اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 44532 |
نام:
مریم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/22/2007 1:15:33 PM
کاربر مهمان
|
به نام الله
مریم جان سلام
دوست من نوشتن دعای ختم قرآن امروز دلیل داشت.
به نظرم لفظی که اون روز به کار بردی خیلی جالب نبود و اگر حرفای دوستان رو خونده باشی می بینی که خیلی ها ناراحت شده بودند.
خواهرم، سعی کنیم احترام به قرآن و مقدس بودنش و حفظ پاکی این صفحه حرف دل را رعایت کنیم.
من هم منتظر نوشته های بعدی شما هستم.
التماس دعا
روز و شبت به یاد خدا
|
|
| 44531 |
نام:
مریم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/22/2007 1:11:28 PM
کاربر مهمان
|
نيايش، هنگام ختم قرآن (صحیفه سجادیه)
خدايا، تو مرا بر ختم كتاب خود يارى فرمودى: همان كتابى كه آن را به صورت نور فرو فرستادهاى، و آن را بر هر كتاب كه نازل كردهاى گواه ساختهاى و بر هر حديث كه سرودهاى تفضيل دادهاى، و آن را فرقانى ساختهاى كه حلال و حرامت را بوسيله آن جدا كردهاى، و قرآنى كه شرايع احكام خود را به آن آشكار ساختهاى: كتابى كه آن را براى بندگانت تفضيل و تشريح فرمودهاى، و وحيى كه بر پيغمبرت: محمد (صلواتك عليه و اله) فرو فرستادهاى. و آن را نورى قرار دادهاى كه در پرتوش از تاريكىهاى گمراهى و نادانى راه مىيابيم. و شفائى براى هر كس كه از سر تصديق به آن به شنيدنش گوش فرا دهد، و ترازوى عدلى كه زبانهاش از حق نگردد. و نور هدايتى كه پرتو برهانش از برابر ناظرين خاموش نشود و نشانه رستگاريئى كه هر كس آهنگ طريقت آن كند گمراه نگردد و هر كه به دستاويز عصمتش در آويزد دستهاى مهالك به او نرسد، خدايا پس اكنون كه ما را بر تلاوتش مدد بخشيدى، و به حسن تعبيرش عقدههاى زبان ما را گشودى، پس ما را از كسانى قرار ده كه آن را چنانه شايسته نگهدارى است نگاه مىدارند، و به بندگى و اطاعت مىكنند، و خود را از اقرار به متشابهات و محكمات آياتش ناچار مىبينند.
خدايا تو كتاب خود را مجمل و سربسته بر پيغمبرت: محمد (صلى الله عليه و آله) نازل كردهاى، و آنگاه او را به علم تفصيلى شگفتىهايش ملهم ساختهاى و علم آن را با تفسير و توضيح بما ميراث دادهاى، و ما را بر آن كسى كه نسبت به علم قرآن جاهل بود برترى بخشيدهاى، و بر فهم حقايق و عمل به مقتضاى آن نيرو دادهاى، تا با اين افتخار ما را از آن كس كه تاب قيام به حق آن را نداشت برتر نهى.
خدايا، پس همچنانكه دلهاى ما را حامل قرآن ساختى، و شرف و فضل آن را به رحمتت بما شناساندى، پس رحمت فرست بر محمد: كه خطيب منبر قرآن است، و بر خاندانش كه خزانه داران جواهر آنند و ما را از كسانى قرار ده كه اعتراف دادند كه آن از جانب تو است، تا در تصديقش شك به ما رخ ندهد، و انحراف از راه مستقيمش در خاطرمان نيايد.
خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از كسانى قرار ده كه به ريسمان عهد و پيمان قرآن چنگ در مىزنند و از امور متشابه به پناهگاه محكمش التجا مىكنند، و در سايه پر و بالش مىآسايند و به روشنى صبحش راه مىيابند و به اشراق روشنگريش راه مىجويند، و از چراغش چراغ مىافروزند و از غير آن هدايت نمىطلبند.
|
|
| 44530 |
نام:
مريم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/22/2007 1:09:39 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
دعاي ختم قرآن
در پایان قرآنهایی که ترجمه دارند به طور معمول دعای ختم قرآن، ترجمه شده است با این وجود، دو دعایی که در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی ـ در اعمال آخرین روز ماه مبارک رمضان که همراه با ختم قرآن است ـ سفارش شده به اين شرح است:
1. از حضرت علینقل شده که پیامبر اکرم مرا امر فرمودند که هر گاه قرآن را ختم کردی، بگو: بار خدایا من از تو دل نهادن دل دادگان و متوجهان، اخلاص معتقدان، همراهی با نیکان، استحقاق حقایق و واقعیات ایمان، بهرههایی از خیر و خوبی، سلامتی از هر گناه و بزهکاری، رحمت مفروضت، آمرزش و مغفرتت و کامیابی به بهشت و رهایی از دوزخ را از تو درخواست میکنم.
2. در روایات آمده که حضرت علی هر گاه قرآن را ختم میکردند، میفرمود: بار خدایا سینهام را به قرآن بگشای و تنم را به قرآن بگمار و دیدهام را به قرآن روشنی ده و زبانم را به قرآن باز کن و بدان تا زنده هستم یاریم فرمای زیرا که هیچ قوّت و توانایی جز به وجود تو نیست.
|
|
| 44529 |
نام:
زينب عارفي
شهر:
تهران
تاریخ:
9/22/2007 1:02:42 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
سلام - این یکی از دست نوشتههاي امينه دوست دارم به مناسب هفته دفاع مقدس بزارم تا شما هم بخونيد
هر بار که سعی کردم چيزی بگويم، حرفی بزنم از باغ آلالهها بغضی گلوگير سد راهم شد ... حتی اگر هم میتوانستم حرف بزنم نمیدانستم چه بگويم ... آن قدر از هوای بهشتی آنجا مست شده بودم که ديگر ......
اما امروز که باز هم دلم تنگ آن هوا شده است و باز هم گمگشتگی خود را در لابهلای روزمرگیها حس میکنم دوست دارم لحظهای با خاطره خوش لحظههای در کنار آنها بودن سپری کنم تا مگر بر غم جانکاه دوری شان مرحمی باشد.
آنروز که باز هم به ميهمانی لالهها رفته بودم در وجودم احساس سخت شرمندگی داشتم که آيا من شايستگی حضور در اين مکان را دارم يا نه ..... گوشهايم صدای خروش رودی را میشنود ... از درون نيزارهای کنار رود نجوای الهی العفوها تکرار میشد ... نسيم ملايمی که نيزارها را به رقص وا میداشت هنوز صدای يارب ياربها را در گنجينه خود پنهان داشت .... اينجا اروند است معراج بسياری از شهدا ....
لحظههای اوليه سال در حال سپری شدن است اما به جای تيک تاک ساعت زمزمه يا مهدی يا مهدی به گوش میرسد آخر اينجا موقعيت عمليات فتحالمبين است در کنار شياری که دشتی از لالههای پرپر را در خود جا داده است .... اما خيمهای سبز نيز در ميان سرخی دشت به چشم میخورد ... اين خيمه، خيمه ميهمانی شهدا به ميزبانی مولايشان قبل از شهادت است.
اينجا وقتی پاهايم را بر زمين گذاشتم تمام وجودم به لرزه در آمد و تمام گناهانم گويی دسته پرستوهايی شدند که از وجودم هجرت کردند ... خدايا چه شده؟ چه سری در اينجا نهان است ... شهيدان به استقبالمان آمده بودند شهدايی که تازه تفحص شده بودند ... لحظههايی که در کنار پيکر پاکشان بودم احساس سبکی میکردم آنقدر سبک که گويی با پرواز چند قدم بيشتر فاصله نداشتم ... نمیدانم چه شد که ناگهان اين پيکرهای پاک را در فضای حسينيه فکه بر روی دستانمان ديدم ... چه لطف بزرگی ... تشييع پيکرهای شهدا .... گويی ملائک نيز ما را همراهی میکردند. دلم میخواست پرواز کنم و به اوج بروم اما هنوز زمين گير خاک بودم و مرا به افلاک راهی نبود ... دلم شکست.
قتله گاه فکه تکراری از تاريخ بود .... وقتی که بالای تل شنی ايستاده بودم پرچمهای رقصان در باد که بالای گودی دور تا دور بودند نظرم را جلب کرد اسامی که بر روی پرچمها بود برايم آشنا بود ... نامهای اصحاب عاشورايی امام حسين (ع) بودند ... آری شهدای اين قتلهگاه همگی لب تشنه شربت شهادت را نوشيده بودند ... مصائب حضرت زينب(س) از بالای اين تل قابل فهمتر بود.
اما نمیدانم چگونه بگويم از عطر و بو و صفای طلائيه ...
در سمتی دست شهيد خرازی به پيشکش درگاه حق رفته و موقعيت حضرت ابوالفضل نام گرفته و سمتی ديگر همت شهيد همت در راه عشق به ثمر نشسته و سر از تنش جدا شده ..... حال بيا و در مسير اين دو موقعيت قدم گذار ... ياد يک خيابان بهشتی خواهی افتاد .... و بادی که میوزد از سمت حرم عشق میآيد و تبرکی از دو گنبد طلايی ...
در هوای هويزه ديگر خودم را نمیتوانستم ببينم تمام فضا از عطر و خاک عجيبی پر شده بود که خاک آن به سرخی میزد و عطر آن عطر شهادت و شهامت و يادگار عشق و ولايت بود .... آهی کشيدم و در حسرت پروازی اينچنين سوختم ... احساس میکردم هيچم .... اينجا ديگر مقتل خوانی نمیخواست همه چيز تکرار میشد. لبهای تشنه .... محاصره ... مظلوميت ... ايستادگی و مقاومت ... و پيکرهای بیکفن.
و آخر سفرنامه اين سفر عشق پادگانی است
|
|
| 44528 |
نام:
مریم
شهر:
هرجا که خدا هست
تاریخ:
9/22/2007 12:48:21 PM
کاربر مهمان
|
خداجون سلام . حال من خوبه ! تو چطوری ؟ چکار می کنی با من سر به هوا . خدایا ببخشید سر نماز هواسم نیست. نمی دونم چم شده !!!! خدایا دلم برا اون حسای خوب تنگ شده . دلم برا اون موقع ها تنگ شده که با تمام وجود حست می کنم . بعدشم همه ی تنم می لرزه ! بعدش سردم می شه . می دونم سردم نیست ولی می لرزم . آخه تو دلمو می لرزونی . خداجون ولم واسه ی اون نمازا تنگ شده . خداجون یازده روز از رمضون رفت . من هنوزم سر سفره ی گدایی از تو نشستم . خدایا دیروز غروب خورشید رو به یاد تو تا آخر تماشا کردم و چه لحظه ی باشکوهی . خدایا خورشید با اون عظمتش و با اون سرعتش چقدر آروم با روز خداحافظی کرد و جاشو به ستاره ها داد و تو اون لحظه داشتم به تو فکر می کردم .خدایا این چندمین جمعه ای بود که ازت این درخواستو داشتم و تو بازهم منو متظر گذاشتی!!!!!!!! خدایا حالا نمیشه صلاح من در این باشه که حاجت منو زودتر بدی ؟ مگه نگفتی دعا بعضی قضا و قدرها رو تغییر می ده ؟!! خدایا انقدر به این و اون التماس کردم واسم دعا کنن که خودم دیگه خجالت می کشم . خدا! خداجونم من خوبم . تو چطوری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا من حالم بده! خدا من حس بدی دارم ! خدا دلم واسه ی یه حس خوب پر می کشه ! من از اون آسمون آبی می خوام . من از اون شبهای مهتابی می خوام !!!!!!! خدایا یه حس خوب بهم بده .
خدایا من خوبم . تو چطوری ؟
اللهم عجل لولیک الفرج
واما سلام به همه ی بچه های آسمونی ! سلام به دوستای جدیدم. سلام به حرف دلیها .
مریم جون سلام یه پیام واست گذاشتم پنجشنبه فک کنم ندیدی ! از اول می گم دلم می خواد بیشتر باهات آشنا بشم! منتظر پیغامت می مونم گلم . و احتمالا خواهر کوچولوترم. من منتظرتم . قربونت: مریم
یه پیام هم واسه دور سوم اگه شروع بشه ، لطفا جزءبیست و دوم رو برای من بذارید . از الان بگم . چون خواب دیدم که این جزء رو بر می دارم .
|
|
| 44527 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
9/22/2007 12:33:00 PM
کاربر مهمان
|
صلوات بفرست بر جمال نوراني مهدي عج ،دعايتون به آبروي ابي عبدا.....مستجاب صلوات بفرستيد ،،،،،،،،،**جه فرقي ميكند حالت جطوره ،خسته نباشي
|
|
| 44526 |
نام:
خروش!
شهر:
همین دور و برا
تاریخ:
9/22/2007 12:27:56 PM
کاربر مهمان
|
کلام رهبر:
هفتهى دفاع مقدس نمودار مجموعهاى از برجستهترين افتخارات ملت ايران در دفاع از مرزهاى ميهن اسلامى و جانفشانى دلاورانه در پاى پرچم برافراشتهى اسلام و قرآن است.
و در اين مجموعهى تابناك درخشندهترين و نفيسترين نگين گرانبها ياد و خاطره شهيدان است. آنان جوانان و جوانمردان رشيد و پاك سرشتى بودند كه با آگاهى و درك والاى خود موقعيت حساس كشور را تشخيص دادند و وظيفهى بزرگ جهاد در راه خدا را مشتاقانه پذيرا شدند، هيچ ملتى و كشورى بدون چنين مجاهدتها به عزّت و تعالى دست نخواهد يافت. كشور ما مديون فداكارى اين جانهاى عزيز و خانوادههاى صبور آنهاست. هر ملتى كه چنين دلاوران آگاه و شجاعى را در دامان خود پرورده باشد حق دارد به آنان ببالد و آنان را الگوى تربيت جوانان خود در همهى دورانها بداند. رحمت خدا و درود پيامبران و فرشتگان و بندگان صالح او بر اين ارواح طيب و طاهر باد...
|
|
| 44525 |
نام:
مریم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/22/2007 12:10:53 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدای قرآن
آمار دور دوم ختم قرآن
جزء اول: آقا شهاب
جزء دوم: خودم
جزء سوم: سميراي عزيز
جزء چهارم: آقا صادق
جزء پنجم : گل نرگس گرامي
جزءششم و هفتم:فاپات محترم
جزءهشتم: ساغر بزرگوار
جزء نهم: سحر خانم
جزء دهم: مریم از هرجا که خدا هست
جزء يازدهم: درساي بزرگوار
جز دوازدهم و سیزدهم: چه فرقی می کنه بزرگوار
جزء های چهاردهم و پانزدهم: دوستان گرامي آقا شهاب
جزء شانزدهم: آقا مجتبی
جز هفدهم: مسافر از غربت
جز هجدهم: دوست آقا شهاب
جز نوزدهم: ساره عزیز
جز بیستم: سنگ از صحرای کربلا
جز بیست و یکم: جناب مبارز
جز بیست و دوم: سمیرای عزیز به نیت برادرشون
جز بیست و سوم و بیست و چهارم : مائده
جز بیست و پنجم : هادی اهل پرواز
جز بیست و ششم: دوستم نوشین
جز بيست و هفتم:آقا فرزاد
جز بيست و هشتم: آقا محمد
جزء بیست و نهم: ذوالعرش
جزء سی ام: ونوس کوچولو
دوستان بزرگوار انشاءالله دور سوم را چند روز دیگر یعنی شب ولادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) شروع می کنیم.
عامل به آیات الهی باشیم... صلوات
در پناه قرآن باشیم... الهی آمین
|
|
| 44524 |
نام:
تنها
شهر:
غربت
تاریخ:
9/22/2007 12:05:17 PM
کاربر مهمان
|
خدایا مرا تنها نزار کمکم کن
|
|
| 44523 |
نام:
دلگرفته
شهر:
يزد
تاریخ:
9/22/2007 11:27:21 AM
کاربر مهمان
|
سلام بر حضرت مهدي (عج)
سلام بر عاشقان و منتظران مهدي (عج)
مهدي جان جمعه اي ديگر هم رفت و نيامدي ...ماهمچنان منتظر آمدنت هستيم وبا پلكهاي چشممان جاده آمدنت را جارو مي زنيم و با اشكهاي چشمان پراميدان شستشو مي دهيم
مهدي جان به ماهم نظري افكند و مارا هم از ناجيان صحنه عنايات خود قرار ده .
از همه شما پاك دلان و روزه داران التماس دعا دارم.اميدوارم كه همگي موفق و مويد باشيد.
|
|