هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
45892
نام: تازه وارد
شهر: خاک
تاریخ: 10/22/2007 11:59:57 AM
کاربر مهمان
  یا هو
تازه واردی هستم دیر آشنا از سرای خاک. یاران دیرینه دیریست دیگر نیستند و همه آنهایی که هستند و می نگارند و دل می سوزانند غریبه ای آشنایند.
دلم برای یاران قدیم تنگ شده برای آنهایی که عبد زهرا و زینب بودند و بی قرار رب و وجودشان کیمیا می پروراند و همیشه ناشناس می ماندند.
اما یاران اگر آمده اید بمانید. که اگر بروید چون من قافله را خواهید باخت. حتما بمایند به هر قیمتی که هست.
به امید روزی که دل من هم دوباره حرف دلی شود.
التماس دعا
45891
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 10/22/2007 11:30:29 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الذی خلق النور من النور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)
سلام بر سرداران خیبر
***********************************************
به یاد نامداران بی نام و نشان


بيا ياد گلهای پرپر کنيم
حديث جنون را مکرر کنيم

چه گلهای سرخی که پرپر شدند
چه مردان سبزی کبوترشدند

بيا هشت فصل جنون گريه کن
بيا زير باران خون گريه کن

بيا توبه کن ای دل روسياه
بماندی تو يک فصل در جبهه آه

بگو بی محابا چه کردی بگو
زميدان غيرت زمردی بگو

تو در راه ايمان فدايی شدی
بسيجی شدی شيميايی شدی

تويی دست وپا روی مين رفته ای
برای خدا روی مين رفته ای

به دستت گرفتی تو يک شب تفنگ
سرودی تو يک حنجره شعر جنگ

تو در برف وباران جنون کرده ای
و پرواز تا قاف خون کرده ای

تو با عشق بودی به فتح الفتوح
درآن فصل توفان درآن فصل نوح

چه گويم برادر دلم آتش است
مرا مست کن ای جنون مست مست

بيا سر گذاريم بر دوش غم
بگرييم بی دل درآغوش هم

بيا خون بگرييم با مثنوی
اگر اهل دردی بگو يا علی

************************************************
یا علی مددی
45890
نام: انصار
شهر: همین نزدیکا کنار خدا
تاریخ: 10/22/2007 10:42:28 AM
کاربر مهمان
  سلام
ای کاش رنگ شهر بازی ام نمی داد در جبهه یا زهرا مرا بر باد میداد
امشب دل از یاد شهیدان تنگ دارم حال و هوای لحظه های جنگ دارم
من ماندم و متن وصیتنامه ی پیرجماران من ماندم و شرمندگی از روی یاران
من ماندم و شیطان و نفس جنگهایش من ماندم و شهر و گناه و رنگهایش
در خاطرم شد زنده یاد فاطمیون یاد شلمچه یاد فکه یاد مجنون
یاد شقایقهای سرخ کعبه ی راز یاد دو کوهه یاد مهران یاد اهواز
یاد شهیدانی که حق را برگزیدند بارمز یا زهرا حماسه آفریدند
خدایا گاهی ماندن بسی سخت تر ازشهادت است
اگر قسمتمان نیست با شهادت پرواز کنیم
کمکمان کن با نفس شیطانی پرواز نکنیم.
45889
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 10/22/2007 9:53:41 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا

سلام به دوستان گرامی
صبحتون بخیر...
امیدوارم روزهای زندگی به خوبی و خیر سپری بشه.

آقا صادق،
این تک بیت رو که در نوشته شما دیدم کنجکاو شدم بقیه شعر را هم پیدا کنم. چون به نظرم جالب بود تصمیم گرفتم برای بقیه دوستان هم بیارمش.
پس با اجازه شما...

دویدیم و دویدیم هیچ جا رامون ندادن
گفتن که توی جاده دونده ها زیادن
دویدیم و دویدیم فایده نداشت دویدن
به همه چی رسیدیم به جز به خود رسیدن
دویدیم و دویدیم توکوچه های بن بست
می رفتیم و می گفتن خسته نشید بازم هست
دویدیم و دویدیم جاده ها بسته بودن
پلای تو راهمون همه شکسته بودن
دویدیم و دویدیم رفتیم تو خط عادت
کم کم به هم می کردن دونده ها حسادت
دویدیم و دویدیم راها خاکستری شد
حرفای عاشقونه کم رنگ و سرسری شد
دویدیم و دویدیم اسفندی دود نکردن
گفتن فقط زیر لب، کاش دیگه بر نگردن
دویدیم و دویدیم خوردیم به سنگ و صخره
طاقتمون تموم شد تا دریا قطره قطره
دویدیم و دویدیم سیبا رسیده بودن
سه فصل آزگار بود همه دویده بودن
دویدیم و دویدیم تا رسیدیم به دیوار
اون ور دیوارم باز، خوردیم به فصل تکرار
دویدیم و دویدیم ، قصه زندگی بود
که واسه اون دویدن ، فقط دیونگی بود

کاش فقط دوندگی مون در راه خدا باشه...

التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
45888
نام: سوته دیل(مجتبی)
شهر: رشت
تاریخ: 10/22/2007 9:44:19 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

خانم سوگل بنده هم به شما از این مصیبتهای بزرگ به شما تسلیت می گم.

ولی از طرفی به شما تبریک میگم... به به چقد مقام دارید نزد خدا الله اعلم... الله اکبر. .. وای کاش بنده جای شما بودم...

خانم سوگل بهتره که با پلیسی ، جایی در میان بزارید.

واز طرفی برای امیدواری شما بگم
نفس های انسان ها باهم متفاوته...
وباتوجه به اینکه گفتن بزرگترین دشمن انسان در درون انسانه ، و دشمن بیر ونی از دشمن درونی قدرتش کمتره... چون دشمن درون امکان داره انسان رو بسوی گناه و عاقبت بد سیر بده... نعوذ بالله

باتوجه به این
نفس انسان ها متفاوته... و عده ای از نفوس هستن که خودشون درون گرا هستن و می تونن با درون خودشون در خلوت وجلوت بجنگند ، بنا براین که بیشتر اهل درون گرایی هستن.
عده ای از نفوس هم چون خدا می خواد بندشو تربیت کنه ، نشانه های از جنگ ها درون رو بیرون میزاره واین مثبته.اونم بخاطر اینکه اگر شخص با این نشانه ها مبارزه کنه دیگه چندان با درون خودش مبارزه نمی کنه... چون در هنگام تفکر ، به علت شکسته دلی خداوند رو بیاد میاره و اشک میریزه و مناجات میکنه.(دراین لحظات خیلی التماس دعا داریم)
اینو گفتم بخاطر اینکه بدونید که خداوند سمیع البصیر و خودش فرمود که هر ظلمی از نفس شما ویا از بیرون(از انسان ها) به شما برسه ما قبل از اینکه دنیا بیاید در دفتری محفوظ داشتیم ، پس شما نگران نباشید
ودرجایی دیگر فرمودن: هرچیزی را عمریست و...
البته بنده الان کافی نت هستم این آیات رو ندارم... اگر داشتم عینشو می ذاشتم... اگر هم درست ننوشتم خدا ببخشه
ومطمئن باشید نتنها این سختیها بلکه سختی های تمام مستضعفین به پایان خواهد رسید.

از طرفی دیگر... اینطور نیست که شما با مشکلات کنار بیاید تا اینکه یه روزی پایان بپذیره . اگر که بنده مشکلی داشته باشم و با اون مشکل نتونم کنار بیام ... اگر در آینده برای بنده مسخره بشه... اون فقط بخاطر اینه که در همون لحظات استراحت خداوند به لطف الطاف خودش نفس سمتدیده رو میگره و چون کاشف الکرب هستش نفس تازه در درون میدمه... که اون نفس تازه اگر بشینه فکر کنه نسبت به مسائل گذشته شاید براش مسخره بیاد که چرا نتونسته با مشکلات کنار بیاد

درد کشیده می دونه چقد سخته... و واقعا باید آدم تو میدان و تو گود باشه و بعد مشکل کار برش هویدا بشه...

بنده حتی اگر بهترین مشاور باشم که بهترین نظریه ها رو می دم و برای مردم راهنمایی ها کردم ، ممکنه تو یه گرفتاری که پیش بیاد کم بیارم... واین از لطف خداست که مغرور نشم.

و انشاء الله که خدابه شما خیر دنیا و آخرت بده و نگران نباشید انشاء الله پدر شما دست به کشتن نمی زنه انشاء الله ... انشاء الله بحق حضرت زهرا(س)،الله جل واعلاء شما رو با حضرت زینب(س) محشور کنه و انشاء الله که از منتظران واقعی آقا امام زمان باشید و خداوند به شما مقام شهدارو عطا کنه.
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

45887
نام: بخشي
شهر: مرن
تاریخ: 10/22/2007 9:18:44 AM
کاربر مهمان
  خوش به حال آنها پاک سربلند رفتند
45886
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 2/22/2007 7:03:28 AM
کاربر مهمان
  يا صاحب الزمان ادركني يا اباصالح اغثني ،براي تعجيل در فرجش صلواتي بفرستيد،ازجميع بلاها محفوظ باشي برمحمد حبيب خدا صلواتي بفرست،غم وغصه از وجودت برو صلوات بفرست ،ترس ازانس وجن آزارت ندهد صلوات بفرست
45885
نام: farhad
شهر: miami
تاریخ: 2/22/2007 3:58:45 AM
کاربر مهمان
  bi angize, bi komak
por az ghodrat.ama khasteam
zendegi che asoone va che assonam az bein mire. KHODAYA KOMAKAM KON
doost nadaram bihoode zendegi konam
tooye akhare donya,injoori afsorde boodan akhare khejalate
KHODAYA KOMAK
45884
نام: نفیسه
شهر: یه جایی همین نزدیکی ها
تاریخ: 2/22/2007 3:49:42 AM
کاربر مهمان
 
همقطاران نفسی
دمی از دوست بگیریم سراغ
45883
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 2/22/2007 2:22:13 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا طراوت باران...

سلام بر تو ای مستانگی شقایق هنگام وزش نسیم حضورت روی گلبرگهای بی گناه شقایق...

السلام علیک ای شوق بلبلی که نذر کرده بود وقتی روی گلت را دید بخواند و خوش به حالش که دارد می خواند...

سلام بر تازگی بهار که با دیدنت شکوفه می پاشد ...

السلام علیک یا بقیه خدا ...


<<ابتدا <قبلی 4595 4594 4593 4592 4591 4590 4589 4588 4587 4586 4585 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4590&mode=print