اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 44152 |
نام:
صادق
شهر:
قم المقدسه
تاریخ:
9/17/2007 1:28:05 AM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهداءوالصدیقین
سلام بر علمداران قلعه
خوب هستین دوستان
اقا مجتبی جان همچنان منتظر شما هستیم یه ارتباطی بر قرار کن اخوی
شهاب جان خوبی برادر خیلی ارادت داریم . . .
دوستان خوش باشید همیشه
|
|
| 44151 |
نام:
آرزو
شهر:
شهر دلتنگی ها
تاریخ:
9/16/2007 10:11:51 PM
کاربر مهمان
|
از دل تنگم بگم ؟؟؟؟ از این استخاره ها بگم ؟؟؟ از چی بگم ؟؟؟ از اینکه گیج شدم بگم ؟؟؟ از اینکه دارم دیوونه می شم بگم ؟؟؟ ای خدا آخه از چی بگم ؟؟؟؟
|
|
| 44150 |
نام:
Alex
شهر:
Atlanta
تاریخ:
9/16/2007 10:07:13 PM
کاربر مهمان
|
Abdul-Zanab, Gherami
This is in response to your earlier posting; and I apologize for the lengthily posting specially in English. Please be patient and read through it.
Several years ago, I had a Spanish coworker that he was a very good Christian (Masihi) family man and we used to discuss many life issues together. One day he called me at my home and he was so concern and worry about his daughter health. He went on explaining that he had to hospitalize his daughter because she could not breathe the night before. While he was explaining his situation to me, It just passed my mind “what do you people do that your kids gets this kind of sickness?” what I was alluding in my mind was that he could be drinking alcohol and this is a result from that. Excuse me, how stupid and naive I was thinking like this about another human being and judging him like this. Please note these were only in my mind for a very short time. Now listen to this. My first son was about three months old at that time. About four to five days after, my son could not breath and he had the same sickness as my friend’s daughter and for the following next two years my wife and I were in and out of doctors offices and hospitals. There was a very spiritual shakh in our town, he told me to continually repeat these two Asmao-Allah-ol-Hosna “Arraouf” and “Arrahim”. I added also “Alghafoor” to these zekrs and repeat ed them constantly to the best of my ability. Two months passed. One night, after my Maghreb or Isha prayer, a voice communicated very clearly in my heart. “Who are you that judging my people”. Right away with the Mersey of Allah (S.W.T), I found out the source of my two years of agony, and I immediately went to Sojdeh and cried and ask for forgiveness. Not so long after , my son’s health returned and Alhamdolilah, he is doing fine since then. Reason for telling this experience here is that, I also, learned that I cannot stand Allah (S.W.T) punishment, it will break us in pieces as such that we could even commit Kofr. Then I suggest, we should think carefully what we are asking from Allah (S.W.T). I clearly understand that you are a very good person and do not wish to pursue a wrong path and disobey Allah (S.W.T) and insha-Allah he will protect you and you stay in his path and he will be satisfy with you and us on the day after. However, please ask Allah to be “Raheem” twards you and us and to teach you and us in a gentle way as such that we automatically do not disobey him. I hope I did not offend you by this posting. If I did, I sincere apologize to you. I just want to share my experience with you.
May Allah (S.W.T) Bless you and others participating in this good site!
|
|
| 44149 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
رشت
تاریخ:
9/16/2007 9:58:49 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم الکس
امشب زدی تو خود حرف دل شهید آینی. خدا حفظت کنه که . انشاء الله که از یاران امام زمان (عج) باشی صلواتی بفرستید.
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
سلام بر رمضان
رمضان ماه هدایت بگشاید پرپرواز
هرکه بسته عهد با یار تا ببیند رخ ماهت
لیله القدر کند هر سالکی خانه تکانی
تا بیاید شب فطر وقت دیدار روی یارت
من رهایم آن زمانی که جدایم زهوایم
سوی حی و سمت ظاهر سوی باطن سمت ربت
گر بمیرم زهوایم بزدایم چرک دنیا
بنمایی رخ ماهت بر من مسکین فدایت
مهدیا گرخطابی در شعارم بزدا خاک راهم
که گذارم قدمی بر خود و برملکوت و ذولجلالت
الکس جان این شعر تقدیم به شما . اختصاصی برای شما البته به خوبی خودتان ببخشید که شعر چه عرض کنم ...
و همچنین تقدیم به شما
جوانا روزه بگیرید اما یه بار خفه نکنیم روزه رو با اعمال خودمون . اعمالی مثل خوردن گوشت تازه و خوشمزه ( مرده برادر دینی) روی سفره زبان برا غیبت
اونم چی؟ وسط روز؟ درحالی که می خوایم بگیم مثلا روزه ایم. اوه اوه اوه
راستی می دونی؟ خداوند نماز کسی رو که غیبت کرده باشه تا چهل روز قبول نمی کنه. مگر اینکه شخص غیبت شده (مظلوم) راضی باشه و کسی نمازش قبول نشه سایر اعمالش قبول نمی شه.
از طرفی شکم خودمان را با غذای خوشمزه تحمت( بدترین غذای ممکن موجود تو یخچال فیریزر تفکر) در روز روشن با زبان روزه نکنیم.
بیایید که نیاییم روزه خوری کنیم... بقیه رو خودت برو تا
چی گفتم
خوب خدایا قربونت برم . به من قدرت عطا کن که آنگونه باشم که تو می خواهی. و آنگونه زندگی کنم که تو می پسندی. و آنگونه بگویم که تو می شنوی.
خاطرخواتیم دیگه چه کنیم. خرابتیم دیگه چه کنیم.
اما...
ناشناسی که به تاریکی شب
میبرد نان یتیمان عرب
... همون آقا... اون آقایی که شبا رد میشد از کوچه ما... سر میزد اون خوب دلا به خونه ها... چی گفتم...اون آقایی که شبا رد میشد از کوچه ما کیسه به دوش کو... اون آقای خرغه پوش کو... کجاست اون آقا که پینه های دستاش مرهم دلای ما بود... نفس سبز نگاهش همیشه حلال مشکلای ما بود... یاعلی
الکس جان اگر خوندید این مطلب رو بنده رو از دعای شما بی نصیب نزارید که دعای مظلوم مستجابه.
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
|
|
| 44148 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
9/16/2007 9:53:00 PM
کاربر مهمان
|
اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن وافترضت علی عبادک فیه الصیام صل علی محمد و آل محمد
برای خشنودی قلب نازنین حجه ابن الحسن (عج) و به نیابت از همه شهداء و امام الشهداء (ره) و همه گذشتگان و کسانی که دستشون از این دنیا کوتاهه آمار دور دوم ختم قرآن ضمن تشکر از زحمات مریم بزرگوار که ان شاء الله اجرشون با خود صاحب این ماه عزیز باشه اعلام می کنم:
جزء اول: شهاب (به نیابت از اخوی مرحومم)
جزء دوم: مریم گرامی (به نیابت از دایی شهیدشون)
جزء سوم: سمیرای بزرگوار(با عرض پوزش از اینکه چندین بار اعلام آمادگی کردید امافرصت نشد که درج کنم.)
جزء چهارم: صادق عزیزاز قم المقدسه
جزء پنجم : گل نرگس عزیز (به نیابت از پدر شهیدشون)
جزء شانزدهم و هفدهم: مجتبی عزیزدل برادر
جزء بیست و نهم: ذوالعرش بزرگوار(ضمن عرض تشکر و عذرخواهی فراوان)
جزء سی ام: ونوس کوچولو (البته طبق معمول چون خودشون فرموده بودند اگه نمی خوان اعلام بفرمایند.)
*دوستان دیگه هم سریعتر اعلام بفرمایند.
*کیفیت رو فدای کمیت نکنیم وحتی الامکان تلاوتمون همراه با تدبر و تعقل در آیات الهی باشه.
*به هر دلیل اگه نتونستیم به وعده ای که دادیم در مورد ختم قرآن عمل کنیم این امر رو به کسی بسپریم و یا در حرف دل اعلام کنیم تا دوستان دیگه تقبل کنند.
*جزء خوانی در این دوره زمان و مهلت مشخصی نداره دوستان هر وقت تونستند تلاوت بفرمایند منتها هر چقدر سریعتر انجام بشه بهتره.
*دوستان سرعت کمه.
عامل به قرآن باشیم صلوات محمدی(ص) بفرستین.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 44147 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
9/16/2007 9:50:09 PM
کاربر مهمان
|
الکس عزیز ان شاء الله. خداوند توفیقتون بده و ایشون رو شفا بده ما هم دعاتون می کنیم.
***
ونوس کوچولوی گرامی توضیح داده ام که محدودیت زمانی نداره اما هر چه سریعتر انجام بشه بهتره.
***
صادق جان کوچیکتیم.
***
زینت گرامی پرواز کن آسمان رمضان پرواز می طلبه.
خداوند بهت دو بال بده که بتونی پرواز کنی صلوات بفرست.
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم یازهراء(س).
|
|
| 44146 |
نام:
Alex
شهر:
Atlanta
تاریخ:
9/16/2007 8:49:50 PM
کاربر مهمان
|
Dear Brother Ahmad from Esfahan,
This is in response to your earlier posting. Alykoom-o-Salaam wa Rahamatollahe-wa Barakatoh. Insha-Allah, Allah (S.W.T) grant you his Salaam, which is the biggest and the best gift a person can receive.
|
|
| 44145 |
نام:
مهرداد امامی رودسری
شهر:
تهران
تاریخ:
9/16/2007 8:36:14 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب النور
سلام علیکم
دل تنگم کند دائم دعایش
تو می دانی چراسوزم بپایش
بود سرمایهء عمرم همین تش
چه می دانی تو شرح ماجرایش
|
|
| 44144 |
نام:
علی(مرد تنهای جاده های بیشه تنهایی)
شهر:
پشت هیچستان
تاریخ:
9/16/2007 7:14:05 PM
کاربر مهمان
|
س از مرگم نمي دانم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم صوتكي سازد گلويم صو تكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او يك ريز و پي در پي دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان اشفته را اشفته تر سازد تا بدين سان بشكند در من سكوت مرگوارم را
|
|
| 44143 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
9/16/2007 7:04:50 PM
کاربر مهمان
|
السلام علی قلب الزینب الصبور
سلام علی آل یاسین.......
خدا جونم.....
یه ترس عجیبی تو وجودمه.....
یه ترس...
می ترسم خدای من...
می ترسم.....خدای من تو بزرگی...
تو کریمی...تو رحیمی..تو رئوفی...
اصلا خلاص کنم خودم و...
بهترین اسماء برا شماست...
آقا جان.....
می ترسم تو این راه هوسم به عقلم غلبه کنه خدا...
می ترسم کج برم بزنم خاکی...
می ترسم از اون هدف اصلیم دور بشم...
تنها دلخوشیم اینه که شما بالاسرمی...
خداوندا خودت ما رو هدایت کن...
کج رفتم بزن پس گردنم...
جوری بزن که بخورم زمین......
تموم لباسام خاکی شه....
همه چیز رو خودت جور در بیار....
نزار من و همسفرم راه و کج بریم....
کمک کن به من و همسفرم....
به حق خودت....
=========================
آقا جان...
از ان روزی که مارا آفریدی
به غیر از معصیت چیزی ندیدی
خداوندا به حق هشت و چهارت
زما بگذر شتر دیدی ندیدی
یا زینب.
|
|