اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 46312 |
نام:
مرگان محمدی
شهر:
زنجان- سلطانیه
تاریخ:
11/1/2007 3:37:15 PM
کاربر مهمان
|
چرا خوانواده ها نمی گذارند که انسان خودش بداند که با چه کسی ازدواج می کند؟ همش حرف مردم آه...............................!
|
|
| 46311 |
نام:
دل
شهر:
آدم
تاریخ:
11/1/2007 2:46:49 PM
کاربر مهمان
|
احساس سلامتی داشتن سلامتی در پی دارد، هم اکنون چه احساسی داری؟
|
|
| 46310 |
نام:
صادق
شهر:
قـــم المقدسه
تاریخ:
11/1/2007 1:07:41 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهداء والصدیقین
سلام به دوستان با معرفت
خوب هستین که...
امیدوارم هر کی هر جا هست با دلی شاد و موفق باشه.
شهاب جان منم دعا کن.!
...
...
پريشانم پريشانم خدايم . سفر کرد از برم آن مونس جان . چنان آتش گرفته خانه دل . گذارم سر به صحرا و بيابان
خدارا شيوه ياري نه اين بود . طريق و رسم دلداري نه اين بود . نمي گويم تو جانا بي وفايي . ولي آيين غمخواري نه اين بود
نميدوني غــم دوري چه سخته . فراق و داغ محجوري چه سخته . چه سخته خفته در خاکت ببينم . ندوني بي تو مسروري چه سخته
عزيز من کجا رفتي کجايي بسوي آشيان ديگر نيايي
نميدونم کجا گيرم سراغت . دريغا از جدايي از جدايي
خدايا خدايا فصل گل فصل خزان شد . سيه در پيش چشمانم جهان شد
عزيزم از غــم و درد جدايي به چشمانم نمانده روشنايي
گرفتارم به درد غربت و غـــم . نه يار و همدمي نه آشنايي
خدا خواسته که من دور از تو باشم هميشه مايل روي تو باشم
عزيز من خدا داغ تو را کرده نسيبم که من در حسرت روي تو باشم
عزيزانم برفتن از چپ و راست چنان رفتن که گردشان نه پيداست
امان اي دل چنان رفتن که منزل گشته خالي تدارک بين که فردا نوبت ماست
کجايي اي همه عشق و اميدم کجايي اي گل ياس سپيدم کجايي اي همه عشقم گل پزمرده باغ خزانم
گل پرپر کجا گيرم سراغت صداي ناله مي ايد ز باغش
صداي ناله مي ايد شب و روز که مي سوزد دل ياران ز داغت
................
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
.
ما التماس دعا داریم فراوان
دوستتون دارم
|
|
| 46309 |
نام:
اردیبشهت
شهر:
بهارستان یزدان
تاریخ:
11/1/2007 12:23:30 PM
کاربر مهمان
|
خدایا:مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن.
لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.
به نام خدای کریم و بخشاینده
دوش بهنگام خفتن دل سنگ و سیاه خود را به آب دیده به درگاه ایزد تعالی-عزه ذکره همی می شستم و طلب استغفار و توبه به درگاه عالی مرتبه همی می کردم و اندکی گلگی از برای گرفتگی دل خود به آن بارگاه سبز ملکوتی همی می نمودم که یاد آوردم ای داد بر من به قول خود وفا ننموده ای و ذکرهای یاد شده را از برای آن نیک نام زیبا سیرت همی نفرستاده ای و تو ای بشر،ای فراموشکار بر تو باد مژده که اکنون باید مشغول همی شوی به ذکر آن عهد و وفای خود .
و اکنون از برای آن مطلب همی گذارم که ای گل بارون زده ی نیک نام نیک سرشت ! به عهد خود وفا همی نموده و از برای شما هدیه ی گرانبار معنوی را فرستادم. امید آن است که ایزد تعالی -عزو جل- از این ناقابل به کم و کاست قبول همی نماید به کامل. و از شما ای بزرگوار درخواست همی دارم که از برای این دل شکسته ی من دعا همی فرمایید.انشاء الله تعالی .
یا علی با علی تا اعلا
|
|
| 46308 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
11/1/2007 12:04:54 PM
کاربر مهمان
|
دیگر عادتش شده بود
صدای برگ ها را در شب که میشنید به سمت پنجره می رفت
آن تکه از پنجره را خیلی دوست داشت
درست مانند تکه ای از دریا یا تکه ای از نقاشی
آنجا قاب چشمش شده بود
درختانی بلند که پشت سر هم چیده شده بودند و وسط همه آنها از همان گوشه میشد ماه را دید
هر وقت می خواست با خودش خلوت کند یا به اعماق فکرش برود همان گوشه برایش کافی بود عمق فکری خلوت
تا اینکه تصمیم گرفت از این کلیشه خلاص شود
می خواست تمام این فکر ها را بشکند
ولی تا تصمیم گرفت و برخاست شب تمام شده بود و گرگ و میش شروع روزی دوباره را خبر داد
|
|
| 46307 |
نام:
ساره
شهر:
تهران
تاریخ:
11/1/2007 11:48:08 AM
کاربر مهمان
|
بسم رب المهدي
من گل هاي زيادي را ديده ام...
من گل لاله را مي شناسم.
گل نسترن را ديده ام.
با شقايق دوست بوده ام.
با مريم و سوسن و ... هم نشين شده ام؛
اما بارها و بارها به تمامي آن ها گفته ام كه هيچ كدامشان براي من، گل نرگس نمي شوند. من عاشق ديوانه گل نرگس ام.
يك بار گل سرخي از من پرسيد:
اين چه رازي است كه تو هميشه و در همه جا و در حضور تمامي گل ها، تنها و تنها از گل نرگس مي گويي و تنها و تنها از عشق او ياد مي كني؟
اين گل نرگس چه دارد كه
|
|
| 46306 |
نام:
لیلی
شهر:
نميدونم
تاریخ:
11/1/2007 11:35:57 AM
کاربر مهمان
|
خدا دلم گرفته خیلی خدا خسته ام خیلی دلتنگم چقدر از دعا کردن خسته ام چقدر تنهایی سخته چقدر دعا کردن و اجابت نشدن سخته
چقدر احساس تنهایی میکنم
کمکم کن خواهش میکنم خدا هر چه زودتر به دادم برس
|
|
| 46305 |
نام:
سمانه
شهر:
دولت آباد برخوار
تاریخ:
11/1/2007 11:03:17 AM
کاربر مهمان
|
تازگيا خيلي مطلب در مورد تشرف خدمت آقامون خوندم اما هر بار دلم شكست يه حس غريبي بهم دست داد كه نمي دونم چي بود ناخوداگااشك توي چشمام حلقه زد و خواستم گريه كنم اما نشد كاش مي تونستم خودمو يه جوري خالي كنم چون يه چيزي راه گلومو بسته و نمي تونم حرف بزنم. التماس دعا برام دعاكنيد
آقا جون:
تو كه آخر گره را وا مي كني / پس چرا امروز و فردا مي كني
|
|
| 46304 |
نام:
رهگذرد نیا
شهر:
آواره
تاریخ:
11/1/2007 10:45:35 AM
کاربر مهمان
|
خدایا چقدر دوست دارم باصدای بلند یه جای خلوت باهات حرف بزنم ولی حنجره ام من رویاری نمیکنه چقدر دوست داشتم تورو ببینم ولی چشمام طاقت این دیدن این همه نور رو نداره چقدر دوست داشتم برای یک لحظه یک آن تورو حس کنم ولی زیادی گناه این اجازه روبه من نمیده همین جا به تمام کارایی که کردم به تمام گناهام اعتراف میکنم همین جا توبه میکنم
|
|
| 46303 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
11/1/2007 10:18:34 AM
کاربر مهمان
|
برمحمد وآلش صلوات بفرست
|
|