگی را جزای خیر دهد و از یاران حضرت ولی عصر قرار دهد انشاءالله

هشت درس و پيام از هشتمين امام(ع)- قسمت اول

سيد على رضا جعفرى

اصولا رسول اكرم(ص) و ائمه(عليهم السلام) طبق رواياتى كه داريم قبل ‏از اين عالم انوارى بوده‏اند در ظل عرش و در انعقاد نطفه و طينت از بقيه مردم‏امتياز داشته‏اند.
حضرت امام خمينى ضمن بيان مطلب فوق افزوده‏اند:
ومقاماتى دارند الى ماشاء الله چنانكه در روايات معراج جبرئيل عرض مى‏كند:
... هرگاه كمى نزديكتر مى‏شدم، سوخته بودم.
با اين فرمايش كه ... ما با خداحالاتى داريم كه نه فرشته مقرب آن را مى‏تواند داشته باشد و نه پيامبر مرسل.اين‏جزء اصول مذهب ماست كه ائمه(عليهم السلام) چنين مقاماتى دارند.
چنانكه به حسب روايات اين مقامات معنوى براى حضرت زهرا(ع) هم هست.
پيشوايان شيعه تمام عمر خويش را صرف بسط احكام و اخلاق و عقايد نمودند و تنهاهدف و مقصدشان نشر احكام خدا و اصلاح و تهذيب بشر بوده، نورشان از بسيط خاك تاآن سوى افلاك و از عالم ملك تا آن سوى ملكوت اعلى پرتوافشانى كرده و مى‏كند.
در اين مختصر با استفاده از رهنمودهاى معصومين(عليهم السلام) و علماى بزرگواردر محضر درخشان‏ترين سيماى نورانى از تبار امام كاظم(ع) و آفتاب خطه خراسان‏مى‏نشينيم و از اخلاق امام هشتم، هشت درس فرا مى‏گيريم.
دستت نمى‏رسد كه بچينى گلى ز شاخ بارى به پاى گلبن ايشان گياه باش

1- عبادت و نيايش

امام خمينى مى‏نويسد:
فرموده ائمه(عليهم السلام) كه: عبادت ما عبادت احرار است كه فقط براى حب خداست، نه طمع به بهشت‏ يا ترس ‏از جهنم است.

از مقامات معمولى و اول درجه ولايت است. از براى آنها در عبادات حالاتى است كه‏ به فهم ما و شما نمى‏گنجد.
و در جاى ديگر مى‏فرمايد: شما خيال مى‏كنيد گريه‏ هاى ‏ائمه طاهرين(عليهم السلام) و ... براى تعليم بوده و مى‏خواسته ‏اند به ديگران‏ بياموزند؟
آنان با تمام آن معنويات و مقام شامخى كه داشتند از خوف خدامى‏گريستند و مى‏دانستند راهى كه در پيش دارند پيمودنش چه قدر مشكل و خطرناك‏است.
از مشكلات، سختيها ناهمواريهاى عبور از صراط كه يك طرف آن دنيا و طرف‏ديگرش آخرت مى‏باشد و از ميان جهنم مى‏گذرد خبر داشتند.
از عوالم قبر، برزخ،قيامت و عقبات هولناك آن آگاه بودند از اين روى هيچگاه آرام نداشته و همواره‏از عقوبات شديد آخرت به خدا پناه مى‏بردند.
شيخ صدوق از ابراهيم بن عباس نقل مى‏كند كه: حضرت رضا(ع) در شب كم مى‏خوابيد و بيشتر بيدارمى‏ماند، اكثر شبهايش را از اول شب تا صبح احيا مى‏داشت .
و حتى اهل منزل خود را به نماز شب وادار مى‏ساخت.
شيخ صدوق در جاى ديگر از رجاء بن ابى‏ضحاك نقل مى‏كند كه وى گفت:
مامون به من ماموريت داد تا حضرت رضا(ع) را (به اجبار) از مدينه به مروبياورم (تا تحت نظر باشد) و دستور داشتم از راه مخصوصى امام را بياورم و وى رااز قم عبور ندهم و شب و روزمى‏بايست‏به نگهبانى از آن حضرت مشغول باشم. از مدينه تا مرو با حضرت بودم، به‏خدا سوگند كسى را مانند او در تقوا و كثرت ذكر خدا و خوف از او در تمام اوقات‏ نديدم. و سپس به تفصيل،كيفيت اداى نمازها و ذكرها و راز و نيازهاى‏حضرت‏راشرح‏مى‏دهد.
46998
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 11/19/2007 10:57:47 AM
کاربر مهمان
  سلام

شما اگر باغبان وجود خويشيد، آيين باغباني را مي دانيد؟ آفت ها را مي شناسيد؟ وراه مقابله با آنها را مي دانيد؟

مگر نه اينكه براي كشت دانه هاي رويش و رشد در بوستان عمر، بايد زمين را از علف هاي هرز و خس و خاشاك، پاك كرد؟ خار و خس صحراي وجودتان چيست؟

چگونه مي توان زندگي را بهاري كرد؟ بهار كه از راه مي رسد به همه جا طراوت و روح مي بخشد. آيا شما نيز بخشي از آنچه را كه داريد: موهبت ها، توانايي ها، دارايي ها، دانش هاو ... حاضريد به ديگران ببخشيد؟
46997
نام: مجنون الحسین محمدعلی
شهر: تهران
تاریخ: 11/19/2007 10:42:52 AM
کاربر مهمان
  بسم عشق که سبب همه عاشقان است وآفریدگار دیوانگان صهبای دوست
مینالم ازاین عشق که اسیر دنیای کربلاست وسردمدار عشق و زندگی زینب است پس ای خواهرم بکوش به حجاب و تقوای خویشتن که این انقلاب زینب است
ترس دشمن از حجاب زینب است
حفظ چادر انقلاب زینب است
46996
نام: گل بی خار
شهر: تهران
تاریخ: 11/19/2007 10:21:48 AM
کاربر مهمان
  الهم عجل لولیک الفرج

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
ای نخورده مست، لحظه دیدار نزدیک است
46995
نام: دوست
شهر: همدلی
تاریخ: 11/19/2007 10:08:18 AM
کاربر مهمان
  روزی که تو آمدی به دنیا عریان
جمعی به تو خندان و تو بودی گریان
کاری بکن ای دوست که وقت رفتن
جمعی به تو گریان و تو باشی خندان
*******
الهی خفتگان را نعمت بیداری ده
وبیداران را نعمت شب زنده داری
ذکر روز دوشنبه برای براورده شدن حجات همه
صد مرتبه یا قاضی الحاجات
46994
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 11/19/2007 9:59:17 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام.
براي ونوس كوچولو...

گفته‌اند كه وقتي مي‌خواهي خدا با تو سخن بگويد قرآن بخوان و وقتي مي‌خواهي تو با خدا سخن بگويي نماز بخوان. نظر قرآن، كلام خدا، راجع به نماز چيست ؟ خدا دوست دارد بنده‌اش چگونه با او سخن بگويد ؟
ابتدا ببينيم حضور قلب در نماز چيست ؟ به زبان ساده مي‌گويم: وقتي مي‌خواهيم با كسي صحبت كنيم يا به سخن كسي گوش دهيم، اگر حواسمان جمع نباشد چه اتفاقي مي‌افتد؟ طرف دوم ناراحت مي‌شود و مي‌گويد مثل اين كه براي من و رابطه با من ارزشي قائل نيستي.
با دوست، پدر، مادر، استاد و هركه مي‌خواهي صحبت كني اگر توجه نداشته باشي، چنين نتيجه‌اي مي‌گيرد. حال هنگامي كه با معبود و پروردگار و خالق و رزاق خود سخن مي‌گويي اگر توجه نداشته باشي، چه انتظار داري؟

اول : علاقه و دوستي دنيا كه عبارت است از دوستي غير خدا. همين دوستي دنياست كه در وقت نماز ما را به تك تك چيزهايي كه به آن‌ها دلبستگي داريم متوجه مي‌كند و از توجه به معبود باز مي‌دارد .
نمازي كه ما مي‌خوانيم با نمازي كه منظور قرآن است تفاوت دارد و آن تفاوت عبارت است از حضور قلب در نماز . همان دوستي دنيا كه باعث مي‌شود حضور قلب در نماز نداشته باشيم . باعث انواع گناهان مي‌شود . به همين علت در نماز توجه به امور دنيا و كارهاي روزمره داريم .
در اينجا توضيح يك مطلب را لازم مي‌دانم كه معني جلوگيري از دلبستگي به امور دنيا اين نيست كه انسان هيچ بهره‌اي از دنيا نداشته باشد بلكه منظور اين است كه استفاده داشته باشد، ولي دل به آن نبندد و برايش قيد و بند نشود؛ زيرا در صورتي كه بند شد، مانع پرواز اوست. دنيا مزرعه آخرت است، اگر دلبستگي غير خدايي در آن نباشد. زندگي معصومين (ع) ما بهترين الگو و نمونه در اين زمينه است. با مردم و در ميان مردم بودند و هنگام نماز، عاشقانه با خدا خلوت مي‌كردند .
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
دوم : علت دوم كه انسان را از داشتن حضور قلب در نماز باز مي‌دارد عبارت است از پرواز خيال كه مرتبط با حب دنياست. خوب است گوشه‌اي از كتاب بي‌نظير سرالصلاه امام خميني (ره) اين عارف عاشق حقيقي خدا را با هم بخوانيم : خيال قوه‌اي است بسيار غدار كه پي در پي از شاخه‌اي به شاخه‌اي آويزد و از كنگره‌اي به كنگره‌اي پرواز كند و اين مربوط به حب دنيا و توجه به امور دنيوي و مال و منال دنيوي نيست بلكه فرار بودن خيال خود، مصيبتي است كه تارك دنيا نيز به آن مبتلا است.
وقتي كه هنگام نماز احتياج به ارتباط با حق تعالي داشته باشيم، مگر ممكن است كه حضور قلب نداشته باشيم و عمده كار اين است كه احساس نياز در ما پيدا شود .
ترا از كنگره عرش مي‌زنند صفير ندانمت كه در اين دامگه چه افتاده است
عزيزي مي‌گفت: نماز آيينه اعمال روزانه من و توست. مي‌خواهي ببيني در طول روز چقدر ياد خدابوده‌اي و جهت و رنگ كارهايت خدايي بوده، به نمازت نگاه كن هرچقدر حضور قلب داشتي همان قدر اعمال روزانه‌ات خدايي بوده و متقابل آن هرچقدر كه مي‌خواهي كارهايت خالص شود، به فكر اصلاح نمازت باش .
دوستان را به خاطر تشكر از خدا هم شده تا 5 دقيقه حواسمان فقط جمع صحبت با او باشد، به خاطر تشكر از انبوه نعمت‌هاي آشكار و پنهاني كه به ما داده، دل و زبانمان يكي شود و چه نعمتي بالاتر از اجازه حرف زدن با او در نماز !
خدا از مهم‌ترين صفات مؤمن را خضوع در نماز مي‌داند. چگونه محب خدا و مدعي ايمان به او مي‌تواند سراسر نمازش به فكر همه موضوعات و تخيلات
46993
نام: صــادق
شهر: قـــم المقدسه
تاریخ: 11/19/2007 9:40:25 AM
کاربر مهمان
  بــسم رب الشـهداء و الصــدیقین

..
.

ستاره گم شد و خورشید سر زد

پرستویی به بام خانه پر زد

در آن صبحم صفای آرزویی

شب اندیشه را رنگ سحر زد

پرستو باشیم و از دام این خاک

گشایم پر به سوی بام افلاک

ز چشم انداز بی پایان گردون

در آویزم به دنیایی طربناک

پرستو باشم و از بام هستی

بخوانم نغمه های شوق و مستی

سرودی سر کنم با خاطری شاد

سرود عشق و ‌آزادی پرستی

پرستو باشم از بامی به بامی

صفای صبح را گویم سلامی

بهاران را برم هر جا نویدی

جوانان را دهم هر سو پیامی

تو هم روزی اگر پرسی ز حالم

لب بامت ز حال دل بنـــــــــــالم

وگر پروا کنم بر من نگیری

که می ترسم زنی سنگی به بالـــــــم

..

التماس دعا
<<ابتدا <قبلی 4706 4705 4704 4703 4702 4701 4700 4699 4698 4697 4696 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4701&mode=print