اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 46452 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
11/5/2007 8:51:48 AM
کاربر مهمان
|
به نام الله
ختم جمعی قرآن کریم.
جزءاول: خودم به نیت سردار قلعه شهید آوینی.
منتظرتون هستیم...
یادمون باشه که آیات رو فقط از روی وظیفه رو خوانی نکنیم بلکه معانی آن را هم مد نظر داشته باشیم.
در پناه قرآن باشید
|
|
| 46451 |
نام:
مریم
شهر:
دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ:
11/5/2007 8:49:26 AM
کاربر مهمان
|
به نام خدای قرآن
سلام سید...
سلام به همگی بزرگواران و دریا دلان قلعه آقا سید مرتضی...
از امروز دور اول ختم جمعی قرآن کریم رو شروع می کنم...انشاءالله با نیتهای آسمونی تون به درک واقعی از معجزه خداوند برسیم...
نفیسه خانم در خدمتم هر کدام از جزها رو که خواستید با شما...
دوستان دیگر هم منتظر حضور سبزتون هستیم.
دور اول از فردا که مصادف با شهادت پیشوای مذهب شیعه امام جعفر صادق(ع) است شروع می شود و امید داریم تا روز ولادت حضرت معصومه(س) به پایان برسه.
پس یاران بسم الله...
التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
|
|
| 46450 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
11/5/2007 8:19:56 AM
کاربر مهمان
|
بر جمال بهترين مخلوق خدا صاحب الزمان اباصالح مهدي عج صلوات بفرست ،خدا كنه غبار غم رو قلبت ننشينه صلوات بفرست
|
|
| 46449 |
نام:
تنهاترین ستاره
شهر:
آسمان
تاریخ:
11/5/2007 6:32:30 AM
کاربر مهمان
|
كوه پرسيد ز رود، زير اين سقف كبود، راز ماندن در چيست ؟
گفت: در رفتن من
كوه پرسيد: و من ؟
گفت در ماندن تو
بلبلي گفت: و من ؟
خنده اي كرد و گفت در غزلخواني تو
آه از آن آبادي كه در آن كوه رود، رود مرداب شود و در آن
بلبل سرگشته سرش را به گريبان ببرد و نخواند ديگر
من و تو، بلبل و كوه و روديم، راز ماندن جز در خواندن من،
ماندن تو، رفتن ياران سفر كرده مان نيست، بدان
|
|
| 46448 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
11/5/2007 2:30:06 AM
کاربر مهمان
|
غزل آب
..._با وضو وارد شوید!_...
نکند قبل از ورود دعای مطالعه را که می گوید: ((الله افتح علینا ابواب رحمتک و انشر علینا خزائن علومک برحمتک یا ارحم الراحمین)) را نخوانده وارد شوی!
دو یا چند دقیقه ای که اینجا در این سایت هستی را سعی کن به نحو احسن استفاده کنی.
از دنیای فانی خود را رها کن ...
کمی آهسته تر!
... مبادا بال فرشته ای را لگد کنی! ... آخر فرشتگان اینجا می آیند و بال بر زمینش می سایند!
... خاک فکه را می گویم!
...کم جایگاهی ندارد این فکه
...مشهد سیدمرتضی هاو باکری ها و ...
چقدر حال می دهد آدم نام شهدا را هرچند تک تک شان یک نفر هم باشند جمع صدا بزند!
... مثل: همتها...
اینجوری آدم دلش قرص می شود و امید پیدا می کند که همت یکی نیست .
... همتها !پس از پرواز همت پدید آمدند!
... همتها همت کنید!!!
چندتایی شان را امروز اینجا می بینیم ... با سبک و سیاق امروزی در : دبلیو دبیلو دبیلو . آوینی . کام...
... وگوشت را کمی تیز کنی و حواست پی جنگولک بازی نباشد با گوش جان می شنوی که در گذشته ای نه چندان دور حاجی پشت خاکریز داد میزند:
... میثم میثم میثم . عمار . داد جان ...
میثم جان پس نخود ها چی شدن؟(اشاره به آتیش تهیه)
... میثم میثم میثم. مقداد
... میثم جان لوبیا ها(اسم رمز گلوله آر پی جی) نیومدن!
... میثم میثم میثم . حاجی ... لوبیا ها نرسن اینجا تعداد تانکها چند برابر بچه هاست هر چند تاشون یکی از بچه ها رو نشونه می گیرن و با تیر مستقیم تانک سرها کربایی میشه میره بالای نی مثل ارباب بی کفنشون !
میثم میثم میثم. سید ... میثم جان منم سید!
لا اقل ... آب رو برسونید اگه چیز دیگه ای نمی تونید برسونید ...
که بچه ها تشنه پرواز نکنن!...
_صحنه شده صحنه عاشوراء سال 61 (ه.ق.)!
بچه ها بی حال شدن از فرط تشنگی ...
عمویی نیست که بره آب بیاره !...
عمو کنار دجله بی دست و چشم افتاده با لبی عطشان!!!
...به امید کمی خنکی خاک رو کمی کنار زدن و شکمها رو چسبوندن به خاک تا خنک بشن کمی!...
یه با سلیقه داره از رو زمین خارها رو جمع می کنه ...
می دونه که ممکنه بچه ها بیفتن زمین!...
...این حرومی های کوفی حیا ندارن که!
... گوش و گوشواره و سر رو این تیر تانکهای ناجوانمردان با هم نشونه رفتن!!!
... اما ترسی دیگه وجود نداره !
... بدنها تب اشتیاق دیدار دارند!
... گرمای وصال معبود دیگه این حرفها رو نمیشناسه!
... تن بی رمق و ...
لب خشک و... زبان خشکتر!... چه صحنه عاشقانه ای!...
|
|
| 46447 |
نام:
سارا
شهر:
کرمانشاه
تاریخ:
11/5/2007 1:02:04 AM
کاربر مهمان
|
خوشحالم که سایت شما را می بینم
|
|
| 46446 |
نام:
نفیسه
شهر:
قم
تاریخ:
11/5/2007 12:35:52 AM
کاربر مهمان
|
بسم رب المهدی
با عرض تسلیت به مناسبت ایام غمبار شهادت زعیم بزرگ مذهب حقه شیعه حضرت امام جعفرصادق علیه السلام به تمامی روندگان طریق آن والامقام.
(این مطلب را صبح امروز درج کردم اما ثبت نشده بنده بهتر دیدم دوباره ثبتش کنم تا در پاسخ به لطف همقطاران گرامی از شائبه بی ادبی نسبت به ایشان مصون باشم.)
با عرض سلام خدمت همه همدلان حرف دل
وباسلام خدمت طراح محترم سئوال مسابقه عید جمعه ازاینکه زیاده خواهی بنده رو با بزرگی خود پاسخ دادیدممنونم .جایزه حق من نبود بلکه لطف شمابود.
از گل نرگس محترم بخاطر جایزه پرارزش و عاشوراییشون ممنونم انشالله موفق بشید به زیارت دیار شاه شهیدان و حضور بامعرفت در دیر شش جهتی .
با سلام وعرض ادب خدمت مریم خانم حاضر در هرجا که خدا هست .نظر لطفتونه. مطلب شما هم بسیار تأثیر گذار بود.امیدوارم در سایه یاداوشادباشید.
بانوی دل آرام به یاد دوست سلام .عاقبت بخیر بشید ما منتظریم ونیتهامون روهم کردیم.
ساره گرامی سلام .ممنون .زحمت این هفته با شماست .ماروهم یه پای جوایز به حساب بیارید .موفق باشید.
آقامقداد با عرض احترام خدمت شما .از لطفتون ممنونم.
بوی سیب محترم انشالله با جده ما محشور بشید.
وشما اردیبهشت پاکدل دعایی که در صدر مطلبتون بودبه دید بنده بی نظیر بود ممکنه منبعش رو بفرمایید ؟
(خدایا مرا به ابتذال آرامش وخوشبختی مکشان .اضطرابهای بزرگ وغمهای ارجمند وحیرتهای عظیم را به روحم عطاکن....)
التماس دعا
|
|
| 46445 |
نام:
مجید سلیمانپور
شهر:
کلاردشت
تاریخ:
11/4/2007 11:44:52 PM
کاربر مهمان
|
همیشه ازخدامی خواهم مرادرپناه خودحفظ نگه داردواز شرشیطان نجاتم دهد وهمینطوربرای همه مردم انشاالاه
|
|
| 46444 |
نام:
غریب
شهر:
هرکجاآباد
تاریخ:
11/4/2007 10:45:37 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه دوستان با صفا
من قبل از این هم ۲ تا از شعر هام رو نوشتم.از این به بعد میخام شعرهام رو اینجا بنویسم تا نظر شما رو هم در مورد اونا بدونم. اگر زحمتی نیست نظراتون رو بنویسید
-------------------------
باز هم بوی خدا دارد دلم
بوی خاک کربلا دارد دلم
باز هم در صحبت از مولای خویش
بوی ترس از لحظه ها دارد دلم
باز هم در آسمان تیره ام
بوی رفتن به حرا دارد دلم
باز با یادی ز تاریخ دنی
بوی کوچ از کوفه ها دارد دلم
باز هم از عطر یاس یار خود
بوی ببریدن ز جا دارد دلم
باز هم از دوری مولای خود
بوی گریه در خفا دارد دلم
باز هم در خلوت شب های خود
بوی اشک و ناله ها دارد دلم
باز هم مانند یک فرد غریب
بوی خاک نینوا دارد دلم
|
|
| 46443 |
نام:
احمد
شهر:
تهران
تاریخ:
11/4/2007 10:37:07 PM
کاربر مهمان
|
خدایا هیچ وقت مرا به خود وامگذار و هر جه مصلحت است ÷یش ای
|
|