هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
45432
نام: حـــقیر
شهر: یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه
تاریخ: 10/10/2007 8:23:26 AM
کاربر مهمان
  یــا رب مــــددی

سلام به همگی

پيش از اين مردم دنيا دلشان درد نداشت
هيچكس غصه ي اين را كه چه ميكرد نداشت
چشمه ي سادگي از لطف زمين ميجوشيد
خودمانيم ، جهان اين همه نامرد نداشت

التماس دعا
45431
نام: مهرداد امامی رودسری
شهر: تهران
تاریخ: 10/10/2007 8:03:48 AM
کاربر مهمان
  غم عشق

بی غم چه کند این دل رسوای غمم دیگر

جزعشق نخواهم هیچ این است همم دیگر



باردیگرسلام



ایبارمی خاهم فراق نامۀ غم رابسرایم نمی دانم می پذیریدیانهبهرحال



غم عالم به جونم کرده ریشه



آیاببینم می توانم این یاردیرینه راازخانه بیرون کنم؟شایدبگوئیدازهمدم کهن بریدن روانیست آری درست

می فرمائیددرست نیست.ولی چه کنم که برخی ازیارهای کهن نیزگاهی آنقدرانسان راپژمرده ورنجورمی-

کنندکه آدم به فراقشان راضی می شود



آنقدرکه غم بادل من گشته هم آوا

ترسم که زخویشم ببردقافله ام باد



گاهی آنقدرفشارغم انسان رامی آزاردکه انگارمی خواهی تمام هستی ات رابدهی تالحظه ای ازغم جدا

باشی



همه هستی دهم تایکنفس راحت شوم ازغم

ولی یادتوآنسان بادلم مانوس می گردد

که انگاری همه غمها به درد تونمی ارزد



باری ببینیم که چه کنیم تاازاین یاردیرینه خلاصی یابیم گرچه شایدبگوئیدازیاردیرین بریدن روانیست باشما

موافقم



یاردیرین نتوان زود فرامش کردن

یانشایدتش غم یکسره خامش کردن



شبی که بی توگزارم شبی بغایت تلخ

چه به زدردوغم تودرین جهان ماراست



زمانه راغم عاشق به عرش خرم کرد

دل غمین مرا عاشقی مصفا ساخت



گرعشق نبودی وغم عشق نبودی

چندین سخن نغزکه گفتی که سرودی



آری اگرغم عشق نبوددنیارنگ وبوئی نداشت



اگرغم عشق نبودبه آیابه امید شادی وصال زندگی میسوربود؟



به کدامین سخن دوست سپارم غم را

غم دل با غم محبوب شمردن نیکوست



غم چیست یادگارعشق حبیبان کجاست دل

ای دوست غم خوشست برایم فرح میار



بدون غم زندگی شادی ندارد

غم رابگوکه دوست مرااختیارکرد



ازهمان هنگام که انسان عهدالست راپذیرفت مرکب این پیمان غم بود و قلمش بوریای دل.قلم چگونه مرکب رادرخودفرومی برد؟ دل نیزباهمان شوروولع غم رامی بلعد.

پس زندگی بی غم صفایی ندارد. این است که می گویند



ای غم توزدل مروخدارا

ازدوست همین تویادگاری



پس بیائیدقدرغم رابدانیم چه اگرغم نبود بازارشادی رونقی نداشت. اگرغم نبودزنگی جنبشی نداشت زندگی را

سکون مرگباری فرامی گرفت که نه انسان رایارای زندگی بودونه حتی جمادات نیزتوان زیست نداشتند.پس بیائید

باغم پیمان ببندیم که بی اوحتی آنی وکمترازآنی زندگی نخواهیم.



امیدوارم دراین مختصرتوانسته باشم گوشه ای ازویژگیهای غم راآورده باشم وخاطراندهگین غم سپاران راشاد

کرده باشم.

والسلام

45430
نام: هادی اهل پرواز
شهر: شهیدان
تاریخ: 10/10/2007 5:57:25 AM
کاربر مهمان
  سلام
سلام به اقا سید
اقا سید شما سید شهدای اهل قلمی لطفی کن اخر ماه رمضونی رو دل ما هم بنویس .............
بچه های اسمونی سلام
یه سوال از شما دارم
حرف دل گفتنیه شنیدنیه فهمیدنیه ...؟
یا حرف دل دلنشینه
اگه دلنشینه چه ثبت بشه چه نشه به دله همه میشینه
پس از خودمون شروع بکنیم که حرفامون حرف دل باشه اونم نه دل مثل دله من بلکه یه دله واقعی القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله الا الله
اسمونی باشید همیشه امام اسمانیها امام زمان یادتون نره باری فرجش دعا کنید
از اینکه خاک نشینی را به خواندن و شنیدن حرف دل خدا اونم جز چهارم دعوت کردید ممنونم.
45429
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 10/10/2007 4:30:22 AM
کاربر مهمان
 
این آخرا دلم داره بهونتو می گیره...
کاش تموم نشه!...
کاش اثراتش تو قلبم بمونه تا ماه رمضون بعد... اگه هم می خواد تموم بشه منو ببر آخدا!...
دلم داره بهونتو می گیره گوش بده:
اللهم انی اسئلک ببهائک کله...
بارالها من تو را می خواهم به تمام مراتب نورایتت...

وکل بهائک بهیء...
و تمام مراتب نورانیتت نورانی ست...

نفهمیدم چی گفتم اما خب دعای قشنگیه...
خدا جون نرو از دلم... بمون...
تا حالا من مهمونت بودم از این به بعد تو مهمون دلم باش...

خدا تورو خخخدا !!!...

به حق این لحظات زیبا و نورانی...

سحرهای با تو بودن مثل یه تابلو منظره نقاشی یه استاد زیباست و دیدنی...

پرازشکوفه و گل و نور...


45428
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 10/10/2007 4:11:00 AM
کاربر مهمان
 
پروردگارا نکنه دلم خوش باشه به این عبادات ناقصم!

نکنه به خودم غره بشم که: بابا خیلی کارت درسته! چقدر عبادت آخه چقدر بندگی!

شیطون از این راه وارد میشه! نمی خوام برم سراغش ازش کمک بخوام یا بیاد سراغم اگه هم اومد با شمشیر یاد تو میرم به جنگش.

کاری کن به جرگه بنده هات وارد بشم تا دیر نشده و ماه مهمانی تموم نشده و از اون مهمتر توفیقم بده از اون بیرون نیام.

خدایا دستم خالیه ببین! دستی که بر آمده بود به چند منظور.

یکی بقل کردن آسمون قشنگ رمضان , یکی این که دستمو بگیری و آخری اینکه دست بالا اومده بنده ات رو که ازت چیزی می خواد دوست داری و به فرشتگانت فخر می فروشی که : ببینید بنده امو این همونی بود که داشت به بیراهه می رفت اما الآن اومده از من می خواد ببخشمش...

... الهی لا تودبنی بعقوبتک و لا تمکر بی فی حیلتک من این لی الخیر ... یا رب! و لا تستطاع الا من عندک...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
45427
نام: رویا
شهر: اهواز
تاریخ: 10/10/2007 4:09:42 AM
کاربر مهمان
  خدا جون چاکرتم خیلی دوست داریم خودمو دختر خالم
45426
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 10/10/2007 1:04:58 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه(عجل الله تعالی فرجک)


آیینه موهای نقره فام را عیان کرد و دل یعقوبی ما یاد جمکران یوسف نمود و فال هم بر آن صحه گذاشت:

ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
ای عیسی پنهان شده بر طارم مینا بیا
از هجر روزم قیر شد دل چون کمان بد تیر شد
یعقوب مسکین پیر شد ای یوسف برنا بیا
ای موسی عمران که در سینه چه سیناهاستت
گاوی خدایی می​کند از سینه سینا بیا
رخ زعفران رنگ آمدم خم داده چون چنگ آمدم
در گور تن تنگ آمدم ای جان باپهنا بیا
چشم محمد با نمت واشوق گفته در غمت
زان طره​ای اندرهمت ای سر ارسلنا بیا
خورشید پیشت چون شفق ای برده از شاهان سبق
ای دیده بینا به حق وی سینه دانا بیا
ای جان تو و جان​ها چو تن بی​جان چه ارزد خود بدن
دل داده​ام دیر است من تا جان دهم جانا بیا
تا برده​ای دل را گرو شد کشت جانم در درو
اول تو ای دردا برو و آخر تو درمانا بیا
ای تو دوا و چاره​ام نور دل صدپاره​ام
اندر دل بیچاره​ام چون غیر تو شد لا بیا
نشناختم قدر تو من تا چرخ می​گوید ز فن
دی بر دلش تیری بزن دی بر سرش خارا بیا
ای قاب قوس مرتبت وان دولت بامکرمت
کس نیست شاها محرمت در قرب او ادنی بیا
ای خسرو مه وش بیا ای خوشتر از صد خوش بیا
ای آب و ای آتش بیا ای در و ای دریا بیا
مخدوم جانم شمس دین از جاهت ای روح الامین
تبریز چون عرش مکین از مسجد اقصی بیا

مولانا محمد جلال الدین بلخی_مولوی

ملت عاشق شیرین زبونی های جلال فتوحی و من شیفته شیرین زبونی شما آق جلال!...

روحت شاد ...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
45425
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 10/9/2007 11:24:04 PM
کاربر مهمان
  خشنودي امام زمان عج صلواتي بفرستيد
45424
نام: حسین
شهر: ساری
تاریخ: 10/9/2007 10:33:43 PM
کاربر مهمان
  بارها سعی کردم با شما تماس بگیرم، اما نشد. نه email تان فعال است (هر بار نامه‌ام برگشت خورد) و نه می‌توان از بخش تماس با ما استفاده کرد. گفتم شاید از ته دل بگویم به دل برسد.
نهج‌البلاغه خطبه اول را ببینید. هم صفحه از چپ به راست است و بد نمایش می‌یابد، هم غلط املایی دارد. به جای واژه‌ی «چیز» همه‌جا «لکه دار» نوشته شده است. لطفاً تصحیح فرمائید. قرآن استاد منشاوی هم روی سایتی بوده که دیگر کار نمی‌کند.
با تشکر.
45423
نام: ستاره
شهر: سبزوار
تاریخ: 10/9/2007 10:27:27 PM
کاربر مهمان
  باسمه تعالی
نمی دونم امشب کار خدا چه ها می کند من تصادفی وارد این سایت شدم و شاید همان که دلم می خواست پیدا کردم اری به هر کسی نمی توان حرف دل را گفت جایی هم پیدا نکردم که برومآنجا و حرف دلم را با خدایم در میان بگذارم پس اینجا بهانه ای شد برایم تا کمی سبک شوم شاید دل من از این مردم بی وفا پر است آخه چرا باید همه با هم یک نفر را احاطه کنند و برای رنجشش بر گزینند خدایا حقا که به جز تو کسی را ندارم . نخواهم داشت کمکم کن کسی در این دنیا پیدا نشود که با دلبستگی با او از تو دور شوم ای پروردگار عالمیان خیلی دوسست دارم اینقدر دوست داشتم الان مولایم در کنارم مینشست و با اوحرف دل می گفتم با من صحبت می کرد و مرحمی روی دلم می گذاشت ولی افسوس که اینقدر گناهکارم و معصیت کار که اگه الان آقا نگاهی کوچک هم به من بیندازد لیاقت داشته ام ماهخدا هم داره تموم میشه دیگه رفت تا سال آینده خدایا آیا سال بعد من زنده هستم یا نه مرا ببخش
الهی العفو العفو العفو ..........
<<ابتدا <قبلی 4549 4548 4547 4546 4545 4544 4543 4542 4541 4540 4539 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4544&mode=print