هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
46082
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 10/27/2007 10:15:57 AM
کاربر مهمان
  گنجشک و خدا

روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت .

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند

:و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت

مي آيد، من تنها گوشي هستم

كه غصه هايش را مي شنود

و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد

و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست.

فرشتگان چشم به لبهايش دوختند

گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

با من بگو از انچه سنگيني سينه توست.

گنجشك گفت

لانه كوچكي داشتم ،

ارامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام .

تو همان را هم از من گرفتي .

اين توفان بي موقع چه بود ؟

چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود ؟

و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست.

سكوتي در عرش طنين انداز شد .

فرشتگان همه سر به زير انداختند.

خدا گفت ماري در راه لانه ات بود .

خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند.

انگاه تو از كمين مار پر گشودي .

گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.

خدا گفت ; و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم

از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي.

اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود .

ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت.

هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.

46081
نام: گل بی خار
شهر: تهران
تاریخ: 10/27/2007 10:14:29 AM
کاربر مهمان
  سلام بر همگی .امیدوارم تمام لحظه هاتون پر از نور الهی باشه.خوشحالم که برنده شدم و بیشتر خوشحالم که جایزه ام صلواته. مریم خانم جایزه ام یادت نره.
46080
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 10/27/2007 9:29:19 AM
کاربر مهمان
  با تو در خلوت خط به خط ابرها شکستم،میان ازدحام شب های بی ستاره اشکها ریختم،و حالا بی تو پناهم همان شب های زیباست،دنیا بی تو زیباتراست،آینه آینه در تاریکی نورها،زنبق ها را به سنجاقک دلم فروختم تا شاید باورت به بهانه عاشق شدن،به وسعت اشک هایم اوج گیرد.
نیلوفروار شفق را به حرمت گم شدن نگاه تو به آسمان هدیه دادم و گرداگرد دلتنگی های پرپرشده ام،تردید دل فراموش شده ام را در بهت ناپیدای سکوت نست کردم.
صدای شکسته شدن ناله های ذلم را تنها پر صدا ترین شب شنید و گوشهای از گل های شبنم خیز چشمانم با نغمه بی پناهیم خشکیدند.می بینی؟می بینی اقاقیها به یاس غصه هایم مشکی پوشیده اند؟آه که چقدر اشکهایم پر از ستاره بود،اما هنوز حرف دلم را برای تو ،بعد از این همه فاصله پر از نگاه،بعد از این همه روز پر از نفس های بی قرار نگفته ام،من تو رو را به ناگهانی ترین غزل وعده داده بودم،من تو را به دلم قول داده بودم،بعد از بغض لبخند هایت،اشکهای خورشید بود که لبانم را بوسید،تو بی دریغ جلوه گاه زیبایی بودی و من به دنبال صدایت سایه را به آفتاب اجازه می دادم،تا بامدادان می ایستادم و در محاصره ی غزل هایی که هرگز نخواندمشان،کاش روزها به اندازه دلتنگی ام می گریستند.
46079
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 10/27/2007 8:57:34 AM
کاربر مهمان
  سلام علیکم جمیعا

شهاب جان جایزه سوگل گرامی دویست صلوات محمدی است . انشالله که قبول حق گردد.

نمیدونم . میخواهم حرفی بزنم که نمیدونم چیه .

به قول داداش بیقرار دعا کنید فراوون .

دعام کنید خیلی داغونم.

یا علی
46078
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 10/27/2007 8:48:28 AM
کاربر مهمان
  السلام علیکم جمیعا و رحمه الله و برکاته

سلام به اهالی اهل دل

اگه خداوند قسمت کند امروز هم در پیشگاه امام صادق(ع) مهمان می شویم.

جناب ادمین شما هم می توانید از این مطالب در سایت استفاده کنید.

خانم نفیسه از قم من بیشتر واسطه ای برای خواندن احادیث هستم نه مفسر آنها. ولی اجمالابه نظر می رسد که منظور حضرت از (و بدان که عمل و عبادت اندک ولى دائم و پيوسته که بر مبناى يقين باشد نزد خداوند با ارزشتر از عمل و عبادت زيادى است که براساس يقين نباشد.) این است که چه بسا دو رکعت نماز با تفکر و تعقل و ایمان کامل به وحدانیت خدا که همه در کلمه یقین جمع شده، اثری داشته باشد که سالها نماز واجب و مستحب آنگونه نباشد.

از بقیه دوستان مانند آقا شهاب و آقا مقداد و هر کسی که مطلبی در این مورد می داند دعوت می کنم توضیحات بیشتر را بدهد.

مطلب پنجم:

وصایای امام صادق(ع):
-قسمت سوم
6. وصيت امام به معلى بن خنيس:
امام خطاب به معلى موقعى که عازم سفر بود فرمود: اى معلى! تنها از خداوند عزت بخواه که تو را عزيز خواهد کرد.

معلى پرسيد: چگونه‏اى فرزند رسول خدا ؟

امام فرمود: اى معلى! از خدا بترس، همه چيز از تو خواهد ترسيد. اى معلى! با عطا و بخشش، محبت دوستانت رإ؛صظ به سوى خود جلب کن که خدايتعالى عطا و بخشش را عامل محبت و خوددارى و منع را انگيزه عداوت و دشمنى قرار داده است.

پس اينکه از من چيزى بخواهيد و من آن را به شما بدهم نزد من دوست داشتنى‏تر از آن است که چيزى از من نخواهيد و من هم چيزى به شما ندهم و در نتيجه نسبت به من احساس کينه و عدوات کنيد. و هر چه خداوند عزوجل به دست من به شما مى‏رساند، در حقيقت، سپاس براى اوست. پس در برابر عطا و بخشش من، سپاسگزار خدا باشيد.



7. وصيت امام به سفيان ثورى :
سفيان مى‏گويد: صادق، فرزند صادق يعنى جعفر بن محمد عليهما السلام را ديدار و عرض کردم: اى فرزند رسول الله! مرا توصيه و سفارش بفرمائيد.

امام: اى سفيان! شخص دروغگو مروت و مردانگى، و آدم بيحال دوستى و رفاقت، و انسان حسود راحتى ندارد، و شخص بد اخلاق، به سيادت و آقائى نمى‏رسد.

سفيان: باز بفرمائيد.

امام: اى سفيان! به خدا اطمينان داشته باش تا مؤمن راستين شوى و به قسمت خدا راضى باش تا بى نياز گردى و با همسايه‏ات به خوبى رفتار کن تا مسلمان شمرده شوى و هرگز با شخص فاجر و نابکار هم صحبت و رفيق مباش که او فجور و زشتکارى به تو ياد مى‏دهد و هميشه در مسائل زندگى با کسانى که از خدا خشيت دارند، مشورت کن.

سفيان: باز بفرمائيد.

امام :اى سفيان! هر کس خواهان عزت باشد بدون قوم و خويش، و بى نيازى بخواهد بدون مال و دارائى، و طالب شکوه و عظمت باشد بدون سلطنت و حکومت، بايد از چهار چوب ذلت و خوارى معصيت بيرون آيد و به دايره عزت طاعت الهى قدم بگذارد .
يک روز سفيان به امام صادق (ع) عرض کرد: از حضورتان نمى‏روم مگر آنکه مرا حديث بفرمائيد.

امام فرمود: من براى تو حديث بازگو مى‏کنم، ولى زيادى حديث تو را سود نمى‏بخشد.

اى سفيان! هرگاه خداوند نعمتى به تو عطا کرد و تو دوست داشتى که آن نعمت براى تو پايدار بماند، پس فراوان حمد و سپاس خدا را به جاى آور که خداوند عزوجل در قرآن مى‏فرمايد: لان شکرتم لازيدنّکم (اگر سپاس گوئيد بر (نعمت) شما مى‏افزائيم).و{ ابراهيم 7}

اگر روزى تو اندک شد و دير به تو رسيد، زياد استغفار کن

شیعه شویم یا علی
46077
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 10/27/2007 8:37:21 AM
کاربر مهمان
  سکوت غمگین محفلم را با کدام ندا می شکنی؟
خلوت سرد روحم را با آتش کدام عشق گرم می کنی؟
ابر های سیاه اسمان دلم را با جرقه های کدام صاعقه می گریانی؟
ویرانه های بی کسی ام را با خشت های کدام قصه رنگین،از نو می سازی؟
جاده های سیاه بی کسی ام را با کدام قلم،رنگ می زنی؟
از کدام واقعیت سخن می گویی؟
آیا تا به حال برهوت تنهاییهایم را دیده ای؟
هیچ می دانی چه چیزی را گم کرده ام که این گونه مرا دلگرم می کنی و پند می دهی؟
46076
نام: صادق
شهر: قـــم المقدسه
تاریخ: 10/27/2007 7:12:58 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداء والصدیقین

سلام علیکم جمیعا دوستان با معرفت

اخوی شهاب چطوره .

امیدوارم که حال همه دوستان خوب باشه.

اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
...
آقا محمد از ایوانغرب خوب هستی . حمید مدتی هست که دیوانگان نمیره. بعضی از مناسبت ها اونم به احترام سید جواد .
چی میخواهی بدونی در مورد سید جواد.حالا که نیست میخوایی بدونی ؟
مطمئن باش اون الان تو بهترین جاها هست.شک نکن
.
التماس دعا.
46075
نام: گل یاس ۸۰
شهر: غربت
تاریخ: 10/27/2007 4:24:32 AM
کاربر مهمان
  بسم رب المهدی
کاش میشد اشک را تهدید کرد
مدت لبخند را تمدید کرد
کاش میشد در میان لحظه ها
لحظه ی دیار را نزدیک کرد

سلام به همه دوستان امیدوارم همگی خوب باشید ودوستان را از دعای خیرتون فراموش نکرده باشید
وسلام خاص دارم خدمت خواهر عزیزم ونون امیدوارم که در سلامتی کامل باشید
یافاطمه اشفعی لی فی الجنه
یاعلی مظلوم
التماس دعا
46074
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 10/27/2007 1:16:18 AM
کاربر مهمان
  حضرت عشق عجل الله ...


مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جاده ی سه شنبه شب قم شروع شد

آیینه خیره شد به من و من به آینه
آنقدر خیره شد که تبسم شروع شد

خورشید ذره بین به تماشای من گرفت
آنگاه آتش از دل هیزم شروع شد

وقتی که آه من از شیشه ها گذشت
بیتابی مزارع گندم شروع شد

موج عذاب یا شب گرداب؟ هیچ یک
دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد

در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم... شروع شد

ابوالفضل نظری

توضیح:دوستان عزیز حرف دل اگه روزی از من خبری نشد بدونید مردم و خونم گردن آقای ابوالفضل نظری می باشد به خاطر همین شعرشون...

نتایج مسابقه ***عید جمعه***


هنگامى كه (دعبل خزاعى) اشعار خود را در محضر امام هشتم عليه السلام خواند، چون از بقية اللَّه و قيام شكوه‏مند آن حضرت ياد كرد، امام رضا عليه السلام از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولى عصر(عج) تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.
از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه چرا به هنگام شنيدن نام (قائم) لازم است برخيزيم؟ فرمود:
براى آن حضرت غيبت طولانى است و اين لقب يادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. و لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند، نگاه محبت‏آميز مى‏كند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان مسئلت بنمايد .

و اما برندگان: همه کسانی که در این مسابقه به نحوی شرکت کردند.(چه دوستانی که پاسخ دادند و چه دوستانی که کمک در تهیه جوایز خواهند فرمود و اعلام نموده اند.)

کاملترین و مستندترین جواب:
* گل نرگس گرامی برنده یک هزار صلوات که توسط اینجانب براشون به آدرسشون ارسال می شه.

جواب کمی کامل:
*نفیسه گرامی از قم جایزه ایشون رو برادر عزیزم آقا ایمان گل (گل نرگس) تقدیمشون می کنند اعلام بفرمایید بزرگوار.

جواب کمتر کامل:
*گل بی خار جایزه ایشون رو مریم گرامی از سرزمینی که در آن دل آرام گیرد به یاد خدا معین و ارسال خواهند فرمود. شما هم اعلام بفرمایید که جایزه دوستمون چیه؟

پاسخهای دیگر هم همگی به نوعی درست بودند اما مستند به روایت نبودند ضمن تشکر و خسته نباشید به همشون اسامی به شرح ذیل بر حسب تقدم زمانی در جواب دادن:

*اردیبهشت گرامی جایزه شما رو آقا هادی اهل پرواز اعلام و ارسال خواهند فرمود.

*سوگل بزرگوار و صبور جایزه شما رو چه فرقی می کنه گرامی تعیین و ارسال خواهند فرمود.

*گل بارون زده گرامی جایزه شما رو اردیبهشت بزرگوار مشخص و ارسال خواهند فرمود.

بنده هم تعداد بیست صلوات نورانی علاوه بر جوایز فوق خدمت شما بزرگان ارسال خواهم نمود باشد که مورد قبول درگاه احدیت واقع شود.

توضیح:
_هدف از این مسابقات واداشتن و تشویق عزیزان به مطالعه می باشد امیدوارم در مسابقات بعدی شاهد تحقق این هدف باشیم.
_دوستانی که تقبل جایزه فرموده اند و اسامی شون به عنوان حامی معنوی جلوی برندگان محترم مشخص شده سعی کنید جوایزتون معنوی و در خور شان ومنزلت دوستان باشه.اگر هم به هر دل
46073
نام: نیلوفر
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 10/27/2007 12:11:37 AM
کاربر مهمان
  التماس دعا اگه بدونین چقدر دشمن دارم حتما برام دعا میکنین .یا صاحب الزمان از شما هم التماس دعا دارم
<<ابتدا <قبلی 4614 4613 4612 4611 4610 4609 4608 4607 4606 4605 4604 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4609&mode=print