هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
44992
نام: مهدی عاشق
شهر: کوچه ی بنی هاشمی
تاریخ: 9/30/2007 5:29:01 PM
کاربر مهمان
  سلام عليكم ورحمة الله
امشب شب قدره...
شب دعا شب توبه شب عشق...شبی هستش که از درک و فهم آدمی خارجه...
بیاید تو این شب
همدیگر رو دعا کنیم
شما رو به اقا علی قسم میدم که بیاید همدیگر رو دعا کنیم دعاهای خیر...
میدونید که دعای مومن در حق مومن دیگه مستجاب هستش پس هیچکس یادتون نره...
اگر هم قابل دونستید من رو هم دعا کنید
التماس دعا
یا زهرا
44991
نام: ....
شهر: ....
تاریخ: 9/30/2007 5:25:06 PM
کاربر مهمان
  كيفيت نماز غفيله
امام صادق عليه السلام فرمود: ميان مغرب و عشا، دو ركعت نماز بخوانيد؛ در ركعت اول بعد از حمد، اين آيه را بگويد: و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن اءن لن نقدر عليه فنادى فى ظلمات اءن لا اله الا اءنت سبحانك انى كنت من الظالمين فاستجبناله و نجيناه من الغم و كذالك ننجى المؤ منين و ذوالنون (صاحب ماهى ، منظور حضرت يونس است ) چون خشمگين رفت ، پنداشت هرگز بر او تنگ نخواهيم گرفت . پس در ظلمات ندا كرد: جز تو خدايى نيست ، تو منزهى ! همانا من از ستمكارانم . پس او را اجابت كرديم و از غم رهايى اش داديم و مومنين را اين چنين رها مى گردانيم .
سپس در ركعت دوم بعد از حمد، آيات زير را بگويد: و عنده مفاتيح الغيب لا يعلمها الا هو و يعلم ما فى البر و البحر و ما تسقط من ورقة الا يعلمها و لا حبة فى ظلمات الاءرض و لا رطب و لا يابس الا فى كتاب مبين و كليدهاى غيب نزد اوست و جز او كسى آن را نمى داند و آنچه در خشكى و درياست مى داند و برگى بر زمين نمى افتد و هيچ دانه اى در تاريكيهاى زمين نيست ، مگر آن كه از آن آگاه است . و تر و خشكى نيست مگر كه در كتاب روشن ثبت شده است .
بعد دستها را به قنوت برداشته و اين دعا را مى خواند: اللهم انى اسئلك بفاتيح الغيب التى لا يعلمها الا انت ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى كذا و كذا .
و به جاى اين كلمات (كذا و كذا) حاجات خود را به هر زبانى كه بتواند از خدا بخواهد و پس از آن بگويد: اللهم انت ولى نعمتى و القادر على طلبتى تعلم حاجتى فاءسئلك بحق محمد و آله عليه و عليهم السلام لما قضيتها لى بارالها! تو را به اسرار غيب ، كه جز تو كسى آن را نمى داند، سوگند مى دهم كه بر محمد و دودمان او درود فرستى و درباره من چنين و چنان كن . بارالها! تو ولى نعمت منى و به برآوردن نياز من توانايى دارى و حاجت مرا مى دانى . سوگند به حق محمد و آلش كه بر او و بر آنان درود باد كه حاجت مرا برآورى
44990
نام: مهم نیست
شهر: خاک
تاریخ: 9/30/2007 5:20:33 PM
کاربر مهمان
  چندی قبل مرگ از زندگی برسید چرا تو شیرینی و من تلخ زندگی جواب داد چون من دروغمو تو حقیقت
44989
نام: صادق
شهر: قـــم المقدسه
تاریخ: 9/30/2007 4:49:36 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداء والصدیقین

سلام دوتان خوبم
قبول باشه
خوب هستین
..............
علي آن مرد مردان

علي آن شير يزدان

علي آن روح قرآن

علي جانم علي جان

علي آن شير نمران

علي فخر مسلمان

علي دارو و درمان

علي جانم علي جان

علي در كعبه روئيد

علي در كعبه بوئيد

گل خوشبوي ايمان را

علي جانم علي جان

علي دست خدا باشد

به احمد با وفا باشد

به شهر عاشقان حيدر

علي باب صفا باشد

علي جانم علي جان

علي از كعبه آمد

به لب تكبير حق راند

به فرمان خداوند

سرود عاشقي خواند

علي اي شاه ايمان

علي جانم علي جان

علي جانم علي جان

...................

التماس دعا از همه دوستان
آقا شهاب...
44988
نام: محمد
شهر: همدان
تاریخ: 9/30/2007 4:46:45 PM
کاربر مهمان
  با سلام به همه بچه های با صفای حرف دل امشب از همگی تقاضا دارم که این بنده گناه کار را از دعای خیر خود فراموش نکنید و برای ظهور امام عصر )عج( نیز دعا کنید
یاعلی یاععععععععععععللللللللللللللللییییییییییی
44987
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 9/30/2007 4:42:08 PM
کاربر مهمان
  یا رئوف

سلام

مریم عزیز لطف کن جز بیست وسه رو برای حقیر بذارید کنار.

التماس دعا

یاعلی مدد
44986
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/30/2007 4:41:03 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه اهالی اهل دل

خانم ط از اصفهان

طبق فتواي مراجع شما براي هر نماز يك وضو بگيريد و نمازتان را بخوانيد و ديگر نيازي به دوباره وضو گرفتن ونماز خواندن نداريد .( اين فتوا در مورد كساني است كه بصورت دائم باد معده از آنها خارج ميشود )

هنگاميكه به دستشويي ميرويد شلوار خود را بالا بكشيد (تا بزنيد ) تا اگر آبي به شما خورد فقط پاهاي خود را بشوريد ................ اين موردي كه گفتيد نشاندهنده وسواس شديد شما است اگر احكام دين را با دقت از روي رساله بخوانيد ديگر مشكلي پيدا نميكنيد ............. فقط خودتان ميتوانيد به خودتان كمك كنيد ................. طبق احكام اسلام كسي كه وسواس دارد به شك خود نبايد اعتنا بكند ......

جنب شدن علائمي دارد كه در رساله آمده پس بدون دليل شك نكنيد ..............

براي درمان وسواس گفته اند كه ذكر لا اله الا الله زياد تكرار شود

( شهاب جان انقدر تعريف كردي فكر ميكنم باد كردم ....... مومن يه سوزن بده اين باد و خالي كنم ..................... امشب هنگام الغوث الغوث گفتن ياد ما هم باش ...........................بوسيله بعضي از دعا ها ميشه جادو جنبل رو باطل كرد .................

آقا ياسر چاره كار شما اگه قادر به ازدواج دائم نيستي ازدواج موقته .......................

خانم فرياد ما كه نگفتيم شما اعتقاد نداريد بلكه گفتيم براي اينكه ايمانتان كاملتر شود و به خداوند نزديكتر شويد سعي كنيد همه دستورات دين را رعايت كنيد...... باز هم ميگويم بياييد براي شبکه پرس تیوی ایران کار کنید
.......
مجتبي جان يادت نره بنده حقير رو دعا كني ...................

با با اين عبد الزينب آخر مرام و معرفته ................ خدا حفظش كنه ............

مبارز هم به همه سلام رسونيد براش دعا كنيد .............................)

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرهم وحشرنامهم
44985
نام: شیرین
شهر: تهران
تاریخ: 9/30/2007 4:33:26 PM
کاربر مهمان
  سلام آره دلم گرفته خسته شدم از همه چی من خیلی تنهام آره میدونم خدا هست ولی من.................
کاش می شد مامان برگرده خونه و مثل قدیما با هم خوب باشیم
دلم برای گذشته ها تنگ شده .
میدونم امروز بابامو ناراحت کردم میدونم
44984
نام: امین
شهر: نیشابور
تاریخ: 9/30/2007 4:15:36 PM
کاربر مهمان
  نمی چی بگم از کجاش بگم از شب قدر از خیرٌ من الف شهر.از هون شبی که الرحمن الرحیم فرشته هاش و می فرسته رو زمین آلوده.اخه تا کی می خوایم بهش پشت کنیم یعنی واسه خدامون فقط همین 2 3 شب وقت داریم.اره میدونم شبای خاصی ....
همون شبا که حتی بد ترینام شاید خوب نشن اما بدم نمی شن!
نمی دونم اصاً چرا دارم این حرفا رو می زنم؟؟
فقط می دونم یه عده فرشته منتظر شب قدرن پس بیاننمی گم همه ی سال نمی گم یه ماه فقط و فقط 10 شب تو سال بزاریم برای خدا نه ماه رمضان هر ماهی می تونی شب قدر داشته باشی!!!!
44983
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 9/30/2007 3:54:27 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و آرزوی قبولی ظاعات برای تمامی بزرگواران


بسمک یا خیر الغافرین یا رب



ای خدای مهربانم!يادت هست آن شب...

من تنها در دل ِتاريکي ِشب، در ساحل ِشني ِدريا ي ِرحمت قدم مي زدم، بي آنکه اميدي بر قطره اي از آن دريا بر دل ِسياه ِخود داشته باشم...آري ...آن شب تا صبح در کنار ساحلت اشک ريختم...چون پروانه اي در شوق ِشمع، در شوق ِآينه...

ولي هيچ نديدم، جز تاريکي، تاريکي ِدرون ِخود...

هيچ نديدم، جز دلهايي پاک، گرد تا گرد ِآتش ِهستي بخشت...
و من بسيار دور از آن جمع، در تاريکي ِخود غوطه ور...

و اين هم گناهي، بر گناهانم... نا اميدي از رحمتت... و کجاست آن آتش اميد...

و تو، مرا آزمودي به آزموني سخت... و من باز...

و من، بنده ي ناپاک تو...بنده اي که سرنوشتي جز تنهايي براي خود رقم نخواهم زد... بنده اي که تمام دنيا و آخرت ِخويش را به ثانيه اي لذت ِفرومايه فروخت...بنده اي با کوله باري از پستي ها... بنده اي که بودش جز نبودش چيزي به همراه نخواهد داشت...

اگر نمي دانستم و مرتکب مي شدم، به زاين که مي دانستم و اين چنين در منجلاب ِفرومايگي، فرومي رفتم...
چگونه مي توانم اين سنگيني را بردوش کشم، درحالي که ثانيه اي دقيقه، دقيقه اي ساعت، ساعتي روز و روزي شب نخواهد شد ، مگر با استمرار من بر گناه...

سنگين تر از هميشه... آه از اين تنهايي...

سرنوشتي نخواهم داشت در اين جزيره ي خشک ِبي ساحل ِ گناه، جز تنهايي...

چه گويم...اگر چشمانم را کور کرده بودند، اگر دستانم را قطع کرده بودند، به زآن که با چشمان و دستان خود گوري از آتش براي خود خريدم...آتشي ابدي...

خِجلم از آن روزي که، دستانم گواه خواهند داد بر گناهانم...شکوه خواهند کرد به خالق از مخلوقش، که چرا آنان را به همچون «مني» بخشيد... خوارتر خواهند نمود اين بنده ي خوار را...و نمايان خواهند نمود اين سيرت سياه را...

اي دست، التماست مي کنم، التماست مي کنم اي چَشم ...آن روز هم ياد کنيد از امروز...امروز که جوهر بر کاغذ و اشک بر گونه ميريزيد، مي شوييد تيرگي از اين صورت پست...تا خلق شود اين کلمات هر چه بيشتر مست...آري...آن روز هم ياد کنيد از امروز...التماست مي کنم...
هراسانم از آن شبي که تا صبح، صبح تا شب ِمرا بازگو کنند...قير بر چهره ي تيره تر از قيرم ريزند و آتش بر زبان ِآتش افکنم زنند...

چه گويم از آن روزي که هيچ ندارم جز دلي سياه، هيچ ندارم جز نداشتن...هيچ نکاشتم براي برداشت، جز علفي هرزه...

چقدر پست...

خدايا... تو داني چه هستم...

تو داني چه پستم...

تو داني چه خوارم...

تو داني چه خواهم...

رويي نمانده است، از به زبان آوردن ِنامت...

اشک ميريزم و نمناک، نمناک نجوايت مي کنم...

خدايا...هر آنچه خواهي کن...هر آنچه سزاوارش منم...

خدايا، مرا در آتش گناه خويشم افکن، تا شايد اين آتش سنگ ِگناهان را ذوب کند...

خدايا، آتش بر زبانم زن، تا شايد آتش قهرت آتش ِزبانم را فرونشاند...

هر چند سرشار از دريغم، رحمتت را از من دريغ مکن...

خدايا...هر آنچه خواهي کن...هر آنچه سزاوارش منم...

سوزاني اين تن گناه آلود را؟! بسوزان...از تير آويزان کني؟! بکن... قل و زنجير کني؟! بکن...

خدايا...هر آنچه خواهي کن...هر آنچه سزاوارش منم...
<<ابتدا <قبلی 4505 4504 4503 4502 4501 4500 4499 4498 4497 4496 4495 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4500&mode=print