هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
43182
نام: احمدكل محمدبور
شهر: قایمشهرخ ساری
تاریخ: 9/3/2007 1:47:01 PM
کاربر مهمان
  بنام خدا
باسلام
اینجانب دارای دوفرزند میباشم که اولی ده/10 سال دارد ودومی پنج/5 سال دارد وبه بیماری ضعف عضلانی وعصبی مبتلا هستندو وزارت بهداشت ودرمان وشورایعالی پزشکی درتاریخ 23/3/86 مجوزاعزام به کشورفرانسه – مارسی- بیمارستان تیمونه راصادرکرد. وهزینه ی بلاعوضی که وزارت بهداشت برایم درنظرگرفته است فقط چهارمیلیون تومان است .!!!!!!!!!!!!؟ طی هماهنگی که ما با بیمارستان تیمونه فرانسه نزد آقای دکترعطاریان داشتیم فقط هزینه بیمارستان سی میلیون تومان میاشد به غیراز هزینه اقامت یک نفر همراه یعنی خودم وبه غیر ازهزینه بلیط رفت وبرگشت که فقط همین سه میلیون تومان (3000000)میباشد. باتوجه به اینکه اعتبارمجوزفوق ازتاریخ صدوربرای شش/6 ماه میباشد باگذشت سه /3 ماه همچنان فرصتی برایم نمانده است . به خدا فرزندانم شب و روز لحظه ای از درد آرامش ندارند . اینجانب به عنوان یک فرد ایرانی وطبقه ضعیف جامعه که درکشور امکان درمان وجود ندارد ؟ آیا دراین کشور کسی نیست که به فریاد کوکانم معصومم برسد ؟ آیا کسی نیست که فریاد مرابشنود ؟ شما را به خدا اگر درد دلم راشنیدید جهت مساعدت به گوش مسئولین برسانید .
با سپاس فراوان احمد گل محمدپور

تاریخ 860612
شماره نامه وزارت بهداشت ودرمان جهت پیگیری شما 5/569/3/2 مورخ 22/3/86 * لطفا اگر اینجانب نامه و متن مشکل خودرا به سایت وادرس اقای دکتر احمدی نژاد و آقای خامنه ای نفرستادم آدرسی نداشتم شما را به خدا نامه مرا به روئیت آقای خامنه ای و دکتر احمدی نژاد برسانید .
43181
نام: سردار
شهر: علم ودين
تاریخ: 9/3/2007 1:41:26 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحيم

زنده باد حضرت شيخ السلام مولانا عبدالحميدرهبر جامعه
اهل سنت بلوچستان وايران وجهان
43180
نام: خدابيامرز
شهر: سراي باقي
تاریخ: 9/3/2007 1:18:08 PM
کاربر مهمان
  انا لله و انا اليه راجعون.

امروز مصادفه با روز درگذشت سلطان الواعظين شيرازي. در زير خلاصه اي از زندگي ايشان را برايتان نقل مي كنم.
________________________________________________
سيد محمد شيرازي فرزند اشرف الواعظين حاج علي اكبر (معروف به اكبرشاه) در حدود سال يك هزار و دويست و هفتاد و پنج شمسي (هزار و سيصد و چهارده قمري) در تهران متولد شد و مقدمات را در تهران فرا گرفت. وي در دوازده سالگي به همراه پدرش به عراق رفت و مدت دو سال در كربلا، سطوح متوسطه را خواند. سپس در خدمت پدر به كرمانشاه عزيمت نمود و به تبليغ شريعت پرداخت. سيد محمد سپس براي تكميل علم و كمال خويش به كشورهاي عراق، سوريه، فلسطين، اردن، مصر و هندوستان مسافرت نمود و با گروه‏هاي بسياري از يهوديان، مسيحيان، برهمائيان و مسلمانان اهل سنّت و... مناظرات ديني و مذهبي داشته است. مناظره سلطان الواعظين شيرازي با دو عالم بزرگ اهل سنت در پيشاور به مدت ده شب و هر شب به مدت بيش از هشت ساعت در حضور گاندي، رهبر هند، بسيار معروف است. جريان مناظره‏هاي وي، در تمام جرايد آن زمان هند درج گرديد و مطالب اين مناظره در كتابي با نام **شب‏هاي پيشاور** در بيش از هزار صفحه به چاپ رسيد. علاوه بر آن، آثار گران‏بهايي از وي به جاي مانده كه صد مقاله سلطاني در ردّ بر يهود و نصارا و نيز گروه رستگاران يا فرقه ناجيه در دو جلد از آن جمله‏اند. سيدمحمد سلطان الواعظين شيرازي سرانجام در هجدهم مهر هزار و سيصد و پنجاه شمسي برابر با بيستم شعبان هزار و سيصد و نود و يك قمري در هفتاد و پنج سالگي در تهران درگذشت و با تشييع باشكوهي در مقبره ابوحسين به خاك سپرده شد.

يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.

43179
نام: ناشناس
شهر: غريبستان
تاریخ: 9/3/2007 1:11:35 PM
کاربر مهمان
  اللهم الرزقنا توفيق شهادة في سبيله

سلام امين جان ،
يه چيز بگم؟؟؟ ........... دارم از بغض پر كشيدنت ميتركم،

رو كردم به آسمون خدا بهش گفتم :
خدايا ، الهي بميرم برات كه تو اينقدر غريبي ، اما غريب تر از تو پرستويي كه موقع مهاجرت با بال شكسته پريد.
آخ خ امين جان ، چه بد كردي با دل من ، چه بد كردي
كاش ......... كاش ازم نخواسته بودي ، كاش هيهات دلتو نشنيده بودم ، كاش واسه اين آخرين دم هم فرصتي براي شنيدن ..... بگذريم

تو ميدوني و من ميدونم و خداي ما

چي بگم ..... بگم پريدنت مبارك ، بگم تولدت مبارك ، بگم ديدار آقا سلام برسون ، چي بگم مومن خدا ، چي بگم ؟؟؟؟؟
اونوقت در گوش مادرت چي نجوا كنم ، بگم تسليت عرض ميكنم ، غم آخرتون باشه ... خدااااااااااااااااااا

ناله را هرچند ميخواهم كه پنهانش كنم
سينه ميگويد كه كن تنگ آمدم فرياد كن

آلهي از ما به تو امانت


ياعلي
43178
نام: مبـــــــــــارز
شهر: اهــــــــــواز
تاریخ: 9/3/2007 12:42:22 PM
کاربر مهمان
  زندان مؤمن و بهشت كافر

روزى امام حسن مجتبى عليه السلام پس از شستشو، لباسهاى نو و پاكيزه اى پوشيد و عطر زد. در كمال عظمت و وقار از منزل خارج شد. به طورى كه سيماى جذابش هر بيننده را به خود متوجه مى ساخت ، در حالى كه گروهى از ياران و غلامان آن حضرت در اطرافش بودند. از كوچه هاى مدينه مى گذشت ، ناگاه با پيرمرد يهودى كه فقر او را از پاى در آورده و پوست به استخوانش چسبيده ، تابش خورشيد چهره اش را سوزانده بود. مشك آبى به دوش داشت و ناتوانى اجازه راه رفتن به او نمى داد، فقر و نيازمندى شربت مرگ را در گامش گوارا نموده بود، حالش هر بيننده را دگرگون مى ساخت ، حضرت را در آن جلال و جمال كه ديد گفت :
خواهش مى كنم لحظه اى بايست و سخنم را بشنو!
امام عليه السلام ايستاد.
يهودى : يابن رسول الله ! انصاف بده !
امام : در چه چيز؟
يهود: جدت رسول خدا مى فرمايد:
دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است .
اكنون مى بينم كه دنيا براى شما كه در ناز و نعمت به سر مى برى ، بهشت است و براى من كه در عذاب و شكنجه زندگى مى كنم ، جهنم است .
و حال آن كه تو مؤمن و من كافر هستم .
امام فرمود:
اى پيرمرد! اگر پرده از مقابل چشمانت برداشته شود و ببينى خداوند در بهشت چه نعمتهايى براى من و براى همه مؤمنان آفريده ، مى فهمى كه دنيا با اين همه خوشى و آسايش براى من زندان است ، و نيز اگر ببينى خداوند چه عذاب و شكنجه هايى براى تو و براى تمام كافران مهيّا كرده ، تصديق مى كنى كه دنيا با اين همه فقر و پريشانى برايت بهشت وسيع است . پس اين است معناى سخن پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود:
دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است .


****************************************


ای بازیگر
گریه نکن ، ما همه مون مثل همیم
صبها که از خواب پا میشیم ، نقاب به صورت میزنیم


می خواستم بگم که مقداد از اهواز از اعضای قدیمی قلعه(حرف دل ) هستن . ولی اصلا توی تالار نمی رفتن . فقط توی یک مدت کوتاه اونم فروردین 86 اومدن و خدا میدونه که از اومدنشون توی تالار قصد خیر داشتن .در ضمن مقداد نه اهل هک کردنه نه این کار ازش بر میاد!!! مومن خدا نمی تونست ویندوز سیستم خونه خاله محترمشونو عوض کنه اومد دنبال من گفت :مبارز بیا ویندوز رو عوض کن !!! باور کنید جدی میگم ویندوز رو نمی تونست عوض کنه...... حالا چه برسه بخواد هک کنه !!!

نگین همشهری بازیه !!! نه بخدا............فقط برام سخته که ببینم داره به یکی از اعضای زحمت کش و فعال قلعه کم لطفی میشه.
43177
نام: عاضق دل ضئستهs
شهر: ملایر
تاریخ: 9/3/2007 12:41:17 PM
کاربر مهمان
  baashk azlabkhandba arzesh tare choon ashkobase kasi mirizai ke nemikhai az dastesh bedi vali labkhand ro be harkasi mitoni hedie koni :afsoos ke hichkas marfat nadare :hich vaght maghroor nasho bargha vaghti mirizan ke talayishodan"va to in zamone ashk arzeshi nadare
43176
نام: مستانه
شهر: رشت
تاریخ: 9/3/2007 12:29:12 PM
کاربر مهمان
  سلام دلم خیلی گرفته دوست دارم با یکی درد دل کنک امروز سایت شما رو پیدا کردم خوشحال میشم همدم تنهاییم بشید
43175
نام: طاهره
شهر: منم دختری اهل ایران زمین
تاریخ: 9/3/2007 12:28:33 PM
کاربر مهمان
  سلام آقا متین بزرگوار
اول خوشحالم که شما ورزشکارید...پس خیلی راحت می تونید با مشکلات کنار بیای چون همه جا و همیشه صحبت از روحیه ورزشکاری هست ...روح بلند ورزشکار بهش اجازه نمی ده شکست رو بپذیره...مثل اینکه تو داری به خودت تلقین می کنی که خیلی ناراحتی ...اینو نوشته هات میگه ...هرچقدر هم مشکلت بزرگ باشه اینو بدون تو خدای بزرگی داره که حتی یک لحظه هم از بنده هاش غافل نمی شه این ما بنده ها هستیم که با کوچکترین ناراحتی فکر می کنیم از خدا خیلی فاصله گرفتیم...سعی کن نمازت رو هر طور شده بخونی...آخ نمی دونی وقتی که حس می کنی خیلی تنهایی و با خودش راز و نیاز کنی چه حال عجیبی بهت دست می ده..هر لحظه حس می کنی که داری بهش نزدیک تر میشی..سعی کن از تنهایی و گوشه گیری و خلوت نشینی دوری کنی چون باعث میشه بری توی فکرهایی که خیلی از واقعیت دوری با بهترین دوستتات باش...از اجتماع دوری نکن...ورزش درمان خیلی از دردهاشت ...پس یه یا علی بگو و پاشو ....
----------------
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
43174
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 9/3/2007 12:24:12 PM
کاربر مهمان
  شفاي بيماران وجانبازان ورفع مشكلات صلوات بفرستيد
43173
نام: یاس کبود
شهر: مریخ
تاریخ: 9/3/2007 12:11:19 PM
کاربر مهمان
  ای که میپرسی نشان عشق چیست؟
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست!
عشق یعنی مهر بی چون و چرا
عشق یعنی کوشش بی ادعا
عشق یعنی مهر بی اما اگر
عشق یعنی رفتن با پای سر
عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست
عشق یعنی جان من قربان اوست
عشق یعنی خواندن از چشمان او
حرفهای دل بدون گفتگو
عشق یعنی دشت گلکاری شده
در کویری چشمه ای جاری شده
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
وا گذاری آب را بر تشنه تر
گاه بر بی احترامی احترام
بخشش و مردی به جای انتقام
در تنور عاشقی سردی مکن
در مقام عشق نامردی نکن
هر که با عشق آشنا شد مست شد
وارد یک راه بی بن بست شد
عشق یعنی شور مستی در کلام
عشق یعنی شعر مستی... والسلام
<<ابتدا <قبلی 4324 4323 4322 4321 4320 4319 4318 4317 4316 4315 4314 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4319&mode=print