هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
44352
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 9/19/2007 1:24:55 PM
کاربر مهمان
  براي اينكه دعايت دعا باشه،براي اينكه نماز ت نماز باشه،براي اينكه سجده ات سجده باشه ،براي اينكه قلبت قلب باشه،براي اينكه حال خوبي داشته باشي سر سجده ،وسر دشمني باشياطين راوا كني صلوات بفرست بر نازنين مخلوق محمد بن عبدا...
44351
نام: LoverGod14Loversand
شهر: عشق...
تاریخ: 9/19/2007 1:10:20 PM
کاربر مهمان
  اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و النفس الاماره...

بسم الله الرحمن الرحیم...

یا((الله))(ج)...یا ائمة الهدی(ع)...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و النصر فان حزب الله هم الغالبون فان حزب الله هم المفلحون...

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته...

ا.ع.ر.ن.ت.ب.ا.م.ا.ن.گ...

یا حق با حق تا حق...




44350
نام: قاسم
شهر: چالوس
تاریخ: 9/19/2007 1:08:26 PM
کاربر مهمان
  چرارزمنده جبهه ديده غربيب شده
44349
نام: غریبه
شهر: غریبستان
تاریخ: 9/19/2007 12:55:41 PM
کاربر مهمان
  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
44348
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 9/19/2007 12:40:18 PM
کاربر مهمان
  دریغ از فراموشی لاله ها...
44347
نام: رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 9/19/2007 11:47:48 AM
کاربر مهمان
  به نام آنكه اي كاش زندگي كردنم براي او بود

بسم رب الشهدا


بيايید حرمت خون شهيدان را فراموش نکنيم !

قحطي خداپرستي است،
مردم از بي‌ايماني در رنج‌اند ،
در دکان بشريت دو سير عرفان پيدا نميشود،
در بوتيکهاي مردانه، غيرت زنانه ميفروشند!
مرگها قسطي شده، بايد آهسته آهسته بميري؛ زيرا کوپن شهادت اعلام نمي‌شود!
کالاي گناه، علامت استاندارد جهاني دارد . . .
بازار چشم چراني شلوغ است،
و تو در اين آشفته بازار چه کالایي داري؟
... چند سال است که بعد از جنگ خشکسالي شده و اصلا زمستان نداريم،
اصلا ديگر حال خواندن دعاي کميل، ندبه و توسل را نداريم؛ چرا که هميشه مشغول نگاه کردن اين سريال و آن برنامه هستيم . . .
همه باغ مظفر مي‌بينند و شيرفرهادها را مي‌شناسند؛ اگرچه شهيد باکري قهرمان را نمي‌شناسند!
اين روزها با خط سريع‌السير بي‌تقوایي زود به مقصد ميرسي!
اورژانس امر به معروف ضعيف است و امر به منکر شلوغ و اتوبان بلاتکليفي يک طرفه!
در ادارات بايد از خط ويژه پارتي عبور کني وگرنه در ترافيک بي آشنایي ميماني!
غيبت واجب، تهمت مستحب، صداقت حرام و ايثار و فدا کاري مکروه است!
درختان ربا، خوب ميوه مي‌دهند و بار زيادي دارند،
و تو در اين آشفته بازار چه کالایي داري؟ ...
غربت در اينجا بيداد مي‌کند و حضرت ولي عصر از همه غريبتر است!
در خيابان، دعوت به حرام مي‌کنند،
خوشتيپها حرف اول را مي‌زنند،
با سوادها بي‌مدرکند و با مدرکها بي‌سواد!
خواستند شهرمان سبز باشد؛ سبز است البته از نوع لجني!
آسمان شهرمان ديگر رنگين کمان ندارد،
جنگل‌هاي انبوه گناه روز به روز وسيع تر مي‌شود و نمي‌شود نفس کشيد . . .
همه درهاي دل قفل است و هيچ کليدسازي نمي‌تواند کليد خانه دل را بسازد،
و تو در اين خرابه چه سرپناهي داري؟
...
بعضيها به اسم تمدن به گردنشان زنگوله مي‌اندازند و افتخار مي‌کنند که بچه‌هايشان پيتزا، همبر، گرواستيک و لازانيا را خوب تلفظ مي‌کنند!
آنهايي که مي‌نشينند براي سيلي خوردن فلان هنرپيشه گريه مي‌كنند؛ ديگر وقت ندارند سيلي خوردن حضرت زهرا (س) و خون خوردن‌هاي علي (ع) را بشناسند . . .
آنها عشق را از فيلمهاي هندي ياد مي‌گيرند؛ نه از حسين (ع) و زينب (س)!
آنها شجاعت را از فيلم‌هاي آمريکايي ياد مي‌گيرند؛ نه در عمليات‌هاي چريکي شهيد چمران! ...
کاش طنين صداي شهيد آويني را با صداي مايکل جکسون عوض نمي‌کرديم . . .

کاش شهدا را فراموش نمي‌کرديم!


انا مجنون‌الحسين يا ثارالله

برای شادی روحش صلوات بفرستید.
44346
نام: فائزه
شهر: قبله تهران ری
تاریخ: 9/19/2007 11:44:06 AM
کاربر مهمان
  به نام حی لایموت
الهی و ربی من لی غیرک
سلام می کنم ، به همه شما عزیزان امیدوارم طاعات و عباداتتان مورد قبول خداوند منان قرار گیرد .
زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرینه پابر جاست
گربیفروزش رقص شعله اش ازهر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.
امروز خیلی دلم گرفته دیگه روم نمیشه به خدا بگم آخه حس می کنم بنده زیاد خوبی نبودم هر چی ازش خواستم بهم داده .
ولی من نتونستم اون طوری باشم که اون میخواد .آخه محبت کردن باید دو طرفه باشه ، ولی می دونم آگه بازم ازش کمک بخوام کمکم می کنه واز در خانه اش دست خالی ردم نمی کنه .
خیلی سخته آدم سر دو راهی قرار بگیره .
اینجا فقط باید توکل کرد و از خدا فقط کمک بخواهد که راه درست رو بهش نشان بده .شما هم برای من دعا کنید.
پروردگار مهربون
شروع مشکلات برایم ندایی است که
دلت برایم تنگ شده:
چون تو خوب می دونی که من
برای حل اونها فقط به سوی تو
می آیم .
به امید روزهای سبز
سبز
سبز
44345
نام: صالحی
شهر: بروجن
تاریخ: 9/19/2007 11:25:01 AM
کاربر مهمان
  به هوش باش که هنگام باد استغنا
هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند
44344
نام: سمیه
شهر: تهران
تاریخ: 9/19/2007 11:16:17 AM
کاربر مهمان
  دوستان مطلب زیر را از وبلاگ دوستمون محجوبه ی عزیز براتون کپی کردم امید وارم راضی باشن.
جمعه مراسم چهلم پدرشون در یزد بر گزار شد ودر تهران نیز مراسمی در روز جمعه درحسینیه ی بنی فاطمه برگزار شد من پنجشنبه اومدم و خبر را همین جا نوشتم و اطلاع رسانی کردم ولی نمیدونم این پیام ما چی چی داشت که نوشته نشد. الله اعلم!!!!!!!!!!!!

برای تسکین دل این عزیز صلوات و شادی روح شهدا فاتحه مع الصلوات مرحمت کنید.
******************************************

بسم رب الشهدا
پدر عزيزم نتوانستم خاطرات زيباي با تو بودن را بر قلب صفحه سفيد خاطره به تصوير بكشم ، هرچه تلاش كردم نتوانستم ..... اما تصميم گرفتم تا عشق سوزان خود را كه دلم را سوزانده در قالب الفاظ بيا ن كنم .... اگر بشود .... و مگر مي شود احساسي محبتي که بين دختر و پدر است را در قالب الفاظ بيان كرد؟؟
بودنت تبلور تبسمي بود از جنس اقيانوس كه شادي بخش دل زميني من بود ...
پدر باز ماه رحمت و مغفرت فرا رسيد و خداي را هزاران شکر و سپاس که به ما منت نهاد و فرصت درک اين ماه را به ما بخشيد رمضان آمده است و عطر آسمانى سحرهاى رمضان، عشق را در كالبد خسته عاشقان و عارفان جارى كرده است . بابا جان امسال زمزمه « يارب، يارب ‏» سحرگاهان،که بي حضورت بر لبانم جاريست جلاي خاصى به خانه مترو ك دلم مي بخشد.
يادت مي آيد ماه رمضان سال گذشته را؟ هنگامي را كه دعا ي جوشن کبير رادر دستان زجر کشيده ات گذاشتم و گفتي بخوان .... يادت مي آيد همه ي اهل خانه مسجد رفته بودند و من خوش داشتم که در گوشه اي از منزل در کنارت و به همراهت احياي بگيرم يادش بخير بابا اكنون خيلي دلتنگ آن لحظات ناب هستم. در اين روز ها بيشتر از هميشه گرماي حضورت و آن دعاهاي جانسوزت راحس مي كنم.
پدر جان..
پنج شنبه اولين روز از ماه ضيافت الله مراسم چهلمين روز شهادتت بود..چهل روز گذشت ، چهل روز ازشهادتت از پرواز سبزت به آسمان خدا گذشت و من در اين هجران جانگداز مي سوزم .... مي سوزم ومي سازم ....
هرگز باورم نمي شد كه روزي نظاره گر پيكر بيجان تو بر دستان عاشقانت باشم .... ولي تو از خدا خواستي كه به او برسي و با شهداء همراه شوي و شدي ... خوشا به حالت پدرم...
آخرين روز هاي حضورت در اين دنيا ي فاني را به خاطر مي آورم چه روز ها يي بود به ياد داري ؟ وقتي كه عاشقانه و سبکبار بسوي آسمانها اوج مي گرفتي ... مني که همواره سعادت همراهي ات را داشتم در آنجا ديگر توان همراهي تو را در خود نديدم و همان جا بود كه فهميدم كه من جا ماندم و تو رفتي .... رفتي و به خدا پيوستي و من تنها ماندم ...
مرا نيز با خود ببر ... هرچند دل اين حقير به مانند دل تو شيدا نيست ، اما دل شيداي تو را ديده و طعم شيدايي را چشيده ....

پدرم ....
عكس زيباي تو را به ديوار خانه دلم آويخته ام تا صبحم به ياد تو به شام رسد ... تا به ياد تو بخوابم و به ياد تو از خواب بيدار شوم ...
و چقدر زيبا بود تبسم زيبايي كه هميشه بر لبان زيباي تو نقش بسته بود ... و همين سيماي زيباي تو بود كه مرا اينچنين عاشق سيره زيباي تو نيز كرده بود...
عزيز ...
دست مرا نيز با بالهاي آسماني خود كه به پهناي بهشت خداست بگير و مرا نيز در محفل گرم خود بپذير و از اين سوختن نجاتم بخش ...
از بهشت برايم دعا كن كه بي صبرانه منتظر دعاهاي تو هستم .....



44343
نام: ...
شهر: ...
تاریخ: 9/19/2007 11:14:48 AM
کاربر مهمان
  خسرالدنیا والاخره ....
<<ابتدا <قبلی 4441 4440 4439 4438 4437 4436 4435 4434 4433 4432 4431 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4436&mode=print