هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
44972
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 9/30/2007 1:26:09 PM
کاربر مهمان
  سيد عزيز از همه دوستداران و رهروان راه روشنت كه اينجا ميان و حرف دلشون رو بهت مي گن و ازت كمك مي گيرن در اين شبها و روزهاي نوراني كه فوج فوج فرشتگان از دريچه آسمان كه باز شده براي دوستان خدا و آدم دوست داره كل آسمان رو بقل كنه و هر كي ببینه فكر مي كنه دارم دعا مي كنم التماس دعا دارم...
و برحسب وظيفه دوستان رو دعا مي كنم...

الهي العفو يا ربنا...

سبحانك يا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار يا رب...
44971
نام: ط
شهر: اصفهان
تاریخ: 9/30/2007 1:25:15 PM
کاربر مهمان
  من دختری ۲۹ ساله هستم که یک سال است داروی ضد وسواس دریافت میکنم و حالا روانپزشک وسواس را عبادی تشخیص داده است و مرا به یک روحانی ارجاع داده است :
۱-برای نماز خواندن بارها و بارها وضو می گیرم چون یا شک می کنم و یا به صورت واقعی باد خارج می شود چه کنم ؟
۲-وقتی از دستشویی می آیم به علت پاشیدن آب به لباسم از گردن تانوک پا را آب میکشم و به هیچ وجه نمی توانم این کار را ترک کنم چه کنم ؟
۳- بی دلیل فکر می کنم دچار جنب شده ام و باید غسل کنمچه کنم ؟
44970
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 9/30/2007 1:12:19 PM
کاربر مهمان
  يا علي!
آفاق را مي نگري با چشماني از جنس سبز ملكوت، و عرفان تنها قطره اي عرق است كه از پيشاني زخمي‌ات فرو مي چكد.
عشق، بوته خار سرگشته اي است كه در پيش پاي تو مي دود؛ آفتاب از برابر چشمانت به شرم مي گريزد و كبوتران چاهي نخلستان هاي كوفه، خويشتن را در پسِ شانه هاي مهربان تو، به شرمناكي، پنهان مي كنند.
يا علي!
اي حقيقت روشن همه روزها و شب ها!
اي مهربان ترين نگاه!
مي روي و كاروان كوچك دانايي و يكي دو چند پرستوي عاشق، ردّ گام هاي تو را مي بوسند و خاك آلوده در پي ات مي آيند.
مي روي و عَماري غريب تو زمانه را در عطر پاك حضور و چشمه اهورايي شهود، تطهير مي كند.
يا علي!اي مرد!اي ابر مرد هر دو جهان!
كوچ مي كني و مي روي تا روز روشن ديدار.
نام تو سرفرازي انسان است و بوي خوش شكوهمندي روح.
ما حضور جاودانه آسمان را در گام هاي تو آزموده ايم و اعجاز پر صلابت ايمان را از دست هاي تو آموخته ايم.
شن هاي داغ بيابان، تو را مي شناسند؛ريگ هاي سوخته، نخل هاي سربريده و كجاوه هاي شكسته با مهرباني ايمان و لبخند تو آشنايند.
تو در خاموشي مرگبار ندانستن و نتوانستن، چراغي همواره روشن افروخته اي و رساتر از قامت حقيقت و سبزتر از تبسم هرچه طراوت، در جهانِ مرده سكوت، برخاسته اي و لب به معجزه گشوده اي.
يا علي!دريا دريا مهرباني بود هر آنچه مي گفتي.
گفتي كه: خداوند بندگان و پرستندگاني دارد كه بيم و خشيتِ او دل هاشان را شكسته، زبان آوران و خردمندان اند، اما آن بيم، زبانشان را بسته. با كردار پاك به سوي خداوند شتاب مي گيرند؛ كردار بسيار خويش را در راه او بيش نمي شمرند و براي خويش به كردار اندك رضا نمي دهندو خرسند نمي شوند.
آري، چنين گفتي و خود، برترين نمونه و نمايه سخن خويش بودي.
يا علي!اي خداوندگار رستگاري و ايمان!
ما هزار هزار مرتبه نام پاك تو را فرياد كرده ايم؛
هزار هزار مرتبه نام تو را گريسته ايم؛
اما تو آن كهكشان بي نهايت فيضي كه به انتها نمي رسد و پايان نمي گيرد. ما به نام تو زنده ايم و با نام تو مانده ايم. ما در غم سرخ تو، در غربت كوفي تو ريشه كرده ايم. يا علي!در عصر نو، ستاره نو، طرح نو كجاست؟ انسان نو كجاست؟
هرجا كه رفته ايم، صداي سكوت سرد، زمين را گرفته است.
شادي دوست داشتن تو و اندوه غريبي تو، چراغ تابنده لحظه هاي تاريك ماست.
عروج تو گام هاي شوريدگي انسان به سوي افلاك است.
تو فرياد تفتيده شعور در كوچه هاي روزْ مرده جهالتي.
تو طنين بيداري و پويايي در گوش هاي بسته جهاني.
يا علي!شهادت، ميراث جاودانه توست؛ اكسير نابي كه جان هاي مرده و دل هاي مردابي را زنده مي كند و ماندگاريِ راز آسمان را فرياد مي زند.
تو تاريخ بلوغ و رستگاري انساني و مرگ را چه شكوهمندانه معنا كرده اي.
يا علي!ما عاشقان اندوهناك توايم.
سر به درياي اندوه تو فرو مي بريم،
مرثيه مي خوانيم
و جان خويش به عطر طهوري نام تو تطهير مي كنيم.
سوگواری علی نوشته احمد محجوبی
یا علی
44969
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 9/30/2007 1:08:42 PM
کاربر مهمان
  مسجدكوفه امشب در شط زلال نيايشي ديگرگون غوطه ور است.امشب، علي نماز خويش را به ناشناخته ترين لحن جهانِ بود و هست، مي‌خواند.امشب، علي، خيره به تماشاي بهشت ذوالفقاريِ ملكوت است.امشب، علي، مبهوت كُنه مكنون بارقه است.امشب، علي جاودانه شونده در شكوه روحِ ربّاني خويش، حيران سلوك در باغ هاي تعالي است.
امشب، علي، در تاريكاي زاويه كوچك مسجد كوفه، در ابدي ترين مراقبه زمين، چشم به آفاق زيبايي مينوي مي گشايد و پيشاني شوكت خويش را بر آستانه مقدس صداي خداوند مي سايد.
نماز علي امشب، چونان هر شب ممكن ديگر، آيينه تجلّي اشتياق زمين به موعود آسمان است.
اين جلوه ها كه در آينه سانيِ نماز او طراوت مي‌گيرد، موج مي شكند و تا ناكجاي مرزهاي ديدار مي‌گسترد، اشراق آن عهد ازلي نخستين است؛ آن تماشايي ترين لحظه جهان آغازين... و علي، امام نماز صبح فرشتگان، تكبير مي گويد و سر به سجود مي برد.
برقي مي درخشد و خون بر سنگفرش ساده مسجد مي پاشد: رستگار شدم، به خداوند كعبه قسم.
ملايك، جامه دران و مرثيه خوان، خرقه هاي نوراني خويش را چاك مي زنند و آواز لا حول در كائنات مي افكنند.
علي پلك مي بندد و به ملاقات روشن فردا روز مي‌انديشد به گيسوان هميشه معطر رسول و به آن جان مهربان كه به انتظار علي، آغوش گشوده است.
يا علي! نسيم به بدرقه عَماري خاموش تو مي وزد و درخت از سوگواري غربت تو، سبزينه از كف مي دهد.
نخلستان، بي تو كويري مرده است و چاه بي تو، سر در گريبان خويش فرو برده، مويه مي كند.
سوگواران تواند فرشتگان كه كوچه به كوچه ايستاده اند و نام تو را به غمگنانه ترين آواز اثيري، مرثيه مي گويند.
يا علي! بمان،
بمان كه بي تو سفالينْ كاسه شير در دست يتيمكان كوفه مي لرزد. بمان كه بي تو آفتاب به عصمت زلال چهره كودكان، لبخند نمي زند.بمان كه نخل ها بي تو تاب نمي آورند و اطلسي ها، بي تو نمي شكفند.بمان كه بي تو بوي بهشت، كوچه هاي كاهگلي كوفه را پر نمي كند و بي آفتاب نگاه تو، قنديل مسجد خاموش، روشني نمي گيرد.
يا علي! بي تو عدالت يتيمكي دلشكسته است ومهرباني، مرغكي پر و بال بسته. پس از تو نان خشكيده جو سهم سفره كيست؟پس‌ازتوكيست‌كه‌شعله‌نارواي‌شمع‌بيت المال‌رابه‌دوانگشت‌عدالت‌فروكُشد؟ پس از تو، مهتاب، كدام نمازگزار شب هاي ديرپاي كوفه را تماشا كند و آفتاب به اقتداي كدامين روشني از افق بر آيد؟
پس از تو كيست كه غيرت بورزد، دوست بدارد، مهربان باشد، نماز بخواند، نخل بكارد و صبوري كند؟
يا علي! به سوي دوردست روشن سپيده و نور، كوچ مي كني و به سمت چشمه هاي زلال زمان مي شتابي؛ قلندرانه و در درياي عشق فرو رفته.
سبزترين شال عبوديت را بر كمر بسته اي و سرخ‌ترين بالاپوش غيرت و حميّت را بر دوش افكنده‌اي، با شور عصياني قدّوسي در سر.
44968
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 2/7/2007 1:02:23 PM
کاربر مهمان
  ابر مرد دستاري از حرير تماشا بر سر، ردايي از ابريشم يقين بر دوش و عصايي از آبنوس اعتماد بر دست، از كوچه هاي مه آلود كوفه مي گذرد.
شب هنوز در خاموشي خاطرات خويش، غوطه مي‌خورد و گل سرخ، آن راز آلودترين عطر سرزمين مكاشفه، به سمت سرنوشت سرخ خويش مي‌شكوفد.
پنجره اي بُگشا! اي جهان خسته از باد، دلْ شكسته از خاك، چشمْ بسته بر مه؛ پنجره اي بُگشا به سمت گامهاي آن ترانه خوان ازلي ديدار، كه از كنار سنگريزه‌هاي سوگوار، به مهرباني مي گذرد و باغ روشن ستاره ها را به مرثيه پايْ افزارِ پينه بسته خويش مي خواند.
آي مرغابيان بركه تقدير! آوازتان در روضه خواني فرشتگان مسافر گم است.
مرد، رهاتر از رقص برگي در نسيم، جاري تر از طراوت باران در كوير، و بشْكوه تر از نيايش فرشته‌اي در شب، به سوي ابدي ترين سجده قدّوسي خويش، مي كوچد.
اين علي است كه در جبرئيلي ترين شب كائنات پا به روشناي مرز جاودانگي مي نهد و خون پيشاني خويش را به ملاقات تجلّيِ سبحانيِ دوست، هديه مي برد.
آنك مرد/ ابر مرد/ از كوچه هاي مه آلود كوچه مي گذرد.
امشب مگر كدام غزل از گلوي نوري جبرئيل مي‌تراود، كه علي شتابناكِ كوچ پسينگاهي خويش است؟

آيا كدام سرود نخستين، آيا كدام ترانه فرجامين را، فرشتگان به آواز اثيري، سر داده اند كه علي اين سان در سماع حضوري خويش، دست افشان به سوي باغ سرخ زخم مي شتابد؟
شب غرق كدام كلمات است؟
اي سايه هاي منتظر، اي هياكل روحاني ايستاده به تماشا بگوييد شب در كدامين كلمات غرقه است؟
اين چه آهنگي است كه علي، خورشيد طلوع كرده از افق كعبه، چنين به بازخواني آن ورد ازلي، مهر مي ورزد؟
علي، مرد اسب و ذوالفقار، مرد روزهاي سخت، مرد شبهاي گريه، امشب به افقْ گشايي لاهوت لبخند مي زند و در مينايي ترين محراب جهان، قامت به نماز زخم مي بندد.
و ملائك، صف به صف، سياهپوش و سر به زير، به اقتداي آن نمازگزار ميانه قامتِ فروتن ايستاده اند كه بي‌گمان در رؤيايي ترين لحظه ممكن شهود، شال سبز مكاشفه بر كمر بسته و دست تعلّق جسماني از غبار ممكنات هر دو جهان شسته، به سوي حضرت ربوبي سفر مي كند.
ادامه دارد.....
44967
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 2/7/2007 12:56:59 PM
کاربر مهمان
  شب نزول قرآن و بارش رحمت الهي، شب نوزدهم ماه مبارک رمضان در نخستین شب از لیالی قدر هستيم.
امشب در مساجد و اماکن مقدس سراسر کشور به ویژه در شهرهای مقدس مشهد و قم‌،شب زنده‌داران تا سحرگاهان با توسل به ائمه معصومین علیهم السلا‌م نام حضرت دوست را زمزمه می‌کنند
خداوندا دراين شب، به ما بياموز تا از هرآنچه غير توست دور شويم و به تو نزديك تر كه ستار هستي و غفار.
در هاي رحمتت را بگشاي كه به پناه آمده‌ايم.
مریم خانم بسیار زیبا فرمودند دعا در حق دیگران را فراموش نکنیم .

یا علی
44966
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 2/7/2007 12:53:06 PM
کاربر مهمان
  بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت آغاز شب‌هاي قدر
بخش‌هايي از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره فضيلت شب‌هاي قدر که ایسنا آن را مخابره کرده است.
[شب قدر]شبى است كه فرشتگان، زمين را به آسمان متصل مى‌كنند، دل‌ها را نورباران و محيط زندگى را با نور فضل و لطف الهى منور مى‌كنند.

شب ليلةالقدر شب سِلم و سلامت معنوى - سلام هى حتّى مطلع الفجر - شب سلامت دل‌ها و جان‌هاست.

شفاى بيماري‌هاى اخلاقى، بيماري‌هاى معنوى، بيماري‌هاى مادى و بيماري‌هاى عمومى و اجتماعى كه امروز متأسفانه دامان بسيارى از ملت‌هاى جهان، از جمله ملت‌هاى مسلمان را گرفته است! سلامتى از همه‌ى اين‌ها، در شب قدر ممكن و ميسر است؛ به شرطى كه با آمادگى وارد شب قدر شويد.

در شب نوزدهم ماه رمضان‏، حاجات، ارزاق و مقدّرات انسان نوشته مى‏شود؛ در شب بيست‏ويكم اِبرام، و در شب بيست‏وسوم امضا مى‏‌شود يعنى تقديرات و مقدّرات انسانى در اين سه شب، مقدّر مى‏شود.

شب قدر در حقيقت شب امام زمان و شب ولايت است، شب توجّه به ولى ‏عصر ارواحنا فداه است و همه عالم وجود، گِرد سر امام عصر عليه‏السّلام حركت مى‏كند و اين سلام و اين ملائكه، همه متوجّه آن بزرگوار هستند.
44965
نام: ali
شهر: shiraz
تاریخ: 9/30/2007 12:36:17 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمان الرحیم-تحلیل چندنکته از نظر این حقیر-در موضوع معراج باید از نقطه ای که حضرت رسول اکرم صلواته الله علیه واله.السلم از حضرت جبرائیل علیه السلام جداشدند. که منتهی علیه درخت سدره المنتهی است و به تنهائی صعود فرمودند عالم معنی است نه عالم مخلوق عالم مخلوق پائین تر ان از ان نقطه انفکاک بوده است که فرشته گان عرشی بر تمام اسرار مخلوقات اگاه هستند. اماحچاب های رنگانگ وچود داشته است رنگانگ ان حجاب ها باید چراغانی کردن مسیر بوده باشد و درحدیث داریم که حضرت فرموند مثلا از نور زرد که عبور کردم سیصد هزار صفات من زیاد شد سیصد صفت من نتبیت شد وسیصد صفت من حذف شد که من تعبیر میکنم مصون شدم وظرفیت پیدا کردم برای مرحله بعد ودر بهشت هم با لاترین لذت سیر در عالم معنا است-جناب اقای عبده اجماع را همان افکار عمومی گرفته است در حالیکه اجماع یعنی نظر گروهی از مسلمانها که ادعا میکنند که در باره موضوعی حکم امام علیه السلام را میدانندچناچه اثبات شود درست میگویند قابل اطاعت است البته پس از مدتی بخصوص در شیعه مردم در مسائل سیاسی به کمک علما واهل فن پی به یک سری حقایق در مسائل سیاسی میبردند در این شرایط افکار عمومی در ست می اندیشیده وفتوا صادر میشده وهمین که میخواستند اجرا کنند علائم ربوبی ظاهر میشده که ختم کلام میکرده است خیالتان در این مورد تخت باشد. ولی اهل تسنن مثلا مصر همیشه سلاطین ادعا میکردند بهترین طرح را پیاده کردند ولی چرا خراب شد نمیدانند وعلما هم تائید میکردند بعنوان مثال حمله عبدالنصر پراز اشتباه است پیش نماز مسجد صابونچی شام میگفت که طرح عبد الناصر بقدری عالی بود که روسها هم نمی توانستند که چنین طرحی را طراحی کنند وعمل کنند ودر نتجه تمام روشنفکران مصری را من روشنفکر ادبی میشناسم که مثلا اروپائی ها در باره عرفان اسلام چه میگویند ودانشمندان مصری جه میگویند وبعد به یک سری نتایچ برسند. وشورا بعنوان دمکراسی که ایشان ادعا کرده است نیست شورا یعنی کشف پیدا کردن دقیق ترین حکم که در ضمنکه کمترین مشکل را دراجرا داشته باشد وراحت وروان باشد وباخلق وخوی وسنت ها ی مردمان دمساز باشد فقط در مسائل مباح تا حدودی زیادی به فرد ازادی دادهشده است به شرطی که با احکام اسلامی با زاویه تیز برخورد نداشته باشد
44964
نام: مریم
شهر: دل آرام گیرد به یاد خدا
تاریخ: 9/30/2007 12:20:08 PM
کاربر مهمان
  به نام خدای قرآن

سلام

آمار اصلاح شده دور سوم ختم قرآن کریم

جزء اول: آقا میثم
جزء دوم: حاج قاسم نوروزی
جزء سوم: حاج صدری نوروزی
جزء چهارم: فاپات
جزء پنجم: آقا شهاب
جزء ششم: سمیرای عزیز
جزء هفتم: ساره عزیز
جزء هشتم: ذوالعرش گل
جزء نهم: آقا اردشیر
جزء دهم: آقا امید
جزء یازدهم: آقا امید
جزء دوازدهم: خانم شمسی
جزء سیزدهم: حسرت
جزء چهاردهم: آقا مقداد بزرگوار
جزء پانزدهم: مهدیه خانم
جزء شانزدهم: اعظم خانم
جزء هفدهم: خانم سادات
جزء هجدهم: ساغر گل
جزء نوزدهم: بنده خدای عزیز
جزء بیستم: باران از آسمان خدا
جزء بیست و یکم: زینب خانم از بابل
جزء بیست و دوم: مریم هر جا که خدا هست
جزء بیست و پنجم: آقا هادی اهل پرواز
جزء بیست و نهم: خودم
جزء سی ام: رویا

جزءهای باقی مانده:
جزءهای بیست و سوم و بیست و چهارم
جزءهای بیست و ششم تا بیست و هشتم
در پناه قرآن باشید.
منتظر بقیه دوستان هم هستیم.

یادمون نره که با درک آیات را قرائت کنیم.
یادمون باشه که ترجمه آیات را هم حتما بخونیم.
یادمون باشه که با حضور قلب آیات را بخونیم تا دلامون نورانی بشه به نور کتاب آسمونیمون انشاءالله...صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
طاعات و عبادات قبول

التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
44963
نام: مریم
شهر: هرجا که خدا هست
تاریخ: 9/30/2007 12:19:58 PM
کاربر مهمان
  سارای گرامی از دالاس قرآن جادو نیست و جادو هم نمی کنه که بخواد جادو رو هم از بین ببره. قرآن کتاب زندگی است. معجزه پیامبر اسلام(ص) هست اما جادو نیست. اگه خودتون رو مسلمون می دونید باید دیدتون رو نسبت به قرآن عوض کنید چون قرآن با جادو و جنبل نسبتی نداره. اگه هم مسلمون نیستید بدونید که قرآن کتاب زندگی و راه و روشیه برای سالم زیستن از جهت مادی و معنوی. به کسی هم که ادعا می کنه شما رو با قرآن جادو کرده این رو بگید و از فکر باطل و خیال واهی درش بیارید. برای شما در اون دیار آرزوی موفقیت و سلامتی دارم.----------------------------------------------------------

سلام آقا شهاب ببخشید . من دقیقا نمی دونستم چه جوابی به این خانم بدم . اومدم و مطلب شما را به انگلیسی دست و پا شکسته با اجازه ی شما ترجمه کردم . اگه کم و کاست داره ببخشید . چون ایشون انگلیسی نوشته بودن گفتم شاید باید انگلیسی بهشون بفهمونیم. بازم ببخشید . از دست من جز این بر نمی اومد.

امشب برای من هم دعا کنید .

Dear Sara from Dallas , Quran is not magic and it never does magical things which can over come magic . Quran is the life Book. It is Mohammad 's Book. Islam Book , but it is not magic . If you are Moslem and you know yourself belong to Islam , you should change your point of view to Quran , because Quran never have any relation to magic and palm and … . If you are not Moslem you should know that Quran is life Book – a book for living and is a safe PATH and a way for living health in two points of view for soul and for body . You should say this to some body who claims do magical deed on you with Quran , and get out of these imaginary thoughts . I hope you have a good life there and be successful and good luck.


O Lord please help me in all of my life and never leave me with myself . I need your help, your attention and your friendly look ! never leave me astray!. I love you my Lord ! and please Love me tooooooooooooooooo!
حواهرم مریم ! وقتی یه خیری پیش می یاد یعنی خدا الان حواسش بهت هست . توی این موقعیت همنام خودتو فراموش نکن .
<<ابتدا <قبلی 4503 4502 4501 4500 4499 4498 4497 4496 4495 4494 4493 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4498&mode=print