هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
46422
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 11/4/2007 11:44:28 AM
کاربر مهمان
  تنهاییم فقط با صدای تو پر می شود
تنهاییم تا رسیدن همه ی دست های عالم به هم
تا رسیدن همه ی امتداد ها به یک افق
تا رسیدن همه ی امتداد ها به یک آمدن
تا رسیدن من به تو
تنها با صدایت پر می شود
بگذار با صدایت نفس تازه کنم
بگذار با صدایت خورشید ببافم
بگذار با صدایت با رویا بیامیزم
بگذار با صدایت صدایم بگیرد
بغض کنم ، گریه تازه کنم
ای صدای همه ی تنهایی های بی صدای من
ای سکوت سرشار از نزدیکی ، نزدیکتر بیا
تنهایی با تو نیز ، خوش است...
( سلام جناب شهاب...ممنون از لطفتون...)
46421
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 10/4/2007 11:33:13 AM
کاربر مهمان
  تنهاییم فقط با صدای تو پر می شود
تنهاییم تا رسیدن همه ی دست های عالم به هم
تا رسیدن همه ی امتداد ها به یک افق
تا رسیدن همه ی امتداد ها به یک آمدن
تا رسیدن من به تو
تنها با صدایت پر می شود
بگذار با صدایت نفس تازه کنم
بگذار با صدایت خورشید ببافم
بگذار با صدایت با رویا بیامیزم
بگذار با صدایت صدایم بگیرد
بغض کنم ، گریه تازه کنم
ای صدای همه ی تنهایی های بی صدای من
ای سکوت سرشار از نزدیکی ، نزدیکتر بیا
تنهایی با تو نیز ، خوش است...
46420
نام: ali
شهر: shiraz
تاریخ: 10/4/2007 11:23:12 AM
کاربر مهمان
  بسن الله الرحمن الرحیم- سعی بلیغی در غرب وجود دارد که که قران عزیز را از معجزه بودن بری سازنند درحالیکه نبودن معجزه اولا باید مستقلا اثبات شود-در ثانی از لحاظ محتوائی کتب عهدین معیار حق و باطل نیست وباید تناقضات وتضاد های فاحش اش را بر طرف کند وحقانیت اش را باید اول اثبات نماید نمونه هائی که خانم شری شرای نر:" که مشت نمونه خروار است برای مثال میاورم تا اثبات شود که کتب عهدین ونظریات ایشان تحریف شده هستند—1- ایات که شهرت به ایات شمشیر:" هستند در سوره توبه ایه پنچ :" با پیمان شکنان بت پرست مهربان نباشید وانها را هرجا یافتید بکشید که بر خلاف دستورحضرت مسیح علیه السلام هست باید اذعان کرد این موضوع در غرب بسیار شهرت ومحبوب ومتداول هست وجنابعمر خیام هم به همین علت محبوب شده است در حالیکه جناب عمر خیام درحقیقت تقیه میکرده است وراهی غیر ازاین هم نداشته است وامکان مهاجرت هم نداشته زیرا مایل نیوده به سرزمین کفر برود وایرانبهترین نوع رهبران سنی زمان را داشته است وقدرت جنگیدن هم نبوده است وتنها نصیحت مشفقانه پدرانه میکرده است که مدت کمی کار ساز بوده است.- حضرت هاجر زن ازاد انطور که قران میگوید نبوده است بلکه یک زن خمتگذار بوده یایک زن خریده داری شده یا اجاره شده بوده است وزن رسمی حضرت ابراهیم علیه السلام نبوده است وچون حضرت ساره علیها السلام نازا بوده اند از ایشان حضرت ابراهیم صاحب فرزند شد که میتوان ایشان را معشوقه حضرت دانست-2- حضرت ابراهیم پس از نائل شدن حضرت ساره به بچه داشتن حضرت هاجر وفرزندش حضرت اسماعیل علیه السلام را ببیابان تبعید کرد-3- خداوند قسم خورد وعهد بست که یک ملت بزرگ به حضرت اسماعیل علیه السلام بدهد ولی عهد وپیمان خودش را به امانت به حضرت اسحاق علیه السلام ونسل ایشان داد-4-خداوند قسم یاد کرد که سرزمین فلسطین راکه همیشه برای یهودیان باشد به حضرت ابراهیم علیه اسلام بخشید که حضرت اسحاق ودوازده پسر او که دوازده قبیله اسرائیل رابوجود اوردند صاحب ان سرزمین الی ابد شوند ودولت اسرائیل یک وارث ابدی ویاد اوری کننده عهد خداوندو حضرت ابراهیم علیه السلام وحضرت اسحاق علیه السلام وحضرت یعقوب علیه السلام وخداوندی که زنده است میباشد. ویک ملیون عرب نمیتوانند تصاحب کننده سرزمینی باشند که مورد قسم خداوند واقع شده است.-5- تنها فرزند راستین خداوند حضرت مسیح علیه السلام است.-6- فقط تنها کسانیکه به ایشان ایمان بیاورنند هرگز نابود نمی شوند ویک زندگی ابدی مییابیند نه انهائی که توسط حضرت محمد علیه السلام به ایمان جدیدی دست پیدا کرده باشند- ایمان دهنده واقعی فقط حضرت مسیح یهوشووا است-7- حضرت مسیح علیه السلام بر روی صلیب به شهادت رسید. ودرباره ازقبر پس از سه روز بیرون امد ومرگ را مغلوب کرد وسپس به اسمان رفت در حالیکه حضرت محمد صلی علیه واله والسلم در قبرشان هستند قبر حضرت عیسی علیه السلام خالی است-8- قران میفرماید که زمین را زیر پای شما پهن .گسترده کردیم در حایکه حضرت مسیح علیه السلام میفرماید که من بر روی زمین گردی مینشینم-9- قران بیان میکندکه زمان حضرت نوح علیه السلام مصادف با حضرت موسی علیه السلام بوده وحضرت مریم علیها السلام ماد مکرمه حضر عیسی علیه السلام خواهر حضرت موسی علیه السلام وحضرت هارون علیه السلام بوده است

46419
نام: ....
شهر: ......
تاریخ: 10/4/2007 11:19:55 AM
کاربر مهمان
  هرکه را اسرار حق آموختن....مهر کردند و دهانش دوختن
یا علی
46418
نام: نفیسه
شهر: قم
تاریخ: 10/4/2007 11:08:21 AM
کاربر مهمان
  بسم رب المهدی


وبا درود به شما همدلان گرامی


سلام به طراح محترم مسابقه عید جمعه از اینکه زیاده خواهی مارو بابزرگی خودتون پاسخ دادید ممنونم .خواستم جایی در دعاهای دوستان آسمونیم داشته باشم گرچه جایزه حق من نبود بلکه لطف شمابود.

از گل نرگس محترم به خاطر جوایز ارزشمندو عاشورائیشون بسیار ممنونم .انشالله موفق بشید به دیدار دیار شاه شهیدان وحضور در دیر شش جهتی آقا(ع).

بانوی حاضر در هرجا که خدا هست .با عرض سلام و ادب خدمتتون ممنونم از حسن نظرتون
مطلبتون خیلی جالب بود.

بانوی دل آرام به یاد دوست از همین جا بهتون سلام میکنم وآرزوی عاقبت بخیری دارم براتون.

ساره خانم محترم با سلام و عرض ادب .اسمتون منو یاد یه دوست میندازه .برای مسابقه بعدی که زحمتش با شماست اگه عمری بود اجازه بدیدبه قدر وسعم که مطمئنا"قدر شأن برنده های گرامی نیست یک پای اهدای جایزه باشم.ممنونم.

وسلامی به عاشق غرقه دریای اشک .امیدوارم غم خدا در دلتون باشه وخنده وشادی از سروروتون بباره.سئوالتون سخت بود .

دیشب فراغتی بود و فرصت تورق در حرفهای دل ماضیه .

والحق که دعای اردیبهشت محترم چه دعایی بود .آشنا بود .کاش می فرمودند که از چه منبعیه.

بوی سیب بهشتی انشالله با جده ما محشور بشید.

التماس دعا

46417
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 10/4/2007 10:43:01 AM
کاربر مهمان
  عبودیت و نقش آن در زندگی بشری _ قسمت پایانی


خداوند متعال در آيات كريمه قرآن، هدف از خلقت را رسيدن به مقام عبوديت و بندگي مطرح فرموده است. بنابراين ابتدا بايد عبوديت را تعريف كنيم.

عرب وقتي مي گويد _عبد الطريق_ يعني شخصي راه را صاف و هموار كرد. مقام بندگي آن است كه انسان راه بين خود و خدا را به وسيله عبادت صاف كند. به همين دليل فرموده اند:_العبوديه جوهره كنهها الربوبيه _ عبوديت گوهري است كه حقيقت و ژرفاي آن با ربوبيت پيوند خورده است. به عبارت ديگر، يك نوع انتخاب آگاهانه است و از ميان تمام مخلوقات، تنها انسان است كه مي تواند با اراده و اختيار خود انتخاب كند كه عبد باشد يا نباشد.

به مساله جالبي اشاره و نكته بسيار مهمي را مطرح كرديد. ابتدا مقدمه اي خدمت شما عرض كنم و آن اين است كه بندگي با بردگي متفاوت است. برده انساني است كه بدون انتخاب و ميل دروني در اثر حوادث، مجبور به اطاعت است كه در تاريخ اشكال گوناگون آن را بر پايه تبعيض هاي نژادي و غيره شاهد بوده ايم و اكنون به گونه هاي مدرن شاهد هستيم.

اما بندگي يك انتخاب آگاهانه است، به همين دليل بعضي بندگي خدا را انتخاب مي كنند كه عين حريت و آزادگي است. اميرالمومنين علي (ع) فرمودند:_لا تكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا_ عبد ديگري مباش كه به تحقيق خداوند تو را آزاد آفريد. اگر انسان بندگي غير خدا را انتخاب كند، حقيقتاً بردگي و اسارت است.
بعضي ها مخلوق خدايند، اما بنده خدا نيستند، بلكه بنده شيطان يا هواي نفس خود هستند. حتماً شما ملاحظه فرموده ايد كه در سوره فرقان آيه چهل و سه مي فرمايد: ارايت من اتخذ الهه هويه؛ آيا ديدي كساني را كه معبود را هوا و هوس هايشان قرار داده اند و بنده هواهاي نفساني خويشند.

اما انسان هاي شايسته اي چون ائمه اطهار، با شور و شعور، بندگي خدا را انتخاب مي كنند و بر آن افتخار مي كنند. از اميرالمومنين و امام سجاد (ع) نقل شده كه مي فرمودند:«الهي كفي بي عزا ان تكون لي ربا و كفي بي فخرا ان اكون لك عبداً_
خدايا بالاترين عزت آن است كه تو پروردگار من هستي و بزرگ ترين افتخار آن است كه من بنده تو هستم.
امتيازي كه درانتخاب عبوديت الهي براي ما حاصل مي شود، دايمي است و زايل شدني نيست. به همين جهت ائمه هميشه اين انتساب را بيان مي كردند. علي(ع) در مناجات مسجد كوفه در اولين فرازهايش مي فرمايد: _مولاي يا مولاي انت المولي و اناالعبد و هل يرحم العبد الا المولي»؛ تو مولايي و من بنده و آيا جز مولا، كسي به بنده رحم مي ورزد؟
يا در حالات امام حسن(ع) در نيمه هاي شب آمده است كه تمام بدنشان به لرزه مي افتد و وضو مي گرفتند و در محراب عبادت چنين مي فرمودند: _الهي عبيدك بفنائك، مسكينك بفنائك، فقيرك بفنائك_، خدايا عبد كوچكت (عبيد مصغر عبد است، يعني عبد كوچكت) كه اين اظهار كوچكي، نشان دهنده بزرگي است، چون خود را به بزرگي منتسب كردن، عزت و امتياز مي آورد. همچنين امام سجاد(ع) در دعاي ابوحمزه ثمالي مي فرمايند: _سيدي عبدك ببابك اقامته الخصاصه بين يديك..._ آقاي من بنده تو در آستانه درگاه تو است و فقر و بيچارگي او را در پيشگاه تو بپا داشته است يا سكنا داده است.
اصلا شرط رسيدن به مقامات عالي و كمالات والاي انساني، گذر كردن از مقام عبوديت و بندگي است.

شما در شبانه روز 8 بار اين جمله را ذكر مي كنيد:_اشهد أن محمداً عبده و رسوله_ اول عبوديت، بعد مقام رسالت. در سوره اسراء رسيدن به مقام وصل و معراج پيامبر اكرم(ص) و سكوي پرتاب آن بزرگو
46416
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 10/4/2007 10:10:15 AM
کاربر مهمان
 
عبودیت و نقش آن در زندگی بشری _ قسمت دوم

عبوديت و بندگي
براي پي بردن به تأثير عبادت و نيايش در تهذيب نفوس و پرورش فضائل اخلاقي، قبل از هر چيز بايد با مفهوم و حقيقت عبادت آشنا شد.
گرچه بحث درباره حقيقت عبادت سخني مبسوط و گسترده را مي طلبد و بزرگان در تفسير و اخلاق و فقه و حديث درباره ي آن سخن بسيار گفته اند، امّا در يك اشاره كوتاه چنين مي توان گفت: براي يافتن حقيقت عبادت بايد به واژه *عبد* و مفهوم آن كه ريشه ي اصلي عبادت است توجّه نمود.
*عبد* از نظر لغت به انساني گفته مي شود كه سر تا پا تعلّق به مولا و صاحب خود دارد. اراده اش تابع اراده ي او، و خواستش تابع خواست اوست. در برابر او خود را مالك چيزي نمي داند و در اطاعت او سستي به خود راه نمي دهد.
بنابراين عبوديّت اظهار آخرين درجه ي خضوع در برابر كسي است كه همه چيز از ناحيه ي او است و به خوبي مي توان نتيجه گرفت كه تنها كسي مي تواند *معبود* باشد كه نهايت انعام و اكرام را كرده است و او كسي جز خدا نيست!
به تعبير ديگر، و از بُعد ديگر *عبوديّت* نهايت اوج تكامل روح يك انسان و قرب او به خداست، و عبوديّت تسليم مطلق در برابر ذات پاك اوست؛ عبادت تنها ركوع و سجود و قيام و قعود نيست، بلكه روح عبادت تسليم بي قيد و شرط در برابر كمال مطلق و ذات بي مثالي است كه از هر عيب و نقص مبرّاست.
بديهي است چنين عملي بهترين انگيزه ي توجّه به كمال مطلق و پرهيز از هرگونه آلودگي و ناپاكي است. چرا كه انسان سعي مي كند خود را به معبود خويش نزديك و نزديكتر سازد تا پرتوي از جلال و جمال او در وجودش ظاهر شود كه گاه از آن تعبير به *مظهر صفات خدا شدن* مي كنند.
در حديثي از امام صادق ـ عليه السلام ـ مي خوانيم: *العبوديه جوهره كنهها الربوبيه؛ عبوديت گوهري است كه ربوبيّت در درون آن نهفته شده است.* اشاره به اين كه عبد تلاش و كوشش مي كند كه خود را در صفات شبيه به معبود سازد و پرتوي از صفات جلال و جمال او را در خود منعكس كند، و نيز انسان در سايه ي عبوديّت به جايي مي رسد كه به اذن پروردگار مي تواند در جهان تكوين، تدبير و تصرّف كند، و صاحب ولايت تكوينيّه شود، همان گونه كه آهن سرد و سياه بر اثر مجاورت با آتش، گرم و سرخ و فروزان مي شود؛ اين حرارت و نورانيّت از درون ذات او نيست بلكه پرتو ناچيزي از آتش به او افتاده و به اين رنگ در آمده است.
با اين اشاره به قرآن باز مي گرديم و چگونگي تأثير عبادت را در پرورش فضايل اخلاقي در آيات قرآن بررسي مي كنيم.
یک. اي مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد، آن كس كه شما و كساني را كه پيش از شما بودند، آفريد، تا پرهيزگار شويد.
دو. اي كساني كه ايمان آورده ايد! روزه بر شما نوشته شده، همان گونه كه بر كساني كه قبل از شما بودند نوشته شد، تا پرهيزكار شويد.
سه. ... و نماز را بر پا دار كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي دارد.
چهار. به يقين انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است هنگامي كه بدي به او رسد بي تابي كند و هنگامي كه خوبي به او رسد مانع ديگران مي شود (و بخل مي ورزد) مگر نمازگزاران آنها كه نماز را پيوسته به جا مي آورند.
پنج. از اموال آنها صدقه اي (به عنوان زكات) بگير تا به وسيله ي آن، آنها را پاك سازي و پرورش دهي.
شش. آنان كساني هستند كه ايمان آورده اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن ( و آرام) است، آگاه باشيد تنها با ياد خدا دلها آرامش مي يابد!
هفت. اي كساني كه ايمان آورده ايد! از صبر (روزه) و نماز كمك بگيريد! (زيرا خداوند با صابر
46415
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 10/4/2007 9:46:00 AM
کاربر مهمان
  عبودیت و نقش آن در زندگی بشری _ قسمت اول:

قسمتی از خطبه‏ى اول نماز جمعه‏ى تهران‏ به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد روح عبودیت

21/ 7/ 85


...روح عبوديت و احساس بندگى در مقابل خداوند، همان چيزى است كه انبياى الهى از اول تا آخر، تربيت و تلاششان متوجهِ اين نقطه بوده است كه روح عبوديت را در انسان زنده كنند. سرچشمه‏ى همه‏ى فضائل انسانى و كارهاى خيرى كه انسان ممكن است انجام بدهد - چه در حوزه‏ى شخصى، چه در حوزه‏ى اجتماعى و عمومى - همين احساس عبوديت در مقابل خداست. نقطه‏ى مقابل اين احساس عبوديت، خودبينى و خودخواهى و خودپرستى است؛ منيّت است. اين منيّت است كه در انسان، منشأ همه‏ى آفات اخلاقى و عوارض و نتايج عملى آنهاست. منشأ همه‏ى اين جنگها و كشتارهاى عالم، و ظلمهايى كه به وقوع ميپيوندد و منشأ همه‏ى فجايعى كه در طول تاريخ اتفاق افتاده - و شما خوانده‏ايد، شنيده‏ايد يا امروز مشاهده ميكنيد - احساس منيّت و خودخواهى و خودبينى در مجموعه‏اى از انسانهاست كه سرچشمه‏ى اين فساد و نابسامانى، در زندگى آنهاست. عبوديت نقطه‏ى مقابل اين خودخواهى و منيّت و خودپرستى است. اگر اين خودبينى و خودخواهى در مقابل خداوند متعال باشد - يعنى انسان خود را در مقابل پروردگار قرار بدهد - نتيجه‏ى آن در انسان، طغيان است: طاغوت. طاغوت هم فقط پادشاهان نيستند؛ هركدامِ از ما انسانها ممكن است در درون خودمان - خداى نكرده - يك طاغوت و يك بت تربيت كنيم و پرورش بدهيم. در مقابل خدا سركشى كردن و خودبينى داشتن، نتيجه‏اش عبارت از رشد طغيان در انسان است. اگر اين خودبينى در مقابل انسانهاى ديگر باشد، نتيجه‏اش ميشود ناديده گرفتن حقوق ديگران؛ تجاوز و دست‏درازى به حقوق اين و آن. اگر اين خودبينى در مقابل طبيعت واقع بشود، نتيجه‏اش ميشود تضييع محيط طبيعى؛ يعنى آنچه كه امروز به حق درباره‏ى مسئله‏ى محيط زيست در دنيا اهتمام هست. ناديده گرفتن محيط طبيعى زيست انسان هم، نتيجه‏ى طغيان، خودبينى و خودخواهى در مقابل طبيعت است.

دعا ضد همه‏ى اينهاست. دعا كه ميكنيم، در واقع اين حالت خشوع را در خود به وجود مى‏آوريم و خودبينى و خودخواهى را در خود سركوب ميكنيم، و در نتيجه، جهان هستى و محيط زندگى انسانها از طغيان و تجاوز به حقوق و طبيعت محفوظ ميماند. لذا فرمود: «الدّعا مخ العبادة»؛ مغز هر عبادتى، دعاست. عبادات براى همين است كه بتواند انسان را در مقابل خداى متعال خاشع و دلش را نيز مطيع و تسليم كند. اين اطاعت و خشوع در مقابل خداوند هم از نوع تواضع و خشوع و خضوع انسانها در مقابل يكديگر نيست؛ بلكه به معناى خشوع و خضوع در مقابل خير مطلق، جمال مطلق، حُسن مطلق و فضل مطلق اوست.

لذا دعا، يك نعمت است و فرصت دعا كردن، يك نعمت است. در وصيت اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلاة و السّلام) به امام حسن مجتبى(عليه‏السّلام) اين معنا وارد شده است: *اعلم انّ الّذى بيده خزائن ملكوت الدّنيا والاخرة قد اذن لدعائك و تكفّل لاجابتك* خداى متعال كه همه‏ى قدرت آسمان و زمين در قبضه‏ى توانايى اوست، به تو اجازه داده كه با او دعا كنى و حرف بزنى و از او بخواهى. *وامرك أن تسأله ليعطيك* از او مطالبه كنى تا او هم به تو عطا كند. اين رابطه‏ى درخواست كردن و گرفتن از خدا، مايه‏ى تعالى روح انسان است و همان تقويت كننده‏ى روح عبوديت است. «و هو رحيم كريم لم يجعل بينك و بينه من يحجبك عنه»؛ خداى متعال بين خودش و تو، واسطه‏اى، فاصله‏اى و حجابى قرار نداده است. هر وقت با خدا شروع كنيد به سخن گفتن
46414
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 10/4/2007 9:38:44 AM
کاربر مهمان
  به نام خداوند بخشنده مهربان
پروردگارا، اى نهايت مطلب حاجات، و اى كسى كه رسيدن به تمام خواسته‏ها در دست توست ، و اى آن كه نعمتهايت را به بها نمى‏فروشى، و اى كسى كه عطاهايت را به كدورت منّت آلوده نمى‏سازى، و اى كه به تو بى‏نياز شوند، و از تو بى‏نياز نباشند، و اى آن كه به تو رو كنند، و از تو روى برنتابند، اى كه درخواستها گنجهايت را فانى نمى‏كند، و اى كه هيچ دستاويزى حكمت تو را تغيير نمى‏دهد، و اى كسى كه رشته نياز نيازمندان از تو قطع نمى‏گردد، و اى كه دعاى دعاخوانان تو را خسته نمى‏كند، تو وجود خود را به بى‏نيازى از همه خلق ستوده‏اى و تو به بى‏نيازى از ايشان شايسته‏اى، و ايشان را به نيازمندى و فقر نسبت داده‏اى و ايشان سزاوار چنين نسبت‏اند، از اين جهت هر كس رفع نياز خود را از جانب تو بخواهد، و برگرداندن فقر را از خويشتن به وسيله تو طلب كند، حقّاً كه حاجتش را در جايگاه اصلى خود خواسته، و به دنبال مطلبش از راه صحيح برآمده، و هر كه در نياز خود به يكى از آفريدگان تو رو كند، يا او را بجاى تو وسيله برآمدن حاجت قرار دهد، بى‏شك خود را در معرض نوميدى آورده، و از جانب تو سزاوار محروميت از احسان گشته. خداوندا، به درگاهت حاجتى آورده‏ام كه قدرت دستيابى به آن را ندارم، و رشته چاره‏جوئى‏ام در مقابل آن گسسته، ونفس من در نظرم چنين آراسته كه آن نياز را به‏كسى اظهار كنم كه او خود نيازهايش را به درگاه تو مى‏آورد، و درخواسته‏اش از تو بى‏نياز نيست، و اين لغزشى است از لغزشهاى اشتباه‏كاران، و درافتادنى است از درافتادنهاى گناهكاران، سپس به يادآورى تو از خواب بى‏خبرى بيدار شدم، و به توفيق تو از آن لغزش برخاستم، و به يارى تو از درافتادن برگشته و بازپس آمدم، و گفتم: پاك و منزه است پروردگارم، چگونه نيازمندى از نيازمندى طلب نيازكند؟ و چگونه تهيدستى از تهيدستى ديگر گدايى كند، پس اى خداى من از سر شوق و رغبت آهنگ تو كردم، و از باب اطمينان اميد خويش به تو بستم، و دانستم كه خواسته من از تو هر چند زياد باشد در كنار دارائيت بسيار ناچيز است، و چشمداشت فوق العاده من به بخششت در جنب توانايى تو حقير است، و دايره بزرگواريت از تقاضاى هيچ كس تنگ نمى‏شود، و دست عطايت از هر دستى برتر است. بارخدايا پس بر محمد و آلش درود فرست، و با من به كرم خود تفضل نما، و به آنچه به عدلت شايسته آنم با من رفتار مكن، زيرا من اولين كسى نيستم كه همراه شوق به سويت رو كرده و تو از فضلت به او عنايت فرموده‏اى با آنكه مستحق منع بوده، و نخستين خواهنده نيستم‏كه ازتو خواسته و تو در حقش كرم كردى در صورتى كه مستحق محروميت بوده است. بار خدايا، بر محمد و آلش درود فرست، و جواب دهنده دعايم باش، و به ندايم التفات كن، و بر زاريم ترحم نما، و صدايم را بشنو، و رشته اميدم را قطع مكن، و دستاويز مرا از خود جدا مساز، و در اين حاجت و ديگر حوائجم روى مرا به سوى غير خودت قرار مده، و كارساز من باش به برآوردن خواسته‏ام، و روا كردن حاجتم، و رسيدن به آرزويم پيش از آنكه از اينجاى خود برخيزم، با آسان ساختن مشكلم، و با سرنوشت خوبى كه برايم مقدر كرده‏اى، و بر محمد و آلش درود فرست، درودى دائمى و فزاينده كه انقطاع نپذيرد، و زمان آن را پايانى نباشد، و اين درود را براى من مددكار قرار ده و سبب برآمدن حاجتم گردان، همانا كه تو كارگشاى كريمى، و حاجتم پروردگارا چنين و چنان است، سپس نيازت را به پيشگاه حق عرضه كن، آنگاه به سجده رو و بگو: فضلت به من آرامش مى‏دهد، و احسانت راهم مى‏نمايد، پس از تو به ذات مقدست و به محمد و آلش - كه درود تو بر آنان باد، - درخواس
46413
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 10/4/2007 9:37:04 AM
کاربر مهمان
  صلوات بر احمد مختار محمد مصطفي ص
<<ابتدا <قبلی 4648 4647 4646 4645 4644 4643 4642 4641 4640 4639 4638 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4643&mode=print