اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 46652 |
نام:
گل نرگس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
11/10/2007 12:31:34 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
به بهانه نزدیکی میلاد حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها
سرآمد بانوان
فاطمه معصومه (س) از جهت شخصیت فردی و کمالات روحی، در بین فرزندان موسی بن جعفر (ع) بعد از برادرش ، علی بن موسی الرضا (ع) در والاترین رتبه جای دارد. این درحالی است که بنا بر مستندات رجالی، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بین این همه بانوی گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شیخ عباس قمی آنگاه که از دختران موسی بن جعفر (ع) سخن می گوید، درباره فاطمه معصومه (س) می نویسد: بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آن ها،سیده جلیله معظمه ، فاطمه بنت امام موسی (ع) معروف به حضرت معصومه است.
فضیلت بی نظیر
شیخ محمد تقی تُستری، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوی اسوه معرفی کرد و فضیلت وی را در میان دختران و پسران حضرت موسی بن جعفر (ع)، غیر از امام رضا (ع) بی نظیر دانسته است. ایشان در این زمینه چنین می نویسند: در میان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا(ع) کسی هم شأن حضرت معصومه (س) نیست. بی گمان این گونه اظهارنظرها و نگرش به شخصیت فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع) بر برداشت هایی استوار است که از متن و روایات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. این روایت ها، مقام هایی را برای فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامی که نظیر آن، برای دیگر برادران و خواهران وی ذکر نکرده اند و به این ترتیب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.
|
|
| 46651 |
نام:
گمنام
شهر:
فسا
تاریخ:
11/10/2007 12:21:28 PM
کاربر مهمان
|
من از دو رنگی خویشان گلایه ای نکنم
که هر که طرح محبت فکند خویش من است
من از بیگانگان هرگز ننالم
که هر چه کرد با من آن آشنا کرد
|
|
| 46650 |
نام:
۸
شهر:
تهران
تاریخ:
11/10/2007 12:20:03 PM
کاربر مهمان
|
سلام به عزیزان
من از افرادی که اطلاعی در مورد زندگینامه ی واقعی حافظ اطلاعاتی دارند می خوام بپرسم منظور حافظ از می چی بوده که در بسیاری از شعر عاش به می اشاره کرده و آیا واقعا از شراب در آن زمان استفاده میکرده خواهش میکنم من رو از این شک و تردید ها با اطلاعات موثقتون با ذکر منبع در بیاریدچون فکر میکنم اعضای این گروه افراد با اطلاعی و آگاهی هستند
با تشکر فراوان
|
|
| 46649 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
11/10/2007 12:00:00 PM
کاربر مهمان
|
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
*ساره گرامی سلام و عرض ادب و تشکر از برگزاری به موقع و عالی مسابقه. ان شاء الله در پناه الطاف خداوند متعال سربلند و سرافرازوعاقبت به خیر باشید.
*نفیسه گرامی سلام و عرض ادب و التماس دعا در بارگاه آسمانی اخت الرضا(ع)حضرت فاطمه معصومه(س)وتبریک به مناسبت ایام میلاد خانم و برنده شدن شما در مسابقه.
*جایزه شما:
یکهزار صلوات محمدی(ص)+یک زیارت عاشوراء+یک تسبیحات حضرت زهراء(س)با تسبیح تربت کربلا ان شاء الله مبارکتون باشه.
*منتظر دوستان دیگه برای پیشنهاد برگزاری مسابقه هستیم.
اللهم عجل لولیک الفرج.
بحق محمد(ص)و عترته الطاهره(ع).
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 46648 |
نام:
ملتمس
شهر:
سرای نیاز
تاریخ:
11/10/2007 11:45:30 AM
کاربر مهمان
|
هو المحبوب
سلام
التماس دعا یاران
یاحق
|
|
| 46647 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
رشت
تاریخ:
11/10/2007 11:45:04 AM
کاربر مهمان
|
زمینیان در بی وفایی چه وفایی دارند...
|
|
| 46646 |
نام:
سحر
شهر:
تبریز
تاریخ:
11/10/2007 11:44:34 AM
کاربر مهمان
|
من هرگزعاشق نمیشدم واین واژه برایم قابل فهم ودرک نبود به خاطر همین مسئله تاکنون مجرد ماندم علیرغم اینکه ازلحاظ مالی واجتماعی در وضعیت مناسبی بسر میبرم اما بتازگی احساس دلتنگی برای کسی میکنم که خودم نمیدانم آیا اوهم مثل من است یا نه تمام وقتم راپرکرده درحالیکه ازاحساسش بخودم بیخبرم البته یکبار فهمیدم اززبان کسیکه نسبت بمن احساسی داره رفتارهاش اوایل برای من عادی جلوه میکرد تا اینکه بمن محرز شد که احساسی نسبت بمن داره اما دریغ که بعدازچندماه دوری دوباره دیدمش ولی اینبارازدستم فرار میکرد هرروز که بیدار میشم یابیرون میرم جلوچشامه ازاین بلاتکلیفی زجر میکشم نه میخوام به کس دیگه ای فکرکنم ونه میخوام فراموشش کنم سردرگمم خدا چکارکنم
|
|
| 46645 |
نام:
تازه وارد
شهر:
خاک
تاریخ:
11/10/2007 11:21:45 AM
کاربر مهمان
|
هو المحبوب
سلام
اومدم برا گدایی پیش اهل دلی ها. با اینکه دیگه اکثر دوستای قدیمی نمی یان اما من وقتی از اینجا می رم دلم یه جوری غربت زده می شه و تصمیم دارم پای ثابت بشم اما امروز می خواهم اسمم رو عوض کنم و یه اسم دیگه واسه خودم انتخاب کنم تا همیشه به یاد تون باشم. وقت نماز و دعا وقت حال و راز و نیاز . دوست دارم برای اسم جدیدم بهم تبریک بگین و من رو که چون ققنوسی از خاکستر یک یار قدیمی زاده شدم به جمع زیباتون راه بدین.
خود جدیدم را معرفی می کنم فقظ قول بدید از یاد نبریدم هیچ وقت.
((((((((((((((((((ملتمس از سرای نیاز )))))))))
یاحق
|
|
| 46644 |
نام:
مسافر
شهر:
مسافرخانه
تاریخ:
11/10/2007 10:16:13 AM
کاربر مهمان
|
خداوند متعال انسان را ـ فطرتاً ـ همراه علم و معرفت آفريد. به همين دليل است كه او از بدو خلقت و طفوليت به دنبال شناخت حركت كرده، ميپرسد: چرا؟ چگونه؟ و كجا؟ در روايات مذهبي آمده است كه خداوند متعال، بندگان را جز براي شناخت نيافريد.
در تفسير اين كلام خداوند كه:
و ما خلقت الجنّ و الانس إلاّ ليعبدون.1
و جنّ و انس را نيافريديم جز براي آنكه مرا بپرستند.
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمودند: «براي آنكه او را بشناسند.»2
امام حسين(ع) نيز ميفرمايkد: «همانا خداوند عزوجلّ بندگان را نيافريد، جز براي آن كه او را بشناسند.» به ايشان عرض شد: معرفت خدا چيست؟ فرمودند: «شناخت اهل هر زماني، امامشان را كه اطاعت و پيروياش بر آنان واجب است.»3
از مهمترين شناختها كه انسان بدان نيازمند است، شناخت آغاز و انجام است. امام علي(ع) ميفرمايند: «خداوند رحمت كند كسي را كه بداند از كجا [آمده]؟ در كجا [به سر ميبرد]؟، و به سوي كجا [در حركت] است؟»4 و از آن جا كه انسان به سوي خداوند متعال در حركت است در مسير خود از شناخت راهي كه ميپيمايد، هدفي كه به سوي آن گام برميدارد، و شخصي كه او را راهنمايي ميكند، ناگزير است. به تعبير امام علي(ع) خطاب به كميل: «اي كميل، هيچ حركتي نيست مگر آن كه تو در آن نيازمند شناخت هستي.»5
بنابراين ما انسانها ناگزير از شناخت راهنمايان و هاديان راه خداي متعال هستيم. از همين جاست كه امام حسين(ع) بين شناخت امامان(ع) و شناخت خدا ارتباط مستقيم برقرار مينمايند: «همانا شناخت خدا، همان شناخت امام است.» در «زيارت جامعة كبيره» نيز خطاب به امامان(ع) آمده است: «هر كه شما را شناخت، خدا را شناخته است.»6
امام علي(ع) فرمودند: «شناخت من به نورانيت، شناخت خداوند عزوجل است»7 و همچنين از آن حضرت(ع) نقل شده كه: «منظور از « اعراف» ما هستيم كه خداوند جز از راه معرفت ما شناخته نميشود.»8
از امام صادق(ع) نيز روايت شده كه فرمود: «هر يك از شما براي مسافرتي چند فرسخي به دنبال راهنما ميگردد در حالي كه شما به راههاي آسمان ناآگاهتر از راههاي زمين هستيد. پس براي خود راهنمايي جستجو كنيد.»9
امامان(ع) راهنمايان به سوي خداوند متعالاند. هر كس ايشان را بشناسد و در گفتار و رفتار از آنان پيروي كند، به خداوند متعال واصل شده است. و هر كس ايشان را نشناسد، از گمراهان ناآگاه است. لذا در حديث مستفيض از طريق شيعه و سني از رسولخدا(ص) نقل شده كه فرمودند: «هر كس بميرد در حالي كه امامي نداشته باشد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.» و جاهليت همان «گمراهي» است، چنانكه امام صادق(ع) فرمودند.10و در روايت ديگري از آن حضرت(ع) بيان شده است: «جاهليت، كفر و نفاق و گمراهي است.»11
امام باقر(ع) ميفرمايند: «فقط كسي خداوند را ميشناسد و او را عبادت ميكند كه نسبت به او معرفت داشته و امامش از ما اهلبيت را بشناسد. و هر كس خداي عزّوجلّ را نشناخته و نسبت به امام خود [از ميان] ما اهل بيت معرفت نيافته، معبودي غير خدا را شناخته و عبادت كرده است و به خدا سوگند، اين ضلالت است.»12
معرفت امام از اصول دين
شناخت امامان(ع) يكي از خصوصيات بارز
|
|
| 46643 |
نام:
بوی سیب
شهر:
مطلع الفجر
تاریخ:
11/10/2007 10:05:35 AM
کاربر مهمان
|
بانوى حرم كبريا
منت ز بخت دارم و نصرت ز كردگار كافكند در ديار قمم روزگار،
باز خوش بار يافتم به حريمى كه جبرئيل
بى اذن خادمان به حريمش نجسته بار
اين بارگاه بضعه باب الحوائج است كز وى رواست، حاجت مخلوق روزگار
اين پيشگاه فاطمه بنت موسى است
كز بعد فاطمه به زنان دارد افتخار
خارى اگر خلد به كف پاى زائرش گيرد ملك، به سوزن مژگان، ز پاش خار
دختر بدين جلال، نپرورده مام دهر دختر بدين مقام، نياورده روزگار
چشم فلك نديده و نشنيده گوش دهر
دختر بدين جلالت و بانو بدين وقار
اى بانوى بلند مقام فلك جناب اى خانم رفيع مكان بزرگوار
هم دختر امامى و هم خواهر امام
هم عمه امامى و هم نور هشت و چار
تنها نه چشم من به در توست منتظر
چشم دو عالم است بر اين در، به انتظار
اى والى ولايت عصمت! به عصمتت
چشم كرم زبنده اين آستان، مدار
مسكين طرب ز درگه لطفت كجا رود؟ اميدوار بر توام، اميد من بر آر
طرب اصطهباناتى
|
|