اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 45102 |
نام:
زینب
شهر:
بابل
تاریخ:
10/2/2007 4:59:21 PM
کاربر مهمان
|
الآن كه دارم اي حرف هاي دلو مي خونم مي بينم تنها من نيستم كه آرزوي جمال مهدي رو داره همه مثل منن اما من از همه گناه كار تر .اي كاش امشب هممون به آرزومون مي رسيديم.
تنهاي تنها نگو كه تنهاي تنهايي وقتي برا امام زمانت مي نويسي و دعا مي كني بدون كه اونم به يادته يكي كه اگه چشم دلتو وا كني مي يني كه كنارته .اما نداشتن اين چشم داره هممونو آزار ميده
برا تعجيل در ظهورش و سلامتيش صلوات
|
|
| 45101 |
نام:
راغبی
شهر:
مشهد
تاریخ:
10/2/2007 4:51:55 PM
کاربر مهمان
|
با سلام
دیشب هم به شما میل زدم ولی هنوز اصلاح نشده.
در قسمت ترتیل قران با صدای استاد پرهیزگار ابتدای سوره های سبأ جاثیه و احقاف درست نیست و از آیه سوم به بعد قرائت در ست میشود. لطفا اصلاح فرمایید.
|
|
| 45100 |
نام:
بوی سیب
شهر:
مطلع الفجر
تاریخ:
10/2/2007 4:51:16 PM
کاربر مهمان
|
الهی ای فلک دیگر نگردی
اگر دور سر حیدر نگردی
الهی ای نفس بی ذکر حیدر
اگر رفتی به سینه برنگردی
در این شب فقط برای ظهور امام زمان (عج) التماس دعا داریم.
یا علی
|
|
| 45099 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
10/2/2007 4:48:24 PM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا ابوتراب یا امیرالمومنین یا علی ابن ابی طالب ایهاالوصی المصطفی(علیکما منی السلام)
امام على عليه السلام درمناجات :
خدايا! براى خويشتندارى از گناه ، راهى جز نگهداشت تو نيست و رسيدن به كارهاى نيك ، جز با خواست تو ميسّر نمىباشد . پس ، چگونه توانم به بهرهاى دست يابم كه خواست تو بر آن نيست و چگونه خود را از گناه نگه دارم ، اگر نگهداشت تو به دادم نرسد؟
بیست و یکم ماه رمضان المبارک سالروز شهادت مولای متقیان, پدر یتیمان, نور چشمان پیامبر گرامی اسلام امام علی علیه السلام بر همه پیروان و شیعیان واقعی حضرتش تسلیت باد.
یارب به حق ماه شق القمر شده ات ما را بیامرزو از گناهان ما در گذر...
دوستان عزیز!
...اگر یادتان بود
و باران گرفت...
دعایی هم به حال این بیابان کنید .
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 45098 |
نام:
گل بارون زده
شهر:
یک وجب خاک
تاریخ:
10/2/2007 4:31:29 PM
کاربر مهمان
|
***سلامی چو بوی خوش آشنایی***
ستاره آی ستاره بگو به ابر پاره
***
این دل خسته ی من
***
تنها تو کلبه ی غم نشسته چشم به راهه
***
ستاره آستاره بگو به ابر پاره
***
**** به یاد اشک چشماش برا دلم بباره ****
|
|
| 45097 |
نام:
غریب
شهر:
اراک
تاریخ:
10/2/2007 4:24:59 PM
کاربر مهمان
|
برادران و خواهران سلام:
فقط این را می دانم> ابتدا طهارت و سپس حرکت به سوی خدا
دائم الوضو باشید. التماس دعا و به امید ظهور
|
|
| 45096 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
10/2/2007 4:24:48 PM
کاربر مهمان
|
اي علي! باران رحمت بر كوير سينه اي
آسماني عشق، يعني شهري از آيينه اي
وسعتي نوري كه دنيا دائماً محتاج توست
سرزميني ناتمامي، آسمان ها تاج توست
آبروي آدميزادي، بشر مديون توست
آفتاب صبح يلدايي، سحر مديون توست
در كوير روزهاي تشنگي و اشك و آه
دست هايت سايبان كودكان بي پناه
اسم پاكت قوتي در كوره راه بي كسي
ياد تو آرامشي در لحظه دلواپسي
ذوالفقارت رهگشاي قله آزادگي
واژه هايت مشعلي تا قريه آيينگي
بوي قرآن، بوي پاكي، بوي مردم مي دهي
بوي دريا، بوي باران، بوي زمزم مي دهي
بوي پرواز كبوتر، بوي آيه مي دهي
بوي لالايي مادر زير سايه مي دهي
مي شود با عشق تو آيينه ها را فتح كرد
خيبر فولاد وار سينه ها را فتح كرد
مي شود همراه با انديشه ات پرواز كرد
درب آبي رنگ شهر آسمان را باز كرد
اي بشر! اي مبتلاي نان و فولاد و دغل
آري آري «از علي آموز اخلاص عمل»
گه كنار خاك و خون ذوالفقار و خيبر است
گه انيس لحظه هاي روشن پيغمبر است
از علي دائم مددجو گر تو را هر مشكلي است
هر چه باشد حيدر است، هر چه باشد او علي است
با علي همدم بشو تا با خدا مونس شوي
در هجوم موج ها آسوده چون يونس شوي
اي علي! اي ابر رحمت بر تن پاييز ما
اي اميد دست و بال از دعا لبريز ما
گر تهي دستيم و آلوده دليم و رو سياه
زمزم عشق تو ما را مي كند پاك از گناه
شاعر : يعقوب حيدري
|
|
| 45095 |
نام:
زینب
شهر:
بابل
تاریخ:
10/2/2007 4:21:24 PM
کاربر مهمان
|
خيلي ناراحتم خيلي......ديگه خسته شدم...هي سعي كن...هي زحمت بكش...هي دندون رو جيگر بذار ...آخرش هيچ و پوچ...هي غصه هاي زير پوستي بخور ...لبخند هاي ظاهري كه صبح طلوع مي كنه شب غروببزن...تو حصرت زندگي يه بزرگ بمون...اونو الگو قرار بده سعيتو بكن ...خودتم بكش...آخرشم چي؟؟؟بدون هيچ تغييري...هيچ كس هم هيچي نمي فهمه كه تو داري چه زحمتي مي كشي ...اي خدا چرا تو اصلا هيچي به من نمي گي ...لا اقل يه جور بگو كه من خنگ بفهمم...اي خدا باور كن خسته شدم باور كن...
خدا يا تو خودت مي دوني كه من از اين زندگي كه به من دادي خسته نيستم تو رو صد هزار مرتبه شكر مي كنم اگه بدترم بود قبول داشتم چون تو اين طوري برام رقم زدي چون سرنوشتم.زندگيم اين بوده.اما من از دست خودم خستم از دست خودم كه مي خوام خوب باشم اما نمي تونم .مي خوام تو منو به عنوان كسي كه تغيير كرده قبولم داشته باشي اما خودم خودمو قبول ندارم چه رسد به تو.انگار عمر تغييرات من غروب كرده ...مي دونم كه هميشه تو رو ناراحت مي كنم و اشك اماممو سالارمو زندگيمو تموم جونو عمرمو در ميارم.اما نمي خوام كه اين طور باشه اي خدا من اين زندگي رو نمي خوام..........نمي خــــــــــــــوام .كمكم كن كه تغيير كنم قبل از اين كه دير بشه
|
|
| 45094 |
نام:
محمد ایوب
شهر:
کابل
تاریخ:
10/2/2007 3:27:20 PM
کاربر مهمان
|
من علاقه دارم با دختر مورد پسند خود ازدواج کنم اما زمینه ان راندارم
|
|
| 45093 |
نام:
مهرداد امامی رودسری
شهر:
تهران
تاریخ:
10/2/2007 3:21:36 PM
کاربر مهمان
|
عاشقان راگردرآتش می پسنددلطف دوست
تنگ چشمم گر نظر در چشمۀ کوثر کنم
بازم سلام
امیدوارم حالتان خوب باشد.بازقلم شکسته رادردست گرفتم ونوشتن آغازیدم.نمی دانم ازکجابیاغازم همین
بس که عشق رادلیل راه کنم وسررشتۀ کاررابه اوبسپارم.
گرچه می دانم
چون قلم اندر نوشتن می شتافت
چون به عشق آمدقلم برخودشکافت
دلم مانند شمعی بیصدا در خا نه می سوزد
زهجران وفراق شمع چون پروانه می سوزد
چه کنم زبانۀ این آتش تمام پیکرم رامی سوزاند. برآتش آن دیده چه سازدبجزریزش به بهانۀ فرونشاندن آتش
دل امازهی خیال باطل.
چه خوشترازدل برای این معامله یعنی معاملۀ سوزوسازوچه زیباترازجانبازی پروانه
خرم دل هر که یارش یاراست
خوشوقت هرآنکسی که بارش خاراست
بر سر بنهم کلاه خوش بینی زانک
هرکوکه ندید نیک کارش زاراست
چه کنم این همه دردراباکه قسمت کنم غم هجران یارغم غربت غم بی کسی بی حرمتی بی همدمی چه کنم همدمی
جزغم ندارم دردخودرباغم می گویم غم برویم نیشخندمی زند می گویدمگرتونبودی که می گفتی باغم یاردیگرکم ندارم
مگرتونبودی که می گفتی همۀ دنیااگرروی سرم هواربشه بازازهیچ کسی نمی ترسم پس چه شده که جازدی؟
به اومی گویم چرامن بودم من بودم که می گفتم
جزغم یارندارم هوسی
که نمادست برم همنفسی
بله خودم بودم باسربلندی می گویم که من بودم که می گفتم
بی غمت شاد مبادا دل غم پرور ما
غم خورای دل که بجزغم نبوددرخورما
بازهم می گویم
همۀ عالم اگرجمع شوندتاگوشه ای ازغم یارراازمن بگیرندحتی سرسوزنی ازآنرابه کسی نمی دهم.پس ازهمه
عذرمی خواهم اگرکمی روده درازی کردم
ای غم بگوازدست توآخرکجابایدشدن
درگوشۀ میخانه هم ماراتوپیدامی کنی
همین قدربس است تافرصتی دیگروغمنامه نه دلنامه ای دیگربدرود
زچشم بدرخ خوب توراخداحافظ
که کردجمله نکویی بجای ماحافظ
|
|