اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 42322 |
نام:
میثم
شهر:
کرج
تاریخ:
8/18/2007 12:54:16 PM
کاربر مهمان
|
نمی دانم چه چیز مرا به این سایت آورد ولی میدانم با دیدن این سایت مخواتب جدیدی برای استاد آوینی شدم
|
|
| 42321 |
نام:
ناهید.ن
شهر:
بیرجند
تاریخ:
8/18/2007 9:38:49 AM
کاربر مهمان
|
www.asire-royaha.blogfa.com
dar har hal azatoon mamnoonam.
Ya hagh
|
|
| 42320 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
8/18/2007 2:55:30 AM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)
بوی سیب و ...
حرم حبیب و ...
حسین غریب و ...
گل نرگس ...
ماجرای بوی سیب:
_______________
...ابن شهر آشوب روايت كرده است كه روزي جبرئيل به خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله آمد به صورت دحية كلبي و نزد آن حضرت نشسته بود كه ناگاه حسنين عليهماالسلام داخل شدند و چون جبرئيل را گمان دحيه ميكردند به نزديك او آمدند و از او هديه ميطلبيدند، جبرئيل دستي به سوي آسمان بلند كرد سيبي و بهي و اناري براي ايشان فرود آورد و به ايشان داد. چون آن ميوهها را ديدند شاد گرديدند و نزديك حضرت رسول صلي الله عليه و آله بردند حضرت از ايشان گرفت و بوئيد و به ايشان رد كرد. و فرمود كه به نزد پدر و مادر خويش ببريد و اگر اول به نزد پدر خود ببردي بهتر است. پس آنچه آن حضرت فرموده بود به عمل آوردند و به نزد پدر و مادر خويش ماندند تا رسول خدا صلي الله عليه و آله نزد ايشان رفت و همگي از آن ميوهها تناول كردند و هرچه ميخوردند به حال اول برميگشت و چيزي از آن كم نميشد و آن ميوهها به حال خود بود تا گاهي كه حضرت رسول(ص) از دنيا رفت و باز آنها نزد اهلبيت بود و تغييري در آنها بهم نرسيد تا آنكه حضرت فاطمه عليهاالسلام رحلت فرمود پس انار برطرف شد و چون حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام شهيد شد به برطرف شد و سيب ماند آن سيب را حضرت امام حسن عليه السلام داشت تا آنكه به زهر شهيد شد و آسيبي به آن سيب نرسيد، بعد از آن نزد امام حسين عليه السلام بود.
حضرت امام زين العابدين عليه السلام فرمود وقتي كه پدرم در صحراي كربلا محصور اهل جور و جفا بود آن سيب را در دست داشت و هرگاه كه تشنگي بر او غالب ميشد آنرا ميبوئيد تا تشنگي آن حضرت تخفيف مييافت چون تشنگي بسيار بر آن حضرت غالب شد و دست از حيوه خود برداشت دندان بر آن سيب فرو برد چون شهيد شد هر چند آن سيب را طلب كردند نيافتند، پس آن حضرت فرمود كه من بوي آن سيب را از مرقد مطهر پدرم ميشنوم گاهي كه به زيارت او ميروم و هر كه شيعيان مخلص ما در وقت سحر به زيارت آن مرقد معطر برود بوي سيب را از آن ضريح منور ميشنود.
زیارت بین الحرمین و ننوشیدن آب فرات در روز میلاد ارباب بی کفن امام حسین (علیه السلام)نصیبت بشه صلوات محمدی بفرست.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 42319 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
8/18/2007 2:36:47 AM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا اباصالح المهدی یا حجه الله فی خلقه...(عجل الله تعالی فی فرجک و روحی و ارواح من سواک فداک)
...یا رب تا به کی با حسابهای کودکانه مان دست به تقویم, حساب ظهور رقم بزنیم ای حکیم ترین و داناترین و توانا ترین ...
مگر نه این است که مولامان و صاحبمان به اسم عموی آب آورش حساس است و با شنیدن نام زیبای عباس (علیه السلام) اشک از آن چشمان نازنینش سرازیر می شود... ؟
پس به حق آن دستان قلم شده که خنکی آب را لمس نمود اما نتوانست به بچه های برادرش که آب مهریه مادرش بود برساند و تاوانش آن بود که قطع شوند...
به حق آن چشمان که زلالی آب فرات را دید و تیر کین بر آنها بوسه زد ...
به حق آن دل شکسته ...
و به حق آن پیشانی از شرم چشمان منتظر آب بچه ها در عرق فرو رفته که پس از ضربه عمود دشمن بی شرم در نبود دستان بدون تکیه گاه بر زمین فرود آمد ...
آقامون و صاحبمون رو برسان...
به اباالفضل العباس (علیه السلام) قسم که مردیم از زخم زبان ها...
مردیم از کثرت گناه...
اللهم عجل لولیک الفرج بحق اباالفضل العباس(علیهما السلام)
|
|
| 42318 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/18/2007 2:00:19 AM
کاربر مهمان
|
سلام اهالی اهل دل
عیدتون مبارک
خواهی که خدا کار نکو با تو کند
ارواح ملائک همه رو با تو کند
یا هر چه رضای او در آن نیست مکن
یا راضی شو به هر چه او با تو کند
خانم محترم که از بیرجند قلم میزنید بنده نگفتم شما دارای ایمان ضعیفی هستید اتفاقا با حرف شما که خداوند خیلی شما را دوست داشت که بیدارتان کرد موافقم ......چون شما در مورد سرنوشت نوشته بودید بنده هم چند خطی نوشتم ..... مهم این است که انسان عاقبت به خیر شود چه بسیار انسانهایی که بعد از شصت سال عبادت بر اثر سادگی و یا یک لحظه غفلت جهنمی شدند و چه بسیار انسانهایی که بعد از چهل سال گناه با یک حدیث یا آیه و نصیحت .... ویا لطف خداوند از خواب غفلت بیدار شدند و بهشتی شدند .........
باد بادک سفید علیک سلام ...... ما رو هم دعا کن
آقا احسان گل علیک سلام مومن
خروش بزرگوار رفتی حرم آقا ما رو هم از یاد نبر
آشنای غریب ...... فکر میکنم بچه های اون خانم دچار صرع باشند .....
سید مقداد ..... خانمی که از شیراز نوشته بودند منظورشون شهید سید مرتضی آوینی بود ....
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
|
|
| 42317 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/18/2007 1:59:59 AM
کاربر مهمان
|
راز صله رحم و طول عمر
شعيب عقر قوفى مى گويد:
... من با يعقوب (اهل مغرب ) كه براى زيارت به مكه آمده بود، محضر امام كاظم عليه السلام رسيديم . امام نگاهش كه به يعقوب افتاد، فرمود:
- اى يعقوب ! تو ديروز به اينجا وارد شدى و ميان تو و برادرت اسحاق در فلان محل درگيرى پيش آمد و كار به جايى رسيد كه همديگر را دشنام داديد. شما نبايد مرتكب كار زشت و قبيحى شويد. فحش دادن و ناسزا گفتن به برادران دينى ، از آيين ما و پدران و نياكان ما بدور است و ما به هيچ يك از شيعيان خود اجازه نمى دهيم كه چنين رفتارى را داشته باشند. از خداى يگانه بپرهيز و تقوا داشته باش . اى يعقوب ! به زودى مرگ بين تو و برادرت (به خاطر قطع رحم )، جدايى خواهد افكند.
برادرت اسحاق در همين سفر پيش از آنكه به نزد خانواده خود برگردد خواهد مرد و تو نيز از رفتارت پشيمان خواهى شد.
شما قطع رحم كرديد و نسبت به يكديگر قهر هستيد، بدين جهت خداوند عمر شما را كوتاه نمود.
يعقوب گفت : فدايت شوم ! اجل من كى خواهد رسيد؟
امام فرمود: اجل تو نيز رسيده بود ولى چون تو در فلان منزل به عمه ات خدمت كردى و بواسطه هديه او را خوشحال نمودى ، بخاطر اين صله رحم خداوند بيست سال بر عمر تو افزود.
شعيب مى گويد: پس از مدتى يعقوب را در مكه ديدم . احوالش را پرسيدم . او گفت :
- برادرم ، همانطور كه امام عليه السلام گفته بود، پيش از آنكه به خانه خود برسد وفات يافت و در همين راه به خاك سپرده شد.
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
|
|
| 42316 |
نام:
هادی
شهر:
مشهد
تاریخ:
8/18/2007 12:34:53 AM
کاربر مهمان
|
استاد گفت :برای زنده ماندن باید در دلی زندگی کرد.
گفتم : چگونه دلی باید پیدا کنم؟
گفت : دلی دریایی به وسعت دریا.
و گفت : برو .
کاش امروز استاد زنده بود که به او می گفتم :
دلی دریایی یافتم ولی در آن غرق شدم !!!!!!!!
|
|
| 42315 |
نام:
مبـــــــــــارز
شهر:
اهــــــــــواز
تاریخ:
8/18/2007 12:15:28 AM
کاربر مهمان
|
بسمه الله النور
سلام بر سالار شهیدان
سلام بر عاشقان قلعه
*فطرس که بور ؟
جبرئیل هنگام فرود برای تبریک ولادت امام حسین (ع) ازجزیره ای عبور کرد، در آن جزیره به فرشته ای که فطرس نام داشت و از حاملان عرش بود برخورد نمود .
فطرس چون در یکی از اوامر خداوندی تاخیر و سهل انگاری کرده بود ، در آن جزیره محبوس شده بود و بالهایش شکسته شده بود ، آن زمان که امام حسین (ع) به دنیا آمد ،نزدیک به هفتصد سال بود که زندانی آن جزیره بود و مشغول به عبادت خداوند.
طبق روایتی دیگر خداوند فطرس را میان عذاب دنیا و عذاب آخرت مخیّر گردانید و فطرس عذاب دنیا را اختیار کرد ، خداوند نیز او را به وسیله مژه های چشمهایش در آن جزیره به حالت معلق در آورد ،هیچ جانداری ساکن آن جزیره نبود و پیوسته از زیر او بوی بدی بلند می شد.(1)
*خواهش فطرس از جبرئیل
فطرس زمانی که دید جبرائیل همراه ملائک به زمین نزول می کنند ، از جبرئیل پرسید :
کجا می روید؟
او گفت : خداوند به حضرت محمد مصطفی نعمتی ارزانی فرموده و مرا فرستاده تا به آن حضرت تبریک و تهنیت گویم .
فطرس گفت : ای جبرئیل !من را نیز با خود ببر ، شاید که آن حضرت برای من دعایی کند و حق تعالی از خطاو گناه من درگذرد .(2)
*آمدن فطرس خدمت پیامبر
جبرائیل همراه فطرس خدمت پیامبر رسید ، پس از عرض سلام و تبریک ،شرح حال فطرس را برای پیامبر بازگو نمود ، پیامبر فرمودند : به او بگو که خودش را به این مولود مبارک بمالد و به جایگاه خود باز گردد.(3)
*بازیافتن سلامتی
فطرس خود را به بدن شریف حسین (ع) مالید ، در این هنگام بود که بالهایش در آمدند و در حالی که این کلمات را می گفت ، به سوی بالا عروج نمود ، او گفت : یا رسولله ! به زودی این امت تو ، این مولود را شهید می کنند و از این جهت که فرزند تو بر من منت نهاد ، من نیز به جبران آن ، زیارت و سلام زائرانش را به او می رسانم و هر کس که بر او صلوات فرستد ، من این صلوات را به او می رسانم .(4)
-----------------------------------------------------
1.فضایل امام حسین (ع)از منتهی الامال، ص 54
2.فضایل امام حسین (ع)از منتهی الامال،ص 58
3.فضایل امام حسین (ع)از منتهی الامال،ص 55
4.فضایل امام حسین (ع)از منتهی الامال، ص60
اَلهُم اَرزٌقني شفاعَه الحُسَـــین یَومَ اَلوُروُد
دوستدار دوستان حسیـــــن(ع)، مبـارز خسته و عاشق
|
|
| 42314 |
نام:
نرگس عسکری
شهر:
زاهدان
تاریخ:
8/17/2007 11:30:46 PM
کاربر مهمان
|
اللـــهم صلعلی محـــمد و آل محــــمد و عجــــل فـــرجهــــم و صـــل الله علیــــــــک یا ابــــــــا عبـــــدالله
بر خیز که حجت خدا می آید
رحمت زحریم کبریا می آید
از گلشن عسکری (ع) گذر کن امشب
بوی گل نرگس زفضا می آید
التماس دعا
|
|
| 42313 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
8/17/2007 11:21:55 PM
کاربر مهمان
|
یا لطیف!
حرف دلی های عزیز سلام!
اعیاد شعبانیه ان شاالله برای همه مبارک و پر از شادی باشه.
راستش دلم برای قلعه ی اقا سید خیلی تنگ شده...هر چند یه مدته ازش دور افتادم ولی باور کنید خونه دل هر حرف دلی باوفا(از جمله خودم!!!)فقط همینجاست!
حتی اگه هزار تا دل مشغولی دیگه داشته باشه.
دوست دارم مث اون روزهای خوش قدیم به تک تک خواهر و برادرای گلم سلام کنم و همه اونا لااقل توی دلشون بگن علیک..
عموبازمانده خوب من!خروش باصفا که نمی دونم چرا کم پیدا شدن!شاهد گلم روشنک جان و عبدالفاطمه نازنین!داداشمون آقای بیقرار...شهید گمنام...ناشناس باوفا که الهی خدا پشت و پناهش باشه...شلمچه خواهر خوب من...دلتنگ کربلا...(گمشده) ای که تا بود گرمای دلش شادمون میکرد و حالا که نیست دلمون دلتنگشه...
آه خدایا چه روزهایی...
حلال کنید که فقط تعدادی رو اسم بردم...همه سرورید و بزرگوار.با دنیا عوضتون نمی کنم.ولی چه کنیم که ذهن یاری نمیکنه.
ملتمس دعاتون(سورنا)از نزدیک کربلا
|
|