اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 43902 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
9/13/2007 8:05:14 PM
کاربر مهمان
|
ساره گرامي ممنون از ابتكارتون و طرح موضوع خطبه متقين اميرالمومنين علي (عليه السلام) جاي اين گونه مطالب در حرف دل خالي بود كه بحمدالله به كوشش شما داره انجام ميشه خدا قوت.
***
مريم بزرگوار بله قبول دارم ان الله مع الصابرين.
به شما هم خدا قوت مي گم با زحمات شما دوره اول ختم قرآن به پايان رسيد . در ضمن اعلام كنم كه جزء سوم رو كه تقبل كرده بودم تلاوت كردم.
قصد دارم در دوره بعدي ان شاء الله به نيابت از دوستان حرف دل كه دستشون از دنيا كوتاهه بالاخص امين عزيز و به نيابت از همه شهدا و امام الشهداء به تاسي از عزيز دلم چه فرقي مي كنه گل , جزئي رو بخونم ممنون ميشم اگه درنظر بگيريد.
هر وقت هم نتونستين بياين اعلام كنيد بنده وهمه دوستان اهل دل در خدمتيم و بيرق لشكر رو برافراشته خواهيم داشت ان شاء الله.
***
آقا رضا از كوير بعد از مطالب باحالتون در حرف دل شاهد ذكر دعاي هرروز ماه مبارك هستيم دستت درد نكنه دلاور , خدا از ذاكرين واقعي قرارت بده مومن و زيارت بقيع مظلوم و غريب نصيبت كنه .
***
خروش عزيز ممنون از كوچك نوازيتون.
بنده لايق اين همه لطف و مهربوني شما نيستم.
بزرگوار منتظر مطالب و خصوصا اشعار آسمونيتون هستيم.
بنده وقتي دلم مي گيره و ميام تو حرف دل شعر شما رو اون بالا كاملش رو مي خونم و بعد سري به مطالب نوراني دوستان مي زنم و حسابي روحيه مي گيرم.
***
خدا باعث و باني تشكيل حرف دل و اجدادش رو بيامرزه و اين حرف دل رو مثل تالار گفتگو زياد نبينه براي ما صلوات محمدي(ص) بفرست.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 43901 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
9/13/2007 7:14:19 PM
کاربر مهمان
|
السلام علی قلب الزینب الصبور
سلام علی آل یاسین....
چی بگم که یه دستم تو دهنمه یه دستم رو کیبرد...
سر سفره افطار یاد پارسال افتادم که قضا خورده نخورده بودم حرف دل...
خدایا به اندازه بی نهایت ازت تشکر می کنم...
بگو چرا؟
یک من و نگه داشتی برا ماه رمضون امسال...
دو بچه های قلعه رو خیلی قشنگ دوباره دور هم جمع کردی...
ختم قرآن را انداختیم..
همه چی درست شده.....
خدا به امید از تو...
خیلی دربه درتم....
شروع می کنم از اول خودسازی رو...
هر چند شاگرد تنبلم...
ولی میدونم که کمک تو بدرقه ی راهمه...
چرا که گفتی تو یه فدم بیای من ده قدم میام طرفت.....
آ سید مرتضی سلام حاجی...
قربونت الان دور آقا حلقه زدید از دست آقا خرما
می گیرید...
دعا کن ما رو سید....
خدا .....
خرابیم و به روم بکش....عیبی نداره...
ولی خدا...
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است....
بزار بندتم به روم بکشه....
اگه اینا باعث می شه که من و ببخشی...
پس ادامه بده خدا...
العفو...العفو...
یا زینب.
|
|
| 43900 |
نام:
سوته دیل ( مجتبی)
شهر:
رشت
تاریخ:
9/13/2007 7:06:49 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
وتوکل علی الله
برادران و خواهران گرامی توجه کنید
آقا شهاب و آقا ارژنگ وآقایان دیگه که اسمشون یادم رفته دیگه در حرف دل از شما تقاضا دارم ، به هیچ وجه جواب کسی رو که می خواد زخم زبان بزنه ندید. بزارید به کارش ادامه بده بنده هم پیغامشو می خونم و زخم زبانشو می خورم و هیچی نمی گم.
امام صادق (ع) فرمودند در مورد آخرالزمان که فتنه ها زیاد میشه و همه گیر میشه بطوری که خانواده مسلمانی نمی مونه که سیلی فتنه آخرالزمان رو در گوش خودش حس نکرده باشه.
الان وقت افطار هستش و بنده نتونستم بگردم وتموم این روایت را عین خودش از منبعش ذکر کنم. اما تا اینجاش یادم بود.
پس اگر هم کسی قصد تخریب داشت اصلا مهم نیست. اصلا .
چون اینا وعده داده شده بود. تازه چیز دیگه.
در ضمن منظور از فتنه در اینجا( تخریب فضای روحانی حرف دل ) هستش
گفته شد ازامام معصوم(ع) که هرگز ظهور واقع نخواهد شد که برادر دینی به برادر دینی لعنت می فرسته . آب دهنشو می ریزه رو برادر دینیش
شرمندتونم . این قضیه رو به عنوان خاکپاتون یاد آوری کردم.بنده رو ببخشید انشاء الله که موفق باشید.
در ضمن ماه رمضان شما مبارک
|
|
| 43899 |
نام:
خروش!
شهر:
همين دور و برا
تاریخ:
9/13/2007 7:06:37 PM
کاربر مهمان
|
فسبح باسم ربک العظیم...
از همگی قبول باشه ان شاءالله
بیاییم قدر این لحظه های ارزشمند رو بدونیم. بیاییم غرور رو در خودمون سرکوب کنیم
زندگی پرتو شمعی است که در بزم وجود...به نسیم مژه برهم زدنی خاموش است
یا علی...یا علی
|
|
| 43898 |
نام:
نمسیس
شهر:
کرج
تاریخ:
9/13/2007 5:50:14 PM
کاربر مهمان
|
چی بگم که خیلی تنهام غیر تو یاری ندارم....
خدایا کمکم کن!
|
|
| 43897 |
نام:
آرمان
شهر:
آرمانشهر
تاریخ:
9/13/2007 5:39:15 PM
کاربر مهمان
|
گياه خشكيده،با بهاران،سبز خواهد شد و حياتي نو را آغاز خواهد كرد.
زمين مرده،با بهاران،زنده خواهد شد و نيز آماده براي روئيدن.
و از همين روست كه خاك تفتيده،حاصلخيز مي گردد و درخت تكيده،پر شاخ و برگ.
جسم و جان عالم و عالميان نيز انتظار بهاران را مي كشند،تا حياتي دگرباره،يابند.
بهاران،نويد بخش انقلابي ديگر،در دل مخلوقات است و با آمدنش،حيات مرده ی آنها،به زيستني نو و تازه،بدل خواهد گشت.
انقلاب صيام،بهار دلهاست و با آمدنش،روح و جان آدمي،نو و تازه خواهد گشت و حياتي دگرباره خواهد يافت.
آيا دلهاي فرو مرده ي ما را نيز در بهار صيام،حيات و زيستني نو و تازه،خواهد بود؟!
|
|
| 43896 |
نام:
LoverGod14Loversand
شهر:
عشق...
تاریخ:
9/13/2007 5:34:49 PM
کاربر مهمان
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و النفس الاماره...
بسم الله الرحمن الرحیم...
یا((الله))(ج)...یا ائمة الهدی(ع)...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و النصر فان حزب الله هم الغالبون فان حزب الله هم المفلحون...
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته...
ک.ت.ب.ر.ک.غ.و.ب.آ.ی.ی.ا.ه.ض.م...
امام موسی کاظم(ع):عاقل ترین مردم کسیست که سخن حق را بپذیرد...
بارلها از آن لحظه میترسم که به گناهی جهل داشته باشم که مرا از شما دور سازد و نافرمانی از احکام شما باشد...خدایا مرا هدایت فرما به راه راست آن راهی که روشن است و سعادت بنده در آن...
صحبت های یکی از کسانی که در همین حرف دل حاضر است و در مسنجر با بنده صحبت کرده بود و به هر صورتی که توانست فحاشی کرد را جناب ادمین دیده اند...
این جناب همان کسیست که مدعی خیلی از مسایل است...و...
کلمات رکیکی که این شخص استفاده کرده هنوز در آرشیو مسنجر بنده وجود داره و واقعاً کراهت دارم که بخوام بار دیگر بگذارم...
اما این مسئله خطاب قرار دادن ضد شرعی نامحرمان در تالار که دو طرفه هم است جای واقعاً توجه دارد...
به هیچ وجه حد و حدود شرعی را رعایت نمیکنند و مشخص نیست چطور هم مدعی اند...
البته انتظاری هم از آنان نیست آنان که در تالار خود را به خوبی نشان داده بودند اینجا هم فعالیت خود را میکنند...
شرم و حیا و عفت و غیرت و پاکدامنی و تقوا کجاست...؟؟؟!!!
امیر المومنین علی(ع):کسی که حیا ندارد دین ندارد و کسی که دین ندارد از او انتظار هر عمل گناهی داشته باش...
یا حق با حق تا حق...
|
|
| 43895 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
9/13/2007 4:55:09 PM
کاربر مهمان
|
گفتم یک نفر مدام توی چشم ها راه می رود ، می نشیند ، بلند می شود.
گفتم : سرم شده است بازار مسگرها...تق...تق...تتق تق
گفتم : دلم برای کسی تنگ شده است.
گفتم : هفته ی پیش پشت همین بازار چهار تأمین خنثی کردیم. بیات خندید و گفت : نگفتم یک روز می زنی به جدول!
گفتم : تو آفتاب بعد از ظهر حیاط هزار تا عقرب از تنم بالا می رود می دوم تو و زنم پارچ آّ را خالی می کند رویم.
گفتم : چرا اینطوری شده اید شما؟ من دلم برای نیزار ها برای مجنون تنگ شده است.
گفتم : شب ها صدای اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن... توی سرم ول می خورد.
گفتم : می خواهم هی برای جمعه های شلمچه اشک بریزم برای مرتضی که در دل شط دعا می خواند ، برای دستم که در روزهای خیبر جا ماند.
گفتم : من دلم برای کسی تنگ است.
کلماتم را کنار باغچه می ریزم گل ها یکی یکی پژمرده می شوند. رو به آسمان ظهر فریاد می کشم آسمان تار می شود تیره می شود. دست می برم توی حوض ، ماهی ها پشت سر هم می میرند. دهانم بوی آهن می دهد ، سنگینم. باروت در تنم ریخته اند ، گیجم. سرم را زیر آب فرو می برم ، خنک نمی شوم چرا؟ خورشید هر چه می کنم خورشید را که پشت دیوار هایی است که هر روز مرتفع تر می شود نمی یابم. دیوار های شهر مرتفع می شوند و من روز به روز آب می روم و لباس هایم گل و گشاد می شود. این خیابان های شلوغ ، این آدم های سیاه وسفید ، این روزها ی بی مجنون چه کرده اند با من که حالم از برق شیشه ی آسمان خراش ها بهم می خورد و دلم را هوای سربی و آدم های فانتزی بهم می زنند که بالا می آورم در حیاط هر روز.
کسی نیست کلمات قرآن را در چشم های ما بکارد؟
دلم گرفته است.
کسی نیست معنای ربنا را به ما هدیه بدهد؟
خسته ام.
کسی نیست در این گیر به ما روشنی تعارف کند؟
کسی نیست پلاک هایمان را پوتین و چفیه مان را به ما باز گرداند؟
کسی نیست آسمان را در دست های ما بریزد؟
پاساژها ، مانکن ها ی بی روح ، تیزرهای خالی از عشق و این تراشه های ابتذال بی حوصله مان می کنند.
کسی نیست بوی بهشت بدهد؟
(گاهنامه ی فرهنگی خودمونی)
|
|
| 43894 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
9/13/2007 4:39:43 PM
کاربر مهمان
|
آقای ندیده ام
تو تاریکی لحظه ها
بازم نبودنت احساس می شه
باز نفس هام با اندوه نبودنت به شماره افتاده
پشت روزگار تو تحمل تنهایی خم شده
و طراوت ثانیه ها بی حضورت کم
تا کی باید ترانه ی دوریتو بخونمو باز چشم به راهت بمونم
تو این شبای غربت تنها موندم
تنهای تنها
آقای ندیده ام
آسمون دلمو مهمون بارون نگاهت میکنی
ستاره ها هم دوباره صف کشیدن
کاش فردا شب سوسوی ستاره ها به حرمت قدمهات باشه
نه حسرت دیدارت.
|
|
| 43893 |
نام:
باران ف
شهر:
قائم شهر
تاریخ:
9/13/2007 4:35:12 PM
کاربر مهمان
|
***برای مریم خانم و آقا مقداد***و همه اونی که نوشته منو خوندن .
مریم جون سلام از اینکه نوشته منو خوندین ممنونم
قرار بود اسم شما رو بنویسم ولی وقتی ثبت شد فهمیدم اسم شما رو ننوشتم .من از همه تضا ضای راهنمای کردم منتها اسم اونایی که بیشتر تو سایت هستن و نوشتم .
هم از شما وهم از برادر م آقا مقداد ممنونم از
نظر تون برادرم آقا مقداد خواستین راجع به موقعیت اجتما عی خانوادهش بیشتر بدونین باید بگم خا نواده خوبی هستن . منظورم این بود که از اون دسته خانوادهای نیستن که به چشم بیان ، بر وبیا داشته باشن از یک خانواده بزرگ
(از نظر اجتماعی منظورمه)باشن ،نیستن یه خانواده معمولی ان. و در ضمن خانواده اونا در جریان هستن اصلأ خالش اومد خواستگاری الیته به خواهر بزرگم که دوستش بود گفت ، خانواده ما ،در جریان نبودن بعد اینکه من چند بار جواب رد دادم . یه روز از دهن داداشم پریدو به مامانم گفت فکر میکرد اونا میدونن.
پدر و مادر ش راضی هستن . خانواده ما هم راضی هستن .این موضوع از قبل عید تا الان ادامه داره ودرسته دور از چشم بابا مامانم بوده .اونا می دونستن که جواب رد دادم .
با وجود جواب رد دادن به خاطر سن و درسش باز راضی نشده و خواسته شخصأ با من صحبت کنه وقتی راجع به درسش گفتم گفت خیلی ها درس خوندن و بی کارن و نمی تونن خرج زندگی بدن . اگه یه نفر باشه درس خونده باشه ولی کار نداشته باشه چی .
بعد راجع به سنش گفتم که تو الان به من علاقه داری وقتی وارد زندگی شدیم چند سال بعد برامون مشکل پیش میاد. قانع نشد و گفت من خودم تورو انتخاب کردم ،کسی شما رو به من معرفی نکرد که بعدأ پشیمون بشم واقعأ با این حرفاش نمی دونستم چی بگم .
برادر خوبم آقا مقداد، آقا بهرام از بستگان ما هستن .هم ایشون وهم من خانواده همو خوب می شناسیم . پسره دختر دایی بابام هستن چون تو یه محل کوچیک زندگی می کنیم رابطه نزدیکی داریم .
در ضمن برادر خوبم ،نگین این حرفو که دلم خالی میشه ان شا الله درست میشه مگه نه .
برای خواهرم ، برای مادرم ، برای خواهرت باران اگه قابل بدونی ، سر سفر افطار خواهش می کنم دعا کن به مادرتون هم بگین دعا کنن چون مادرا همدیگر رو خوب می فهمن .مریم جون شما هم برام دعا کن برای دل نگران مادرم به حرف شما هم فکر کردم که گفتین راجع به سنش بیشتر فکر کن ولی به حرف مامانم هم فکر کردم وقتی گفت.....
التماس دعا ***دل نگران باران ***
*** ببخشید ادمین جان زیاد شد تکرار نمی شه ***
|
|